✦ دیوان حافظ شیرازی ✦
غزل 459 حافظ؛ زین خوش رقم که بر گل رخسار می کشی
متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن
موضوع اصلی: جاذبه معشوق، آشکار شدن اشک پنهان، گرفتاری در خاطره و قدرشناسی وصال
مطالعه آرام غزل حافظ
بیتها را در صفحهای خلوت، با اندازه دلخواه و حالت شب بخوانید.
متن غزل شماره 459 حافظ
پخش صوت غزل
برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
زین خوش رقم که بر گل رخسار می کشی
خط بر صحیفه گل و گلزار می کشی
اشک حرم نشین نهانخانه مرا
زان سوی هفت پرده به بازار می کشی
کاهل روی چو باد صبا را به بوی زلف
هر دم به قید سلسله در کار می کشی
هر دم به یاد آن لب میگون و چشم مست
از خلوتم به خانه خمار می کشی
گفتی سر تو بسته فتراک ما شود
سهل است اگر تو زحمت این بار می کشی
با چشم و ابروی تو چه تدبیر دل کنم
وه زین کمان که بر من بیمار می کشی
بازآ که چشم بد ز رخت دفع می کند
ای تازه گل که دامن از این خار می کشی
حافظ دگر چه می طلبی از نعیم دهر
می می خوری و طره دلدار می کشی
خلاصه تعبیر این غزل
غزل 459 درباره جاذبه معشوق، آشکار شدن اشک پنهان، گرفتاری در خاطره و قدرشناسی وصال است. برای نیت تو، پیام اصلی این است: احساس پنهانی را با زبانی سنجیده بیان کن و همزمان ببین آیا رابطه به تو آرامش و احترام متقابل میدهد.
در بیت 1، «زین خوش رقم که بر گل رخسار میکشی / خط بر صحیفهٔ گل و گلزار میکشی» آمده است. خط خوش بر رخسار محبوب حتی بر گلزار برتری مییابد؛ دلربایی او جهان عادی عاشق را دگرگون میکند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 2، «اشک حرمنشین نهانخانهٔ مرا / زان سوی هفتپرده به بازار میکشی» آمده است. اشک نهانخانه از هفت پرده بیرون کشیده میشود؛ شدت عاطفه را دیگر نمیتوان پنهان کرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 3، «کاهل روی چو باد صبا را به بوی زلف / هر دم به قید سلسله در کار میکشی» آمده است. بوی زلف محبوب، حتی کاهل و آرام را همچون باد صبا به حرکت و بند سلسله عشق میکشاند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 4، «هر دم به یاد آن لب میگون و چشم مست / از خلوتم به خانهٔ خمار میکشی» آمده است. یاد لب میگون و چشم مست، عاشق را از خلوت به میخانه میبرد؛ خاطره محبوب رفتار و حال او را تغییر میدهد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 5، «گفتی سر تو بستهٔ فتراک ما شود / سهل است اگر تو زحمت این بار میکشی» آمده است. فتراک شکار استعاره تسلیم عاشق در برابر فرمان محبوب است؛ باید تفاوت تعهد عاشقانه و تحمل بار ناعادلانه را شناخت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 6، «با چشم و ابروی تو چه تدبیر دل کنم؟ / وه زین کمان که بر من بیمار میکشی» آمده است. کمان چشم و ابرو، دل بیمار را بیدفاع نشان میدهد؛ تصمیمگیری زیر نفوذ جذبه شدید دشوار میشود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 7، «بازآ که چشم بد ز رخت دفع میکند / ای تازه گل که دامن از این خار میکشی» آمده است. دعوت بازگشت گل تازه و دوری از خار، امید به رفع فاصله و نگرانی از آسیب و چشم بد را در هم میآمیزد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 8، «حافظ دگر چه میطلبی از نعیم دهر / می میخوری و طرهٔ دلدار میکشی» آمده است. پایان غزل به نعمت موجود و طره دلدار اشاره دارد؛ قدردانی از لحظه وصال مانع طلب بیپایان میشود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
تعبیر فال حافظ غزل 459
غزل ۴۵۹ در مجموع فال بسیار عاشقانه و پرکشش است.
در این غزل، احساسات دیگر در حد یک علاقه آرام نیستند؛ اشک از نهانخانه بیرون میآید، باد صبا گرفتار زلف میشود و یاد لب و چشم محبوب حافظ را از خلوت بیرون میکشد.
این شدت نشان میدهد موضوع نیت تأثیر عاطفی زیادی بر صاحب فال دارد.
بیت «بازآ» یکی از امیدوارکنندهترین بخشهای غزل برای بازگشت، آشتی یا نزدیک شدن دوباره است.
بااینحال، چشم و ابرو و زلف محبوب نیز بارها به شکل دام، زنجیر و کمان ظاهر میشوند؛ بنابراین غزل هشدار میدهد جذابیت را با اطمینان و ثبات اشتباه نگیری.
پایان غزل بسیار مثبت است و به رضایت از نعمت موجود دعوت میکند.
نتیجه کلی فال مثبت و عاشقانه است، با هشدار درباره وابستگی و ضرورت حفظ تعادل.
معنی و مفهوم غزل
غزل ۴۵۹ حافظ هشت بیت دارد و از نظر تصویری بر مجموعهای از عناصر کلاسیک عشق فارسی ساخته شده است: رخسار، خط، اشک، پرده، زلف، باد صبا، لب میگون، چشم مست، فتراک، کمان ابرو، گل و خار و طره دلدار. تقریباً در همه ابیات، محبوب نیرویی دارد که چیزی را از جای طبیعی خود خارج میکند: رخسار گلزار را دگرگون میکند، اشک نهان را به بازار میآورد، باد آزاد را در زنجیر میاندازد، عاشق خلوتنشین را به خانه خمار میکشاند و دل بیمار را زیر تیر کمان ابرو قرار میدهد. بنابراین مضمون مرکزی غزل «قدرت کشش محبوب» است.
بیت نخست: «زین خوش رقم که بر گل رخسار میکشی / خط بر صحیفهٔ گل و گلزار میکشی».
«رقم» به خط و نقش اشاره دارد.
حافظ رویش یا ظهور خط بر صورت محبوب را نوعی نقاشی و کتابت میبیند.
رخسار محبوب گل است و این خط چنان زیباست که گویی بر صفحه گل و گلزار نوشته میشود.
در این تصویر، چهره محبوب از طبیعت نیز فراتر میرود و خود معیاری برای زیبایی طبیعت میشود.
بیت دوم: «اشک حرمنشین نهانخانهٔ مرا / زان سوی هفتپرده به بازار میکشی».
اشک به موجودی حرمنشین تبدیل شده است.
«نهانخانه» خصوصیترین فضای وجود عاشق است.
«هفت پرده» نیز شدت پنهان بودن را بیشتر میکند.
اما محبوب آن را به «بازار» میکشاند؛ یعنی از نهایت پنهانی به نهایت آشکاری.
تقابل نهانخانه و بازار بسیار مهم است.
عشق راز درون را اجتماعی و آشکار میکند.
بیت سوم: «کاهل روی چو باد صبا را به بوی زلف / هر دم به قید سلسله در کار میکشی».
باد صبا نماد حرکت، آزادی و پیامرسانی است.
اما زلف محبوب حتی این باد آزاد را گرفتار میکند.
«سلسله» هم زنجیر است و هم به ساختار حلقهحلقه زلف اشاره دارد.
این ایهام باعث میشود زلف هم زیبایی باشد و هم ابزار اسارت.
در منطق غزل، عشق چیزی است که آزادی را نیز به بند میکشد، اما این بند برای عاشق ناخوشایند نیست.
بیت چهارم: «هر دم به یاد آن لب میگون و چشم مست / از خلوتم به خانهٔ خمار میکشی».
«میگون» یعنی به رنگ شراب.
لب محبوب خود رنگ می دارد و چشم او مست است.
پس حتی بدون حضور واقعی شراب، چهره محبوب فضایی مستکننده میسازد.
حافظ از «خلوت» که فضای سکون و تنهایی است به «خانه خمار» کشیده میشود.
یاد محبوب سبب حرکت از خلوت به طلب مستی میشود.
بیت پنجم: «گفتی سر تو بستهٔ فتراک ما شود / سهل است اگر تو زحمت این بار میکشی».
فتراک بندی است بر زین که شکار را به آن میبستند.
در شعر عاشقانه، عاشق خود را شکار محبوب میبیند.
بسته شدن سر به فتراک نهایت تسلیم و اسارت است.
اما حافظ آن را «سهل» میداند، به شرط آنکه محبوب نیز زحمت حمل این بار را بپذیرد.
در همین شرط، رابطهای دوطرفه پنهان است: عاشق تسلیم میشود، ولی محبوب نیز بار او را میکشد.
بیت ششم: «با چشم و ابروی تو چه تدبیر دل کنم؟ / وه زین کمان که بر من بیمار میکشی».
ابرو کمان است و چشم میتواند تیر باشد.
این تشبیه از سنتهای مشهور شعر فارسی است.
عاشق «بیمار» است و در برابر کمان محبوب توان دفاع ندارد.
پرسش «چه تدبیر دل کنم؟» نشان میدهد عقل در برابر کشش زیبایی درمانده شده است.
این بیت اوج بیاختیاری عاشق است.
بیت هفتم: «بازآ که چشم بد ز رخت دفع میکند / ای تازه گل که دامن از این خار میکشی».
«بازآ» فرمانی مستقیم و عاطفی است.
محبوب «تازه گل» است و خار میتواند نماد آزار، دشمن، مانع یا محیط نامناسب باشد.
«دامن کشیدن از خار» یعنی دوری کردن و احتیاط.
حافظ از محبوب میخواهد بازگردد و نوعی حمایت و دفع چشم بد را وعده میدهد.
در ساختار غزل، این نخستین بار است که خواسته بازگشت تا این حد آشکار بیان میشود.
بیت هشتم: «حافظ دگر چه میطلبی از نعیم دهر / می میخوری و طرهٔ دلدار میکشی».
غزل با نوعی رضایت و خودآگاهی پایان مییابد.
پس از تمام ناله، اسارت و بیماری، حافظ ناگهان به خود یادآوری میکند که اکنون از دو نعمت مهم برخوردار است: می و طره دلدار.
«طره کشیدن» میتواند اشاره به بازی و انس با زلف محبوب داشته باشد.
«نعیم دهر» همه خوشیهای جهان است و حافظ میپرسد دیگر چه میخواهی؟
این پایان مهم است، زیرا غزل را از شکایت صرف نجات میدهد.
عاشق رنج دارد، اما اصل تجربه عشق را نعمت میداند.
از نظر ساختاری، غزل از «خط بر رخ یار» آغاز و به «طره دلدار» ختم میشود؛ یعنی چهره و زلف محبوب قاب کلی شعر را تشکیل میدهند.
در میان این دو، اشک، باد، دل و خود حافظ همگی تحت تأثیر نیروی محبوب قرار میگیرند.
از نظر فال، این غزل بیش از هر چیز درباره کشش و بازگشت است.
اما چون تصاویر اسارت نیز بسیار قویاند، تعبیر متعادل آن باید هم امید به نزدیکی را ببیند و هم خطر وابستگی افراطی را.
بیت برجسته غزل
زین خوش رقم که بر گل رخسار میکشی
خط بر صحیفهٔ گل و گلزار میکشی
در بیت 1، «زین خوش رقم که بر گل رخسار میکشی / خط بر صحیفهٔ گل و گلزار میکشی» آمده است. خط خوش بر رخسار محبوب حتی بر گلزار برتری مییابد؛ دلربایی او جهان عادی عاشق را دگرگون میکند. این بیت مسیر عاطفی و معنایی غزل را معرفی میکند.
تعبیر این غزل برای نیتهای مختلف
موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.
تعبیر عاشقانه
در نیت عاشقانه، غزل ۴۵۹ بسیار قوی است.
عشق و جاذبه در سراسر شعر موج میزند و صاحب فال احتمالاً نمیتواند بهسادگی نسبت به شخص مورد نظر بیتفاوت باشد.
احساسات پنهان ممکن است کمکم آشکار شوند و میل به دیدار یا تماس افزایش یابد.
بیت «بازآ» برای کسی که منتظر بازگشت یا آشتی است نشانهای بسیار امیدوارکننده است.
اما زلف، فتراک و کمان همگی نشان میدهند صاحب فال ممکن است بیش از حد در این رابطه گرفتار شده باشد.
اگر رابطه دوطرفه است، این وابستگی میتواند به نزدیکی و وصال شیرینی منجر شود.
اگر فقط یک طرف درگیر است، بهتر است از فرسودگی جلوگیری شود.
فال عاشقانه مثبت است، بهخصوص برای بازگشت و تجدید ارتباط، ولی نباید وابستگی را جایگزین شناخت واقعی کرد.
تعبیر گشایش
در بیت 1، «زین خوش رقم که بر گل رخسار میکشی / خط بر صحیفهٔ گل و گلزار میکشی» آمده است. خط خوش بر رخسار محبوب حتی بر گلزار برتری مییابد؛ دلربایی او جهان عادی عاشق را دگرگون میکند. گشایش در اینجا بیش از هر چیز به روشن شدن راه و تغییر نگاه اشاره دارد.
تعبیر کار و آینده شغلی
در نیت کاری، غزل ۴۵۹ میتواند نشان دهد فرصت یا پروژهای بهشدت جذاب است و ذهن تو را درگیر کرده است.
این جذابیت میتواند انگیزه خوبی ایجاد کند، اما نباید باعث شود شرایط قرارداد، ریسکها یا واقعیتهای اجرایی نادیده گرفته شوند.
بیت «چه تدبیر دل کنم» یادآور این است که تصمیم در اوج هیجان ممکن است متعادل نباشد.
اگر فرصت از دست رفته یا ارتباطی قطع شده، بیت «بازآ» میتواند از امکان باز شدن دوباره مسیر حمایت کند.
فال کاری مثبت است، به شرط بررسی منطقی در کنار علاقه و انگیزه.
تعبیر دوراهی و تصمیم
در بیت 3، «کاهل روی چو باد صبا را به بوی زلف / هر دم به قید سلسله در کار میکشی» آمده است. بوی زلف محبوب، حتی کاهل و آرام را همچون باد صبا به حرکت و بند سلسله عشق میکشاند. گزینهها را بر اساس پیامدهای قابل سنجش مقایسه کن.
پرسشهای رایج درباره این غزل
مهمترین پیام غزل ۴۵۹ برای نیت من چیست؟
مهمترین پیام این است که موضوع نیت تأثیر عاطفی بسیار زیادی بر تو دارد و شاید دیگر نتوانی آن را فقط در دل نگه داری. امکان بازگشت یا باز شدن دوباره راه ارتباط وجود دارد، اما شدت جذابیت نباید قدرت تشخیص تو را کم کند. احساس را بشناس، واقعیت را هم بررسی کن و اگر نعمتی واقعی در دسترس است، قدر آن را بدان.
آیا غزل ۴۵۹ برای بازگشت و آشتی مثبت است؟
بله، بیت «بازآ» یکی از روشنترین نشانههای امید به بازگشت در این غزل است. از نظر نمادین، فاصله میتواند کمتر شود و راه ارتباط دوباره باز شود. بااینحال، غزل وعده قطعی نمیدهد. بهتر است امکان بازگشت را با نشانههای واقعی رفتار طرف مقابل، وضعیت رابطه و موانع موجود بسنجی. اگر زمینه متقابل وجود داشته باشد، فال بسیار امیدوارکننده است.
بیت «اشک حرمنشین نهانخانه مرا...» چه معنایی برای فال دارد؟
این بیت میگوید احساسی که بسیار پنهان بوده ممکن است آشکار شود. در عشق، شاید مدت زیادی احساس خود را مخفی کردهای یا سعی کردهای ناراحتیات دیده نشود. اکنون احتمال دارد این حالت به مرحله بیان برسد. بهتر است قبل از آنکه احساس به شکل ناگهانی فوران کند، آن را با آرامش و وضوح بیان کنی.
منظور حافظ از زلف، سلسله و فتراک در این غزل چیست؟
همه این تصاویر به نوعی اسارت عاشقانه اشاره دارند. زلف محبوب حتی باد صبا را در زنجیر میکند و فتراک نیز محل بسته شدن شکار است. حافظ با این تصاویر نشان میدهد عشق میتواند اختیار دل را کم کند. در فال، این بخشها هشدار میدهند وابستگی را با عشق سالم اشتباه نگیری. رابطه خوب باید در کنار کشش، آزادی، احترام و مسئولیت نیز داشته باشد.
نتیجه کلی فال غزل ۴۵۹ چیست؟
نتیجه کلی فال مثبت و بسیار عاشقانه است. کشش، آشکار شدن احساس، امید به بازگشت و احتمال نزدیک شدن در شعر دیده میشوند. در عین حال، وابستگی و بیاختیاری نیز پررنگاند و نیاز به تعادل دارند. اگر رابطه دوطرفه و واقعی است، گشایش خوبی میتواند شکل بگیرد. اگر فقط جذابیت و وابستگی وجود دارد، لازم است واقعیت بیشتر بررسی شود. پایان غزل به رضایت و قدرشناسی از نعمتی که اکنون در اختیار داری دعوت میکند.
بیشتر درباره پیام این غزل
درس زندگی از این غزل
درس این غزل، جدا کردن امید از پیشگویی است.
در بیت 1، «زین خوش رقم که بر گل رخسار میکشی / خط بر صحیفهٔ گل و گلزار میکشی» آمده است. خط خوش بر رخسار محبوب حتی بر گلزار برتری مییابد؛ دلربایی او جهان عادی عاشق را دگرگون میکند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 2، «اشک حرمنشین نهانخانهٔ مرا / زان سوی هفتپرده به بازار میکشی» آمده است. اشک نهانخانه از هفت پرده بیرون کشیده میشود؛ شدت عاطفه را دیگر نمیتوان پنهان کرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 3، «کاهل روی چو باد صبا را به بوی زلف / هر دم به قید سلسله در کار میکشی» آمده است. بوی زلف محبوب، حتی کاهل و آرام را همچون باد صبا به حرکت و بند سلسله عشق میکشاند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 4، «هر دم به یاد آن لب میگون و چشم مست / از خلوتم به خانهٔ خمار میکشی» آمده است. یاد لب میگون و چشم مست، عاشق را از خلوت به میخانه میبرد؛ خاطره محبوب رفتار و حال او را تغییر میدهد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 5، «گفتی سر تو بستهٔ فتراک ما شود / سهل است اگر تو زحمت این بار میکشی» آمده است. فتراک شکار استعاره تسلیم عاشق در برابر فرمان محبوب است؛ باید تفاوت تعهد عاشقانه و تحمل بار ناعادلانه را شناخت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 6، «با چشم و ابروی تو چه تدبیر دل کنم؟ / وه زین کمان که بر من بیمار میکشی» آمده است. کمان چشم و ابرو، دل بیمار را بیدفاع نشان میدهد؛ تصمیمگیری زیر نفوذ جذبه شدید دشوار میشود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 7، «بازآ که چشم بد ز رخت دفع میکند / ای تازه گل که دامن از این خار میکشی» آمده است. دعوت بازگشت گل تازه و دوری از خار، امید به رفع فاصله و نگرانی از آسیب و چشم بد را در هم میآمیزد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 8، «حافظ دگر چه میطلبی از نعیم دهر / می میخوری و طرهٔ دلدار میکشی» آمده است. پایان غزل به نعمت موجود و طره دلدار اشاره دارد؛ قدردانی از لحظه وصال مانع طلب بیپایان میشود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
پیام کامل حافظ
پیام این غزل: جاذبه معشوق، آشکار شدن اشک پنهان، گرفتاری در خاطره و قدرشناسی وصال. اسیر تصویر ایدهآل محبوب نشو و هر بار عاطفی را بدون سنجش توان و اختیار خود نپذیر
در بیت 1، «زین خوش رقم که بر گل رخسار میکشی / خط بر صحیفهٔ گل و گلزار میکشی» آمده است. خط خوش بر رخسار محبوب حتی بر گلزار برتری مییابد؛ دلربایی او جهان عادی عاشق را دگرگون میکند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 2، «اشک حرمنشین نهانخانهٔ مرا / زان سوی هفتپرده به بازار میکشی» آمده است. اشک نهانخانه از هفت پرده بیرون کشیده میشود؛ شدت عاطفه را دیگر نمیتوان پنهان کرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 3، «کاهل روی چو باد صبا را به بوی زلف / هر دم به قید سلسله در کار میکشی» آمده است. بوی زلف محبوب، حتی کاهل و آرام را همچون باد صبا به حرکت و بند سلسله عشق میکشاند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 4، «هر دم به یاد آن لب میگون و چشم مست / از خلوتم به خانهٔ خمار میکشی» آمده است. یاد لب میگون و چشم مست، عاشق را از خلوت به میخانه میبرد؛ خاطره محبوب رفتار و حال او را تغییر میدهد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 5، «گفتی سر تو بستهٔ فتراک ما شود / سهل است اگر تو زحمت این بار میکشی» آمده است. فتراک شکار استعاره تسلیم عاشق در برابر فرمان محبوب است؛ باید تفاوت تعهد عاشقانه و تحمل بار ناعادلانه را شناخت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 6، «با چشم و ابروی تو چه تدبیر دل کنم؟ / وه زین کمان که بر من بیمار میکشی» آمده است. کمان چشم و ابرو، دل بیمار را بیدفاع نشان میدهد؛ تصمیمگیری زیر نفوذ جذبه شدید دشوار میشود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 7، «بازآ که چشم بد ز رخت دفع میکند / ای تازه گل که دامن از این خار میکشی» آمده است. دعوت بازگشت گل تازه و دوری از خار، امید به رفع فاصله و نگرانی از آسیب و چشم بد را در هم میآمیزد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 8، «حافظ دگر چه میطلبی از نعیم دهر / می میخوری و طرهٔ دلدار میکشی» آمده است. پایان غزل به نعمت موجود و طره دلدار اشاره دارد؛ قدردانی از لحظه وصال مانع طلب بیپایان میشود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهامبخش از غزل است؛ برای تصمیمهای مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.