✦ دیوان حافظ شیرازی ✦

غزل 466 حافظ؛ این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی

متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن

موضوع اصلی: نقد ریا و ظاهرسازی، حسرت عمر ازدست‌رفته و انتخاب زندگی اصیل
کارت تصویری دو بیت نخست غزل شماره 466 حافظ و خلاصه تعبیر این غزل
دو بیت آغازین و خلاصه تعبیر غزل شماره 466 حافظ

متن غزل شماره 466 حافظ

پخش صوت غزل برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی وین دفتر بی معنی غرق می ناب اولی
چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردم در کنج خراباتی افتاده خراب اولی
چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی هم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی
من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت این قصه اگر گویم با چنگ و رباب اولی
تا بی سر و پا باشد اوضاع فلک زین دست در سر هوس ساقی در دست شراب اولی
از همچو تو دلداری دل برنکنم آری چون تاب کشم باری زان زلف به تاب اولی
چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون آی رندی و هوسناکی در عهد شباب اولی

خلاصه تعبیر این غزل

غزل 466 درباره نقد ریا و ظاهرسازی، حسرت عمر ازدست‌رفته و انتخاب زندگی اصیل است. برای نیت تو، پیام اصلی این است: یکی از عادت‌هایی را که تنها برای تأیید دیگران ادامه می‌دهی شناسایی کن و جای آن رفتاری صادقانه و سودمند بگذار. در بیت 1، «این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی / وین دفتر بی‌معنی غرق می ناب اولی» آمده است. خرقه و دفتر بی‌معنی در برابر شراب نهاده می‌شوند؛ حافظ با زبان رندانه، ارزش صداقت و شور باطنی را بر نشانه‌های ظاهری ترجیح می‌دهد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردم / در کنج خراباتی افتاده خراب اولی» آمده است. بازنگری در عمر گذشته حسرتی تلخ برمی‌انگیزد؛ شاعر از زندگی بی‌حاصل فاصله می‌خواهد و در خرابات نمادین پناه می‌جوید. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی / هم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی» آمده است. مصلحت‌اندیشی سودجویانه با درویشی بی‌ریا ناسازگار است؛ آتش سینه و اشک چشم نشانه شدت صداقت عاطفی‌اند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت / این قصه اگر گویم با چنگ و رباب اولی» آمده است. حافظ از افشای احوال زاهد پرهیز می‌کند و موسیقی را زبان مناسب‌تر روایت می‌داند؛ نقد ریا را می‌توان بدون رسواسازی دیگران پیش برد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «تا بی سر و پا باشد اوضاع فلک زین دست / در سر هوس ساقی در دست شراب اولی» آمده است. بی‌سامانی فلک در این بیت پاسخ رندانه شاعر را برمی‌انگیزد؛ در روزگار ناپایدار، دل‌بستگی به شادی و همراهی انسانی برجسته می‌شود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «از همچو تو دلداری دل برنکنم آری / چون تاب کشم باری زان زلف به تاب اولی» آمده است. زلف پیچان محبوب تصویری از رنج شیرین دلدادگی است؛ شاعر به جای بریدن دل، دشواری عشق را آگاهانه می‌پذیرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون آی / رندی و هوسناکی در عهد شباب اولی» آمده است. مقطع به تناسب شور جوانی و سالخوردگی اشاره دارد؛ هر مرحله عمر فرصت‌ها و مسئولیت‌های خود را دارد و باید با آگاهی از آن گذشت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.

تعبیر فال حافظ غزل 466

غزل ۴۶۶ در مجموع فال بازنگری و انتخاب اصالت است. حافظ از خرقه، دفتر، زهد و مصلحت‌اندیشی فاصله می‌گیرد و چیزهایی را که از معنا تهی شده‌اند بی‌ارزش می‌داند. او به گذشته نگاه می‌کند و از عمر تلف‌شده سخن می‌گوید، اما همین آگاهی می‌تواند آغاز تغییر باشد. در میانه شعر، اوضاع جهان بی‌سامان معرفی می‌شود و حافظ ترجیح می‌دهد به جای غرق شدن در آشفتگی بیرونی، به چیزی که برایش معنا دارد تکیه کند. در عشق نیز دل کندن از محبوب برای او ممکن نیست. بیت پایانی اما یادآوری می‌کند که شور و رندی هم باید با مرحله زندگی متناسب باشند. نتیجه کلی فال مثبت برای تغییر مسیر، صداقت و بازگشت به ارزش‌های واقعی است.

معنی و مفهوم غزل

غزل ۴۶۶ حافظ هفت بیت دارد و از نظر لحن، یکی از غزل‌های کاملاً رندانه و انتقادی اوست. ردیف «اولی» در پایان هر بیت نقش اصلی در ساختار شعر دارد؛ حافظ در هر بیت میان دو حالت یا دو شیوه انتخاب می‌کند و یکی را «اولی»، یعنی شایسته‌تر و ترجیح‌دادنی‌تر می‌داند. همین ساختار باعث می‌شود غزل صورت مجموعه‌ای از داوری‌های ارزشی پیدا کند. بیت نخست: «این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی / وین دفتر بی‌معنی غرق می ناب اولی». «خرقه» لباس اهل تصوف و نشانه هویت رسمی صوفیانه است. اما در شعر حافظ، خرقه گاهی به دلیل ارتباط با ریا و ظاهرگرایی مورد نقد قرار می‌گیرد. «دفتر بی‌معنی» نیز می‌تواند نماد دانشی باشد که فقط صورت و اصطلاح دارد ولی حقیقت و اثر ندارد. حافظ می‌گوید چنین خرقه و دفتری اگر در خدمت حقیقت نیستند، بهتر است فدای می ناب شوند. «می ناب» در جهان حافظ می‌تواند نماد حقیقت بی‌ریا، عشق و شور زندگی باشد. تقابل اصلی بیت میان «ظاهر رسمی» و «حقیقت زنده» است. بیت دوم: «چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردم / در کنج خراباتی افتاده خراب اولی». حافظ به گذشته نگاه می‌کند. عبارت «چندان که نگه کردم» نشان‌دهنده یک محاسبه و بازنگری است. نتیجه این حساب، احساس تباه شدن عمر است. او با طنز تلخ می‌گوید اگر قرار بود چنین شود، افتادن در خرابات و مستی شاید از این عمر بی‌حاصل بهتر بود. «خراب» در اینجا هم معنای مست و از خود بی‌خود دارد و هم با «خرابات» تناسب لفظی. بیت سوم: «چون مصلحت‌اندیشی دور است ز درویشی / هم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی». «مصلحت‌اندیشی» در اینجا عقل عملی معمول نیست؛ بیشتر به حسابگری برای حفظ منفعت، موقعیت و ظاهر اشاره دارد. درویش حقیقی از این تعلقات آزاد است. حافظ می‌گوید اگر قرار است درویش باشی، سینه پرآتش و چشم پرآب از عشق بهتر از مصلحت‌اندیشی سرد است. این بیت نشان می‌دهد درویشی نزد حافظ یک وضعیت پرشور و دردناک است، نه آسودگی بی‌احساس. بیت چهارم: «من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت / این قصه اگر گویم با چنگ و رباب اولی». حافظ با زاهد اختلاف دارد، اما حتی نقد او را نیز به شیوه مستقیم و خطابه‌ای عرضه نمی‌کند. چنگ و رباب نماد موسیقی و هنرند. اگر قرار است حقیقت گفته شود، از نظر حافظ هنر می‌تواند از وعظ خشک اثرگذارتر باشد. همچنین می‌توان در این بیت نوعی پرهیز از غیبت و افشای مستقیم حال دیگران دید. شاعر ترجیح می‌دهد نقد را در قالب هنر و کنایه بیان کند. بیت پنجم: «تا بی سر و پا باشد اوضاع فلک زین دست / در سر هوس ساقی در دست شراب اولی». «بی سر و پا» به معنی آشفته، نابسامان و بی‌نظم است. وقتی جهان چنین بی‌ثبات است، حافظ از انتظار نظم کامل دست می‌کشد. در برابر آشفتگی فلک، ساقی و شراب را قرار می‌دهد. این واکنش نوعی رندی است: وقتی بیرون از اختیار تو آشفته است، زندگی درونی خودت را کاملاً به آن نسپار. بیت ششم: «از همچو تو دلداری دل برنکنم آری / چون تاب کشم باری زان زلف به تاب اولی». «تاب» چند لایه دارد. زلف محبوب تاب دارد، عاشق باید تاب و تحمل داشته باشد و بار عشق را نیز تحمل کند. حافظ می‌گوید اگر قرار است باری بکشم، بار زلف محبوب بهتر است. این بیت یکی از روشن‌ترین ابیات عاشقانه غزل است. پس رندی حافظ به بی‌عشقی نمی‌رسد؛ اتفاقاً انتخاب اصلی او عشق است. بیت هفتم: «چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون آی / رندی و هوسناکی در عهد شباب اولی». پایان غزل نوعی خودانتقادی است. حافظ که در تمام شعر رندی و می را ترجیح داده، در پایان برای همان رندی نیز حد زمانی می‌گذارد. «شباب» جوانی است و «پیری» مرحله دیگری از زندگی. این بیت مانع از آن می‌شود که شعر را تبلیغ بی‌قید و شرط هوس بدانیم. حافظ به تناسب رفتار و زمان اشاره می‌کند. هر حال و شیوه‌ای ممکن است در مرحله‌ای مناسب‌تر و در مرحله دیگر نیازمند تغییر باشد. از نظر ساختاری، این پایان بسیار مهم است. غزل با ترجیح می ناب بر خرقه آغاز می‌شود، اما با دعوت به خروج از میکده در پیری پایان می‌یابد. این دو بیت ظاهراً متناقض‌اند ولی در واقع مکمل یکدیگرند. پیام حافظ این نیست که یک رفتار را برای همیشه مطلقاً درست بدانی؛ بلکه باید از ریا دور شوی و در عین حال زمان، بلوغ و شرایط را نیز بشناسی. از نظر فال، همین انعطاف معنایی بسیار مهم است: امروز شاید زمان رها کردن یک ظاهر باشد، ولی فردا ممکن است زمان مسئولیت و تثبیت فرا برسد.

پیام حافظ به زبان ساده

«نقد ریا و ظاهرسازی، حسرت عمر ازدست‌رفته و انتخاب زندگی اصیل؛ راه درست از تشخیص آرزو و واقعیت می‌گذرد.»
نقد ریا و ظاهرسازی، حسرت عمر ازدست‌رفته و انتخاب زندگی اصیل. یکی از عادت‌هایی را که تنها برای تأیید دیگران ادامه می‌دهی شناسایی کن و جای آن رفتاری صادقانه و سودمند بگذار. از سر حسرت گذشته تصمیم شتاب‌زده نگیر و رندی شاعرانه را مجوز بی‌مسئولیتی تعبیر نکن

بیت برجسته غزل

تعبیر این غزل برای نیت‌های مختلف

موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.

تعبیر عاشقانه
در نیت عاشقانه، غزل ۴۶۶ نشان می‌دهد دل کندن از محبوب برای صاحب فال آسان نیست. بیت «از همچو تو دلداری دل برنکنم» بسیار صریح است و از ماندگاری علاقه خبر می‌دهد. اگر رابطه ارزشمند و دوطرفه است، تحمل برخی سختی‌ها ممکن است منطقی باشد. اما حافظ در پایان از تناسب رفتار با دوره زندگی می‌گوید. پس اگر رابطه‌ای سال‌ها در همان شکل نامشخص یا بی‌نتیجه مانده، باید ببینی آیا اکنون وقت بلوغ، تعیین تکلیف یا تغییر شکل رابطه نرسیده است. فال عاشقانه از نظر احساس مثبت است، ولی برای ادامه همان الگوی قدیمی بدون تغییر هشدار دارد.
تعبیر گشایش
در بیت 1، «این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی / وین دفتر بی‌معنی غرق می ناب اولی» آمده است. خرقه و دفتر بی‌معنی در برابر شراب نهاده می‌شوند؛ حافظ با زبان رندانه، ارزش صداقت و شور باطنی را بر نشانه‌های ظاهری ترجیح می‌دهد. گشایش در اینجا بیش از هر چیز به روشن شدن راه و تغییر نگاه اشاره دارد.
تعبیر کار و آینده شغلی
در نیت کاری، غزل ۴۶۶ می‌تواند نشان دهد از کار یا مسیری که فقط ظاهر اعتبار دارد ولی برایت معنا ندارد خسته شده‌ای. خرقه و دفتر بی‌معنی نماد چیزهایی‌اند که شاید عنوان و فرم دارند ولی جان ندارند. اگر مدت زیادی در چنین مسیری عمر صرف کرده‌ای، تغییر یا بازطراحی مسیر می‌تواند مفید باشد. در عین حال، تصمیم را صرفاً هیجانی نگیر؛ ببین چه چیزی واقعاً با ارزش‌ها و مرحله فعلی زندگی‌ات سازگار است. فال کاری برای تغییر معنادار مثبت است.
تعبیر دوراهی و تصمیم
در بیت 3، «چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی / هم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی» آمده است. مصلحت‌اندیشی سودجویانه با درویشی بی‌ریا ناسازگار است؛ آتش سینه و اشک چشم نشانه شدت صداقت عاطفی‌اند. گزینه‌ها را بر اساس پیامدهای قابل سنجش مقایسه کن.

قدم بعدی پس از خواندن فال

یکی از عادت‌هایی را که تنها برای تأیید دیگران ادامه می‌دهی شناسایی کن و جای آن رفتاری صادقانه و سودمند بگذار

پرسش‌های رایج درباره این غزل

مهم‌ترین پیام غزل ۴۶۶ برای نیت من چیست؟
مهم‌ترین پیام این است که چیزی را فقط به خاطر ظاهر، عنوان یا مصلحت نگه ندار. ببین واقعاً چه چیزی برایت معنا دارد. اگر احساس می‌کنی بخشی از عمر در مسیر کم‌ثمر گذشته، اکنون از همان تجربه برای انتخاب بهتر استفاده کن. تغییر مسیر ممکن است لازم باشد، اما باید آگاهانه و متناسب با مرحله فعلی زندگی انجام شود.
آیا غزل ۴۶۶ برای عشق مثبت است؟
بله، بیت «از همچو تو دلداری دل برنکنم» از دلبستگی بسیار قوی خبر می‌دهد. حافظ حاضر است سختی عشق را تحمل کند. اما بیت پایانی یادآوری می‌کند که رابطه باید با بلوغ و مرحله زندگی هماهنگ شود. اگر عشق واقعی و دوطرفه است، ادامه آن ارزشمند است؛ اگر فقط هیجان قدیمی بدون آینده روشن باقی مانده، زمان بازنگری رسیده است.
منظور حافظ از «خرقه در رهن شراب» چیست؟
این تصویر نماد ترجیح حقیقت و شور اصیل بر ظاهر صوفیانه و اعتبار رسمی است. حافظ چیزی را که فقط ظاهر معنوی دارد ولی از حقیقت خالی است ارزشمند نمی‌داند. در فال، یعنی عنوان، وجهه یا رسم را بر صداقت درونی مقدم نکن. چیزی که واقعاً زنده و معنادار است از نمایشی که فقط برای دیگران حفظ می‌شود مهم‌تر است.
بیت «چون مصلحت‌اندیشی دور است ز درویشی» چه پیامی دارد؟
این بیت مصلحت‌اندیشی افراطی را نقد می‌کند؛ یعنی حالتی که انسان فقط برای حفظ منفعت و نظر دیگران تصمیم می‌گیرد و حقیقت خودش را فراموش می‌کند. حافظ نمی‌گوید عقل و احتیاط را کنار بگذار، بلکه می‌گوید ترس و حسابگری نباید تمام انتخاب‌ها را کنترل کنند. در تصمیم مهم، هم عقل را ببین و هم صداقت درونی را.
نتیجه کلی فال غزل ۴۶۶ چیست؟
نتیجه کلی فال، بازنگری مثبت و تغییر آگاهانه است. ممکن است چیزی در زندگی دیگر معنای سابق را نداشته باشد و وقت اصلاح مسیر رسیده باشد. عشق یا هدف واقعی همچنان ارزش تحمل دارد، اما عادت‌ها و رفتارهای قدیمی باید با مرحله فعلی زندگی هماهنگ شوند. اگر ظاهرهای بی‌معنا را کنار بگذاری و انتخاب‌های اصیل‌تری داشته باشی، گشایش خوبی ممکن است.

بیشتر درباره پیام این غزل

درس زندگی از این غزل
درس این غزل، جدا کردن امید از پیشگویی است. در بیت 1، «این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی / وین دفتر بی‌معنی غرق می ناب اولی» آمده است. خرقه و دفتر بی‌معنی در برابر شراب نهاده می‌شوند؛ حافظ با زبان رندانه، ارزش صداقت و شور باطنی را بر نشانه‌های ظاهری ترجیح می‌دهد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردم / در کنج خراباتی افتاده خراب اولی» آمده است. بازنگری در عمر گذشته حسرتی تلخ برمی‌انگیزد؛ شاعر از زندگی بی‌حاصل فاصله می‌خواهد و در خرابات نمادین پناه می‌جوید. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی / هم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی» آمده است. مصلحت‌اندیشی سودجویانه با درویشی بی‌ریا ناسازگار است؛ آتش سینه و اشک چشم نشانه شدت صداقت عاطفی‌اند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت / این قصه اگر گویم با چنگ و رباب اولی» آمده است. حافظ از افشای احوال زاهد پرهیز می‌کند و موسیقی را زبان مناسب‌تر روایت می‌داند؛ نقد ریا را می‌توان بدون رسواسازی دیگران پیش برد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «تا بی سر و پا باشد اوضاع فلک زین دست / در سر هوس ساقی در دست شراب اولی» آمده است. بی‌سامانی فلک در این بیت پاسخ رندانه شاعر را برمی‌انگیزد؛ در روزگار ناپایدار، دل‌بستگی به شادی و همراهی انسانی برجسته می‌شود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «از همچو تو دلداری دل برنکنم آری / چون تاب کشم باری زان زلف به تاب اولی» آمده است. زلف پیچان محبوب تصویری از رنج شیرین دلدادگی است؛ شاعر به جای بریدن دل، دشواری عشق را آگاهانه می‌پذیرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون آی / رندی و هوسناکی در عهد شباب اولی» آمده است. مقطع به تناسب شور جوانی و سالخوردگی اشاره دارد؛ هر مرحله عمر فرصت‌ها و مسئولیت‌های خود را دارد و باید با آگاهی از آن گذشت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
پیام کامل حافظ
پیام این غزل: نقد ریا و ظاهرسازی، حسرت عمر ازدست‌رفته و انتخاب زندگی اصیل. از سر حسرت گذشته تصمیم شتاب‌زده نگیر و رندی شاعرانه را مجوز بی‌مسئولیتی تعبیر نکن در بیت 1، «این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی / وین دفتر بی‌معنی غرق می ناب اولی» آمده است. خرقه و دفتر بی‌معنی در برابر شراب نهاده می‌شوند؛ حافظ با زبان رندانه، ارزش صداقت و شور باطنی را بر نشانه‌های ظاهری ترجیح می‌دهد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردم / در کنج خراباتی افتاده خراب اولی» آمده است. بازنگری در عمر گذشته حسرتی تلخ برمی‌انگیزد؛ شاعر از زندگی بی‌حاصل فاصله می‌خواهد و در خرابات نمادین پناه می‌جوید. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی / هم سینه پر از آتش هم دیده پرآب اولی» آمده است. مصلحت‌اندیشی سودجویانه با درویشی بی‌ریا ناسازگار است؛ آتش سینه و اشک چشم نشانه شدت صداقت عاطفی‌اند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت / این قصه اگر گویم با چنگ و رباب اولی» آمده است. حافظ از افشای احوال زاهد پرهیز می‌کند و موسیقی را زبان مناسب‌تر روایت می‌داند؛ نقد ریا را می‌توان بدون رسواسازی دیگران پیش برد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «تا بی سر و پا باشد اوضاع فلک زین دست / در سر هوس ساقی در دست شراب اولی» آمده است. بی‌سامانی فلک در این بیت پاسخ رندانه شاعر را برمی‌انگیزد؛ در روزگار ناپایدار، دل‌بستگی به شادی و همراهی انسانی برجسته می‌شود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «از همچو تو دلداری دل برنکنم آری / چون تاب کشم باری زان زلف به تاب اولی» آمده است. زلف پیچان محبوب تصویری از رنج شیرین دلدادگی است؛ شاعر به جای بریدن دل، دشواری عشق را آگاهانه می‌پذیرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون آی / رندی و هوسناکی در عهد شباب اولی» آمده است. مقطع به تناسب شور جوانی و سالخوردگی اشاره دارد؛ هر مرحله عمر فرصت‌ها و مسئولیت‌های خود را دارد و باید با آگاهی از آن گذشت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.

تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهام‌بخش از غزل است؛ برای تصمیم‌های مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.