✦ دیوان حافظ شیرازی ✦

غزل 458 حافظ؛ ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی

متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن

موضوع اصلی: بی‌نیازی درونی، خطر راه عشق، بیداری از غفلت و شایستگی حقیقی
کارت تصویری دو بیت نخست غزل شماره 458 حافظ و خلاصه تعبیر این غزل
دو بیت آغازین و خلاصه تعبیر غزل شماره 458 حافظ

متن غزل شماره 458 حافظ

پخش صوت غزل برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی
در مقامی که صدارت به فقیران بخشند چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مکن ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی
تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنمای ور خود از تخمه جمشید و فریدون باشی
ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشان چند و چند از غم ایام جگرخون باشی
حافظ از فقر مکن ناله که گر شعر این است هیچ خوشدل نپسندد که تو محزون باشی

خلاصه تعبیر این غزل

غزل 458 درباره بی‌نیازی درونی، خطر راه عشق، بیداری از غفلت و شایستگی حقیقی است. برای نیت تو، پیام اصلی این است: یک تصمیم عقب‌افتاده را با تعیین زمان، مشورت با فرد آگاه و نخستین اقدام عملی از حالت انتظار خارج کن. در بیت 1، «ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی / بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی» آمده است. مستی عشق و بی‌نیازی از گنج قارون، ارزش غنای درونی را بر دارایی ظاهری مقدم می‌دارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «در مقامی که صدارت به فقیران بخشند / چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی» آمده است. صدرنشینی فقیران در منطق عشق، وارونگی معیارهای معمول قدرت و ثروت را یادآور می‌شود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن / شرط اول قدم آن است که مجنون باشی» آمده است. راه لیلی پرخطر است و مجنون‌بودن شرط نخست؛ عشق جدی جرئت و آمادگی پذیرش دشواری می‌طلبد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «نقطهٔ عشق نمودم به تو هان سهو مکن / ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی» آمده است. نقطه عشق و دایره آن بر دقت در اصل نیت تأکید می‌کند؛ یک غفلت ممکن است انسان را از مقصد دور کند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش / کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟» آمده است. کاروان رفته و بیابان پیش رو هشدار فوری درباره خواب غفلت، تأخیر و نداشتن راهنماست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «تاج شاهی طلبی، گوهر ذاتی بنمای / ور خود از تخمهٔ جمشید و فریدون باشی» آمده است. تاج شاهی با گوهر ذاتی به دست می‌آید نه با نسب جمشید و فریدون؛ شایستگی مهم‌تر از عنوان و پیشینه است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشان / چند و چند از غم ایام جگرخون باشی؟» آمده است. ساغر و افشاندن جرعه بر افلاک دعوت به رهایی از غصه فرساینده و بازیافتن شور زندگی است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «حافظ از فقر مکن ناله که گر شعر این است / هیچ خوش‌دل نپسندد که تو محزون باشی» آمده است. شاعر از ناله بر فقر پرهیز می‌دهد و هنر و خوش‌دلی را یادآور می‌شود؛ این سخن انکار سختی واقعی تنگدستی نیست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.

تعبیر فال حافظ غزل 458

غزل ۴۵۸ در مجموع فال بسیار قوی برای بیداری، اقدام و نشان دادن شایستگی است. آغاز غزل می‌گوید انسان حتی بدون زر و گنج می‌تواند از قارون باشکوه‌تر باشد، اگر سرمایه درونی و شور واقعی داشته باشد. در ادامه، حافظ مقام حقیقی را به فقر و بی‌نیازی پیوند می‌دهد و سپس می‌گوید راه عشق خطر دارد و برای آن باید آماده بود. بیت «نقطه عشق» هشدار درباره خطای کوچک اما تعیین‌کننده است. بیت «کاروان رفت» نیز به روشنی می‌گوید زمان تعلل نیست. بیت تاج شاهی، نتیجه را به گوهر ذاتی و شایستگی وابسته می‌کند. پایان غزل نیز می‌خواهد حافظ از فقر و غم شکایت نکند. نتیجه کلی فال مثبت است، ولی شرط آن اقدام، دقت، شایستگی و رهایی از غم و انفعال است.

معنی و مفهوم غزل

غزل ۴۵۸ حافظ هشت بیت دارد و از نظر ساختاری از بی‌نیازی عاشقانه آغاز می‌شود، سپس به مقام فقر، خطر راه عشق، دقت در نقطه مرکزی آن، هشدار درباره غفلت، ضرورت شایستگی، رهایی از غم و در نهایت حفظ خوش‌دلی می‌رسد. این ساختار سبب می‌شود غزل هم عرفانی باشد و هم برای زندگی عملی پیام‌های بسیار روشنی داشته باشد. بیت نخست: «ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی / بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی». «خراب» در اصطلاح حافظ معمولاً با مستی، خرابات و شکستن نظم ظاهری همراه است. «می گلگون» نیز شراب سرخ‌رنگ است. قارون در فرهنگ اسلامی نماد ثروت افسانه‌ای و گنج فراوان است. حافظ ارزش مستی عشق را آن‌قدر بالا می‌برد که دل عاشق حتی بدون زر و گنج صد برابر باشکوه‌تر از قارون می‌شود. در اینجا دو نظام ارزش روبه‌روی هم قرار دارند: ثروت بیرونی و غنای درونی. بیت دوم: «در مقامی که صدارت به فقیران بخشند / چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی». «صدارت» مقام بلند و ریاست است. اما در جهان ارزش‌های حافظ، این مقام به «فقیران» داده می‌شود. فقر در ادبیات عرفانی غالباً فقر اختیاری و بی‌نیازی از تعلق است. پس تناقضی ظاهری شکل می‌گیرد: فقیر از همه صاحب‌جاه‌تر می‌شود. حافظ برای دل خود آرزوی چنین جایگاهی دارد. این بیت ادامه مستقیم بیت اول است؛ کسی که زر و گنج ندارد ممکن است در نظام معنوی از قارون و صاحبان قدرت بلندتر باشد. بیت سوم: «در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن / شرط اول قدم آن است که مجنون باشی». حافظ از داستان مشهور لیلی و مجنون استفاده می‌کند. «منزل لیلی» مقصد است و «مجنون» نام عاشق، اما هم‌زمان معنای دیوانه را نیز دارد. همین دوگانگی، زیبایی بیت را می‌سازد. برای حرکت به سوی لیلی باید مجنون باشی؛ یعنی هم عاشق واقعی و هم کسی که از محاسبات متعارف فراتر رفته است. حافظ عشق را راهی بی‌خطر معرفی نمی‌کند. بیت چهارم: «نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مکن / ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی». تصویر هندسی بیت بسیار دقیق است. دایره با مرکز و نقطه معنا می‌یابد. اگر در «نقطه عشق» اشتباه شود، انسان از کل دایره بیرون می‌افتد. «هان» واژه هشدار است و شدت توصیه را بالا می‌برد. حافظ گویی می‌گوید اصل را به تو نشان داده‌ام، مراقب باش در چیزی بنیادی خطا نکنی. در سطح عرفانی، دور شدن از مرکز عشق به معنی بیرون افتادن از نظام حقیقت است. در سطح عملی، بی‌توجهی به اصل و تمرکز بر حاشیه می‌تواند انسان را از هدف دور کند. بیت پنجم: «کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش / کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟». این بیت با یک تصویر ساده آغاز و با چهار سؤال پیاپی به اوج اضطراب می‌رسد. کاروان رفته است. تو خواب مانده‌ای. بیابان همچنان در پیش است. پس مشکل هم تأخیر است و هم دشواری مسیر. چهار پرسش پایانی نشان می‌دهند فرد خواب‌مانده نه زمان حرکت را می‌داند، نه راهنما را، نه عمل را و نه حتی وضعیت آینده خود را. این بیت نمونه‌ای بسیار قوی از هشدار حافظ درباره غفلت است. بیت ششم: «تاج شاهی طلبی، گوهر ذاتی بنمای / ور خود از تخمه جمشید و فریدون باشی». جمشید و فریدون دو شاه بزرگ اسطوره‌ای ایران‌اند. حافظ می‌گوید حتی اگر از نسل آنان باشی، برای تاج شاهی باید «گوهر ذاتی» نشان بدهی. اصل و نسب به خودی خود کافی نیست. «گوهر» در ادبیات فارسی به ماهیت، ذات و ارزش درونی نیز اشاره دارد. پس تاج باید نتیجه ارزش واقعی باشد، نه ادعای موروثی. این بیت نگاه شایسته‌سالارانه بسیار روشنی دارد. بیت هفتم: «ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشان / چند و چند از غم ایام جگرخون باشی؟». پس از هشدارهای سنگین ابیات قبلی، لحن شعر ناگهان به رهایی تغییر می‌کند. «افلاک» خود نماد گردش سرنوشت و روزگار است. فشاندن جرعه بر افلاک نوعی بی‌اعتنایی رندانه به سختی‌های آن است. پرسش «چند و چند» نیز می‌گوید غصه خوردن حدی دارد. حافظ انکار مشکل نمی‌کند؛ از فرسوده شدن دائمی در برابر آن اعتراض دارد. بیت هشتم: «حافظ از فقر مکن ناله که گر شعر این است / هیچ خوش‌دل نپسندد که تو محزون باشی». در پایان حافظ به خود بازمی‌گردد. در بیت دوم فقر مایه صدارت بود و اکنون همان فقر نباید سبب ناله شود. دلیل اعتماد حافظ نیز شعر اوست. اگر این هنر و سخن در اختیار اوست، فقر مادی تمام تعریف او نیست. «خوش‌دل» نیز نقطه مقابل «محزون» قرار گرفته است. از نظر ساختار، غزل از «بی زر و گنج بودن» آغاز و با «از فقر ناله نکردن» پایان می‌یابد. این قاب‌بندی نشان می‌دهد موضوع اصلی غزل، ارزش انسان در نبود ثروت ظاهری است. در میان این آغاز و پایان، حافظ توضیح می‌دهد چگونه می‌توان چنین ارزشی ساخت: عشق، بیداری، دقت، شایستگی و رهایی از غم. از نظر فال، همین عناصر باید با هم دیده شوند. غزل نمی‌گوید فقط خوش‌بین باش؛ می‌گوید بیدار شو، مسیر را بشناس، شایستگی نشان بده و سپس نگذار غم تمام وجودت را اشغال کند.

پیام حافظ به زبان ساده

«بی‌نیازی درونی، خطر راه عشق، بیداری از غفلت و شایستگی حقیقی؛ راه درست از تشخیص آرزو و واقعیت می‌گذرد.»
بی‌نیازی درونی، خطر راه عشق، بیداری از غفلت و شایستگی حقیقی. یک تصمیم عقب‌افتاده را با تعیین زمان، مشورت با فرد آگاه و نخستین اقدام عملی از حالت انتظار خارج کن. به عنوان خانوادگی، مال و ادعا تکیه نکن؛ هشدار کاروان را جدی بگیر و در غصه بی‌پایان نمان

بیت برجسته غزل

تعبیر این غزل برای نیت‌های مختلف

موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.

تعبیر عاشقانه
در نیت عاشقانه، غزل ۴۵۸ از عشقی جدی و پرخطر سخن می‌گوید. بیت «در ره منزل لیلی...» نشان می‌دهد رسیدن به محبوب یا ساختن رابطه‌ای عمیق نیازمند شجاعت و تعهد است. اگر فقط وقتی همه چیز آسان است علاقه نشان می‌دهی، هنوز آمادگی کامل وجود ندارد. بیت «نقطه عشق نمودم» نیز می‌گوید یک رفتار کوچک می‌تواند رابطه را داخل یا خارج دایره نگه دارد؛ صداقت، احترام و زمان‌بندی را جدی بگیر. بیت کاروان هشدار می‌دهد اگر گفت‌وگو یا تعیین تکلیف لازم است، بیش از حد عقب نینداز. فال عاشقانه مثبت است، اما برای عشقی که با عمل، شهامت و بلوغ همراه باشد.
تعبیر گشایش
در بیت 1، «ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی / بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی» آمده است. مستی عشق و بی‌نیازی از گنج قارون، ارزش غنای درونی را بر دارایی ظاهری مقدم می‌دارد. گشایش در اینجا بیش از هر چیز به روشن شدن راه و تغییر نگاه اشاره دارد.
تعبیر کار و آینده شغلی
در نیت کاری، غزل ۴۵۸ بسیار قدرتمند است. بیت «تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنمای» تقریباً مستقیماً می‌گوید اگر جایگاه بالاتر می‌خواهی، توانایی خود را اثبات کن. مدرک، سابقه خانوادگی یا ارتباطات ممکن است در را باز کنند، اما حفظ مقام نیازمند شایستگی است. بیت کاروان نیز درباره فرصت‌های شغلی هشدار می‌دهد؛ بازار و دیگران منتظر تصمیم تو نمی‌مانند. اگر درخواست، پروژه، آموزش یا تغییر شغلی را مدت‌ها عقب انداخته‌ای، اکنون زمان حرکت است. فال کاری بسیار مثبت است، مشروط به اقدام و اثبات توانایی.
تعبیر دوراهی و تصمیم
در بیت 3، «در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن / شرط اول قدم آن است که مجنون باشی» آمده است. راه لیلی پرخطر است و مجنون‌بودن شرط نخست؛ عشق جدی جرئت و آمادگی پذیرش دشواری می‌طلبد. گزینه‌ها را بر اساس پیامدهای قابل سنجش مقایسه کن.

قدم بعدی پس از خواندن فال

یک تصمیم عقب‌افتاده را با تعیین زمان، مشورت با فرد آگاه و نخستین اقدام عملی از حالت انتظار خارج کن

پرسش‌های رایج درباره این غزل

مهم‌ترین پیام غزل ۴۵۸ برای نیت من چیست؟
مهم‌ترین پیام این است که ظرفیت واقعی تو ممکن است بیشتر از چیزی باشد که شرایط مادی یا ظاهری نشان می‌دهد. اما برای رسیدن به نتیجه باید از تعلل بیرون بیایی، مسیر را درست بشناسی و شایستگی خود را در عمل نشان بدهی. کاروان زمان منتظر نمی‌ماند. اگر هدف بزرگی داری، فقط آرزو نکن؛ حرکت کن و گوهر ذاتی خودت را ثابت کن.
آیا غزل ۴۵۸ برای عشق و وصال مثبت است؟
غزل از نظر عشق بسیار قدرتمند است، اما راه را آسان نشان نمی‌دهد. رسیدن به منزل لیلی خطر دارد و نخستین شرط آن مجنون بودن، یعنی جدیت و ازخودگذشتگی عاشقانه است. اگر دو طرف واقعاً در این مسیر جدی باشند، ظرفیت گشایش خوب است. اما اگر رابطه در حد تردید، ترس و انتظار مانده، بیت کاروان هشدار می‌دهد که باید وضعیت را روشن کرد و بیش از حد معطل نماند.
بیت «کاروان رفت و تو در خواب» برای فال چه هشداری دارد؟
هشدار اصلی این است که زمان و فرصت در حال حرکت‌اند و تعلل بی‌پایان می‌تواند فاصله تو را با هدف بیشتر کند. اما حافظ فقط نمی‌گوید زود برو؛ می‌پرسد راه را از چه کسی می‌پرسی و چه می‌کنی. پس اقدام باید همراه با نقشه و راهنمای درست باشد. در عشق، کار و تصمیم‌های مهم، اکنون زمان بیداری و برنامه‌ریزی است.
منظور حافظ از «تاج شاهی طلبی، گوهر ذاتی بنمای» چیست؟
یعنی اگر مقام، احترام یا نتیجه بزرگی می‌خواهی، باید شایستگی واقعی خود را نشان بدهی. اصل و نسب، مدرک، عنوان یا ارتباطات به تنهایی کافی نیستند. در کار باید مهارتت را ثابت کنی، در عشق باید شریک شایسته‌ای باشی و در زندگی باید رفتار تو با ادعایت هماهنگ باشد. این بیت از قوی‌ترین پیام‌های حافظ درباره ارزش توانایی واقعی است.
نتیجه کلی فال غزل ۴۵۸ چیست؟
نتیجه کلی فال مثبت ولی بسیار جدی است. سرمایه درونی، عشق و امکان رسیدن به جایگاه بهتر وجود دارند، اما خواب، تعلل و اشتباه در اصول می‌توانند فرصت را از بین ببرند. اگر بیدار شوی، راه را درست بشناسی و گوهر خود را نشان بدهی، امکان گشایش بسیار خوب است. در پایان نیز حافظ توصیه می‌کند از کمبودها آن‌قدر شکایت نکنی که استعداد و خوش‌دلی خودت را فراموش کنی.

بیشتر درباره پیام این غزل

درس زندگی از این غزل
درس این غزل، جدا کردن امید از پیشگویی است. در بیت 1، «ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی / بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی» آمده است. مستی عشق و بی‌نیازی از گنج قارون، ارزش غنای درونی را بر دارایی ظاهری مقدم می‌دارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «در مقامی که صدارت به فقیران بخشند / چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی» آمده است. صدرنشینی فقیران در منطق عشق، وارونگی معیارهای معمول قدرت و ثروت را یادآور می‌شود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن / شرط اول قدم آن است که مجنون باشی» آمده است. راه لیلی پرخطر است و مجنون‌بودن شرط نخست؛ عشق جدی جرئت و آمادگی پذیرش دشواری می‌طلبد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «نقطهٔ عشق نمودم به تو هان سهو مکن / ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی» آمده است. نقطه عشق و دایره آن بر دقت در اصل نیت تأکید می‌کند؛ یک غفلت ممکن است انسان را از مقصد دور کند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش / کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟» آمده است. کاروان رفته و بیابان پیش رو هشدار فوری درباره خواب غفلت، تأخیر و نداشتن راهنماست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «تاج شاهی طلبی، گوهر ذاتی بنمای / ور خود از تخمهٔ جمشید و فریدون باشی» آمده است. تاج شاهی با گوهر ذاتی به دست می‌آید نه با نسب جمشید و فریدون؛ شایستگی مهم‌تر از عنوان و پیشینه است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشان / چند و چند از غم ایام جگرخون باشی؟» آمده است. ساغر و افشاندن جرعه بر افلاک دعوت به رهایی از غصه فرساینده و بازیافتن شور زندگی است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «حافظ از فقر مکن ناله که گر شعر این است / هیچ خوش‌دل نپسندد که تو محزون باشی» آمده است. شاعر از ناله بر فقر پرهیز می‌دهد و هنر و خوش‌دلی را یادآور می‌شود؛ این سخن انکار سختی واقعی تنگدستی نیست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
پیام کامل حافظ
پیام این غزل: بی‌نیازی درونی، خطر راه عشق، بیداری از غفلت و شایستگی حقیقی. به عنوان خانوادگی، مال و ادعا تکیه نکن؛ هشدار کاروان را جدی بگیر و در غصه بی‌پایان نمان در بیت 1، «ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی / بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی» آمده است. مستی عشق و بی‌نیازی از گنج قارون، ارزش غنای درونی را بر دارایی ظاهری مقدم می‌دارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «در مقامی که صدارت به فقیران بخشند / چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی» آمده است. صدرنشینی فقیران در منطق عشق، وارونگی معیارهای معمول قدرت و ثروت را یادآور می‌شود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن / شرط اول قدم آن است که مجنون باشی» آمده است. راه لیلی پرخطر است و مجنون‌بودن شرط نخست؛ عشق جدی جرئت و آمادگی پذیرش دشواری می‌طلبد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «نقطهٔ عشق نمودم به تو هان سهو مکن / ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی» آمده است. نقطه عشق و دایره آن بر دقت در اصل نیت تأکید می‌کند؛ یک غفلت ممکن است انسان را از مقصد دور کند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش / کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟» آمده است. کاروان رفته و بیابان پیش رو هشدار فوری درباره خواب غفلت، تأخیر و نداشتن راهنماست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «تاج شاهی طلبی، گوهر ذاتی بنمای / ور خود از تخمهٔ جمشید و فریدون باشی» آمده است. تاج شاهی با گوهر ذاتی به دست می‌آید نه با نسب جمشید و فریدون؛ شایستگی مهم‌تر از عنوان و پیشینه است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشان / چند و چند از غم ایام جگرخون باشی؟» آمده است. ساغر و افشاندن جرعه بر افلاک دعوت به رهایی از غصه فرساینده و بازیافتن شور زندگی است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «حافظ از فقر مکن ناله که گر شعر این است / هیچ خوش‌دل نپسندد که تو محزون باشی» آمده است. شاعر از ناله بر فقر پرهیز می‌دهد و هنر و خوش‌دلی را یادآور می‌شود؛ این سخن انکار سختی واقعی تنگدستی نیست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.

تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهام‌بخش از غزل است؛ برای تصمیم‌های مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.