✦ دیوان حافظ شیرازی ✦
غزل 239 حافظ؛ رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن
موضوع اصلی: رسیدن بهار، بهرهبردن از فرصت کوتاه، تحمل رنج طلب و کنارگذاشتن تظاهر
مطالعه آرام غزل حافظ
بیتها را در صفحهای خلوت، با اندازه دلخواه و حالت شب بخوانید.
متن غزل شماره 239 حافظ
پخش صوت غزل
برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید
صفیر مرغ برآمد بط شراب کجاست
فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشید
ز میوه های بهشتی چه ذوق دریابد
هر آن که سیب زنخدان شاهدی نگزید
مکن ز غصه شکایت که در طریق طلب
به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید
ز روی ساقی مه وش گلی بچین امروز
که گرد عارض بستان خط بنفشه دمید
چنان کرشمه ساقی دلم ز دست ببرد
که با کسی دگرم نیست برگ گفت و شنید
من این مرقع رنگین چو گل بخواهم سوخت
که پیر باده فروشش به جرعه ای نخرید
بهار می گذرد دادگسترا دریاب
که رفت موسم و حافظ هنوز می نچشید
خلاصه تعبیر این غزل
این غزل درباره رسیدن بهار، بهرهبردن از فرصت کوتاه، تحمل رنج طلب و کنارگذاشتن تظاهر است. لحن آن شادمان، بیتاب و هشداردهنده نسبت به گذر زمان است. پیام کلی برای صاحب نیت آن است که تصویرهای شاعرانه را با واقعیت زندگی خود بسنجد و در برابر تجربه، هم احساس و هم مسئولیت را جدی بگیرد.
بیت 1: مژده بهار و بهره از روزی. ورود بهار زمانِ بهرهبردن از نعمت و شادی را یادآوری میکند، نه وعده رسیدن پول یا خبر مشخص. شاهد: «رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید / وظیفه گر برسد، مصرفش گُل است و نَبید»
بیت 2: آواز بلبل و پرده گل. صدای پرندگان و گشودهشدن گل نشانههای بیداری طبیعت و فراخوانِ حضور در لحظهاند. شاهد: «صَفیرِ مرغ برآمد، بَطِ شراب کجاست؟ / فَغان فتاد به بلبل، نقابِ گُل که کشید؟»
بیت 3: چشیدن تجربه زنده. حافظ شناخت لذت را به تجربه پیوند میزند؛ توصیف دیگران جانشین زیستنِ آگاهانه نیست. شاهد: «ز میوههای بهشتی چه ذوق دریابد / هر آن که سیبِ زَنَخدانِ شاهدی نَگَزید»
بیت 4: رنج راه طلب. شاهد محوری غزل آشکارا از کوشش سخن میگوید؛ آسایشِ ارزشمند اغلب بدون تحمل زحمت به دست نمیآید. شاهد: «مَکُن ز غُصّه شکایت که در طریقِ طلب / به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید»
بیت 5: گل چیدن در امروز. قید امروز و تصویر بنفشه هشدار میدهند که فرصتِ مناسب همیشگی نیست. شاهد: «ز رویِ ساقی مَهوَش گلی بچین امروز / که گِردِ عارضِ بُستان خطِ بنفشه دمید»
بیت 6: جاذبه و تمرکز دل. جاذبه شدید میتواند توجه را از دیگران برگرداند؛ در زندگی واقعی تعادل رابطهها ارزشمند است. شاهد: «چُنان کرشمهٔ ساقی دلم ز دست بِبُرد / که با کسی دِگَرَم نیست برگِ گفت و شَنید»
بیت 7: خرقه رنگین و نقد تظاهر. پیر بادهفروش برای خرقه ظاهرساز ارزشی قائل نیست؛ اصالت از نمایشِ فضیلت مهمتر میشود. شاهد: «من این مُرَقَّعِ رنگین چو گُل، بخواهم سوخت / که پیرِ بادهفروشش به جُرعهای نخرید»
بیت 8: گذر فصل و فرصت از دست رفته. پایان غزل شتاب گذر زمان را پررنگ میکند؛ تعلل میتواند حتی فصل شادی را بیثمر بگذارد. شاهد: «بهار میگذرد دادگسترا دریاب / که رفت موسم و حافظ هنوز مِی نچشید»
برای نیت تو، شاهد برجسته بیت 4 است: «مَکُن ز غُصّه شکایت که در طریقِ طلب / به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید». از این شاهد میتوان دعوتی به تأمل گرفت، نه خبری قطعی از آینده. یک فرصت ارزشمندِ امروز را مشخص کن و پیش از آنکه فصلش بگذرد، برایش اقدام عملی و مسئولانه انجام بده. منتظر شرایط کاملاً بینقص نمان و رنج راه را دلیل کنار گذاشتن هدف یا نادیده گرفتن مسئولیتها نکن.
تعبیر فال حافظ غزل 239
این فال حالوهوای گشایش و تازگی دارد. آمدن بهار و روییدن سبزه در آغاز غزل، نشانه تغییر شرایط و پیدا شدن امکانهای تازه است. چیزی که مدتی در حالت سکون یا انتظار بوده، میتواند وارد مرحلهای فعالتر شود.
با این حال، حافظ روشن میکند که راحتی بدون زحمت به دست نمیآید. بنابراین اگر در مسیر نیت خود با مانع یا تأخیر روبهرو هستید، بهتر است به جای دلسردی، ببینید چه بخشی از مسیر هنوز نیازمند تلاش یا اصلاح است.
غزل همچنین بر ارزش زمان تأکید میکند. فرصت مناسب ممکن است کوتاه باشد و اگر بیش از حد منتظر بمانید، بخشی از امکان استفاده از آن از بین برود. پس همراه با امید، اقدام سنجیده نیز لازم است.
معنی و مفهوم غزل
غزل با خبر خوش آمدن بهار و دمیدن سبزه آغاز میشود. «وظیفه» در اینجا میتواند به معنای مقرری، روزی یا سهمی باشد که به شاعر میرسد و حافظ با زبان رندانه میگوید اگر این سهم برسد، مصرف آن گل و نبید خواهد بود. این مطلع از همان ابتدا میان رسیدن نعمت و بهره بردن از فرصت ارتباط برقرار میکند.
در بیت دوم، آواز پرندگان و شکفتن گل فضای بهاری را کامل میکند. صفیر مرغ و فغان بلبل در کنار گل، طبیعتی زنده و پرصدا میسازد. «بط شراب» نیز ظرفی برای شراب است و حافظ با آوردن آن، فضای شادی و بادهنوشی را در برابر چشم مخاطب قرار میدهد.
بیت سوم از میوههای بهشتی و سیب زنخدان شاهد سخن میگوید. حافظ با ترکیب بهشت و زیبایی محبوب، لذت تجربه زیبایی را در همین جهان برجسته میکند. در این بیت، شناخت و چشیدن زیبایی دنیوی در برابر تصویری انتزاعی از نعمت بهشتی قرار میگیرد.
بیت چهارم یکی از روشنترین پیامهای غزل را در خود دارد: از غصه شکایت نکن، زیرا در راه طلب کسی که زحمتی نکشیده به راحتی نرسیده است. حافظ در اینجا رنج را بخشی طبیعی از مسیر رسیدن به مطلوب معرفی میکند. بنابراین سختی به خودی خود نشانه بینتیجه بودن راه نیست.
در بیت پنجم، چهره ساقی با گل و بنفشه پیوند میخورد. شاعر دعوت میکند که «امروز» از این زیبایی بهره گرفته شود. کلمه «امروز» اهمیت دارد، زیرا غزل از همینجا به مسئله زمان نزدیک میشود: زیبایی و فرصت باید در زمان مناسب دیده و تجربه شوند.
بیت ششم شدت اثر کرشمه ساقی را نشان میدهد. حافظ میگوید دلش چنان ربوده شده که دیگر با کس دیگری برگ گفتوشنید ندارد. «برگ» در اینجا به معنای مجال، میل یا التفات است. بنابراین شاعر تمام توجه خود را به محبوب معطوف کرده است.
در بیت هفتم، «مرقع رنگین» جامهای وصلهدار و چندتکه است. حافظ میگوید میخواهد آن را بسوزاند، زیرا پیر بادهفروش حتی حاضر نشده آن را به یک جرعه شراب بخرد. در خوانشهای تفسیری، این خرقه میتواند نماد ظاهرگرایی و ریا باشد؛ حافظ ارزش پوشش و ادعای ظاهری را در برابر تجربه واقعی عشق و رندی پایین میآورد.
در بیت پایانی، حافظ خطاب به «دادگسترا» میگوید بهار میگذرد و هنوز می نچشیده است. این بیت هم معنای ظاهری بهره نبردن از شراب را دارد و هم میتواند در سطح عرفانی به فرصت تجربه و دریافت حال اشاره کند. نکته اصلی این است که زمان منتظر انسان نمیماند و فصل مناسب ممکن است سپری شود.
از نظر کلی، غزل ۲۳۹ ترکیبی از سرزندگی بهاری، عشق، رندی، تحمل رنج و هشدار نسبت به گذر زمان است. حافظ هم شادی را میبیند و هم محدود بودن فرصت را؛ بنابراین غزل صرفاً دعوت به لذت نیست، بلکه تأکید دارد که انسان باید مطلوب خود را بشناسد، برای آن زحمت بکشد و فرصت مناسب را بیهوده از دست ندهد.
بیت برجسته غزل
مَکُن ز غُصّه شکایت که در طریقِ طلب
به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید
بیت 4 با تصویر «رنج راه طلب» هسته عملی پیام را روشن میکند: شاهد محوری غزل آشکارا از کوشش سخن میگوید؛ آسایشِ ارزشمند اغلب بدون تحمل زحمت به دست نمیآید.
تعبیر این غزل برای نیتهای مختلف
موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.
تعبیر عاشقانه
در زمینه عشق، غزل فضای پرشور و زندهای دارد. حضور ساقی و کرشمه او چنان بر حافظ اثر گذاشته که میگوید دیگر با کسی جز او میل گفتوگو ندارد. این تصویر نشاندهنده دلباختگی شدید و تمرکز کامل عاطفی بر محبوب است.
اگر در رابطهای هستید، این غزل میتواند از پررنگ بودن کشش و علاقه میان دو نفر سخن بگوید؛ اما بهتر است در کنار هیجان عشق، ارتباط واقعی و گفتوگوی سالم نیز حفظ شود. دلباختگی زمانی پایدارتر میشود که شناخت و تفاهم هم در کنار آن وجود داشته باشد.
اگر هنوز وارد رابطه نشدهاید، آمدن بهار میتواند نماد باز شدن فضای عاطفی تازه باشد. با این حال، غزل بیشتر بر استفاده از فرصت و حضور در لحظه تأکید دارد تا وعده قطعی یک رابطه.
تعبیر گشایش
گشایش کلی: در فضای این غزل، «رسیدن بهار، بهرهبردن از فرصت کوتاه، تحمل رنج طلب و کنارگذاشتن تظاهر» را در نظر بگیر. گشایش در تعبیر ادبی بیشتر از تغییر نگاه و اقدام معقول آغاز میشود. بیت 8 با تصویر «گذر فصل و فرصت از دست رفته» یادآوری میکند: پایان غزل شتاب گذر زمان را پررنگ میکند؛ تعلل میتواند حتی فصل شادی را بیثمر بگذارد. بنابراین یک فرصت ارزشمندِ امروز را مشخص کن و پیش از آنکه فصلش بگذرد، برایش اقدام عملی و مسئولانه انجام بده.
تعبیر کار و آینده شغلی
در زمینه کار، این غزل از شروع دورهای تازه و بهرهبردن از فرصتها سخن میگوید. آمدن بهار و رویش سبزه میتواند نماد رشد تدریجی، شروع پروژهای جدید یا باز شدن مسیری باشد که مدتی متوقف بوده است.
بیت «به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید» پیام مستقیمی برای کار دارد. اگر هدف شغلی مشخصی دارید، انتظار نتیجه بدون تحمل مرحله یادگیری، تلاش و پیگیری منطقی نیست. سختی مسیر میتواند بخشی از فرآیند رسیدن باشد.
از طرف دیگر، بیت پایانی هشدار میدهد که فرصتها تاریخ مصرف دارند. اگر پیشنهاد یا موقعیتی در برابر شما قرار گرفت، آن را با دقت بررسی کنید و اگر مناسب بود، بیش از اندازه به تعویق نیندازید.
تعبیر دوراهی و تصمیم
دوراهی: در فضای این غزل، «رسیدن بهار، بهرهبردن از فرصت کوتاه، تحمل رنج طلب و کنارگذاشتن تظاهر» را در نظر بگیر. معیارهای انتخاب را بنویس و میان خواسته فوری و پیامد درازمدت فرق بگذار. بیت 4 با تصویر «رنج راه طلب» یادآوری میکند: شاهد محوری غزل آشکارا از کوشش سخن میگوید؛ آسایشِ ارزشمند اغلب بدون تحمل زحمت به دست نمیآید. بنابراین یک فرصت ارزشمندِ امروز را مشخص کن و پیش از آنکه فصلش بگذرد، برایش اقدام عملی و مسئولانه انجام بده.
پرسشهای رایج درباره این غزل
مهمترین پیام غزل شماره ۲۳۹ چیست؟
مهمترین پیام غزل استفاده از فرصتهای زندگی همراه با پذیرش رنج مسیر است. حافظ هم از آمدن بهار و زیبایی سخن میگوید و هم هشدار میدهد که بهار میگذرد؛ بنابراین فرصت نباید بیدلیل از دست برود.
منظور حافظ از «در طریق طلب به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید» چیست؟
حافظ میگوید رسیدن به مطلوب معمولاً نیازمند تحمل سختی و تلاش است. کسی که در مسیر طلب هیچ رنجی نپذیرد، نباید انتظار داشته باشد به آسانی به نتیجه برسد.
چرا بهار در این غزل اهمیت زیادی دارد؟
بهار نماد تازگی، شکوفایی و فرصت است. در پایان غزل، گذشتن بهار به یادآوری گذر زمان تبدیل میشود و نشان میدهد که فرصتهای زندگی همیشگی نیستند.
مرقع رنگین در غزل چه مفهومی دارد؟
مرقع جامهای وصلهدار و چندتکه است و در فضای این غزل میتواند نماد ظواهر و پوششهایی باشد که ارزش واقعی ندارند. حافظ میگوید حتی پیر بادهفروش آن را به یک جرعه نمیخرد و در نتیجه ترجیح میدهد آن را بسوزاند.
این غزل درباره تصمیمگیری چه پیامی دارد؟
غزل بر شناخت فرصت و تعلل نکردن تأکید دارد. در کنار آن، بیت مربوط به راه طلب یادآور میشود که تصمیم درست فقط با انتظار نتیجه حاصل نمیشود و برای رسیدن به هدف باید زحمت و پیگیری را نیز پذیرفت.
بیشتر درباره پیام این غزل
درس زندگی از این غزل
درس اصلی این غزل آن است که رسیدن بهار، بهرهبردن از فرصت کوتاه، تحمل رنج طلب و کنارگذاشتن تظاهر را نه شعاری کلی، بلکه تجربهای پیچیده ببینیم.
از بیت 1 میآموزیم: ورود بهار زمانِ بهرهبردن از نعمت و شادی را یادآوری میکند، نه وعده رسیدن پول یا خبر مشخص. تصویر «مژده بهار و بهره از روزی» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 2 میآموزیم: صدای پرندگان و گشودهشدن گل نشانههای بیداری طبیعت و فراخوانِ حضور در لحظهاند. تصویر «آواز بلبل و پرده گل» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 3 میآموزیم: حافظ شناخت لذت را به تجربه پیوند میزند؛ توصیف دیگران جانشین زیستنِ آگاهانه نیست. تصویر «چشیدن تجربه زنده» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 4 میآموزیم: شاهد محوری غزل آشکارا از کوشش سخن میگوید؛ آسایشِ ارزشمند اغلب بدون تحمل زحمت به دست نمیآید. تصویر «رنج راه طلب» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 5 میآموزیم: قید امروز و تصویر بنفشه هشدار میدهند که فرصتِ مناسب همیشگی نیست. تصویر «گل چیدن در امروز» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 6 میآموزیم: جاذبه شدید میتواند توجه را از دیگران برگرداند؛ در زندگی واقعی تعادل رابطهها ارزشمند است. تصویر «جاذبه و تمرکز دل» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 7 میآموزیم: پیر بادهفروش برای خرقه ظاهرساز ارزشی قائل نیست؛ اصالت از نمایشِ فضیلت مهمتر میشود. تصویر «خرقه رنگین و نقد تظاهر» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 8 میآموزیم: پایان غزل شتاب گذر زمان را پررنگ میکند؛ تعلل میتواند حتی فصل شادی را بیثمر بگذارد. تصویر «گذر فصل و فرصت از دست رفته» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
در زندگی امروز، میان نیت خوب و نتیجه مطلوب فاصلهای است که با گفتوگو، بررسی و عمل سنجیده پیموده میشود. یک فرصت ارزشمندِ امروز را مشخص کن و پیش از آنکه فصلش بگذرد، برایش اقدام عملی و مسئولانه انجام بده.
پیام کامل حافظ
ای صاحب نیت، در غزل 239 حافظ با زبانی شادمان، بیتاب و هشداردهنده نسبت به گذر زمان تو را به دیدنِ «رسیدن بهار، بهرهبردن از فرصت کوتاه، تحمل رنج طلب و کنارگذاشتن تظاهر» فرامیخواند. نخست باید معنای ابیات را در پیوند با یکدیگر شنید، سپس آن را آینهای برای پرسشهای امروز کرد.
1. مژده بهار و بهره از روزی: ورود بهار زمانِ بهرهبردن از نعمت و شادی را یادآوری میکند، نه وعده رسیدن پول یا خبر مشخص. در این بیت، عبارت «رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید / وظیفه گر برسد، مصرفش گُل است و نَبید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
2. آواز بلبل و پرده گل: صدای پرندگان و گشودهشدن گل نشانههای بیداری طبیعت و فراخوانِ حضور در لحظهاند. در این بیت، عبارت «صَفیرِ مرغ برآمد، بَطِ شراب کجاست؟ / فَغان فتاد به بلبل، نقابِ گُل که کشید؟» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
3. چشیدن تجربه زنده: حافظ شناخت لذت را به تجربه پیوند میزند؛ توصیف دیگران جانشین زیستنِ آگاهانه نیست. در این بیت، عبارت «ز میوههای بهشتی چه ذوق دریابد / هر آن که سیبِ زَنَخدانِ شاهدی نَگَزید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
4. رنج راه طلب: شاهد محوری غزل آشکارا از کوشش سخن میگوید؛ آسایشِ ارزشمند اغلب بدون تحمل زحمت به دست نمیآید. در این بیت، عبارت «مَکُن ز غُصّه شکایت که در طریقِ طلب / به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
5. گل چیدن در امروز: قید امروز و تصویر بنفشه هشدار میدهند که فرصتِ مناسب همیشگی نیست. در این بیت، عبارت «ز رویِ ساقی مَهوَش گلی بچین امروز / که گِردِ عارضِ بُستان خطِ بنفشه دمید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
6. جاذبه و تمرکز دل: جاذبه شدید میتواند توجه را از دیگران برگرداند؛ در زندگی واقعی تعادل رابطهها ارزشمند است. در این بیت، عبارت «چُنان کرشمهٔ ساقی دلم ز دست بِبُرد / که با کسی دِگَرَم نیست برگِ گفت و شَنید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
7. خرقه رنگین و نقد تظاهر: پیر بادهفروش برای خرقه ظاهرساز ارزشی قائل نیست؛ اصالت از نمایشِ فضیلت مهمتر میشود. در این بیت، عبارت «من این مُرَقَّعِ رنگین چو گُل، بخواهم سوخت / که پیرِ بادهفروشش به جُرعهای نخرید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
8. گذر فصل و فرصت از دست رفته: پایان غزل شتاب گذر زمان را پررنگ میکند؛ تعلل میتواند حتی فصل شادی را بیثمر بگذارد. در این بیت، عبارت «بهار میگذرد دادگسترا دریاب / که رفت موسم و حافظ هنوز مِی نچشید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
سخن پایانی این است: یک فرصت ارزشمندِ امروز را مشخص کن و پیش از آنکه فصلش بگذرد، برایش اقدام عملی و مسئولانه انجام بده. منتظر شرایط کاملاً بینقص نمان و رنج راه را دلیل کنار گذاشتن هدف یا نادیده گرفتن مسئولیتها نکن.
تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهامبخش از غزل است؛ برای تصمیمهای مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.