✦ دیوان حافظ شیرازی ✦

غزل 469 حافظ؛ انت روائح رند الحمی و زاد غرامی

متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن

موضوع اصلی: شوق دیدار و خبر دوست، وفاداری و امید به پایان فراق
کارت تصویری دو بیت نخست غزل شماره 469 حافظ و خلاصه تعبیر این غزل
دو بیت آغازین و خلاصه تعبیر غزل شماره 469 حافظ

متن غزل شماره 469 حافظ

پخش صوت غزل برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
انت روائح رند الحمی و زاد غرامی فدای خاک در دوست باد جان گرامی
پیام دوست شنیدن سعادت است و سلامت من المبلغ عنی الی سعاد سلامی
بیا به شام غریبان و آب دیده من بین به سان باده صافی در آبگینه شامی
اذا تغرد عن ذی الاراک طائر خیر فلا تفرد عن روضها انین حمامی
بسی نماند که روز فراق یار سر آید رایت من هضبات الحمی قباب خیام
خوشا دمی که درآیی و گویمت به سلامت قدمت خیر قدوم نزلت خیر مقام
بعدت منک و قد صرت ذائبا کهلال اگر چه روی چو ماهت ندیده ام به تمامی
و ان دعیت بخلد و صرت ناقض عهد فما تطیب نفسی و ما استطاب منامی
امید هست که زودت به بخت نیک ببینم تو شاد گشته به فرماندهی و من به غلامی
چو سلک در خوشاب است شعر نغز تو حافظ که گاه لطف سبق می برد ز نظم نظامی

خلاصه تعبیر این غزل

غزل 469 درباره شوق دیدار و خبر دوست، وفاداری و امید به پایان فراق است. برای نیت تو، پیام اصلی این است: یک پیام کوتاه و بی‌فشار برای روشن‌شدن وضعیت رابطه یا خواسته‌ات تنظیم کن و پس از آن به زندگی روزمره خود رسیدگی کن. در بیت 1، «أَتَتْ رَوائِحُ رَنْدِ الْحِمیٰ و زادَ غَرامی / فدای خاک در دوست باد جان گرامی» آمده است. وزیدن بوی آشنای کوی دوست شوق شاعر را تازه می‌کند؛ گاهی نشانه‌ای کوچک خاطره و امید را زنده می‌سازد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «پیام دوست شنیدن سعادت است و سلامت / مَنِ الْمُبَلِّغُ عَنّی إلی سُعادَ سلامی؟» آمده است. شنیدن پیام دوست نعمتی بزرگ است و شاعر در پی رساندن سلام خود می‌گردد؛ ارتباط روشن و محترمانه ارزشمند است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «بیا به شام غریبان و آب دیدهٔ من بین / به سان بادهٔ صافی در آبگینهٔ شامی» آمده است. شام غریبان و اشک شفاف، عمق تنهایی عاشق را نشان می‌دهد؛ بیان اندوه می‌تواند آغاز فهم متقابل باشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «إذا تَغَرَّدَ عَن ذِی الْأَراکِ طائرُ خَیرٍ / فَلا تَفَرَّدَ عَن رَوضِها أَنینُ حَمامي» آمده است. آواز پرنده و ناله قمری در کنار هم تصویر می‌شوند؛ شادی یک سو نباید صدای اندوه سوی دیگر را نادیده بگیرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «بسی نماند که روز فراق یار سر آید / رَأَیْتُ مِن هَضَباتِ الْحِمیٰ قِبابَ خِیامِ» آمده است. شاعر نشانه‌هایی از پایان فراق می‌بیند؛ امید او تصویری ادبی است و موعد قطعی برای بازگشت تعیین نمی‌کند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «خوشا دمی که درآیی و گویمت به سلامت / قَدِمْتَ خَیْرَ قُدومٍ نَزَلْتَ خَیْرَ مَقامِ» آمده است. آرزوی خوشامدگویی به یار، دیدار را به لحظه‌ای پرشکوه بدل می‌کند؛ برای آشتی باید فضایی امن فراهم باشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «بَعِدْتُ مِنْکَ وَ قَدْ صِرْتُ ذائباً کَهِلالٍ / اگر چه روی چو ماهت ندیده‌ام به تمامی» آمده است. دوری عاشق را چون هلال باریک کرده است؛ فرسودگی از انتظار یادآور نیاز به مراقبت از خویش است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «وَ إِن دُعِیتُ بِخُلْدٍ وَ صِرْتُ ناقِضَ عَهْدٍ / فما تَطَیَّبَ نَفْسی وَ ما اسْتَطابَ مَنامی» آمده است. حافظ حتی به بهای بهشت از پیمان خود نمی‌گذرد؛ وفاداری ارزشی عمیق است، نه بهانه‌ای برای تحمل آسیب. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 9، «امید هست که زودت به بخت نیک ببینم / تو شاد گشته به فرماندهی و من به غلامی» آمده است. آرزوی کامیابی محبوب با پذیرش خدمت همراه است؛ عشق می‌تواند خیرخواه باشد بی‌آنکه برابری و حرمت را از یاد ببرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 10، «چو سِلْک دُرّ خوشاب است شعر نغز تو حافظ / که گاه لطف سبق می‌برد ز نظم نظامی» آمده است. حافظ شعر خویش را رشته مروارید می‌خواند؛ هنر و بیان درست، رنج و شوق را به اثری ماندگار بدل می‌کنند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.

تعبیر فال حافظ غزل 469

غزل ۴۶۹ در مجموع فال بسیار امیدوارکننده‌ای برای پایان یک دوره فاصله و انتظار است. بوی دیار محبوب رسیده، پیام دوست سعادت دانسته شده، پرنده خیر آواز داده و حافظ به صراحت می‌گوید زمان زیادی نمانده تا روز فراق به پایان برسد. در ادامه نیز لحظه ورود محبوب را تصور می‌کند و دوباره می‌گوید امید دارد او را به‌زودی با بخت نیک ببیند. این تکرار نشانه‌های نزدیک شدن، خبر و دیدار، فضای کلی فال را بسیار مثبت می‌کند. بااین‌حال، رنج فراق هنوز واقعی است و حافظ از نحیف شدن خود سخن می‌گوید. نتیجه کلی فال بسیار مثبت است: گشایش، خبر و نزدیک شدن محتمل‌اند، ولی در این فاصله صبر، وفاداری و حفظ تعادل لازم است.

معنی و مفهوم غزل

غزل ۴۶۹ حافظ ده بیت دارد و از نظر ساختار یکی از غزل‌های بسیار منسجم درباره دوری و امید به پایان فراق است. زبان فارسی و عربی در سراسر غزل در هم تنیده‌اند و همین ترکیب، حال و هوایی نزدیک به قصاید و تغزل عربی ایجاد کرده است. مضمون‌هایی چون حِمی، سعاد، خیمه، پرنده، سلام و منزل، فضای سفر و دوری را تشدید می‌کنند. بااین‌حال، برخلاف بعضی غزل‌های پیشین که در پایان به ناامیدی از وصال می‌رسیدند، این غزل چند بار به روشنی از نزدیک شدن دیدار سخن می‌گوید. بیت نخست: «أَتَتْ رَوائِحُ رَنْدِ الْحِمیٰ و زادَ غَرامی / فدای خاک در دوست باد جان گرامی». «روائح» جمع رایحه و به معنی بوهای خوش است. «حمی» حریم و دیار محافظت‌شده محبوب است. رسیدن بوی آن دیار، شوق حافظ را افزایش می‌دهد. در شعر فارسی، بو و نسیم اغلب پیش از خود محبوب می‌رسند و نقش نشانه یا پیام را دارند. پس غزل با «نشانه نزدیک شدن» آغاز می‌شود، نه با حضور کامل یار. بیت دوم: «پیام دوست شنیدن سعادت است و سلامت / من المبلغ عنی الی سعاد سلامی؟». در اینجا پیام دوست خود به اندازه دیدار ارزشمند است. «سعاد» نامی رایج برای محبوب در شعر عربی و فارسی است و با واژه سعادت نیز تناسب معنایی دارد. حافظ کسی را می‌طلبد که سلامش را به سعاد برساند. پس ارتباط دوطرفه هنوز کامل نشده، اما میل به پیام‌رسانی کاملاً فعال است. این بیت نقش واسطه را در غزل پررنگ می‌کند. بیت سوم: «بیا به شام غریبان و آب دیده من بین / به سان باده صافی در آبگینه شامی». «شام غریبان» هم شب غربت است و هم ترکیبی عاطفی برای اوج تنهایی. اشک حافظ در جام چشمانش مانند شراب صاف در آبگینه شامی دیده می‌شود. «شامی» از نظر لفظی با شام غریبان تناسب دارد و هم می‌تواند به شیشه منسوب به شام اشاره کند. این بیت نمونه زیبایی از تبدیل اشک به شراب شاعرانه است. بیت چهارم: «إذا تغرد عن ذی الاراک طائر خیر / فلا تفرد عن روضها أنین حمامی». در این بیت، آواز یک پرنده خوش‌خبر در برابر ناله کبوتر قرار می‌گیرد. پرنده خیر حامل امید است و کبوتر نماد عاشق نالان. فضای صوتی بیت مهم است: «تغرد» آواز خوش و «أنین» ناله است. پس امید و درد هم‌زمان شنیده می‌شوند. غزل نمی‌گوید غم تمام شده؛ می‌گوید در دل غم نشانه خیر ظاهر شده است. بیت پنجم: «بسی نماند که روز فراق یار سر آید / رأیت من هضبات الحمی قباب خیامی». این بیت نقطه اوج امید غزل است. مصراع فارسی هیچ ابهامی ندارد: زمان زیادی نمانده تا روز فراق پایان یابد. مصراع عربی دلیل این امید را بیان می‌کند: از بلندی‌های حریم، گنبدها یا سقف خیمه‌ها دیده شده‌اند. یعنی مقصد دیگر صرفاً خیال نیست؛ نشانه‌های ملموس آن ظاهر شده‌اند. در ساختار سفر، دیدن خیمه‌ها به معنای نزدیک شدن به منزل است. بیت ششم: «خوشا دمی که درآیی و گویمت به سلامت / قدمت خیر قدوم نزلت خیر مقام». حافظ اکنون یک گام جلوتر می‌رود. در بیت قبل خیمه‌ها دیده شدند؛ در این بیت محبوب وارد می‌شود. «به سلامت» هم خوش‌آمد است و هم آرزوی سلامت. مصراع عربی ورود محبوب را بهترین ورود و محل فرود او را بهترین مقام می‌خواند. این بیت تصویری کاملاً وصالی دارد. بیت هفتم: «بعدت منک و قد صرت ذائباً کهلال / اگر چه روی چو ماهت ندیده‌ام به تمامی». فاصله، حافظ را مانند هلال باریک کرده است. تقابل هلال و ماه کامل بسیار زیباست. عاشق از فراق «هلال» شده و محبوب «ماه» است. عاشق ناقص و نحیف است و محبوب کامل و درخشان. «ندیده‌ام به تمامی» نیز می‌تواند هم به ندیدن کامل چهره و هم به ناتمام ماندن وصال اشاره کند. بیت هشتم: «و إن دعیت بخلد و صرت ناقض عهد / فما تطیب نفسی و ما استطاب منامی». اینجا موضوع عهد وارد غزل می‌شود. حتی بهشت جاودان نیز اگر با شکستن عهد همراه باشد برای حافظ شیرین نیست. این وفاداری، عشق را از یک احساس صرف به تعهد اخلاقی تبدیل می‌کند. «نفس» و «منام» یعنی جان و خواب؛ هیچ‌یک در صورت پیمان‌شکنی آرام نخواهند بود. پس آرامش درونی حافظ به وفاداری وابسته است. بیت نهم: «امید هست که زودت به بخت نیک ببینم / تو شاد گشته به فرماندهی و من به غلامی». «زودت» مهم‌ترین واژه زمانی بیت است. حافظ نه‌تنها امید به دیدار دارد، بلکه آن را نزدیک تصور می‌کند. محبوب در جایگاه فرمانده و حافظ در غلامی، ساختار سلسله‌مراتبی عشق را نشان می‌دهد. در زبان عاشقانه، غلامی نماد خدمت و وفاداری است. این بیت دومین تأکید روشن غزل بر نزدیک بودن دیدار است. بیت دهم: «چو سلک در خوشاب است شعر نغز تو حافظ / که گاه لطف سبق می‌برد ز نظم نظامی». در پایان، حافظ از موضوع محبوب به هنر خود بازمی‌گردد. «سلک در» رشته مروارید است و شعر او مجموعه‌ای از گوهرهای خوش‌آب. اشاره به نظامی نیز نشان‌دهنده اعتمادبه‌نفس ادبی حافظ است. او می‌گوید لطف و ظرافت شعرش گاهی بر نظم نظامی پیشی می‌گیرد. این پایان اهمیت زیادی دارد، زیرا حافظ بعد از تمام وابستگی عاشقانه، هنوز سرمایه مستقل خود یعنی هنر و سخن را به یاد دارد. از نظر ساختاری، غزل از بوی یار شروع می‌شود، به پیام می‌رسد، از شام غربت عبور می‌کند، نشانه خیر را می‌بیند، خیمه‌ها ظاهر می‌شوند، ورود محبوب تصور می‌شود و سپس دیدار نزدیک آرزو می‌شود. این توالی بسیار منظم است و سبب می‌شود غزل ۴۶۹ از قوی‌ترین غزل‌ها برای تعبیر «نزدیک شدن پایان انتظار» باشد.

پیام حافظ به زبان ساده

«شوق دیدار و خبر دوست، وفاداری و امید به پایان فراق؛ راه درست از تشخیص آرزو و واقعیت می‌گذرد.»
شوق دیدار و خبر دوست، وفاداری و امید به پایان فراق. یک پیام کوتاه و بی‌فشار برای روشن‌شدن وضعیت رابطه یا خواسته‌ات تنظیم کن و پس از آن به زندگی روزمره خود رسیدگی کن. نشانه‌های شاعرانه را موعد قطعی بازگشت ندان و در انتظار، سلامت و حرمت خود را فراموش نکن

بیت برجسته غزل

تعبیر این غزل برای نیت‌های مختلف

موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.

تعبیر عاشقانه
در نیت عاشقانه، غزل ۴۶۹ بسیار مثبت است. شنیدن پیام دوست سعادت معرفی شده، صبا و پرنده خیر نشانه خبر و ارتباط‌اند و حافظ به‌صراحت می‌گوید روز فراق رو به پایان است. بیت «خوشا دمی که درآیی...» نیز تصویر واضحی از آمدن و دیدار محبوب دارد. همچنین بیت «امید هست که زودت به بخت نیک ببینم» امید به دیداری نسبتاً نزدیک را تقویت می‌کند. اگر رابطه زمینه واقعی و متقابل دارد، فال بسیار امیدوارکننده است. اگر هنوز هیچ مسیر ارتباطی وجود ندارد، غزل می‌تواند از باز شدن این مسیر خبر دهد، اما بهتر است نتیجه را قطعی ندانیم. فال عاشقانه از نظر بازگشت، پیام و دیدار بسیار قوی است.
تعبیر گشایش
در بیت 1، «أَتَتْ رَوائِحُ رَنْدِ الْحِمیٰ و زادَ غَرامی / فدای خاک در دوست باد جان گرامی» آمده است. وزیدن بوی آشنای کوی دوست شوق شاعر را تازه می‌کند؛ گاهی نشانه‌ای کوچک خاطره و امید را زنده می‌سازد. گشایش در اینجا بیش از هر چیز به روشن شدن راه و تغییر نگاه اشاره دارد.
تعبیر کار و آینده شغلی
در نیت کاری، غزل ۴۶۹ می‌تواند نشانه رسیدن خبر، تماس، پاسخ یا نتیجه‌ای باشد که مدت‌ها منتظرش بوده‌ای. «پیام دوست» و «طائر خیر» هر دو با رسیدن خبر مثبت هماهنگ‌اند. بیت «بسی نماند...» نیز می‌تواند پایان دوره بلاتکلیفی را نشان دهد. اگر برای استخدام، پروژه، همکاری یا پاسخ مدیری منتظر بوده‌ای، فال خوب است. در پایان نیز حافظ به ارزش شعر خود تکیه می‌کند؛ یعنی توانایی و کیفیت کار خودت را فراموش نکن. فال کاری بسیار مثبت است، به‌خصوص برای خبر و نتیجه‌ای که پس از انتظار می‌رسد.
تعبیر دوراهی و تصمیم
در بیت 3، «بیا به شام غریبان و آب دیدهٔ من بین / به سان بادهٔ صافی در آبگینهٔ شامی» آمده است. شام غریبان و اشک شفاف، عمق تنهایی عاشق را نشان می‌دهد؛ بیان اندوه می‌تواند آغاز فهم متقابل باشد. گزینه‌ها را بر اساس پیامدهای قابل سنجش مقایسه کن.

قدم بعدی پس از خواندن فال

یک پیام کوتاه و بی‌فشار برای روشن‌شدن وضعیت رابطه یا خواسته‌ات تنظیم کن و پس از آن به زندگی روزمره خود رسیدگی کن

پرسش‌های رایج درباره این غزل

مهم‌ترین پیام غزل ۴۶۹ برای نیت من چیست؟
مهم‌ترین پیام این است که دوره انتظار به احتمال زیاد به مرحله پایانی نزدیک شده و نشانه‌های گشایش بیشتر شده‌اند. حافظ از بوی یار، پیام دوست، پرنده خیر، دیدن خیمه‌های مقصد و پایان روز فراق سخن می‌گوید. اگر مدت زیادی صبر کرده‌ای، این غزل امید بسیار خوبی برای رسیدن خبر یا روشن شدن وضعیت دارد.
آیا غزل ۴۶۹ برای بازگشت و دیدار مثبت است؟
بله، از قوی‌ترین غزل‌ها برای این موضوع است. عبارت «بسی نماند که روز فراق یار سر آید» و سپس «خوشا دمی که درآیی» و «امید هست که زودت به بخت نیک ببینم» همگی از نظر نمادین به کاهش فاصله، دیدار و آمدن محبوب اشاره دارند. البته زمان دقیق یا نتیجه قطعی را نمی‌توان از فال تعیین کرد، ولی فضای شعر بسیار امیدوارکننده است.
بیت «پیام دوست شنیدن سعادت است و سلامت» چه معنایی برای فال دارد؟
این بیت از رسیدن خبر، تماس یا نشانه‌ای از طرف شخص مورد نظر حمایت می‌کند. اگر منتظر پیام هستی، امکان شکسته شدن سکوت خوب است. همچنین اگر لازم است خودت پیامی برسانی، حافظ نیز به دنبال کسی است که سلامش را به محبوب برساند. ارتباط در این غزل نقش کلیدی دارد.
بیت مربوط به وفاداری به عهد چه پیامی دارد؟
حافظ می‌گوید حتی اگر بهشتی جاودان در برابرش باشد، اگر رسیدن به آن نیازمند شکستن عهد باشد، دلش آرام نمی‌گیرد. در فال، این یعنی قول و تعهد واقعی را سبک نشمار. در عشق، وفاداری و صداقت باید دوطرفه باشند؛ در کار نیز اعتبار و اخلاق را برای منفعت کوتاه‌مدت قربانی نکن.
نتیجه کلی فال غزل ۴۶۹ چیست؟
نتیجه کلی فال بسیار مثبت است. نشانه‌های خبر، پایان فراق، ورود، دیدار و بخت نیک در سراسر غزل تکرار شده‌اند. اگر نیتت درباره بازگشت، ارتباط یا نتیجه‌ای است که مدت‌ها منتظرش بوده‌ای، احتمال گشایش بالا دیده می‌شود. صبر و وفاداری را حفظ کن، برای خبر یا فرصت آماده باش و در این فاصله ارزش و توانایی خودت را فراموش نکن.

بیشتر درباره پیام این غزل

درس زندگی از این غزل
درس این غزل، جدا کردن امید از پیشگویی است. در بیت 1، «أَتَتْ رَوائِحُ رَنْدِ الْحِمیٰ و زادَ غَرامی / فدای خاک در دوست باد جان گرامی» آمده است. وزیدن بوی آشنای کوی دوست شوق شاعر را تازه می‌کند؛ گاهی نشانه‌ای کوچک خاطره و امید را زنده می‌سازد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «پیام دوست شنیدن سعادت است و سلامت / مَنِ الْمُبَلِّغُ عَنّی إلی سُعادَ سلامی؟» آمده است. شنیدن پیام دوست نعمتی بزرگ است و شاعر در پی رساندن سلام خود می‌گردد؛ ارتباط روشن و محترمانه ارزشمند است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «بیا به شام غریبان و آب دیدهٔ من بین / به سان بادهٔ صافی در آبگینهٔ شامی» آمده است. شام غریبان و اشک شفاف، عمق تنهایی عاشق را نشان می‌دهد؛ بیان اندوه می‌تواند آغاز فهم متقابل باشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «إذا تَغَرَّدَ عَن ذِی الْأَراکِ طائرُ خَیرٍ / فَلا تَفَرَّدَ عَن رَوضِها أَنینُ حَمامي» آمده است. آواز پرنده و ناله قمری در کنار هم تصویر می‌شوند؛ شادی یک سو نباید صدای اندوه سوی دیگر را نادیده بگیرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «بسی نماند که روز فراق یار سر آید / رَأَیْتُ مِن هَضَباتِ الْحِمیٰ قِبابَ خِیامِ» آمده است. شاعر نشانه‌هایی از پایان فراق می‌بیند؛ امید او تصویری ادبی است و موعد قطعی برای بازگشت تعیین نمی‌کند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «خوشا دمی که درآیی و گویمت به سلامت / قَدِمْتَ خَیْرَ قُدومٍ نَزَلْتَ خَیْرَ مَقامِ» آمده است. آرزوی خوشامدگویی به یار، دیدار را به لحظه‌ای پرشکوه بدل می‌کند؛ برای آشتی باید فضایی امن فراهم باشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «بَعِدْتُ مِنْکَ وَ قَدْ صِرْتُ ذائباً کَهِلالٍ / اگر چه روی چو ماهت ندیده‌ام به تمامی» آمده است. دوری عاشق را چون هلال باریک کرده است؛ فرسودگی از انتظار یادآور نیاز به مراقبت از خویش است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «وَ إِن دُعِیتُ بِخُلْدٍ وَ صِرْتُ ناقِضَ عَهْدٍ / فما تَطَیَّبَ نَفْسی وَ ما اسْتَطابَ مَنامی» آمده است. حافظ حتی به بهای بهشت از پیمان خود نمی‌گذرد؛ وفاداری ارزشی عمیق است، نه بهانه‌ای برای تحمل آسیب. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 9، «امید هست که زودت به بخت نیک ببینم / تو شاد گشته به فرماندهی و من به غلامی» آمده است. آرزوی کامیابی محبوب با پذیرش خدمت همراه است؛ عشق می‌تواند خیرخواه باشد بی‌آنکه برابری و حرمت را از یاد ببرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 10، «چو سِلْک دُرّ خوشاب است شعر نغز تو حافظ / که گاه لطف سبق می‌برد ز نظم نظامی» آمده است. حافظ شعر خویش را رشته مروارید می‌خواند؛ هنر و بیان درست، رنج و شوق را به اثری ماندگار بدل می‌کنند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
پیام کامل حافظ
پیام این غزل: شوق دیدار و خبر دوست، وفاداری و امید به پایان فراق. نشانه‌های شاعرانه را موعد قطعی بازگشت ندان و در انتظار، سلامت و حرمت خود را فراموش نکن در بیت 1، «أَتَتْ رَوائِحُ رَنْدِ الْحِمیٰ و زادَ غَرامی / فدای خاک در دوست باد جان گرامی» آمده است. وزیدن بوی آشنای کوی دوست شوق شاعر را تازه می‌کند؛ گاهی نشانه‌ای کوچک خاطره و امید را زنده می‌سازد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «پیام دوست شنیدن سعادت است و سلامت / مَنِ الْمُبَلِّغُ عَنّی إلی سُعادَ سلامی؟» آمده است. شنیدن پیام دوست نعمتی بزرگ است و شاعر در پی رساندن سلام خود می‌گردد؛ ارتباط روشن و محترمانه ارزشمند است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «بیا به شام غریبان و آب دیدهٔ من بین / به سان بادهٔ صافی در آبگینهٔ شامی» آمده است. شام غریبان و اشک شفاف، عمق تنهایی عاشق را نشان می‌دهد؛ بیان اندوه می‌تواند آغاز فهم متقابل باشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «إذا تَغَرَّدَ عَن ذِی الْأَراکِ طائرُ خَیرٍ / فَلا تَفَرَّدَ عَن رَوضِها أَنینُ حَمامي» آمده است. آواز پرنده و ناله قمری در کنار هم تصویر می‌شوند؛ شادی یک سو نباید صدای اندوه سوی دیگر را نادیده بگیرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «بسی نماند که روز فراق یار سر آید / رَأَیْتُ مِن هَضَباتِ الْحِمیٰ قِبابَ خِیامِ» آمده است. شاعر نشانه‌هایی از پایان فراق می‌بیند؛ امید او تصویری ادبی است و موعد قطعی برای بازگشت تعیین نمی‌کند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «خوشا دمی که درآیی و گویمت به سلامت / قَدِمْتَ خَیْرَ قُدومٍ نَزَلْتَ خَیْرَ مَقامِ» آمده است. آرزوی خوشامدگویی به یار، دیدار را به لحظه‌ای پرشکوه بدل می‌کند؛ برای آشتی باید فضایی امن فراهم باشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «بَعِدْتُ مِنْکَ وَ قَدْ صِرْتُ ذائباً کَهِلالٍ / اگر چه روی چو ماهت ندیده‌ام به تمامی» آمده است. دوری عاشق را چون هلال باریک کرده است؛ فرسودگی از انتظار یادآور نیاز به مراقبت از خویش است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «وَ إِن دُعِیتُ بِخُلْدٍ وَ صِرْتُ ناقِضَ عَهْدٍ / فما تَطَیَّبَ نَفْسی وَ ما اسْتَطابَ مَنامی» آمده است. حافظ حتی به بهای بهشت از پیمان خود نمی‌گذرد؛ وفاداری ارزشی عمیق است، نه بهانه‌ای برای تحمل آسیب. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 9، «امید هست که زودت به بخت نیک ببینم / تو شاد گشته به فرماندهی و من به غلامی» آمده است. آرزوی کامیابی محبوب با پذیرش خدمت همراه است؛ عشق می‌تواند خیرخواه باشد بی‌آنکه برابری و حرمت را از یاد ببرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 10، «چو سِلْک دُرّ خوشاب است شعر نغز تو حافظ / که گاه لطف سبق می‌برد ز نظم نظامی» آمده است. حافظ شعر خویش را رشته مروارید می‌خواند؛ هنر و بیان درست، رنج و شوق را به اثری ماندگار بدل می‌کنند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.

تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهام‌بخش از غزل است؛ برای تصمیم‌های مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.