✦ دیوان حافظ شیرازی ✦
غزل 32 حافظ؛ خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست
متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن
موضوع اصلی: گرهگشایی و وابستگی به رضایت محبوب در برابر اختیار و حق انتخاب عاشق
مطالعه آرام غزل حافظ
بیتها را در صفحهای خلوت، با اندازه دلخواه و حالت شب بخوانید.
متن غزل شماره 32 حافظ
پخش صوت غزل
برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست
گشاد کار من اندر کرشمه های تو بست
مرا و سرو چمن را به خاک راه نشاند
زمانه تا قصب نرگس قبای تو بست
ز کار ما و دل غنچه صد گره بگشود
نسیم گل چو دل اندر پی هوای تو بست
مرا به بند تو دوران چرخ راضی کرد
ولی چه سود که سررشته در رضای تو بست
چو نافه بر دل مسکین من گره مفکن
که عهد با سر زلف گره گشای تو بست
تو خود وصال دگر بودی ای نسیم وصال
خطا نگر که دل امید در وفای تو بست
ز دست جور تو گفتم ز شهر خواهم رفت
به خنده گفت که حافظ برو که پای تو بست
خلاصه تعبیر این غزل
درگیر خواسته یا رابطهای هستی که احساس میکنی گشایش آن بیش از اندازه به تصمیم شخص دیگری وابسته است. حافظ از امید به گرهگشایی سخن میگوید، اما در پایان یادآور میشود که برای ماندن یا رفتن نیز باید اختیار و مسئولیت خود را بشناسی. گاهی راه رهایی، تغییر رفتار دیگری نیست؛ بلکه بازنگری در انتخابهای خودت است.
تعبیر فال حافظ غزل 32
این غزل در فال حافظ نشانه یک خواسته یا رابطه عمیق است که همزمان میتواند باعث گرفتاری و گشایش شود. چیزی که دل شما را به خود مشغول کرده، احتمالاً آنقدر برایتان مهم است که تصمیمگیری درباره آن فقط با منطق و محاسبه ساده ممکن نیست. با این حال، غزل نشان میدهد که گرهها میتوانند باز شوند؛ بهخصوص زمانی که رضایت، همراهی یا شرایط مناسب فراهم شود.
پیام مهم غزل این است که در بعضی مسیرها، اجبار نتیجهای ندارد. اگر شخص یا موضوعی را واقعاً میخواهید، بهتر است به جای تهدید به ترک کردن، فشار آوردن یا تصمیمهای لحظهای، واقعیت احساس و شرایط را بپذیرید. اگر راهی برای گشایش وجود داشته باشد، با رضایت و همراهی شکل میگیرد؛ و اگر نباشد، باید پذیرفت که نمیتوان دیگری یا شرایط را به اجبار تغییر داد.
معنی و مفهوم غزل
حافظ در این غزل میگوید هنگامی که خداوند ابروی دلگشای محبوب را آفرید، گشایش کار او را نیز در کرشمههای همان محبوب قرار داد. زیبایی یار چنان است که هم حافظ و هم سرو چمن در برابر او به خاک راه مینشینند. سپس میگوید نسیم گل هنگامی که دل در هوای محبوب بست، گرههای بسیاری را گشود؛ یعنی عشق و هوای یار میتواند هم عامل گرفتاری باشد و هم سبب گشایش.
در ادامه، حافظ میگوید گردش روزگار او را به بند محبوب راضی کرده، اما سررشته کار همچنان در رضایت اوست. سپس از یار میخواهد بر دل مسکین او گره بیشتری نیفکند، زیرا دلش با زلف گرهگشای محبوب عهد بسته است. او نسیم وصال را خود نوعی وصال میداند و میگوید دلش به وفای محبوب امید بسته است. در پایان، حافظ از جور یار خسته میشود و میگوید از شهر خواهد رفت؛ اما محبوب با خنده پاسخ میدهد که چه کسی پای تو را بسته است؟ این پایان نشان میدهد که عاشق با وجود شکایت، همچنان دلبسته و گرفتار محبوب است. :contentReference[oaicite:1]{index=1}
بیت برجسته غزل
ز دستِ جورِ تو گفتم زِ شهر خواهم رفت
به خنده گفت که حافظ برو، که پایِ تو بست؟
بیت هفتم نقطه پایانی و تعیینکننده غزل است. حافظ پس از توصیف وابستگی گشایش کار به محبوب، امید به باز شدن گرهها و ناامیدی از وفاداری، سرانجام از تصمیم به ترک شهر سخن میگوید. پاسخ محبوب با پرسش درباره بسته بودن پای عاشق، مسئله اختیار و مسئولیت تصمیم را آشکار میکند. این بیت برای نیتهای مربوط به ماندن یا رفتن، رابطه یکطرفه، تغییر مسیر و رهایی از شرایط فرساینده مناسب است. برای تعبیر متعادل باید بیت سوم درباره امکان گشایش و بیت ششم درباره امید نامطمئن به وفاداری را نیز در نظر گرفت.
تعبیر این غزل برای نیتهای مختلف
موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.
تعبیر عاشقانه
در زمینه عشق، این غزل از دلبستگی بسیار عمیق و رابطهای سخن میگوید که نمیتوان به آسانی از آن فاصله گرفت. اگر میان شما و شخص موردنظر سردی یا دلخوری ایجاد شده، مضمون «گرهگشا» و «نسیم وصال» میتواند نشانه امکان نرم شدن فضا یا باز شدن راه ارتباط باشد. با این حال، بیت پایانی نشان میدهد که تهدید به رفتن یا فاصله گرفتن لزوماً مشکل را حل نمیکند؛ رابطه زمانی به نتیجه بهتر میرسد که خواست و رضایت هر دو طرف وجود داشته باشد.
تعبیر گشایش
بیت سوم روشنترین تصویر گشایش در غزل است؛ نسیم گل صد گره از کار عاشق و دل غنچه باز میکند. بیت پنجم نیز زلف محبوب را گرهگشا مینامد. با این حال، بیتهای چهارم و ششم نشان میدهند که وابستگی و انتظار از دیگری میتوانند خود به مانع تبدیل شوند. بنابراین گشایش نمادین ممکن است از روشن شدن شرایط، کمک مناسب، گفتوگو یا تغییر تصمیم شخصی آغاز شود. غزل رفع قطعی همه مشکلات را وعده نمیدهد.
تعبیر کار و آینده شغلی
در زمینه کار، تصویر گره و گرهگشایی بسیار معنادار است. ممکن است مسئلهای که مدتی متوقف مانده یا پیچیده به نظر میرسد، با یک ارتباط، تصمیم یا تغییر شرایط باز شود. اگر برای رسیدن به هدفی شغلی بیش از حد به یک مسیر خاص وابسته شدهاید، بهتر است گزینههای دیگر را نیز ببینید. همانطور که در غزل سررشته در رضایت دیگری قرار دارد، در کار نیز گاهی نتیجه به تصمیم افراد یا شرایطی خارج از اختیار شما وابسته است.
تعبیر دوراهی و تصمیم
اگر میان ماندن و رفتن مردد هستی، بیت هفتم مستقیماً با نیت تو ارتباط دارد. حافظ از ترک شهر سخن میگوید و محبوب درباره آزاد بودن پای او پرسش میکند. پیش از تصمیم، بررسی کن چه موانعی واقعیاند و چه چیزهایی از ترس، عادت یا وابستگی ناشی میشوند. بیت سوم امکان گشایش را یادآور میشود، اما بیت ششم درباره امید نامطمئن به وفاداری هشدار میدهد. تصمیم مناسب باید با شناخت شرایط، احترام به خود و بررسی پیامدهای هر دو مسیر همراه باشد.
پرسشهای رایج درباره این غزل
موضوع اصلی غزل شماره ۳۲ چیست؟
موضوع اصلی غزل عشق و دلبستگی عمیق، گره خوردن اختیار عاشق به رضایت محبوب و امید به گشایش و وصال است. در سراسر غزل مفهوم «بند» و «گرهگشایی» به شکلهای مختلف تکرار میشود.
آیا غزل ۳۲ نشانه باز شدن یک گره دارد؟
بله، تصویرهایی مانند «گشاد کار»، «گره بگشود» و «گرهگشا» فضای غزل را با مفهوم گشایش پیوند میدهند. در تعبیر فال، میتوان آن را نشانه امکان حل شدن یک مشکل دانست، بهخصوص اگر شرایط و رضایت افراد درگیر فراهم شود.
معنی «گشاد کار من اندر کرشمههای تو بست» چیست؟
حافظ میگوید خداوند گشایش کار او را در ناز و کرشمه محبوب قرار داده است؛ یعنی کلید حل مشکل و آرامش عاشق در رفتار و توجه محبوب قرار گرفته است.
منظور از «سررشته در رضای تو بست» چیست؟
یعنی اختیار و نتیجه کار به رضایت محبوب وابسته شده است. در تعبیر فال، این بیت یادآوری میکند که بخشی از نتیجه یک موضوع ممکن است در اختیار فرد دیگری باشد و نمیتوان همه چیز را به تنهایی کنترل کرد.
اگر در نیت عاطفی بخواهم از کسی فاصله بگیرم، این غزل چه میگوید؟
غزل نشان میدهد که پیش از رفتن بهتر است دلیل واقعی تصمیم خود را بررسی کنید. اگر هنوز دلبستگی وجود دارد و مشکل قابل گفتوگو یا حل شدن است، تصمیم عجولانه ممکن است با احساس واقعی شما هماهنگ نباشد؛ اما اگر رضایت و همراهی متقابل وجود ندارد، باید واقعیت رابطه را نیز بپذیرید.
بیشتر درباره پیام این غزل
درس زندگی از این غزل
عشق و دلبستگی میتوانند چنان عمیق شوند که انسان احساس کند تمام گشایش زندگی به رضایت شخص دیگری وابسته است. حافظ در این غزل با تکرار واژههای گره، بستن و گشودن، همین کشمکش را به تصویر میکشد. از یک سو، نسیم گل صد گره میگشاید و محبوب سرچشمه امید است؛ از سوی دیگر، سررشته کار در دست او قرار دارد و وفاداری مورد انتظار نیز تضمین نمیشود. بیت پایانی درس مهمی به همراه دارد: انسان باید میان موانع واقعی و وابستگیهای ذهنی تفاوت بگذارد. همیشه نمیتوان رفتار دیگران را تغییر داد، اما میتوان درباره مرزها، شیوه واکنش و ادامه مسیر تصمیم گرفت. حفظ عشق و امید ارزشمند است، ولی نباید به از دست رفتن اختیار و عزت نفس بینجامد.
پیام کامل حافظ
ای صاحب نیت، حافظ در این غزل از گرههایی سخن میگوید که گاه به دست محبوب بسته میشوند و گاه با نسیمی خوش باز میگردند. در بیت نخست، شاعر چنان شیفته محبوب است که گشایش کار خود را در کرشمههای او میبیند. شاید تو نیز احساس میکنی کلید آرامش، موفقیت یا آیندهات در دست شخصی دیگر قرار گرفته است. در بیت دوم، زیبایی محبوب حتی سرو چمن را به خاک مینشاند؛ تصویری از قدرت دلبستگی و احساس کوچک شدن در برابر کسی که برایمان بسیار ارزشمند است. اما بیت سوم روزنهای امیدوارکننده میگشاید: نسیم گل، هنگامی که دل در هوای محبوب میبندد، صد گره از کار عاشق و دل غنچه باز میکند. این تصویر نشان میدهد که تغییر شرایط و رسیدن نسیمی تازه میتواند حال انسان را دگرگون کند. با این حال، حافظ در بیت چهارم اعتراف میکند که اگرچه به بند محبوب رضایت داده، سررشته کار همچنان به رضای او وابسته است. در بیت پنجم، از محبوب میخواهد گره تازهای بر دلش نیفکند، زیرا زلف او را گرهگشا میداند. سپس در بیت ششم به تجربهای تلخ اشاره میکند: نسیمی که خود نشانی از وصال بود، لزوماً نمیتوانست وفاداری مورد انتظار عاشق را تضمین کند. سرانجام در بیت هفتم، شاعر از شدت رنج تصمیم میگیرد شهر را ترک کند، اما محبوب با خنده میپرسد چه کسی پای او را بسته است. این پاسخ میتواند تلخ باشد، ولی پرسشی مهم درباره اختیار انسان مطرح میکند. پیام این فال آن است که امید به محبت و گشایش را حفظ کنی، اما زندگی خود را به انتظار تصمیم دیگری متوقف نسازی. اگر میتوانی مشکلی را اصلاح کنی، مسئولانه اقدام کن؛ و اگر در شرایطی فرساینده گرفتار شدهای، با شناخت واقعیت و احترام به خود، امکان تغییر مسیر را بررسی نما.
تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهامبخش از غزل است؛ برای تصمیمهای مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.