✦ دیوان حافظ شیرازی ✦

غزل 460 حافظ؛ سلیمی منذ حلت بالعراق

متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن

موضوع اصلی: فراق دوست، یاد جوانی، غنیمت شمردن دوستی و اعتدال در شادی
کارت تصویری دو بیت نخست غزل شماره 460 حافظ و خلاصه تعبیر این غزل
دو بیت آغازین و خلاصه تعبیر غزل شماره 460 حافظ

متن غزل شماره 460 حافظ

پخش صوت غزل برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
سلیمی منذ حلت بالعراق الاقـــی من نـواها مـا الــــاقی
الا ای ساروان منزل دوست الی رکبانکم طال اشتیاقی
خرد در زنده رود انداز و می نوش به گلبانگ جوانان عــــراقی
ربیع العمر فی مرعی حماکم حماک الله یا عهد التلاقی
بیــــا ســــاقی بده رطل گرانم سقــاک الله من کاس دهاق
جوانی باز می آرد به یادم سماع چنگ و دست افشان ساقی
می باقی بده تا مست و خوشدل به یـاران برفشـانم عمــر بـــاقی
درونم خون شد از نادیدن دوست الا تعسا لایــــــام الفراق
دمـــوعی بعدکــــم لا تحـــقروها فکم بحر عمیـــــق من سـواقی
دمــی با نیـکخواهان متفق باش غنـیــــمت دان امـــور اتفاقی
بساز ای مطرب خوشخوان خوشگو به شعر فارسی صوت عراقی
عروسی بس خوشی ای دختر رز ولی گه گه سزاوار طلاقی
مسیـــحای مجــرد را برازد که با خورشید سازد هم وثاقی
وصال دوستان روزی ما نیست بخوان حافظ غزل های فراقی

خلاصه تعبیر این غزل

غزل 460 درباره فراق دوست، یاد جوانی، غنیمت شمردن دوستی و اعتدال در شادی است. برای نیت تو، پیام اصلی این است: با یکی از دوستان نیکخواه تماس بگیر و درباره دلتنگی یا نیت خود گفت‌وگویی روشن آغاز کن. در بیت 1، «سُلَیمیٰ مُنذُ حَلَّت بِالْعراقِ / أُلاقی مِن نَواها ما أُلاقی» آمده است. آغاز عربی غزل از دوری سلمی و رنج ناشی از کوچ او حکایت دارد؛ شوق با فقدان پیوند خورده است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «الا ای ساروان منزل دوست / إِلی رُکبانِکُم طالَ اشْتیاقی» آمده است. ساروان پیام‌رسانی به سوی منزل دوست است و درازای اشتیاق، دشواری فاصله را نشان می‌دهد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «خِرَد در زنده‌رود انداز و می نوش / به گلبانگ جوانان عراقی» آمده است. اشاره به زنده‌رود و آواز عراقی دعوتی شاعرانه به شادی در میانه رنج است، نه تعطیل کردن سنجش عقلانی. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «رَبیعُ العُمرِ فی مَرعیٰ حِماکُم / حَماکَ اللّهُ یا عَهدَ التَّلاقی» آمده است. بهار عمر در پناه دیدار دوست می‌شکفد؛ شاعر برای دوام عهد ملاقات دعا می‌کند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «بیا ساقی بده رَطْل گرانم / سَقاکَ اللّهُ مِن کَأسٍ دِهاقِ» آمده است. جام سنگین و دعای ساقی تصویری از طلب گشایش دل و فراموشی موقت غم است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «جوانی باز می‌آرد به یادم / سماع چنگ و دست افشان ساقی» آمده است. آواز چنگ و دست‌افشانی خاطره جوانی را بیدار می‌کند؛ گذشته می‌تواند مایه نشاط یا حسرت باشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «می باقی بده تا مست و خوشدل / به یاران برفَشانم عمر باقی» آمده است. باقی عمر را نثار یاران کردن بر ارزش معاشرت و سخاوت زمانی تأکید دارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «درونم خون شد از نادیدن دوست / أَلا تَعْساً لِأیّامِ الفِراقِ» آمده است. خون شدن دل از ندیدن دوست شدت فراق را آشکار می‌کند؛ غم نیازمند شنیده شدن است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 9، «دُموعی بَعدَکُم لا تَحْقِروها / فَکَم بحرٍ عَمیقٍ مِن سَواقِ» آمده است. قطره اشک با دریای عمیق سنجیده می‌شود؛ رنج کوچک‌نمایی‌شده می‌تواند بسیار ژرف باشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 10، «دمی با نیکخواهان متفق باش / غنیمت دان امور اتفاقی» آمده است. همدلی با نیکخواهان و غنیمت دانستن اتفاق‌های خوب، توصیه عملی روشن این غزل است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 11، «بساز ای مطرب خوشخوان خوشگو / به شعر فارسی، صوت عراقی» آمده است. پیوند شعر فارسی و صوت عراقی، هنر را راهی برای همزبانی و تسکین دوری می‌سازد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 12، «عروسی بس خوشی ای دختر رَز / ولی گه گه سزاوار طلاقی» آمده است. شوخی با دختر رز درباره طلاق، هشدار ظریف پرهیز از افراط در خوشی‌ها و وابستگی‌هاست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 13، «مسیحای مجرد را برازد / که با خورشید سازد هم‌وُثاقی» آمده است. مسیحای مجرد و خورشید نشانه بلندهمتی و وارستگی از تعلقات محدودکننده است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 14، «وصال دوستان روزی ما نیست / بخوان حافظ غزل‌های فراقی» آمده است. مقطع با غزل‌های فراق پایان می‌گیرد؛ شاعر ناکامی در وصال را به زبان هنر تبدیل می‌کند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.

تعبیر فال حافظ غزل 460

غزل ۴۶۰ در مجموع فال اشتیاق و فراق است و نسبت به وصال فوری احتیاط دارد. فضای شعر نشان می‌دهد صاحب فال یا شخصیت اصلی غزل دل‌بستگی بسیار عمیقی به شخص یا دوستانی دور دارد و خاطره روزهای خوش هنوز زنده است. در میانه غزل، حافظ بارها از شادی، ساقی، جوانی و یاران سخن می‌گوید و توصیه می‌کند باقی عمر را با نیکخواهان و دوستان بگذرانی. بیت «غنیمت دان امور اتفاقی» نیز از احتمال فرصت‌های ناگهانی و ارزشمند حمایت می‌کند. اما بیت پایانی روشن می‌گوید وصال دوستان فعلاً آسان یا مقدر نیست. بنابراین فال نه ناامیدکننده است و نه وعده بازگشت قطعی می‌دهد. نتیجه کلی این است که اشتیاق و محبت را حفظ کن، اما زندگی را متوقف نکن؛ از دوستی‌های موجود، فرصت‌های تازه و همراهی نیکخواهان بهره ببر.

معنی و مفهوم غزل

غزل ۴۶۰ حافظ چهارده بیت دارد و از نظر زبانی از غزل‌های ویژه دیوان است، زیرا بخش مهمی از مصراع‌ها یا ابیات آن به عربی آمده و فارسی و عربی در کنار یکدیگر فضایی چندزبانه ساخته‌اند. این ساختار با مضمون خود غزل نیز هماهنگ است؛ شعر از عراق، جوانان عراقی، صوت عراقی، سفر، ساروان و دوری سخن می‌گوید و همین آمیختگی زبان‌ها حس عبور از مرزها و فاصله جغرافیایی را تقویت می‌کند. بیت نخست: «سُلَیمیٰ مُنذُ حَلَّت بِالْعراقِ / أُلاقی مِن نَواها ما أُلاقی». معنای کلی بیت این است که از زمانی که سلیمی در عراق منزل گرفته، شاعر از دوری یا نغمه و یاد او حالاتی را تحمل می‌کند که برای خود او روشن است. «سلیمی» نامی زنانه یا نامی شاعرانه برای محبوب است. «منذ حلت بالعراق» یعنی از هنگامی که در عراق فرود آمده یا اقامت کرده است. مصراع دوم بر شدت تجربه شخصی تأکید دارد: آنچه می‌کشم، خود می‌دانم. بیت دوم: «الا ای ساروان منزل دوست / إلی رکبانکم طال اشتیاقی». ساروان واسطه میان عاشق و کاروان است. «رکبان» جمع راکب و به معنی سواران است. حافظ می‌گوید اشتیاق من به سواران یا کاروان شما طولانی شده است. تصویر، هم سفر و هم انتظار را در خود دارد. محبوب دور است و عاشق به هر وسیله‌ای که به سوی او می‌رود دل می‌بندد. بیت سوم: «خرد در زنده‌رود انداز و می نوش / به گلبانگ جوانان عراقی». «زنده‌رود» نام دیگر زاینده‌رود است. حافظ میان فضای شیراز، اصفهان و عراق نوعی جغرافیای شاعرانه می‌سازد. انداختن خرد در رود کنایه از رها کردن حسابگری افراطی است. در برابر آن، گلبانگ جوانان و می قرار دارند. این بیت ترجیح لحظه‌ای شور و زندگی بر عقل خشک را نشان می‌دهد. بیت چهارم: «ربیع العمر فی مرعی حماکم / حماک الله یا عهد التلاقی». «ربیع العمر» بهار عمر است. شاعر بهترین فصل زندگی خود را با حضور در حریم دوستان یا محبوب پیوند می‌دهد. «عهد التلاقی» زمان دیدار و ملاقات است و حافظ برای آن عهد دعای حفظ و برکت می‌کند. این بیت یکی از روشن‌ترین پیوندهای غزل با خاطره روزهای خوش گذشته است. بیت پنجم: «بیا ساقی بده رطل گرانم / سَقاکَ اللهُ مِن کأسٍ دِهاقِ». «رطل گران» جام یا پیمانه‌ای بزرگ است. «کأس دهاق» جام لبریز و پر است. حافظ هم از ساقی می‌خواهد و هم برای او دعا می‌کند. این رابطه دوسویه است؛ دریافت نعمت با دعای خیر پاسخ داده می‌شود. از نظر معنایی، شاعر برای تحمل فراق به نیرویی برای سبک شدن نیاز دارد. بیت ششم: «جوانی باز می‌آرد به یادم / سماع چنگ و دست افشان ساقی». موسیقی و حرکت ساقی ماشه خاطره‌اند. زمان گذشته در لحظه حال بازسازی می‌شود. حافظ فقط دلتنگ یک شخص نیست؛ دلتنگ دوره‌ای کامل از زندگی است. «جوانی» در این بیت خود به موضوعی مستقل تبدیل می‌شود. بیت هفتم: «می باقی بده تا مست و خوشدل / به یاران برفشانم عمر باقی». بازی بسیار زیبایی میان «می باقی» و «عمر باقی» وجود دارد. شراب باقی‌مانده را بده تا عمر باقی‌مانده را با یاران بگذرانم. در اینجا مفهوم زمان بسیار مهم است. شاعر گذشته را از دست داده، ولی هنوز «باقی» عمر وجود دارد. پس پاسخ به حسرت گذشته، استفاده از زمان باقی‌مانده است. بیت هشتم: «درونم خون شد از نادیدن دوست / ألا تعساً لأیام الفراق». «تعساً» نفرین و اظهار ناخشنودی شدید است. حافظ بر روزهای فراق نفرین می‌فرستد. تعبیر «درونم خون شد» نیز اوج رنج را نشان می‌دهد. فراق در این غزل فقط دوری ساده نیست؛ زخمی طولانی است. بیت نهم: «دموعی بعدکم لا تحقروها / فکم بحر عمیق من سواق». «دموعی» اشک‌های من است. حافظ می‌گوید آنها را کوچک نشمارید. مصراع دوم تصویری حکیمانه می‌آورد: چه بسیار دریای عمیقی که از جوی‌ها و جریان‌های کوچک شکل گرفته است. معنا این است که امور ظاهراً کوچک، وقتی جمع شوند، عظیم می‌شوند. این بیت درباره اشک است، اما قاعده‌ای عمومی درباره انباشته شدن رنج نیز ارائه می‌دهد. بیت دهم: «دمی با نیکخواهان متفق باش / غنیمت دان امور اتفاقی». پس از ابیات فراق، حافظ راهی عملی پیشنهاد می‌کند. همراهی با نیکخواهان و استفاده از اتفاق‌های خوب. «اتفاقی» هم معنای رخداد پیش‌بینی‌نشده دارد و هم با «متفق» تناسب لفظی ایجاد می‌کند. این بیت می‌گوید همه زندگی طبق برنامه پیش نمی‌رود؛ برخی خیرها از مسیر اتفاق می‌رسند. بیت یازدهم: «بساز ای مطرب خوشخوان خوشگو / به شعر فارسی صوت عراقی». «بساز» می‌تواند هم به معنی ساز نواختن و هم هماهنگ شدن باشد. شعر فارسی و صوت عراقی در یک اثر جمع می‌شوند. این بیت نمونه‌ای از پیوند فرهنگی و هنری است. از نظر ساختاری نیز خود غزل همین کار را انجام می‌دهد: فارسی و عربی را در کنار هم می‌نشاند. پس محتوا و فرم شعر با هم هماهنگ‌اند. بیت دوازدهم: «عروسی بس خوشی ای دختر رز / ولی گه گه سزاوار طلاقی». «دختر رز» شراب است که از انگور به دست می‌آید. حافظ رابطه با می را به ازدواج تشبیه می‌کند. این ازدواج بسیار شیرین است، ولی گاهی طلاق هم لازم می‌شود. طنز بیت، پیامی جدی درباره اعتدال در خود دارد. حتی امر محبوب نیز نباید به وابستگی مطلق تبدیل شود. بیت سیزدهم: «مسیحای مجرد را برازد / که با خورشید سازد هم‌وثاقی». «مجرد» می‌تواند اشاره به پاکی، رهایی از تعلق و مجرد بودن مسیح داشته باشد. خورشید نیز نماد نور، بلندی و درخشش است. هم‌وثاق شدن با خورشید یعنی هم‌نشینی با مرتبه‌ای والا. بیت از نوعی تناسب و شایستگی در همراهی سخن می‌گوید: همراه بزرگ، همراهی درخور می‌خواهد. بیت چهاردهم: «وصال دوستان روزی ما نیست / بخوان حافظ غزل‌های فراقی». پایان غزل بسیار تعیین‌کننده است. پس از این همه اشتیاق و یاد دیدار، شاعر به عدم وصال می‌رسد. «روزی ما نیست» لحنی تقدیرپذیر دارد. اما حافظ به جای سکوت، غزل فراقی می‌خواند. یعنی حتی فراق نیز به هنر تبدیل می‌شود. این نکته با کل دیوان حافظ سازگار است: رنج اگرچه باقی است، می‌تواند به شعر، معنا و شناخت تبدیل شود. از نظر ساختار کلی، غزل از نام محبوب و دوری آغاز می‌شود، از خاطره و شادی عبور می‌کند، به رنج عمیق فراق می‌رسد، سپس نیکخواهان و اعتدال را پیشنهاد می‌کند و در پایان دوباره به فراق بازمی‌گردد. بنابراین حرکت غزل دایره‌ای است: آغاز و پایان هر دو زیر سایه دوری‌اند، اما در میانه حافظ نشان می‌دهد چگونه می‌توان حتی در فراق زندگی، دوستی، هنر و شادی را حفظ کرد.

پیام حافظ به زبان ساده

«فراق دوست، یاد جوانی، غنیمت شمردن دوستی و اعتدال در شادی؛ راه درست از تشخیص آرزو و واقعیت می‌گذرد.»
فراق دوست، یاد جوانی، غنیمت شمردن دوستی و اعتدال در شادی. با یکی از دوستان نیکخواه تماس بگیر و درباره دلتنگی یا نیت خود گفت‌وگویی روشن آغاز کن. اندوه دوری را با افراط در سرگرمی یا خیال بازگشت قطعی پنهان نکن؛ اشک خود را بی‌اهمیت نشمار

بیت برجسته غزل

تعبیر این غزل برای نیت‌های مختلف

موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.

تعبیر عاشقانه
در نیت عاشقانه، غزل ۴۶۰ احساس بسیار عمیق و دلتنگی شدیدی را نشان می‌دهد. شخص مورد نظر ممکن است دور، مسافر، مهاجر یا از نظر عاطفی دست‌نیافتنی باشد. بیت ساروان و اشتیاق طولانی برای دیدار بسیار روشن است. درون شاعر نیز از نادیدن دوست خون شده و اشک او به دریایی عمیق تشبیه می‌شود. اما پایان غزل مهم‌ترین معیار است: «وصال دوستان روزی ما نیست». بنابراین اگر سؤال درباره بازگشت یا دیدار فوری است، فال نشانه قطعی و سریعی نمی‌دهد و حتی ممکن است فاصله فعلاً ادامه داشته باشد. بااین‌حال، این پایان به معنی پایان محبت نیست. اگر راه ارتباط سالمی وجود دارد، حفظ آن خوب است، ولی تمام زندگی را در انتظار متوقف نکن. فال عاشقانه از نظر احساس بسیار قوی، از نظر وصال کوتاه‌مدت محتاط و از نظر آینده باز است.
تعبیر گشایش
در بیت 1، «سُلَیمیٰ مُنذُ حَلَّت بِالْعراقِ / أُلاقی مِن نَواها ما أُلاقی» آمده است. آغاز عربی غزل از دوری سلمی و رنج ناشی از کوچ او حکایت دارد؛ شوق با فقدان پیوند خورده است. گشایش در اینجا بیش از هر چیز به روشن شدن راه و تغییر نگاه اشاره دارد.
تعبیر کار و آینده شغلی
در نیت کاری، غزل ۴۶۰ می‌تواند به ارتباط با افراد، شرکت‌ها یا فرصت‌هایی دور از محل فعلی اشاره داشته باشد. ممکن است نتیجه از مسیر سفر، ارتباط بین‌شهری یا همکاری با افراد دور حاصل شود. بیت «دمی با نیکخواهان متفق باش / غنیمت دان امور اتفاقی» برای کار بسیار مثبت است. یک آشنایی ناگهانی، معرفی یا همکاری پیش‌بینی‌نشده می‌تواند مفید باشد. بیت مربوط به تلفیق شعر فارسی و صوت عراقی نیز از ترکیب مهارت‌ها و همکاری میان دو حوزه متفاوت حمایت می‌کند. فال کاری متوسط رو به مثبت است و بیشترین گشایش را از شبکه ارتباطی و فرصت‌های اتفاقی می‌بیند.
تعبیر دوراهی و تصمیم
در بیت 3، «خِرَد در زنده‌رود انداز و می نوش / به گلبانگ جوانان عراقی» آمده است. اشاره به زنده‌رود و آواز عراقی دعوتی شاعرانه به شادی در میانه رنج است، نه تعطیل کردن سنجش عقلانی. گزینه‌ها را بر اساس پیامدهای قابل سنجش مقایسه کن.

قدم بعدی پس از خواندن فال

با یکی از دوستان نیکخواه تماس بگیر و درباره دلتنگی یا نیت خود گفت‌وگویی روشن آغاز کن

پرسش‌های رایج درباره این غزل

مهم‌ترین پیام غزل ۴۶۰ برای نیت من چیست؟
مهم‌ترین پیام این است که اشتیاق و دلتنگی تو واقعی‌اند، اما نباید تمام باقی زندگی را در انتظار یک وصال نامعلوم نگه داری. حافظ به نیکخواهان، یاران و فرصت‌های اتفاقی توجه می‌دهد و می‌گوید عمر باقی را غنیمت بدان. اگر راهی برای نزدیک شدن به مطلوب وجود دارد پیگیری کن، ولی هم‌زمان زندگی و روابط دیگر خود را حفظ کن.
آیا غزل ۴۶۰ برای بازگشت یا وصال مثبت است؟
از نظر احساس، اشتیاق و تمایل به دیدار بسیار قوی است، اما از نظر وصال فوری محتاط است. بیت پایانی صریحاً می‌گوید «وصال دوستان روزی ما نیست»، بنابراین این غزل وعده بازگشت سریع و قطعی نمی‌دهد. ممکن است فاصله مدتی ادامه پیدا کند. بهتر است امید را با واقع‌بینی همراه کنی و رفتار و شرایط واقعی طرف مقابل را معیار قرار بدهی.
بیت «دمی با نیکخواهان متفق باش، غنیمت دان امور اتفاقی» برای فال چه معنایی دارد؟
یعنی در دوره‌ای که درگیر انتظار یا مشکل هستی، خودت را از افراد خیرخواه جدا نکن. یک دوست، مشاور، همکار یا آشنای صادق می‌تواند کمک مهمی کند. همچنین بعضی گشایش‌ها از مسیر اتفاق‌های پیش‌بینی‌نشده می‌آیند. اگر فرصت سالمی ناگهان ظاهر شد، آن را فقط به دلیل غیرمنتظره بودن رد نکن.
منظور حافظ از «عروسی بس خوشی... ولی گه گه سزاوار طلاقی» چیست؟
حافظ با طنز درباره شراب سخن می‌گوید، اما مفهوم عمومی بیت اعتدال است. حتی چیزی که بسیار دوست‌داشتنی است اگر به وابستگی افراطی تبدیل شود، گاهی نیاز به فاصله دارد. این پیام در عشق، کار، سرگرمی و عادت‌ها نیز کاربرد دارد. دوست داشتن خوب است، ولی نباید اختیار تمام زندگی را از انسان بگیرد.
نتیجه کلی فال غزل ۴۶۰ چیست؟
نتیجه کلی فال این است که دوره‌ای از دلتنگی و فاصله وجود دارد و ممکن است وصال اصلی هنوز به تأخیر بیفتد. بااین‌حال، زندگی خالی از گشایش نیست. دوستان خیرخواه، فرصت‌های ناگهانی، یادهای خوب و امکان ساختن تجربه‌های تازه در کنار تو هستند. احساس خود را انکار نکن، اما باقی عمر را فقط خرج فراق نکن. این غزل بیش از وعده وصال، هنر زندگی کردن در زمان انتظار را می‌آموزد.

بیشتر درباره پیام این غزل

درس زندگی از این غزل
درس این غزل، جدا کردن امید از پیشگویی است. در بیت 1، «سُلَیمیٰ مُنذُ حَلَّت بِالْعراقِ / أُلاقی مِن نَواها ما أُلاقی» آمده است. آغاز عربی غزل از دوری سلمی و رنج ناشی از کوچ او حکایت دارد؛ شوق با فقدان پیوند خورده است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «الا ای ساروان منزل دوست / إِلی رُکبانِکُم طالَ اشْتیاقی» آمده است. ساروان پیام‌رسانی به سوی منزل دوست است و درازای اشتیاق، دشواری فاصله را نشان می‌دهد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «خِرَد در زنده‌رود انداز و می نوش / به گلبانگ جوانان عراقی» آمده است. اشاره به زنده‌رود و آواز عراقی دعوتی شاعرانه به شادی در میانه رنج است، نه تعطیل کردن سنجش عقلانی. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «رَبیعُ العُمرِ فی مَرعیٰ حِماکُم / حَماکَ اللّهُ یا عَهدَ التَّلاقی» آمده است. بهار عمر در پناه دیدار دوست می‌شکفد؛ شاعر برای دوام عهد ملاقات دعا می‌کند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «بیا ساقی بده رَطْل گرانم / سَقاکَ اللّهُ مِن کَأسٍ دِهاقِ» آمده است. جام سنگین و دعای ساقی تصویری از طلب گشایش دل و فراموشی موقت غم است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «جوانی باز می‌آرد به یادم / سماع چنگ و دست افشان ساقی» آمده است. آواز چنگ و دست‌افشانی خاطره جوانی را بیدار می‌کند؛ گذشته می‌تواند مایه نشاط یا حسرت باشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «می باقی بده تا مست و خوشدل / به یاران برفَشانم عمر باقی» آمده است. باقی عمر را نثار یاران کردن بر ارزش معاشرت و سخاوت زمانی تأکید دارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «درونم خون شد از نادیدن دوست / أَلا تَعْساً لِأیّامِ الفِراقِ» آمده است. خون شدن دل از ندیدن دوست شدت فراق را آشکار می‌کند؛ غم نیازمند شنیده شدن است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 9، «دُموعی بَعدَکُم لا تَحْقِروها / فَکَم بحرٍ عَمیقٍ مِن سَواقِ» آمده است. قطره اشک با دریای عمیق سنجیده می‌شود؛ رنج کوچک‌نمایی‌شده می‌تواند بسیار ژرف باشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 10، «دمی با نیکخواهان متفق باش / غنیمت دان امور اتفاقی» آمده است. همدلی با نیکخواهان و غنیمت دانستن اتفاق‌های خوب، توصیه عملی روشن این غزل است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 11، «بساز ای مطرب خوشخوان خوشگو / به شعر فارسی، صوت عراقی» آمده است. پیوند شعر فارسی و صوت عراقی، هنر را راهی برای همزبانی و تسکین دوری می‌سازد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 12، «عروسی بس خوشی ای دختر رَز / ولی گه گه سزاوار طلاقی» آمده است. شوخی با دختر رز درباره طلاق، هشدار ظریف پرهیز از افراط در خوشی‌ها و وابستگی‌هاست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 13، «مسیحای مجرد را برازد / که با خورشید سازد هم‌وُثاقی» آمده است. مسیحای مجرد و خورشید نشانه بلندهمتی و وارستگی از تعلقات محدودکننده است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 14، «وصال دوستان روزی ما نیست / بخوان حافظ غزل‌های فراقی» آمده است. مقطع با غزل‌های فراق پایان می‌گیرد؛ شاعر ناکامی در وصال را به زبان هنر تبدیل می‌کند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
پیام کامل حافظ
پیام این غزل: فراق دوست، یاد جوانی، غنیمت شمردن دوستی و اعتدال در شادی. اندوه دوری را با افراط در سرگرمی یا خیال بازگشت قطعی پنهان نکن؛ اشک خود را بی‌اهمیت نشمار در بیت 1، «سُلَیمیٰ مُنذُ حَلَّت بِالْعراقِ / أُلاقی مِن نَواها ما أُلاقی» آمده است. آغاز عربی غزل از دوری سلمی و رنج ناشی از کوچ او حکایت دارد؛ شوق با فقدان پیوند خورده است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «الا ای ساروان منزل دوست / إِلی رُکبانِکُم طالَ اشْتیاقی» آمده است. ساروان پیام‌رسانی به سوی منزل دوست است و درازای اشتیاق، دشواری فاصله را نشان می‌دهد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «خِرَد در زنده‌رود انداز و می نوش / به گلبانگ جوانان عراقی» آمده است. اشاره به زنده‌رود و آواز عراقی دعوتی شاعرانه به شادی در میانه رنج است، نه تعطیل کردن سنجش عقلانی. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «رَبیعُ العُمرِ فی مَرعیٰ حِماکُم / حَماکَ اللّهُ یا عَهدَ التَّلاقی» آمده است. بهار عمر در پناه دیدار دوست می‌شکفد؛ شاعر برای دوام عهد ملاقات دعا می‌کند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «بیا ساقی بده رَطْل گرانم / سَقاکَ اللّهُ مِن کَأسٍ دِهاقِ» آمده است. جام سنگین و دعای ساقی تصویری از طلب گشایش دل و فراموشی موقت غم است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «جوانی باز می‌آرد به یادم / سماع چنگ و دست افشان ساقی» آمده است. آواز چنگ و دست‌افشانی خاطره جوانی را بیدار می‌کند؛ گذشته می‌تواند مایه نشاط یا حسرت باشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «می باقی بده تا مست و خوشدل / به یاران برفَشانم عمر باقی» آمده است. باقی عمر را نثار یاران کردن بر ارزش معاشرت و سخاوت زمانی تأکید دارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «درونم خون شد از نادیدن دوست / أَلا تَعْساً لِأیّامِ الفِراقِ» آمده است. خون شدن دل از ندیدن دوست شدت فراق را آشکار می‌کند؛ غم نیازمند شنیده شدن است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 9، «دُموعی بَعدَکُم لا تَحْقِروها / فَکَم بحرٍ عَمیقٍ مِن سَواقِ» آمده است. قطره اشک با دریای عمیق سنجیده می‌شود؛ رنج کوچک‌نمایی‌شده می‌تواند بسیار ژرف باشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 10، «دمی با نیکخواهان متفق باش / غنیمت دان امور اتفاقی» آمده است. همدلی با نیکخواهان و غنیمت دانستن اتفاق‌های خوب، توصیه عملی روشن این غزل است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 11، «بساز ای مطرب خوشخوان خوشگو / به شعر فارسی، صوت عراقی» آمده است. پیوند شعر فارسی و صوت عراقی، هنر را راهی برای همزبانی و تسکین دوری می‌سازد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 12، «عروسی بس خوشی ای دختر رَز / ولی گه گه سزاوار طلاقی» آمده است. شوخی با دختر رز درباره طلاق، هشدار ظریف پرهیز از افراط در خوشی‌ها و وابستگی‌هاست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 13، «مسیحای مجرد را برازد / که با خورشید سازد هم‌وُثاقی» آمده است. مسیحای مجرد و خورشید نشانه بلندهمتی و وارستگی از تعلقات محدودکننده است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 14، «وصال دوستان روزی ما نیست / بخوان حافظ غزل‌های فراقی» آمده است. مقطع با غزل‌های فراق پایان می‌گیرد؛ شاعر ناکامی در وصال را به زبان هنر تبدیل می‌کند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.

تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهام‌بخش از غزل است؛ برای تصمیم‌های مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.