✦ دیوان حافظ شیرازی ✦

غزل 472 حافظ؛ احمد الله علی معدله السلطان

متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن

موضوع اصلی: مدح سلطان احمد، اقبال و بخشندگی، و دلتنگی برای یار دوردست
کارت تصویری دو بیت نخست غزل شماره 472 حافظ و خلاصه تعبیر این غزل
دو بیت آغازین و خلاصه تعبیر غزل شماره 472 حافظ

متن غزل شماره 472 حافظ

پخش صوت غزل برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
احمد الله علی معدله السلطان احمد شیخ اویس حسن ایلخانی
خان بن خان و شهنشاه شهنشاه نژاد آن که می زیبد اگر جان جهانش خوانی
دیده نادیده به اقبال تو ایمان آورد مرحبا ای به چنین لطف خدا ارزانی
ماه اگر بی تو برآید به دو نیمش بزنند دولت احمدی و معجزه سبحانی
جلوه بخت تو دل می برد از شاه و گدا چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی
برشکن کاکل ترکانه که در طالع توست بخشش و کوشش خاقانی و چنگزخانی
گر چه دوریم به یاد تو قدح می گیریم بعد منزل نبود در سفر روحانی
از گل پارسیم غنچه عیشی نشکفت حبذا دجله بغداد و می ریحانی
سر عاشق که نه خاک در معشوق بود کی خلاصش بود از محنت سرگردانی
ای نسیم سحری خاک در یار بیار که کند حافظ از او دیده دل نورانی

خلاصه تعبیر این غزل

غزل 472 درباره مدح سلطان احمد، اقبال و بخشندگی، و دلتنگی برای یار دوردست است. برای نیت تو، پیام اصلی این است: یک رابطه یا فرصت ارزشمند را با پیام محترمانه پیگیری کن و همزمان امکانات واقعی خود را بسنج. در بیت 1، «اَحمَدُ اللهَ عَلی مَعْدِلَةِ السُلطانِ / احمدِ شیخ اُوِیسِ حسنِ ایلخانی» آمده است. ستایش سلطان احمد در مطلع، زمینه تاریخی و مدحی شعر را روشن می‌کند؛ در فال باید از تبدیل این ستایش به وعده قطعی قدرت پرهیز کرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «خانِ بِنْ خان و شهنشاهِ شهنشاه‌نژاد / آن که می‌زیبد اگر جان جهانش خوانی» آمده است. تأکید بر تبار و شأن فرمانروا نشان می‌دهد شاعر از منزلت اجتماعی سخن می‌گوید؛ اعتبار زمانی سودمند است که با مسئولیت همراه باشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «دیده نادیده به اقبال تو ایمان آورد / مرحبا ای به چنین لطف خدا ارزانی» آمده است. اقبال چنان وصف می‌شود که پیش از دیدار باور می‌آفریند؛ آوازه و امید را باید با شناخت و شواهد سنجید. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «ماه اگر بی تو برآید به دو نیمش بزنند / دولت احمدی و معجزهٔ سبحانی» آمده است. اغراق ماه و معجزه برای بزرگ‌نمایی شکوه ممدوح است؛ تصویر شاعرانه را نباید رویداد فراطبیعی محتوم پنداشت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «جلوهٔ بخت تو دل می‌برد از شاه و گدا / چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی» آمده است. جلوه بخت شاه و گدا را یکسان مجذوب می‌کند؛ خوش‌نامی حقیقی در برخورد با همگان آزموده می‌شود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «برشکن کاکل ترکانه که در طالع توست / بخشش و کوشش خاقانی و چنگزخانی» آمده است. بخشش و کوشش کنار نیروی پادشاهی آمده‌اند؛ توانمندی بدون سخاوت و تدبیر، فضیلت کامل نیست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «گر چه دوریم به یاد تو قدح می‌گیریم / بُعد منزل نبود در سفر روحانی» آمده است. فاصله مکانی با یاد و پیوند روحانی کوتاه می‌شود؛ دوری الزاماً پایان دوستی نیست، ولی ارتباط واقعی نیز اهمیت دارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «از گل پارسیم غنچهٔ عیشی نشکفت / حبّذا دجله بغداد و می ریحانی» آمده است. تقابل پارس و بغداد حسرت موقعیت و رونق دیگر را بازتاب می‌دهد؛ برای تغییر محیط باید انگیزه و امکان را واقع‌بینانه بررسی کرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 9، «سر عاشق که نه خاک در معشوق بود / کی خلاصش بود از محنت سرگردانی» آمده است. سر عاشق باید خاک در معشوق باشد تا از سرگردانی رها شود؛ تصویر فروتنی را نباید به نفی عزت نفس تعبیر کرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 10، «ای نسیم سحری خاک در یار بیار / که کند حافظ از او دیدهٔ دل نورانی» آمده است. نسیم سحر خاک کوی یار را برای روشنایی دل می‌آورد؛ یاد عزیزان می‌تواند امید ببخشد، بی‌آنکه نشانه‌ای قطعی از دیدار باشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.

تعبیر فال حافظ غزل 472

غزل ۴۷۲ در مجموع فال مثبت و قدرتمندی است، مخصوصاً برای اعتبار، کار، حمایت و تغییر شرایط. چند بیت نخست درباره بخت بلند، لطف خدا، جایگاه و جاذبه شخصیت مورد ستایش‌اند. در میانه غزل، «بخشش و کوشش» کنار هم قرار می‌گیرند و نشان می‌دهند موفقیت فقط از بخت نمی‌آید، بلکه عمل نیز لازم است. دو بیت مهم پایانی‌تر درباره دوری می‌گویند فاصله مکانی لزوماً پیوند را قطع نمی‌کند و شاید محیط دیگری برای شکوفایی مناسب‌تر باشد. نتیجه کلی فال خوب است: اقبال وجود دارد، فرصت رشد هست و با کوشش و تصمیم روشن می‌توان از سرگردانی خارج شد.

معنی و مفهوم غزل

غزل ۴۷۲ حافظ ده بیت دارد و از نظر نوع ادبی، بخش عمده آن مدح سلطان احمد جلایر است. برخلاف بسیاری از غزل‌های صرفاً عاشقانه حافظ، در این شعر شخصیت تاریخی و فضای سیاسی نقش روشنی دارند. بااین‌حال، حافظ حتی در مدح نیز عناصر آشنای جهان شعری خود مانند بخت، یار، دوری، می، خاک در معشوق و نسیم سحری را وارد می‌کند. بیت نخست: «احمد الله علی معدلة السلطان / احمد شیخ اویس حسن ایلخانی». مصراع نخست عربی و به معنای سپاس خداوند بر عدالت سلطان است. سلطان احمد، فرزند شیخ اویس جلایری، مخاطب مستقیم بیت است. «معدلت» عدالت و دادگری است و همین واژه نشان می‌دهد ستایش سیاسی حافظ فقط بر قدرت بنا نشده، بلکه عدالت نیز معیار مدح است. بیت دوم: «خان بن خان و شهنشاه شهنشاه‌نژاد / آن که می‌زیبد اگر جان جهانش خوانی». تکرار «خان» و «شهنشاه» عظمت سلسله و نسب مخاطب را برجسته می‌کند. «جان جهان» اغراق مدحی است و سلطان را سرچشمه حیات و رونق جهان می‌بیند. این نوع اغراق در مدایح سنتی رایج است. بیت سوم: «دیده نادیده به اقبال تو ایمان آورد / مرحبا ای به چنین لطف خدا ارزانی». «دیده نادیده» ترکیبی زیباست. یعنی حتی پیش از مشاهده مستقیم شخص، آثار اقبال او آن‌قدر آشکار است که بیننده به خوشبختی‌اش ایمان می‌آورد. «ارزانی» در اینجا به معنای شایسته و نصیب‌شده است. بخت سلطان به عنوان لطف خداوند معرفی می‌شود. بیت چهارم: «ماه اگر بی تو برآید به دو نیمش بزنند / دولت احمدی و معجزه سبحانی». اشاره به دو نیم شدن ماه، یادآور شق‌القمر و معجزه پیامبر است. حافظ این تصویر را با نام «احمد» نیز پیوند می‌دهد و صنعت معنایی ظریفی می‌سازد. این بیت کاملاً مدحی و اغراق‌آمیز است و عظمت مخاطب را تا سطح تصویرهای معجزه‌آسا بالا می‌برد. بیت پنجم: «جلوه بخت تو دل می‌برد از شاه و گدا / چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی». «شاه و گدا» دو سر طیف اجتماعی‌اند. پس بخت مخاطب عمومی و فراگیر است و همه را مجذوب می‌کند. «جان» و «جانان» نیز بازی لفظی دلنشینی دارند؛ مخاطب هم سرچشمه حیات و هم محبوب است. عبارت «چشم بد دور» از فرهنگ عامه نیز وارد شعر شده و برای دفع حسد و آسیب به کار می‌رود. بیت ششم: «برشکن کاکل ترکانه که در طالع توست / بخشش و کوشش خاقانی و چنگزخانی». «کاکل ترکانه» تصویری از زیبایی و شکوه است. در مصراع دوم، «بخشش» و «کوشش» دو ویژگی پادشاهی‌اند. خاقان و چنگیز نماد قدرت و اقتدار فرمانروایی هستند. نکته مهم این است که طالع خوب فقط با نعمت پیوند ندارد؛ کوشش نیز بخشی از آن است. بیت هفتم: «گر چه دوریم به یاد تو قدح می‌گیریم / بعد منزل نبود در سفر روحانی». در این بیت فضای مدح از رسمی بودن فاصله می‌گیرد و شخصی‌تر می‌شود. حافظ از دوری مکانی سخن می‌گوید. اما بلافاصله فاصله جسمانی را در برابر «سفر روحانی» بی‌اهمیت می‌داند. «قدح گرفتن به یاد تو» یعنی غیبت جسمانی با حضور ذهنی و عاطفی جبران می‌شود. این بیت ظرفیت عرفانی و عاشقانه زیادی دارد. بیت هشتم: «از گل پارسیم غنچه عیشی نشکفت / حبذا دجله بغداد و می ریحانی». حافظ از وضعیت خود در پارس رضایت ندارد و بغداد را می‌ستاید. این بیت می‌تواند بازتاب شرایط سیاسی و شخصی او باشد. «گل پارسی» در برابر «دجله بغداد» قرار می‌گیرد. در جایی که باید گل و شکوفایی باشد، عیشی حاصل نشده؛ در مقابل، بغداد به عنوان فضای مطلوب تصویر می‌شود. در سطح نمادین، این بیت درباره ناسازگاری فرد با محیط و میل به جابه‌جایی است. بیت نهم: «سر عاشق که نه خاک در معشوق بود / کی خلاصش بود از محنت سرگردانی». این بیت از مدح سیاسی به جهان عمومی عشق بازمی‌گردد. «سر بر خاک در معشوق داشتن» نهایت خضوع و تعیین جهت است. اگر عاشق چنین جهت روشنی نداشته باشد، سرگردانی ادامه می‌یابد. پس در منطق بیت، تعهد و تسلیم به محبوب پایان حیرانی است. در تعبیر امروزی می‌توان آن را ضرورت روشن شدن انتخاب و جهت دانست. بیت دهم: «ای نسیم سحری خاک در یار بیار / که کند حافظ از او دیده دل نورانی». «نسیم سحری» پیام‌رسان و حامل بوی یار است. حافظ حتی خاک در محبوب را برای روشنی چشم دل کافی می‌داند. «دیده دل» چشم باطن و ادراک درونی است. پس پایان شعر از شکوه سیاسی به طلب نشانی کوچک و معنوی از یار می‌رسد. از نظر ساختاری، غزل حرکتی جالب دارد: شش بیت نخست عمدتاً مدح سلطان‌اند، بیت هفتم مسئله دوری را وارد می‌کند، بیت هشتم محیط جغرافیایی را مقایسه می‌کند و دو بیت پایانی کاملاً عاشقانه و معنوی می‌شوند. برای فال، همین تقسیم مهم است. نیمه اول بیشتر مناسب نیت‌های شغلی، اجتماعی، اعتبار و حمایت است و نیمه دوم برای فاصله، جابه‌جایی و عشق کاربرد بیشتری دارد. پیام کلی شعر ترکیب «بخت خوب + کوشش + جهت روشن» است.

پیام حافظ به زبان ساده

«مدح سلطان احمد، اقبال و بخشندگی، و دلتنگی برای یار دوردست؛ راه درست از تشخیص آرزو و واقعیت می‌گذرد.»
مدح سلطان احمد، اقبال و بخشندگی، و دلتنگی برای یار دوردست. یک رابطه یا فرصت ارزشمند را با پیام محترمانه پیگیری کن و همزمان امکانات واقعی خود را بسنج. ستایش و بختِ شعر را تضمین موفقیت، سفر یا حمایت فرد بانفوذ تلقی نکن

بیت برجسته غزل

تعبیر این غزل برای نیت‌های مختلف

موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.

تعبیر عاشقانه
در نیت عاشقانه، مهم‌ترین بیت غزل «گر چه دوریم به یاد تو قدح می‌گیریم / بعد منزل نبود در سفر روحانی» است. این بیت نشان می‌دهد فاصله جغرافیایی به‌تنهایی نمی‌تواند پیوند عاطفی را از بین ببرد. اگر دو نفر هنوز یکدیگر را به یاد دارند و ارتباطی درونی وجود دارد، امید باقی است. بااین‌حال، بیت بعدی درباره سرگردانی هشدار می‌دهد. رابطه نمی‌تواند برای همیشه در بلاتکلیفی بماند. اگر قصد ادامه هست، باید درباره مسیر واقعی و امکان نزدیک شدن تصمیم روشن‌تری گرفته شود. فال عاشقانه مثبت است، به‌خصوص برای روابط دور، اما نیازمند تصمیم و جهت مشخص است.
تعبیر گشایش
در بیت 1، «اَحمَدُ اللهَ عَلی مَعْدِلَةِ السُلطانِ / احمدِ شیخ اُوِیسِ حسنِ ایلخانی» آمده است. ستایش سلطان احمد در مطلع، زمینه تاریخی و مدحی شعر را روشن می‌کند؛ در فال باید از تبدیل این ستایش به وعده قطعی قدرت پرهیز کرد. گشایش در اینجا بیش از هر چیز به روشن شدن راه و تغییر نگاه اشاره دارد.
تعبیر کار و آینده شغلی
در نیت کاری، غزل ۴۷۲ بسیار مثبت است. ابیات نخست درباره بخت، اعتبار، قدرت و محبوبیت‌اند و می‌توانند نماد دیده شدن یا حمایت فردی مهم باشند. بیت «بخشش و کوشش» نیز نشان می‌دهد پیشرفت با ترکیب فرصت و تلاش ساخته می‌شود. بیت مربوط به پارس و بغداد می‌تواند به تغییر محیط کاری، مهاجرت، شعبه دیگر یا همکاری با مجموعه‌ای خارج از محیط فعلی اشاره کند. اگر احساس می‌کنی جای فعلی ظرفیت تو را محدود کرده، بررسی فرصت‌های دیگر منطقی است. فال کاری بسیار خوب است.
تعبیر دوراهی و تصمیم
در بیت 3، «دیده نادیده به اقبال تو ایمان آورد / مرحبا ای به چنین لطف خدا ارزانی» آمده است. اقبال چنان وصف می‌شود که پیش از دیدار باور می‌آفریند؛ آوازه و امید را باید با شناخت و شواهد سنجید. گزینه‌ها را بر اساس پیامدهای قابل سنجش مقایسه کن.

قدم بعدی پس از خواندن فال

یک رابطه یا فرصت ارزشمند را با پیام محترمانه پیگیری کن و همزمان امکانات واقعی خود را بسنج

پرسش‌های رایج درباره این غزل

مهم‌ترین پیام غزل ۴۷۲ برای نیت من چیست؟
مهم‌ترین پیام این است که بخت و فرصت خوبی وجود دارد، اما نتیجه کامل به کوشش و تصمیم روشن تو وابسته است. اگر محیط فعلی جواب نمی‌دهد، تغییر را بررسی کن. اگر نیت عاشقانه و از راه دور است، فاصله به‌تنهایی مانع نهایی نیست، ولی رابطه باید از بلاتکلیفی خارج شود.
آیا غزل ۴۷۲ برای عشق از راه دور و بازگشت مثبت است؟
بله، بیت «گر چه دوریم به یاد تو قدح می‌گیریم / بعد منزل نبود در سفر روحانی» برای عشق از راه دور بسیار مثبت است و نشان می‌دهد فاصله مکانی لزوماً پیوند را نابود نمی‌کند. بااین‌حال، غزل بازگشت فوری را تضمین نمی‌کند و در بیت بعدی بر خروج از سرگردانی تأکید دارد. بنابراین امید خوب است، ولی باید برنامه و جهت واقعی وجود داشته باشد.
بیت «از گل پارسیم غنچه عیشی نشکفت...» برای فال چه معنایی دارد؟
این بیت می‌تواند نشان دهد محیط فعلی برای شکوفایی تو مناسب نیست. شاید شهر، محل کار، مجموعه یا شرایطی دیگر فرصت بیشتری ایجاد کند. معنایش الزاماً مهاجرت نیست، اما تغییر فضا، شبکه یا بستر فعالیت را جدی می‌کند. اگر مدت زیادی در یک محیط نتیجه نگرفته‌ای، گزینه‌های دیگر را بررسی کن.
چرا در این غزل «بخشش» و «کوشش» کنار هم آمده‌اند؟
زیرا حافظ موفقیت را فقط نتیجه بخت نمی‌بیند. بخشش، فرصت و اقبال یک طرف‌اند و کوشش و اقدام طرف دیگر. در فال، یعنی حتی اگر نشانه‌های خوبی داری، باید پیگیری، تلاش و استفاده درست از فرصت نیز وجود داشته باشد. بهترین نتیجه زمانی شکل می‌گیرد که بخت و عمل با هم همراه شوند.
نتیجه کلی فال غزل ۴۷۲ چیست؟
نتیجه کلی فال مثبت و رو به گشایش است. بخت، اعتبار، حمایت و امکان تغییر شرایط خوب دیده می‌شوند. در نیت کاری و اجتماعی، نشانه‌ها بسیار قوی‌اند. در عشق نیز فاصله مانع قطعی نیست، ولی سرگردانی باید با تصمیم روشن جایگزین شود. اگر فرصت را با کوشش همراه کنی و از تغییر لازم نترسی، احتمال نتیجه خوب بالاست.

بیشتر درباره پیام این غزل

درس زندگی از این غزل
درس این غزل، جدا کردن امید از پیشگویی است. در بیت 1، «اَحمَدُ اللهَ عَلی مَعْدِلَةِ السُلطانِ / احمدِ شیخ اُوِیسِ حسنِ ایلخانی» آمده است. ستایش سلطان احمد در مطلع، زمینه تاریخی و مدحی شعر را روشن می‌کند؛ در فال باید از تبدیل این ستایش به وعده قطعی قدرت پرهیز کرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «خانِ بِنْ خان و شهنشاهِ شهنشاه‌نژاد / آن که می‌زیبد اگر جان جهانش خوانی» آمده است. تأکید بر تبار و شأن فرمانروا نشان می‌دهد شاعر از منزلت اجتماعی سخن می‌گوید؛ اعتبار زمانی سودمند است که با مسئولیت همراه باشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «دیده نادیده به اقبال تو ایمان آورد / مرحبا ای به چنین لطف خدا ارزانی» آمده است. اقبال چنان وصف می‌شود که پیش از دیدار باور می‌آفریند؛ آوازه و امید را باید با شناخت و شواهد سنجید. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «ماه اگر بی تو برآید به دو نیمش بزنند / دولت احمدی و معجزهٔ سبحانی» آمده است. اغراق ماه و معجزه برای بزرگ‌نمایی شکوه ممدوح است؛ تصویر شاعرانه را نباید رویداد فراطبیعی محتوم پنداشت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «جلوهٔ بخت تو دل می‌برد از شاه و گدا / چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی» آمده است. جلوه بخت شاه و گدا را یکسان مجذوب می‌کند؛ خوش‌نامی حقیقی در برخورد با همگان آزموده می‌شود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «برشکن کاکل ترکانه که در طالع توست / بخشش و کوشش خاقانی و چنگزخانی» آمده است. بخشش و کوشش کنار نیروی پادشاهی آمده‌اند؛ توانمندی بدون سخاوت و تدبیر، فضیلت کامل نیست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «گر چه دوریم به یاد تو قدح می‌گیریم / بُعد منزل نبود در سفر روحانی» آمده است. فاصله مکانی با یاد و پیوند روحانی کوتاه می‌شود؛ دوری الزاماً پایان دوستی نیست، ولی ارتباط واقعی نیز اهمیت دارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «از گل پارسیم غنچهٔ عیشی نشکفت / حبّذا دجله بغداد و می ریحانی» آمده است. تقابل پارس و بغداد حسرت موقعیت و رونق دیگر را بازتاب می‌دهد؛ برای تغییر محیط باید انگیزه و امکان را واقع‌بینانه بررسی کرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 9، «سر عاشق که نه خاک در معشوق بود / کی خلاصش بود از محنت سرگردانی» آمده است. سر عاشق باید خاک در معشوق باشد تا از سرگردانی رها شود؛ تصویر فروتنی را نباید به نفی عزت نفس تعبیر کرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 10، «ای نسیم سحری خاک در یار بیار / که کند حافظ از او دیدهٔ دل نورانی» آمده است. نسیم سحر خاک کوی یار را برای روشنایی دل می‌آورد؛ یاد عزیزان می‌تواند امید ببخشد، بی‌آنکه نشانه‌ای قطعی از دیدار باشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
پیام کامل حافظ
پیام این غزل: مدح سلطان احمد، اقبال و بخشندگی، و دلتنگی برای یار دوردست. ستایش و بختِ شعر را تضمین موفقیت، سفر یا حمایت فرد بانفوذ تلقی نکن در بیت 1، «اَحمَدُ اللهَ عَلی مَعْدِلَةِ السُلطانِ / احمدِ شیخ اُوِیسِ حسنِ ایلخانی» آمده است. ستایش سلطان احمد در مطلع، زمینه تاریخی و مدحی شعر را روشن می‌کند؛ در فال باید از تبدیل این ستایش به وعده قطعی قدرت پرهیز کرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «خانِ بِنْ خان و شهنشاهِ شهنشاه‌نژاد / آن که می‌زیبد اگر جان جهانش خوانی» آمده است. تأکید بر تبار و شأن فرمانروا نشان می‌دهد شاعر از منزلت اجتماعی سخن می‌گوید؛ اعتبار زمانی سودمند است که با مسئولیت همراه باشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «دیده نادیده به اقبال تو ایمان آورد / مرحبا ای به چنین لطف خدا ارزانی» آمده است. اقبال چنان وصف می‌شود که پیش از دیدار باور می‌آفریند؛ آوازه و امید را باید با شناخت و شواهد سنجید. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «ماه اگر بی تو برآید به دو نیمش بزنند / دولت احمدی و معجزهٔ سبحانی» آمده است. اغراق ماه و معجزه برای بزرگ‌نمایی شکوه ممدوح است؛ تصویر شاعرانه را نباید رویداد فراطبیعی محتوم پنداشت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «جلوهٔ بخت تو دل می‌برد از شاه و گدا / چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی» آمده است. جلوه بخت شاه و گدا را یکسان مجذوب می‌کند؛ خوش‌نامی حقیقی در برخورد با همگان آزموده می‌شود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «برشکن کاکل ترکانه که در طالع توست / بخشش و کوشش خاقانی و چنگزخانی» آمده است. بخشش و کوشش کنار نیروی پادشاهی آمده‌اند؛ توانمندی بدون سخاوت و تدبیر، فضیلت کامل نیست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «گر چه دوریم به یاد تو قدح می‌گیریم / بُعد منزل نبود در سفر روحانی» آمده است. فاصله مکانی با یاد و پیوند روحانی کوتاه می‌شود؛ دوری الزاماً پایان دوستی نیست، ولی ارتباط واقعی نیز اهمیت دارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «از گل پارسیم غنچهٔ عیشی نشکفت / حبّذا دجله بغداد و می ریحانی» آمده است. تقابل پارس و بغداد حسرت موقعیت و رونق دیگر را بازتاب می‌دهد؛ برای تغییر محیط باید انگیزه و امکان را واقع‌بینانه بررسی کرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 9، «سر عاشق که نه خاک در معشوق بود / کی خلاصش بود از محنت سرگردانی» آمده است. سر عاشق باید خاک در معشوق باشد تا از سرگردانی رها شود؛ تصویر فروتنی را نباید به نفی عزت نفس تعبیر کرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 10، «ای نسیم سحری خاک در یار بیار / که کند حافظ از او دیدهٔ دل نورانی» آمده است. نسیم سحر خاک کوی یار را برای روشنایی دل می‌آورد؛ یاد عزیزان می‌تواند امید ببخشد، بی‌آنکه نشانه‌ای قطعی از دیدار باشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.

تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهام‌بخش از غزل است؛ برای تصمیم‌های مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.