✦ دیوان حافظ شیرازی ✦

غزل 467 حافظ؛ زان می عشق کز او پخته شود هر خامی

متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن

موضوع اصلی: پختگی از راه عشق، دوری از دام ریا، شکیبایی و دادخواهی
کارت تصویری دو بیت نخست غزل شماره 467 حافظ و خلاصه تعبیر این غزل
دو بیت آغازین و خلاصه تعبیر غزل شماره 467 حافظ

متن غزل شماره 467 حافظ

پخش صوت غزل برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
زان می عشق کز او پخته شود هر خامی گر چه ماه رمضان است بیاور جامی
روزها رفت که دست من مسکین نگرفت زلف شمشادقدی ساعد سیم اندامی
روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی
مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد که نهاده ست به هر مجلس وعظی دامی
گله از زاهد بدخو نکنم رسم این است که چو صبحی بدمد در پی اش افتد شامی
یار من چون بخرامد به تماشای چمن برسانش ز من ای پیک صبا پیغامی
آن حریفی که شب و روز می صاف کشد بود آیا که کند یاد ز دردآشامی
حافظا گر ندهد داد دلت آصف عهد کام دشوار به دست آوری از خودکامی

خلاصه تعبیر این غزل

غزل 467 درباره پختگی از راه عشق، دوری از دام ریا، شکیبایی و دادخواهی است. برای نیت تو، پیام اصلی این است: برای خواسته‌ای که معطل مانده یک پیام روشن و محترمانه بفرست و هم‌زمان راه مستقل دیگری برای پیشرفت آن مشخص کن. در بیت 1، «زان می عشق، کز او پخته شود هر خامی / گر چه ماه رمضان است بیاور جامی» آمده است. می عشق مایه پختگی خامان دانسته می‌شود؛ استعاره‌ای از تجربه‌ای است که آدمی را از سطح به ژرفا می‌برد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «روزها رفت که دست من مسکین نگرفت / زلف شمشادقدی، ساعد سیم‌اندامی» آمده است. روزهای دوری و دست‌نیافتن به زلف و ساعد محبوب، حسرتی ملموس می‌سازد؛ گذر زمان لزوماً خواسته عاشق را محقق نمی‌کند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل / صحبتش موهبتی دان و شدن، انعامی» آمده است. روزه مهمانی عزیز است و رفتنش نیز نعمتی شمرده می‌شود؛ بیت پذیرش آمدوشد دوره‌های زندگی را آموزش می‌دهد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد / که نهاده‌ست به هر مجلس وعظی دامی» آمده است. مرغ زیرک از خانقاهی که مجلس وعظش دام دارد دوری می‌کند؛ هشیاری در برابر فریب و ظاهر مقدس مهم است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «گله از زاهد بدخو نکنم؛ رسم این است / که چو صبحی بدمد، در پی‌اش افتد شامی» آمده است. آمدن شام پس از صبح، تناوب روشنایی و تاریکی را یادآوری می‌کند؛ رفتار ناخوش دیگران را نباید سرنوشت همیشگی پنداشت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «یار من چون بخرامد به تماشای چمن / برسانش ز من ای پیک صبا پیغامی» آمده است. صبا پیک پیام به محبوب است؛ شاعر به جای تصاحب یار، تمنای رساندن خبری مهربانانه دارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «آن حریفی که شب و روز می صاف کشد / بود آیا که کند یاد ز دردآشامی؟» آمده است. حریف آسوده شاید دردِ دردمند را از یاد ببرد؛ تفاوت موقعیت انسان‌ها و نیاز به همدلی موضوع بیت است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «حافظا گر ندهد دادِ دلت آصف عهد / کام دشوار به دست آوری از خودکامی» آمده است. مقطع میان دادخواهی و خودکامی تفاوت می‌گذارد؛ اگر حق به دست نیاید، خودسری راه مطمئنی برای رسیدن به کام نیست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.

تعبیر فال حافظ غزل 467

غزل ۴۶۷ در مجموع فال پختگی، هوشیاری و حرکت از خامی به تجربه است. حافظ در آغاز می عشق را چیزی می‌داند که خام را پخته می‌کند. سپس از انتظار طولانی و نرسیدن به محبوب سخن می‌گوید، اما در ادامه یادآوری می‌کند هر دوره‌ای زمان آمدن و رفتن دارد. بیت مرغ زیرک هشدار بسیار جدی درباره دام‌های پنهان و ظاهرهای فریبنده است. بیت زاهد بدخو می‌گوید روشنایی و تاریکی در جهان به دنبال هم می‌آیند. در پایان، امکان رساندن پیام به محبوب وجود دارد، اما رسیدن به کام دشوار با خودکامی ممکن نیست. نتیجه کلی فال مثبت مشروط است: گشایش وجود دارد، ولی به پختگی، هوشیاری، ارتباط درست و همکاری بستگی دارد.

معنی و مفهوم غزل

غزل ۴۶۷ حافظ هشت بیت دارد و از نظر ساختاری از می عشق و پختگی آغاز می‌شود، سپس به انتظار عاشقانه، آمدن و رفتن روزه، نقد خانقاه و وعظ، پذیرش تضادهای روزگار، ارسال پیام به یار، تفاوت میان برخوردار و دردمند و در پایان مسئله عدالت و خودکامی می‌رسد. این تنوع موضوعی در ظاهر پراکنده به نظر می‌رسد، اما همه ابیات با یک محور مشترک پیوند دارند: عبور از خامی و ظاهر به سوی تجربه، هوشیاری و حقیقت. بیت نخست: «زان می عشق، کز او پخته شود هر خامی / گر چه ماه رمضان است بیاور جامی». «می عشق» در اینجا بیش از آنکه شراب مادی باشد، نماد تجربه‌ای است که انسان را دگرگون و پخته می‌کند. تقابل اصلی میان «خام» و «پخته» است. حافظ به کمک زبان رندانه، حتی ماه رمضان را نیز در برابر ضرورت این پختگی قرار می‌دهد. در جهان او، حقیقت عشق از قالب ظاهری مهم‌تر است. بیت دوم: «روزها رفت که دست من مسکین نگرفت / زلف شمشادقدی، ساعد سیم‌اندامی». «دست نگرفتن» در ظاهر به نرسیدن دست عاشق به زلف یا ساعد محبوب اشاره دارد، اما در معنای دیگر می‌تواند تداعی‌کننده یاری نکردن نیز باشد. «شمشادقد» محبوب بلندبالا و خوش‌اندام است و «سیم‌اندام» به سفیدی و لطافت تن اشاره دارد. حافظ با چند تصویر کوتاه، هم زیبایی محبوب و هم فاصله از او را نشان می‌دهد. بیت سوم: «روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل / صحبتش موهبتی دان و شدن، انعامی». روزه به «مهمان» تشبیه شده است. مهمان عزیز است و حضورش موهبت، اما رفتنش نیز انعام است. این بیت با طنزی ظریف، ناپایداری و موقتی بودن دوره‌ها را یادآوری می‌کند. حافظ حتی در امر معنوی نیز از مطلق‌سازی فاصله می‌گیرد. آمدن خوب است و رفتن نیز می‌تواند خوب باشد. بیت چهارم: «مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد / که نهاده‌ست به هر مجلس وعظی دامی». مرغ نماد روح آزاد و سالک است. اما این مرغ «زیرک» است و هر جایی فرود نمی‌آید. خانقاه و مجلس وعظ در ظاهر باید محل هدایت باشند، ولی حافظ احتمال دام را مطرح می‌کند. این بیت از مشهورترین نمونه‌های نقد ریا و قدرت در لباس معنویت است. پیام آن نفی دین یا اخلاق نیست؛ نقد سوءاستفاده از آنهاست. بیت پنجم: «گله از زاهد بدخو نکنم؛ رسم این است / که چو صبحی بدمد، در پی‌اش افتد شامی». صبح و شام دو قطب طبیعی‌اند. حافظ زاهد بدخو را مانند شام پس از صبح، بخشی از تناقض جهان می‌بیند. این بیت لحن حکیمانه‌ای دارد. به جای خشم مداوم از وجود بدخویی، شاعر می‌پذیرد که جهان آمیخته از روشنایی و تاریکی است. پذیرش به معنای تأیید زاهد نیست؛ به معنای شناخت طبیعت متناقض روزگار است. بیت ششم: «یار من چون بخرامد به تماشای چمن / برسانش ز من ای پیک صبا پیغامی». پس از ابیات انتقادی، غزل دوباره عاشقانه می‌شود. یار در چمن می‌خرامد و صبا پیام‌رسان عاشق است. «خرامیدن» حرکت آرام و دلربای محبوب را نشان می‌دهد. صبا در دیوان حافظ یکی از مهم‌ترین واسطه‌های ارتباطی است. این بیت حرکت از فاصله به امکان ارتباط را نشان می‌دهد. بیت هفتم: «آن حریفی که شب و روز می صاف کشد / بود آیا که کند یاد ز دردآشامی؟». «حریف» همدم و همراه بزم است. کسی که «می صاف» می‌نوشد در برابر «دردآشام» قرار می‌گیرد. «درد» هم ته‌نشین شراب است و هم رنج و اندوه. این ایهام بسیار مهم است. یک نفر بخش صاف و شیرین را می‌گیرد و دیگری درد و ته‌نشین را می‌نوشد. حافظ می‌پرسد آیا برخوردار، محروم را به یاد خواهد آورد؟ در سطح اجتماعی نیز این بیت می‌تواند نقد بی‌خبری آسوده‌حالان از رنج دیگران باشد. بیت هشتم: «حافظا گر ندهد داد دلت آصف عهد / کام دشوار به دست آوری از خودکامی». «آصف» نام وزیر سلیمان و نماد وزیر خردمند و دادگر است. «داد دل» هم می‌تواند حق دل و هم برآورده شدن مراد باشد. اگر شخص صاحب‌قدرت و تدبیر حق حافظ را ندهد، خودکامی راه مناسبی برای رسیدن به هدف دشوار نیست. این بیت اهمیت نظم، عدالت و همکاری را برجسته می‌کند. از نظر ساختاری، غزل با «می عشق» شروع می‌شود که خام را پخته می‌کند و با نفی «خودکامی» پایان می‌یابد. رابطه این دو بسیار مهم است. فرد خام فقط خواسته خودش را می‌بیند؛ فرد پخته می‌فهمد جهان، دیگران، عدالت و شرایط نیز در نتیجه نقش دارند. بنابراین پایان شعر در حقیقت توضیح نتیجه همان پختگی بیت نخست است. برای فال، همین مسیر اهمیت دارد: صاحب نیت باید از خواستن خام به خواستن پخته، هوشیار و مسئولانه برسد.

پیام حافظ به زبان ساده

«پختگی از راه عشق، دوری از دام ریا، شکیبایی و دادخواهی؛ راه درست از تشخیص آرزو و واقعیت می‌گذرد.»
پختگی از راه عشق، دوری از دام ریا، شکیبایی و دادخواهی. برای خواسته‌ای که معطل مانده یک پیام روشن و محترمانه بفرست و هم‌زمان راه مستقل دیگری برای پیشرفت آن مشخص کن. وعده‌های پرزرق‌وبرق یا گفتار ظاهراً خیرخواهانه را بدون بررسی نپذیر و ناکامی را به خودسری تبدیل نکن

بیت برجسته غزل

تعبیر این غزل برای نیت‌های مختلف

موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.

تعبیر عاشقانه
در نیت عاشقانه، غزل ۴۶۷ نشان می‌دهد علاقه و اشتیاق باقی است، اما انتظار طولانی نیز وجود داشته است. بیت «روزها رفت که دست من مسکین نگرفت...» از فاصله و تأخیر خبر می‌دهد. در عین حال، بیت صبا برای پیام‌رسانی بسیار امیدوارکننده است و می‌تواند نماد باز شدن راه تماس یا رساندن حرف دل باشد. هشدار مهم غزل این است که عشق باید از خامی به پختگی برسد. همچنین رابطه را نمی‌توان با خودکامی یک نفر ساخت. اگر طرف مقابل پاسخ و همراهی نشان می‌دهد، مسیر امیدبخش است. اگر فقط تو پیگیر هستی، بهتر است میزان متقابل بودن را جدی بسنجی. فال عاشقانه مثبت مشروط و نیازمند گفت‌وگو و بلوغ است.
تعبیر گشایش
در بیت 1، «زان می عشق، کز او پخته شود هر خامی / گر چه ماه رمضان است بیاور جامی» آمده است. می عشق مایه پختگی خامان دانسته می‌شود؛ استعاره‌ای از تجربه‌ای است که آدمی را از سطح به ژرفا می‌برد. گشایش در اینجا بیش از هر چیز به روشن شدن راه و تغییر نگاه اشاره دارد.
تعبیر کار و آینده شغلی
در نیت کاری، غزل ۴۶۷ بسیار کاربردی است. بیت مرغ زیرک می‌گوید هر فرصت و هر سخن ظاهراً خیرخواهانه را نپذیر. قرارداد، وعده، شرح وظیفه و شرایط واقعی را بررسی کن. اگر مدت زیادی منتظر پیشرفت یا حمایت بوده‌ای، شاید لازم باشد پیام و درخواستت را از طریق فرد یا مسیر مناسبی منتقل کنی. بیت پایانی نیز از نقش آصف عهد، یعنی فردی صاحب‌تدبیر یا بانفوذ، سخن می‌گوید. فال کاری خوب است، به‌خصوص اگر زیرکانه عمل کنی و از حمایت درست بهره بگیری.
تعبیر دوراهی و تصمیم
در بیت 3، «روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل / صحبتش موهبتی دان و شدن، انعامی» آمده است. روزه مهمانی عزیز است و رفتنش نیز نعمتی شمرده می‌شود؛ بیت پذیرش آمدوشد دوره‌های زندگی را آموزش می‌دهد. گزینه‌ها را بر اساس پیامدهای قابل سنجش مقایسه کن.

قدم بعدی پس از خواندن فال

برای خواسته‌ای که معطل مانده یک پیام روشن و محترمانه بفرست و هم‌زمان راه مستقل دیگری برای پیشرفت آن مشخص کن

پرسش‌های رایج درباره این غزل

مهم‌ترین پیام غزل ۴۶۷ برای نیت من چیست؟
مهم‌ترین پیام این است که این نیت باید تو را پخته‌تر کند. اگر مدت زیادی منتظر نتیجه بوده‌ای، اکنون فقط ادامه انتظار کافی نیست؛ لازم است شیوه، ارتباط و تصمیم‌هایت را بازنگری کنی. زیرک باش، ظاهرها را معیار قرار نده و از خودکامی فاصله بگیر. با بلوغ و همکاری، شانس گشایش بیشتر می‌شود.
آیا غزل ۴۶۷ برای عشق و بازگشت مثبت است؟
از نظر ماندگاری علاقه و امکان ارتباط مثبت است. بیت صبا به روشنی از رساندن پیام به یار سخن می‌گوید، بنابراین باز شدن راه تماس یا انتقال حرف دل محتمل است. بااین‌حال، انتظار طولانی در شعر وجود دارد و وصال فوری تضمین نمی‌شود. اگر پاسخ متقابل و زمینه واقعی وجود داشته باشد، فال امیدوارکننده‌تر است.
بیت «مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد...» چه پیامی برای فال دارد؟
این بیت می‌گوید ظاهر خیرخواهانه، معنوی یا معتبر همیشه تضمین‌کننده صداقت نیست. پیش از اعتماد، رفتار، سابقه و نتیجه را بررسی کن. در عشق، به عمل طرف مقابل نگاه کن؛ در کار، قرارداد و واقعیت پیشنهاد را ببین؛ و در امور مالی، هیچ وعده جذابی را بدون تحقیق نپذیر. زیرکی یعنی پیش از گرفتار شدن دام را دیدن.
منظور حافظ از «چو صبحی بدمد در پی‌اش افتد شامی» چیست؟
حافظ می‌گوید دنیا از تضاد ساخته شده است و هیچ وضعیت روشن یا تاریکی دائمی نیست. پس اگر اکنون سختی داری، آن را ابدی تصور نکن. اگر در خوشی هستی نیز مغرور نشو. این بیت به صاحب فال کمک می‌کند نوسان شرایط را طبیعی‌تر ببیند و کمتر از تغییرات اجتناب‌ناپذیر فرسوده شود.
نتیجه کلی فال غزل ۴۶۷ چیست؟
نتیجه کلی فال مثبت مشروط است. عشق، ارتباط و امکان گشایش وجود دارند، اما راه از خامی و انتظار صرف نمی‌گذرد. باید پخته‌تر، زیرک‌تر و واقع‌بین‌تر شوی، پیام خود را درست برسانی و برای رسیدن به هدف از خودکامی فاصله بگیری. اگر این تغییر در شیوه عمل ایجاد شود، احتمال رسیدن به مراد بسیار بیشتر خواهد شد.

بیشتر درباره پیام این غزل

درس زندگی از این غزل
درس این غزل، جدا کردن امید از پیشگویی است. در بیت 1، «زان می عشق، کز او پخته شود هر خامی / گر چه ماه رمضان است بیاور جامی» آمده است. می عشق مایه پختگی خامان دانسته می‌شود؛ استعاره‌ای از تجربه‌ای است که آدمی را از سطح به ژرفا می‌برد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «روزها رفت که دست من مسکین نگرفت / زلف شمشادقدی، ساعد سیم‌اندامی» آمده است. روزهای دوری و دست‌نیافتن به زلف و ساعد محبوب، حسرتی ملموس می‌سازد؛ گذر زمان لزوماً خواسته عاشق را محقق نمی‌کند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل / صحبتش موهبتی دان و شدن، انعامی» آمده است. روزه مهمانی عزیز است و رفتنش نیز نعمتی شمرده می‌شود؛ بیت پذیرش آمدوشد دوره‌های زندگی را آموزش می‌دهد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد / که نهاده‌ست به هر مجلس وعظی دامی» آمده است. مرغ زیرک از خانقاهی که مجلس وعظش دام دارد دوری می‌کند؛ هشیاری در برابر فریب و ظاهر مقدس مهم است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «گله از زاهد بدخو نکنم؛ رسم این است / که چو صبحی بدمد، در پی‌اش افتد شامی» آمده است. آمدن شام پس از صبح، تناوب روشنایی و تاریکی را یادآوری می‌کند؛ رفتار ناخوش دیگران را نباید سرنوشت همیشگی پنداشت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «یار من چون بخرامد به تماشای چمن / برسانش ز من ای پیک صبا پیغامی» آمده است. صبا پیک پیام به محبوب است؛ شاعر به جای تصاحب یار، تمنای رساندن خبری مهربانانه دارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «آن حریفی که شب و روز می صاف کشد / بود آیا که کند یاد ز دردآشامی؟» آمده است. حریف آسوده شاید دردِ دردمند را از یاد ببرد؛ تفاوت موقعیت انسان‌ها و نیاز به همدلی موضوع بیت است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «حافظا گر ندهد دادِ دلت آصف عهد / کام دشوار به دست آوری از خودکامی» آمده است. مقطع میان دادخواهی و خودکامی تفاوت می‌گذارد؛ اگر حق به دست نیاید، خودسری راه مطمئنی برای رسیدن به کام نیست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
پیام کامل حافظ
پیام این غزل: پختگی از راه عشق، دوری از دام ریا، شکیبایی و دادخواهی. وعده‌های پرزرق‌وبرق یا گفتار ظاهراً خیرخواهانه را بدون بررسی نپذیر و ناکامی را به خودسری تبدیل نکن در بیت 1، «زان می عشق، کز او پخته شود هر خامی / گر چه ماه رمضان است بیاور جامی» آمده است. می عشق مایه پختگی خامان دانسته می‌شود؛ استعاره‌ای از تجربه‌ای است که آدمی را از سطح به ژرفا می‌برد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «روزها رفت که دست من مسکین نگرفت / زلف شمشادقدی، ساعد سیم‌اندامی» آمده است. روزهای دوری و دست‌نیافتن به زلف و ساعد محبوب، حسرتی ملموس می‌سازد؛ گذر زمان لزوماً خواسته عاشق را محقق نمی‌کند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل / صحبتش موهبتی دان و شدن، انعامی» آمده است. روزه مهمانی عزیز است و رفتنش نیز نعمتی شمرده می‌شود؛ بیت پذیرش آمدوشد دوره‌های زندگی را آموزش می‌دهد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد / که نهاده‌ست به هر مجلس وعظی دامی» آمده است. مرغ زیرک از خانقاهی که مجلس وعظش دام دارد دوری می‌کند؛ هشیاری در برابر فریب و ظاهر مقدس مهم است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «گله از زاهد بدخو نکنم؛ رسم این است / که چو صبحی بدمد، در پی‌اش افتد شامی» آمده است. آمدن شام پس از صبح، تناوب روشنایی و تاریکی را یادآوری می‌کند؛ رفتار ناخوش دیگران را نباید سرنوشت همیشگی پنداشت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «یار من چون بخرامد به تماشای چمن / برسانش ز من ای پیک صبا پیغامی» آمده است. صبا پیک پیام به محبوب است؛ شاعر به جای تصاحب یار، تمنای رساندن خبری مهربانانه دارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «آن حریفی که شب و روز می صاف کشد / بود آیا که کند یاد ز دردآشامی؟» آمده است. حریف آسوده شاید دردِ دردمند را از یاد ببرد؛ تفاوت موقعیت انسان‌ها و نیاز به همدلی موضوع بیت است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «حافظا گر ندهد دادِ دلت آصف عهد / کام دشوار به دست آوری از خودکامی» آمده است. مقطع میان دادخواهی و خودکامی تفاوت می‌گذارد؛ اگر حق به دست نیاید، خودسری راه مطمئنی برای رسیدن به کام نیست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.

تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهام‌بخش از غزل است؛ برای تصمیم‌های مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.