✦ دیوان حافظ شیرازی ✦

غزل 473 حافظ؛ وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی

متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن

موضوع اصلی: غنیمت‌شمردن عمر، پرهیز از پشیمانی، وفاداری و رازپوشی
کارت تصویری دو بیت نخست غزل شماره 473 حافظ و خلاصه تعبیر این غزل
دو بیت آغازین و خلاصه تعبیر غزل شماره 473 حافظ

متن غزل شماره 473 حافظ

پخش صوت غزل برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی حاصل از حیات ای جان این دم است تا دانی
کام بخشی گردون عمر در عوض دارد جهد کن که از دولت داد عیش بستانی
باغبان چو من زین جا بگذرم حرامت باد گر به جای من سروی غیر دوست بنشانی
زاهد پشیمان را ذوق باده خواهد کشت عاقلا مکن کاری کآورد پشیمانی
محتسب نمی داند این قدر که صوفی را جنس خانگی باشد همچو لعل رمانی
با دعای شبخیزان ای شکردهان مستیز در پناه یک اسم است خاتم سلیمانی
پند عاشقان بشنو و از در طرب بازآ کاین همه نمی ارزد شغل عالم فانی
یوسف عزیزم رفت ای برادران رحمی کز غمش عجب بینم حال پیر کنعانی
پیش زاهد از رندی دم مزن که نتوان گفت با طبیب نامحرم حال درد پنهانی
می روی و مژگانت خون خلق می ریزد تیز می روی جانا ترسمت فرومانی
دل ز ناوک چشمت گوش داشتم لیکن ابروی کماندارت می برد به پیشانی
جمع کن به احسانی حافظ پریشان را ای شکنج گیسویت مجمع پریشانی
گر تو فارغی از ما ای نگار سنگین دل حال خود بخواهم گفت پیش آصف ثانی

خلاصه تعبیر این غزل

غزل 473 درباره غنیمت‌شمردن عمر، پرهیز از پشیمانی، وفاداری و رازپوشی است. برای نیت تو، پیام اصلی این است: یک کار مهم و عقب‌افتاده را همین هفته به گامی کوچک و مشخص تبدیل کن. در بیت 1، «وقت را غنیمت دان آن قدر که بتْوانی / حاصل از حیات ای جان این دم است تا دانی» آمده است. مطلع ارزش دم حاضر را یادآور می‌شود؛ تصمیم مهم را به تعویق بی‌پایان نسپار و فرصت‌های کوچک را دریاب. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «کام‌بخشیِ گردون عمر در عوض دارد / جهد کن که از دولت دادِ عیش بستانی» آمده است. کام‌بخشی گردون در برابر عمر قرار گرفته است؛ هر لذتی بهایی دارد و باید میان کامیابی و فرسودگی تعادل ساخت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «باغبان چو من زین جا بگذرم حرامت باد / گر به جای من سروی غیر دوست بنشانی» آمده است. باغبان و سرو دوست نشانه وفاداری‌اند؛ جایگزینی شتاب‌زده آدم‌ها نمی‌تواند دلتنگی واقعی را درمان کند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «زاهد پشیمان را ذوق باده خواهد کشت / عاقلا! مکن کاری کآورد پشیمانی» آمده است. هشدار زاهد پشیمان روشن است: انتخابی نکن که از ترس یا خودنمایی، بعدها حسرتی عمیق بر جای گذارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «محتسب نمی‌داند این قدر که صوفی را / جنس خانگی باشد همچو لعل رمانی» آمده است. طنز محتسب و صوفی، فاصله ظاهر و باطن را آشکار می‌کند؛ درباره افراد صرفاً از روی لباس و ادعا داوری نکن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «با دعای شب‌خیزان ای شکردهان مستیز / در پناه یک اسم است خاتم سلیمانی» آمده است. دعای شب‌خیزان و خاتم سلیمان به نیروی نیت پاک اشاره دارد؛ فروتنی و احترام به خیرخواهان را نگه دار. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «پند عاشقان بشنو و از در طرب بازآ / کاین همه نمی‌ارزد شغل عالم فانی» آمده است. پند عاشقان در برابر مشغله عالم فانی است؛ کار و مسئولیت را با شادی و رابطه انسانی متوازن کن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «یوسف عزیزم رفت ای برادران رحمی / کز غمش عجب بینم حال پیر کنعانی» آمده است. یوسف و پیر کنعان تصویری از فراق دردناک است؛ اندوه دوری را به رسمیت بشناس و از همراهی نزدیکان بهره بگیر. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 9، «پیش زاهد از رندی دم مزن که نتوان گفت / با طبیب نامحرم حال درد پنهانی» آمده است. درد پنهانی را نباید نزد نامحرم گشود؛ برای راز و آسیب‌پذیری خود مخاطبی امن و امین انتخاب کن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 10، «می‌روی و مژگانت خون خلق می‌ریزد / تیز می‌روی جانا ترسمت فرومانی» آمده است. شتاب معشوق و مژگان خون‌ریز، زیبایی آمیخته با رنج را نشان می‌دهد؛ در ارتباط عاطفی شتاب و بی‌اعتنایی را جدی بگیر. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 11، «دل ز ناوک چشمت گوش داشتم لیکن / ابروی کماندارت می‌برد به پیشانی» آمده است. چشم و ابروی کماندار هر دو دل را نشانه می‌روند؛ کشش شدید می‌تواند داوری را تضعیف کند، پس مرزهای خود را روشن نگه دار. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 12، «جمع کن به احسانی حافظ پریشان را / ای شکنج گیسویت مجمع پریشانی» آمده است. حافظ از محبوب احسان و جمع‌کردن پریشانی می‌خواهد؛ درخواست محبت روشن بهتر از انتظار خوانده‌شدن ذهن است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 13، «گر تو فارغی از ما ای نگار سنگین‌دل / حال خود بخواهم گفت پیش آصف ثانی» آمده است. شکایت به آصف ثانی، نیاز به شنیده‌شدن نزد داوری دادگر را بازتاب می‌دهد؛ اگر گفت‌وگو بی‌ثمر است از میانجی منصف کمک بگیر. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.

تعبیر فال حافظ غزل 473

غزل ۴۷۳ در مجموع فال استفاده درست از فرصت همراه با احتیاط است. از یک طرف حافظ می‌گوید زندگی همین دم است و وقت را باید غنیمت دانست؛ از طرف دیگر بلافاصله هشدار می‌دهد کاری نکنی که پشیمانی بیاورد. این دو پیام باید کنار هم خوانده شوند: نه تعلل افراطی و نه شتاب‌زدگی. در ادامه، غزل بر وفاداری، انتخاب مشاور درست، دوری از ظاهرگرایی، ارزش شادی و خطر سرعت زیاد تأکید می‌کند. در عشق، دلتنگی و کشش قوی‌اند اما تصمیم باید پخته باشد. نتیجه کلی فال مثبت مشروط است: فرصت وجود دارد، ولی باید از آن سنجیده استفاده شود.

معنی و مفهوم غزل

غزل ۴۷۳ حافظ سیزده بیت دارد و از نظر ساختاری مجموعه‌ای منظم از اندرزهای زندگی، تجربه عاشقانه و اشارات رندانه است. بیت نخست اصل «وقت» را مطرح می‌کند و بسیاری از ابیات بعدی نیز به نحوی درباره شیوه درست استفاده از عمر و فرصت‌اند. بیت نخست: «وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی / حاصل از حیات ای جان این دم است تا دانی». مفهوم «دم» از کلیدی‌ترین مفاهیم حافظانه است. گذشته از دست رفته و آینده نامعلوم است؛ چیزی که در اختیار انسان است لحظه اکنون است. این بیت در عین سادگی، بیان یک نگاه عمیق به زمان است. بیت دوم: «کام‌بخشی گردون عمر در عوض دارد / جهد کن که از دولت داد عیش بستانی». گردون چیزی می‌دهد و در مقابل عمر می‌گیرد. پس هر کامیابی بهایی دارد. «داد عیش بستانی» یعنی سهم و حق خود را از شادی زندگی بگیری. این بیت لذت‌گرایی سطحی نیست؛ یادآوری محدود بودن سرمایه عمر است. بیت سوم: «باغبان چو من زین جا بگذرم حرامت باد / گر به جای من سروی غیر دوست بنشانی». باغبان می‌تواند نگهبان باغ یا نمادی از تقدیر باشد. «سرو» در شعر فارسی قامت محبوب است. حافظ حتی پس از رفتن نیز جای خود را فقط برای دوست می‌خواهد. این بیت شدت وفاداری و انحصار عشق را نشان می‌دهد. بیت چهارم: «زاهد پشیمان را ذوق باده خواهد کشت / عاقلا مکن کاری کآورد پشیمانی». حافظ از مثال زاهدی استفاده می‌کند که به سبب محروم کردن خود از تجربه، اکنون حسرت می‌خورد. اما نکته اصلی مصراع دوم عمومی است: تصمیمی نکن که پشیمانی بیاورد. این بیت مکمل بیت اول است. غنیمت دانستن وقت به معنای عمل بی‌فکر نیست. بیت پنجم: «محتسب نمی‌داند این قدر که صوفی را / جنس خانگی باشد همچو لعل رمانی». این بیت با طنز به رابطه محتسب و صوفی می‌پردازد. «جنس خانگی» می‌تواند اشاره‌ای رندانه به شراب یا چیزی پنهان در خانه داشته باشد. «لعل رمانی» رنگ سرخ و درخشان را تداعی می‌کند. معنای کلی بیت این است که محتسب از حقیقت پشت ظاهر صوفی بی‌خبر است. پس حافظ بار دیگر فاصله ظاهر و باطن را برجسته می‌کند. بیت ششم: «با دعای شب‌خیزان ای شکردهان مستیز / در پناه یک اسم است خاتم سلیمانی». «شب‌خیزان» اهل دعا و سحرخیزی‌اند. «خاتم سلیمانی» نماد قدرت و سلطنت است. حافظ می‌گوید قدرت عظیم نیز در پناه نامی قرار دارد و نباید نیروی دعا و معنویت را کوچک شمرد. این بیت از نوعی تواضع در برابر قدرت معنوی سخن می‌گوید. بیت هفتم: «پند عاشقان بشنو و از در طرب بازآ / کاین همه نمی‌ارزد شغل عالم فانی». در اینجا حافظ دوباره به مسئله زمان بازمی‌گردد. دنیا فانی است و گرفتاری‌هایش نباید تمام عمر را ببلعند. «پند عاشقان» در برابر پند زاهدان قرار می‌گیرد. عاشق به تجربه زنده و طرب دعوت می‌کند. بیت هشتم: «یوسف عزیزم رفت ای برادران رحمی / کز غمش عجب بینم حال پیر کنعانی». اشاره به یوسف و یعقوب، غزل را وارد فضای فراق می‌کند. حافظ خود را با پیر کنعان هم‌حال می‌بیند. در سنت داستانی، غم یعقوب شدید است اما سرانجام به دیدار منتهی می‌شود. به همین دلیل، این تصویر هم‌زمان ظرفیت اندوه و امید دارد. بیت نهم: «پیش زاهد از رندی دم مزن که نتوان گفت / با طبیب نامحرم حال درد پنهانی». رندی برای زاهد قابل فهم نیست، همان‌گونه که درد پنهان را نمی‌توان نزد پزشکی نامحرم گفت. «نامحرم» اینجا کسی است که صلاحیت یا همدلی لازم را ندارد. این بیت اصل مهمی درباره مخاطب سخن بیان می‌کند: حقیقت را باید با کسی گفت که توان فهم آن را دارد. بیت دهم: «می‌روی و مژگانت خون خلق می‌ریزد / تیز می‌روی جانا ترسمت فرومانی». سرعت حرکت محبوب با قدرت مژگانش ترکیب شده است. حافظ هم مجذوب است و هم نگران. «فرومانی» می‌تواند به درماندن و گرفتار شدن اشاره کند. در سطح معنایی، سرعت زیاد حتی برای محبوب خطر دارد. پس بیت از جذابیت و هشدار هم‌زمان ساخته شده است. بیت یازدهم: «دل ز ناوک چشمت گوش داشتم لیکن / ابروی کماندارت می‌برد به پیشانی». «ناوک چشم» تیر نگاه و «ابروی کماندار» کمان آن تیر است. حافظ می‌گوید حتی اگر از یک جزء زیبایی محافظت کنم، جزء دیگر مرا گرفتار می‌کند. این بیت تصویر کلاسیک ناتوانی عاشق در برابر مجموعه زیبایی محبوب است. بیت دوازدهم: «جمع کن به احسانی حافظ پریشان را / ای شکنج گیسویت مجمع پریشانی». «جمع» و «پریشان» تضاد اصلی‌اند. گیسوی محبوب پریشان است و خودش «مجمع پریشانی»، اما عاشق از همین محبوب می‌خواهد او را جمع کند. این پارادوکس زیبا نشان می‌دهد عامل آشفتگی و درمان هر دو یکی‌اند. بیت سیزدهم: «گر تو فارغی از ما ای نگار سنگین‌دل / حال خود بخواهم گفت پیش آصف ثانی». در پایان، حافظ از محبوب به شخصی صاحب‌تدبیر روی می‌آورد. «آصف» نام وزیر سلیمان و نماد تدبیر و وزارت است. اگر محبوب بی‌اعتناست، حافظ مسیر دیگری برای بیان حال پیدا می‌کند. از نظر فال، این پایان مهم است؛ یعنی بن‌بست مطلق وجود ندارد و می‌توان از راهی دیگر برای حل مسئله استفاده کرد. ساختار کلی غزل حرکتی میان دو اصل است: «وقت را از دست نده» و «کاری نکن که پشیمان شوی». این دو اصل ظاهراً متضاد نیستند، بلکه تعریف دقیق تصمیم خوب‌اند. تصمیم خوب نه آن‌قدر دیر است که فرصت بسوزد و نه آن‌قدر سریع که پشیمانی بیاورد.

پیام حافظ به زبان ساده

«غنیمت‌شمردن عمر، پرهیز از پشیمانی، وفاداری و رازپوشی؛ راه درست از تشخیص آرزو و واقعیت می‌گذرد.»
غنیمت‌شمردن عمر، پرهیز از پشیمانی، وفاداری و رازپوشی. یک کار مهم و عقب‌افتاده را همین هفته به گامی کوچک و مشخص تبدیل کن. لذت کوتاه‌مدت را به بهای آسیب بلندمدت نخر و راز خود را نزد هر کسی مگشا

بیت برجسته غزل

تعبیر این غزل برای نیت‌های مختلف

موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.

تعبیر عاشقانه
در نیت عاشقانه، غزل ۴۷۳ هم دلتنگی شدید دارد و هم هشدار. بیت یوسف و پیر کنعان نشان می‌دهد فراق برای صاحب فال بسیار سنگین است. بیت‌های چشم، ابرو و گیسو نیز از کشش بسیار قوی خبر می‌دهند. اما حافظ در همان غزل می‌گوید کاری نکن که پشیمانی بیاورد و از شتاب زیاد نیز می‌ترسد. پس اگر قصد بازگشت، پیام یا تصمیم جدی داری، اصل ارتباط می‌تواند خوب باشد ولی رفتار عجولانه مناسب نیست. فال عاشقانه مثبت مشروط است و بر ارتباط سنجیده و صبر تأکید دارد.
تعبیر گشایش
در بیت 1، «وقت را غنیمت دان آن قدر که بتْوانی / حاصل از حیات ای جان این دم است تا دانی» آمده است. مطلع ارزش دم حاضر را یادآور می‌شود؛ تصمیم مهم را به تعویق بی‌پایان نسپار و فرصت‌های کوچک را دریاب. گشایش در اینجا بیش از هر چیز به روشن شدن راه و تغییر نگاه اشاره دارد.
تعبیر کار و آینده شغلی
در نیت کاری، غزل ۴۷۳ پیام بسیار خوبی درباره زمان دارد. اگر فرصتی پیش آمده، ممکن است ماندگار نباشد و باید به‌موقع اقدام کرد. اما قبل از امضا، تغییر شغل یا تعهد بزرگ، احتمال پشیمانی را نیز بسنج. اگر محیط پیچیده است، با فردی باتجربه و قابل اعتماد مشورت کن. در صورت بی‌توجهی یک مسئول، مراجعه محترمانه به فردی بالاتر یا صاحب‌تدبیر می‌تواند مفید باشد. فال کاری مثبت و زمان‌حساس است.
تعبیر دوراهی و تصمیم
در بیت 3، «باغبان چو من زین جا بگذرم حرامت باد / گر به جای من سروی غیر دوست بنشانی» آمده است. باغبان و سرو دوست نشانه وفاداری‌اند؛ جایگزینی شتاب‌زده آدم‌ها نمی‌تواند دلتنگی واقعی را درمان کند. گزینه‌ها را بر اساس پیامدهای قابل سنجش مقایسه کن.

قدم بعدی پس از خواندن فال

یک کار مهم و عقب‌افتاده را همین هفته به گامی کوچک و مشخص تبدیل کن

پرسش‌های رایج درباره این غزل

مهم‌ترین پیام غزل ۴۷۳ برای نیت من چیست؟
مهم‌ترین پیام این است که نیتت را بی‌دلیل عقب نینداز، اما پیش از اقدام نهایی پیامدهایش را بسنج. حافظ هم‌زمان می‌گوید وقت را غنیمت بدان و کاری نکن که پشیمانی بیاورد. بنابراین بهترین مسیر، اقدام به‌موقع و آگاهانه است.
آیا غزل ۴۷۳ برای عشق و بازگشت مثبت است؟
از نظر احساس و دلتنگی بسیار قوی است و تصویر یوسف و پیر کنعان نیز امید پنهان دیدار را در خود دارد. اما غزل بازگشت فوری را تضمین نمی‌کند و بیشتر بر تصمیم سنجیده و پرهیز از شتاب تأکید دارد. اگر راه ارتباط سالم وجود دارد، استفاده از آن مناسب‌تر از انتظار طولانی یا حرکت ناگهانی است.
بیت «عاقلا مکن کاری کآورد پشیمانی» در فال چه معنایی دارد؟
این بیت هشدار می‌دهد تصمیمی که تحت هیجان، ترس یا فشار گرفته شود ممکن است بعداً حسرت ایجاد کند. قبل از قطع یا شروع رابطه، معامله، استعفا، سرمایه‌گذاری یا تصمیم خانوادگی مهم، نتیجه‌های احتمالی را مرور کن. فرصت را از دست نده، ولی برای فرار از بلاتکلیفی هم تصمیم نسنجیده نگیر.
منظور حافظ از «با طبیب نامحرم حال درد پنهانی» چیست؟
یعنی همه افراد مناسب شنیدن راز و مسئله حساس تو نیستند. برای مشورت، کسی را انتخاب کن که هم قابل اعتماد باشد و هم واقعاً مسئله را بفهمد. پخش کردن جزئیات رابطه، کار یا مسائل مالی میان افراد زیاد می‌تواند به جای کمک، پیچیدگی بیشتری ایجاد کند.
نتیجه کلی فال غزل ۴۷۳ چیست؟
نتیجه کلی فال مثبت مشروط است. فرصت و امکان حرکت وجود دارند، ولی کیفیت تصمیم بسیار مهم است. زمان را از دست نده، از پشیمانی پیشگیری کن، شتاب نکن و برای مسائل حساس از فرد درست کمک بگیر. اگر این تعادل را حفظ کنی، احتمال گشایش و آرام‌تر شدن وضعیت خوب است.

بیشتر درباره پیام این غزل

درس زندگی از این غزل
درس این غزل، جدا کردن امید از پیشگویی است. در بیت 1، «وقت را غنیمت دان آن قدر که بتْوانی / حاصل از حیات ای جان این دم است تا دانی» آمده است. مطلع ارزش دم حاضر را یادآور می‌شود؛ تصمیم مهم را به تعویق بی‌پایان نسپار و فرصت‌های کوچک را دریاب. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «کام‌بخشیِ گردون عمر در عوض دارد / جهد کن که از دولت دادِ عیش بستانی» آمده است. کام‌بخشی گردون در برابر عمر قرار گرفته است؛ هر لذتی بهایی دارد و باید میان کامیابی و فرسودگی تعادل ساخت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «باغبان چو من زین جا بگذرم حرامت باد / گر به جای من سروی غیر دوست بنشانی» آمده است. باغبان و سرو دوست نشانه وفاداری‌اند؛ جایگزینی شتاب‌زده آدم‌ها نمی‌تواند دلتنگی واقعی را درمان کند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «زاهد پشیمان را ذوق باده خواهد کشت / عاقلا! مکن کاری کآورد پشیمانی» آمده است. هشدار زاهد پشیمان روشن است: انتخابی نکن که از ترس یا خودنمایی، بعدها حسرتی عمیق بر جای گذارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «محتسب نمی‌داند این قدر که صوفی را / جنس خانگی باشد همچو لعل رمانی» آمده است. طنز محتسب و صوفی، فاصله ظاهر و باطن را آشکار می‌کند؛ درباره افراد صرفاً از روی لباس و ادعا داوری نکن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «با دعای شب‌خیزان ای شکردهان مستیز / در پناه یک اسم است خاتم سلیمانی» آمده است. دعای شب‌خیزان و خاتم سلیمان به نیروی نیت پاک اشاره دارد؛ فروتنی و احترام به خیرخواهان را نگه دار. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «پند عاشقان بشنو و از در طرب بازآ / کاین همه نمی‌ارزد شغل عالم فانی» آمده است. پند عاشقان در برابر مشغله عالم فانی است؛ کار و مسئولیت را با شادی و رابطه انسانی متوازن کن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «یوسف عزیزم رفت ای برادران رحمی / کز غمش عجب بینم حال پیر کنعانی» آمده است. یوسف و پیر کنعان تصویری از فراق دردناک است؛ اندوه دوری را به رسمیت بشناس و از همراهی نزدیکان بهره بگیر. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 9، «پیش زاهد از رندی دم مزن که نتوان گفت / با طبیب نامحرم حال درد پنهانی» آمده است. درد پنهانی را نباید نزد نامحرم گشود؛ برای راز و آسیب‌پذیری خود مخاطبی امن و امین انتخاب کن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 10، «می‌روی و مژگانت خون خلق می‌ریزد / تیز می‌روی جانا ترسمت فرومانی» آمده است. شتاب معشوق و مژگان خون‌ریز، زیبایی آمیخته با رنج را نشان می‌دهد؛ در ارتباط عاطفی شتاب و بی‌اعتنایی را جدی بگیر. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 11، «دل ز ناوک چشمت گوش داشتم لیکن / ابروی کماندارت می‌برد به پیشانی» آمده است. چشم و ابروی کماندار هر دو دل را نشانه می‌روند؛ کشش شدید می‌تواند داوری را تضعیف کند، پس مرزهای خود را روشن نگه دار. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 12، «جمع کن به احسانی حافظ پریشان را / ای شکنج گیسویت مجمع پریشانی» آمده است. حافظ از محبوب احسان و جمع‌کردن پریشانی می‌خواهد؛ درخواست محبت روشن بهتر از انتظار خوانده‌شدن ذهن است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 13، «گر تو فارغی از ما ای نگار سنگین‌دل / حال خود بخواهم گفت پیش آصف ثانی» آمده است. شکایت به آصف ثانی، نیاز به شنیده‌شدن نزد داوری دادگر را بازتاب می‌دهد؛ اگر گفت‌وگو بی‌ثمر است از میانجی منصف کمک بگیر. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
پیام کامل حافظ
پیام این غزل: غنیمت‌شمردن عمر، پرهیز از پشیمانی، وفاداری و رازپوشی. لذت کوتاه‌مدت را به بهای آسیب بلندمدت نخر و راز خود را نزد هر کسی مگشا در بیت 1، «وقت را غنیمت دان آن قدر که بتْوانی / حاصل از حیات ای جان این دم است تا دانی» آمده است. مطلع ارزش دم حاضر را یادآور می‌شود؛ تصمیم مهم را به تعویق بی‌پایان نسپار و فرصت‌های کوچک را دریاب. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «کام‌بخشیِ گردون عمر در عوض دارد / جهد کن که از دولت دادِ عیش بستانی» آمده است. کام‌بخشی گردون در برابر عمر قرار گرفته است؛ هر لذتی بهایی دارد و باید میان کامیابی و فرسودگی تعادل ساخت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «باغبان چو من زین جا بگذرم حرامت باد / گر به جای من سروی غیر دوست بنشانی» آمده است. باغبان و سرو دوست نشانه وفاداری‌اند؛ جایگزینی شتاب‌زده آدم‌ها نمی‌تواند دلتنگی واقعی را درمان کند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «زاهد پشیمان را ذوق باده خواهد کشت / عاقلا! مکن کاری کآورد پشیمانی» آمده است. هشدار زاهد پشیمان روشن است: انتخابی نکن که از ترس یا خودنمایی، بعدها حسرتی عمیق بر جای گذارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «محتسب نمی‌داند این قدر که صوفی را / جنس خانگی باشد همچو لعل رمانی» آمده است. طنز محتسب و صوفی، فاصله ظاهر و باطن را آشکار می‌کند؛ درباره افراد صرفاً از روی لباس و ادعا داوری نکن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «با دعای شب‌خیزان ای شکردهان مستیز / در پناه یک اسم است خاتم سلیمانی» آمده است. دعای شب‌خیزان و خاتم سلیمان به نیروی نیت پاک اشاره دارد؛ فروتنی و احترام به خیرخواهان را نگه دار. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «پند عاشقان بشنو و از در طرب بازآ / کاین همه نمی‌ارزد شغل عالم فانی» آمده است. پند عاشقان در برابر مشغله عالم فانی است؛ کار و مسئولیت را با شادی و رابطه انسانی متوازن کن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «یوسف عزیزم رفت ای برادران رحمی / کز غمش عجب بینم حال پیر کنعانی» آمده است. یوسف و پیر کنعان تصویری از فراق دردناک است؛ اندوه دوری را به رسمیت بشناس و از همراهی نزدیکان بهره بگیر. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 9، «پیش زاهد از رندی دم مزن که نتوان گفت / با طبیب نامحرم حال درد پنهانی» آمده است. درد پنهانی را نباید نزد نامحرم گشود؛ برای راز و آسیب‌پذیری خود مخاطبی امن و امین انتخاب کن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 10، «می‌روی و مژگانت خون خلق می‌ریزد / تیز می‌روی جانا ترسمت فرومانی» آمده است. شتاب معشوق و مژگان خون‌ریز، زیبایی آمیخته با رنج را نشان می‌دهد؛ در ارتباط عاطفی شتاب و بی‌اعتنایی را جدی بگیر. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 11، «دل ز ناوک چشمت گوش داشتم لیکن / ابروی کماندارت می‌برد به پیشانی» آمده است. چشم و ابروی کماندار هر دو دل را نشانه می‌روند؛ کشش شدید می‌تواند داوری را تضعیف کند، پس مرزهای خود را روشن نگه دار. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 12، «جمع کن به احسانی حافظ پریشان را / ای شکنج گیسویت مجمع پریشانی» آمده است. حافظ از محبوب احسان و جمع‌کردن پریشانی می‌خواهد؛ درخواست محبت روشن بهتر از انتظار خوانده‌شدن ذهن است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 13، «گر تو فارغی از ما ای نگار سنگین‌دل / حال خود بخواهم گفت پیش آصف ثانی» آمده است. شکایت به آصف ثانی، نیاز به شنیده‌شدن نزد داوری دادگر را بازتاب می‌دهد؛ اگر گفت‌وگو بی‌ثمر است از میانجی منصف کمک بگیر. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.

تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهام‌بخش از غزل است؛ برای تصمیم‌های مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.