✦ دیوان حافظ شیرازی ✦

غزل 223 حافظ؛ هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن

موضوع اصلی: پایداری یاد محبوب، وفاداری به پیمان و بهای سرگشتگی عاشقانه
کارت تصویری دو بیت نخست غزل شماره 223 حافظ و خلاصه تعبیر این غزل
دو بیت آغازین و خلاصه تعبیر غزل شماره 223 حافظ

متن غزل شماره 223 حافظ

پخش صوت غزل برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود
از دماغ من سرگشته خیال دهنت به جفای فلک و غصه دوران نرود
در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند تا ابد سر نکشد و از سر پیمان نرود
هر چه جز بار غمت بر دل مسکین من است برود از دل من و از دل من آن نرود
آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت که اگر سر برود از دل و از جان نرود
گر رود از پی خوبان دل من معذور است درد دارد چه کند کز پی درمان نرود
هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان دل به خوبان ندهد و از پی ایشان نرود

خلاصه تعبیر این غزل

این غزل درباره پایداری یاد محبوب، وفاداری به پیمان و بهای سرگشتگی عاشقانه است. لحن آن وفادار، سوزناک و هشداردهنده است. پیام کلی برای صاحب نیت آن است که تصویرهای شاعرانه را با واقعیت زندگی خود بسنجد و در برابر تجربه، هم احساس و هم مسئولیت را جدی بگیرد. بیت 1: نقش ماندگار محبوب. لوح دل و جان جایگاه خاطره‌ای است که زمان آن را محو نمی‌کند؛ تصویر سرو، زیبایی و وقار محبوب را زنده نگه می‌دارد. شاهد: «هرگزم نقشِ تو از لوحِ دل و جان نَرَوَد / هرگز از یادِ من آن سروِ خرامان نَرَوَد» بیت 2: خیال دهان و سرگشتگی. آشفتگی و رنج روزگار نیز خیال معشوق را نمی‌زداید؛ این بیت از شدت حضور ذهنی او می‌گوید. شاهد: «از دِماغِ مَنِ سرگشته خیالِ دَهَنَت / به جفایِ فلک و غُصهٔ دوران نرود» بیت 3: پیمان ازلی و زلف. شاعر با گستردن زمان از ازل تا ابد، پیوند را فراتر از یک دلبستگی گذرا نشان می‌دهد. شاهد: «در ازل بست دلم با سرِ زلفت پیوند / تا ابد سر نَکشَد، وز سرِ پیمان نرود» بیت 4: بار غم ماندگار. همه چیز از خاطر می‌رود جز اندوه این عشق؛ اغراق شاعرانه نباید با ضرورت رنج کشیدن در زندگی یکی دانسته شود. شاهد: «هر چه جز بارِ غمت بر دلِ مسکینِ من است / برود از دلِ من وز دلِ من آن نرود» بیت 5: مهر ریشه‌دار. شدت محبت با تصویر از دست دادن سر سنجیده می‌شود؛ ارزش عاطفه در زبان غزل به نهایت می‌رسد. شاهد: «آن چُنان مِهر توام در دل و جان جای گرفت / که اگر سر برود، از دل و از جان نرود» بیت 6: جست‌وجوی درمان دل. دل برای تسکین درد به سوی زیبایی می‌رود؛ شاعر کشش خود را با نیاز به درمان توضیح می‌دهد. شاهد: «گر رَوَد از پِی خوبان دلِ من معذور است / درد دارد چه کُنَد کز پِی درمان نرود» بیت 7: هشدار پایانی درباره سرگردانی. مقطع برخلاف سوگندهای آغازین، هزینه دل‌سپردگی را یادآوری می‌کند؛ شور عشق با احتیاطی تلخ پایان می‌یابد. شاهد: «هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان / دل به خوبان ندهد وز پِی ایشان نرود» برای نیت تو، شاهد برجسته بیت 7 است: «هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان / دل به خوبان ندهد وز پِی ایشان نرود». از این شاهد می‌توان دعوتی به تأمل گرفت، نه خبری قطعی از آینده. میان وفاداری به خاطره و امکان یک رابطه متقابل فرق بگذار و درباره نیاز امروزت روشن بنویس. خاطره محبوب را به دلیلی برای توقف زندگی یا تعقیب بی‌پاسخ تبدیل نکن.

تعبیر فال حافظ غزل 223

فال شما از دلبستگی‌ای خبر می‌دهد که هنوز در دل زنده است و با گذر زمان از بین نرفته است. ممکن است موضوعی از گذشته، شخصی عزیز یا آرزویی قدیمی دوباره در ذهن شما پررنگ شده باشد. غزل می‌گوید بعضی پیوندهای عاطفی را نمی‌توان با اجبار فراموش کرد؛ باید معنای واقعی آنها را شناخت و با آرامش درباره ادامه مسیر تصمیم گرفت. در کنار این ماندگاری، نشانه‌ای از احتیاط نیز دیده می‌شود. حافظ خود را سرگشته می‌بیند و در پایان هشدار می‌دهد که دل سپردن بی‌محاسبه می‌تواند انسان را گرفتار کند. پس فال شما هم امید به ماندگاری محبت دارد و هم دعوت به این‌که در مسیر احساس، عقل و آرامش را از دست ندهید.

معنی و مفهوم غزل

حافظ در این غزل می‌گوید تصویر و یاد محبوب هرگز از دل و جان او بیرون نمی‌رود. حتی گرفتاری‌های روزگار و غم‌های زندگی نیز نمی‌توانند خیال محبوب را از ذهن او پاک کنند. او این عشق را مانند پیوندی می‌داند که از ازل بسته شده و تا ابد از آن روی برنمی‌گرداند. در ادامه، شاعر می‌گوید بسیاری از امور ممکن است از دل انسان بروند، اما غم محبوب باقی می‌ماند؛ زیرا مهر او چنان در جان ریشه کرده که حتی با از دست رفتن جان نیز از دل بیرون نمی‌رود. حافظ سپس می‌گوید اگر دل عاشق به دنبال خوبان می‌رود، از آن روست که درد دارد و در جست‌وجوی درمان است. در بیت پایانی نیز با لحنی پندآمیز می‌گوید کسی که نمی‌خواهد مانند حافظ سرگردان شود، نباید دل خود را بی‌محابا به خوبان بسپارد.

پیام حافظ به زبان ساده

«هشدار پایانی درباره سرگردانی؛ مقطع برخلاف سوگندهای آغازین، هزینه دل‌سپردگی را یادآوری می‌کند؛ شور عشق با احتیاطی تلخ پایان می‌یابد.»
به زبان ساده، از تجربه‌های زندگی درس بگیر، شتاب‌زده داوری نکن و بدان که مقطع برخلاف سوگندهای آغازین، هزینه دل‌سپردگی را یادآوری می‌کند؛ شور عشق با احتیاطی تلخ پایان می‌یابد. میان وفاداری به خاطره و امکان یک رابطه متقابل فرق بگذار و درباره نیاز امروزت روشن بنویس.

بیت برجسته غزل

تعبیر این غزل برای نیت‌های مختلف

موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.

تعبیر عاشقانه
در عشق، این غزل بسیار عاطفی و عمیق است. اگر در رابطه‌ای هستید، نشانه آن است که پیوند عاطفی هنوز اهمیت زیادی دارد و احساسات به سادگی از میان نمی‌رود. اگر از کسی دور هستید، یاد و اثر آن شخص همچنان در دل باقی است و ممکن است نیاز به روشن شدن تکلیف رابطه داشته باشید. با این حال، حافظ در پایان غزل از سرگردانی خود سخن می‌گوید؛ بنابراین بهتر است عشق را با شناخت متقابل، صداقت و آرامش دنبال کنید. دلبستگی شدید به تنهایی تضمین‌کننده نتیجه نیست و باید رفتار واقعی طرف مقابل نیز مورد توجه قرار گیرد.
تعبیر گشایش
گشایش کلی: در فضای این غزل، «پایداری یاد محبوب، وفاداری به پیمان و بهای سرگشتگی عاشقانه» را در نظر بگیر. گشایش در تعبیر ادبی بیشتر از تغییر نگاه و اقدام معقول آغاز می‌شود. بیت 3 با تصویر «پیمان ازلی و زلف» یادآوری می‌کند: شاعر با گستردن زمان از ازل تا ابد، پیوند را فراتر از یک دلبستگی گذرا نشان می‌دهد. بنابراین میان وفاداری به خاطره و امکان یک رابطه متقابل فرق بگذار و درباره نیاز امروزت روشن بنویس.
تعبیر کار و آینده شغلی
در زمینه کار، مضمون این غزل بیشتر به ماندن پای یک هدف و حفظ تمرکز اشاره دارد. اگر مدتی است هدف شغلی خاصی را دنبال می‌کنید، تغییر مداوم مسیر فقط از روی خستگی یا ناامیدی ممکن است شما را سرگردان کند. بهتر است ببینید آیا هدف اصلی هنوز برایتان ارزشمند است یا نه. اگر کاری قدیمی یا مسیری که زمانی برایتان مهم بوده دوباره به ذهنتان بازگشته، آن را با شرایط امروز مقایسه کنید. پیام غزل حفظ تعهد به هدف ارزشمند است، اما نه به قیمت گرفتار شدن در مسیری که دیگر مناسب شما نیست.
تعبیر دوراهی و تصمیم
دوراهی: در فضای این غزل، «پایداری یاد محبوب، وفاداری به پیمان و بهای سرگشتگی عاشقانه» را در نظر بگیر. معیارهای انتخاب را بنویس و میان خواسته فوری و پیامد درازمدت فرق بگذار. بیت 7 با تصویر «هشدار پایانی درباره سرگردانی» یادآوری می‌کند: مقطع برخلاف سوگندهای آغازین، هزینه دل‌سپردگی را یادآوری می‌کند؛ شور عشق با احتیاطی تلخ پایان می‌یابد. بنابراین میان وفاداری به خاطره و امکان یک رابطه متقابل فرق بگذار و درباره نیاز امروزت روشن بنویس.

قدم بعدی پس از خواندن فال

میان وفاداری به خاطره و امکان یک رابطه متقابل فرق بگذار و درباره نیاز امروزت روشن بنویس.

پرسش‌های رایج درباره این غزل

موضوع اصلی غزل ۲۲۳ چیست؟
موضوع اصلی غزل، ماندگاری عشق و باقی ماندن یاد محبوب در دل و جان است؛ عشقی که غم روزگار نیز نمی‌تواند آن را از میان ببرد.
آیا این غزل نشانه وفاداری است؟
بله، پیوند با محبوب و وفاداری به پیمان از عناصر برجسته غزل است و شاعر تأکید می‌کند که حتی با گذشت زمان از عهد خود برنمی‌گردد.
چرا حافظ از سرگردانی سخن می‌گوید؟
زیرا دلباختگی شدید باعث می‌شود دل پیوسته در جست‌وجوی محبوب یا زیبایی باشد. حافظ در پایان هشدار می‌دهد که دل سپردن بی‌محابا می‌تواند انسان را گرفتار این سرگردانی کند.
آیا غزل برای نیت عاشقانه مناسب است؟
بله، مضمون غزل کاملاً عاطفی است و از عشق عمیق، وفاداری، دلتنگی و ماندگاری یاد محبوب سخن می‌گوید؛ البته در کنار امید، نسبت به سرگردانی نیز هشدار می‌دهد.
پیام کاربردی این غزل برای زندگی چیست؟
احساسات عمیق را باید جدی گرفت، اما نباید اجازه داد دلبستگی انسان را از مسیر آگاهی و تصمیم درست دور کند. وفاداری زمانی ارزشمندتر است که با شناخت و تعادل همراه باشد.

بیشتر درباره پیام این غزل

درس زندگی از این غزل
درس اصلی این غزل آن است که پایداری یاد محبوب، وفاداری به پیمان و بهای سرگشتگی عاشقانه را نه شعاری کلی، بلکه تجربه‌ای پیچیده ببینیم. از بیت 1 می‌آموزیم: لوح دل و جان جایگاه خاطره‌ای است که زمان آن را محو نمی‌کند؛ تصویر سرو، زیبایی و وقار محبوب را زنده نگه می‌دارد. تصویر «نقش ماندگار محبوب» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. از بیت 2 می‌آموزیم: آشفتگی و رنج روزگار نیز خیال معشوق را نمی‌زداید؛ این بیت از شدت حضور ذهنی او می‌گوید. تصویر «خیال دهان و سرگشتگی» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. از بیت 3 می‌آموزیم: شاعر با گستردن زمان از ازل تا ابد، پیوند را فراتر از یک دلبستگی گذرا نشان می‌دهد. تصویر «پیمان ازلی و زلف» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. از بیت 4 می‌آموزیم: همه چیز از خاطر می‌رود جز اندوه این عشق؛ اغراق شاعرانه نباید با ضرورت رنج کشیدن در زندگی یکی دانسته شود. تصویر «بار غم ماندگار» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. از بیت 5 می‌آموزیم: شدت محبت با تصویر از دست دادن سر سنجیده می‌شود؛ ارزش عاطفه در زبان غزل به نهایت می‌رسد. تصویر «مهر ریشه‌دار» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. از بیت 6 می‌آموزیم: دل برای تسکین درد به سوی زیبایی می‌رود؛ شاعر کشش خود را با نیاز به درمان توضیح می‌دهد. تصویر «جست‌وجوی درمان دل» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. از بیت 7 می‌آموزیم: مقطع برخلاف سوگندهای آغازین، هزینه دل‌سپردگی را یادآوری می‌کند؛ شور عشق با احتیاطی تلخ پایان می‌یابد. تصویر «هشدار پایانی درباره سرگردانی» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. در زندگی امروز، میان نیت خوب و نتیجه مطلوب فاصله‌ای است که با گفت‌وگو، بررسی و عمل سنجیده پیموده می‌شود. میان وفاداری به خاطره و امکان یک رابطه متقابل فرق بگذار و درباره نیاز امروزت روشن بنویس.
پیام کامل حافظ
ای صاحب نیت، در غزل 223 حافظ با زبانی وفادار، سوزناک و هشداردهنده تو را به دیدنِ «پایداری یاد محبوب، وفاداری به پیمان و بهای سرگشتگی عاشقانه» فرامی‌خواند. نخست باید معنای ابیات را در پیوند با یکدیگر شنید، سپس آن را آینه‌ای برای پرسش‌های امروز کرد. 1. نقش ماندگار محبوب: لوح دل و جان جایگاه خاطره‌ای است که زمان آن را محو نمی‌کند؛ تصویر سرو، زیبایی و وقار محبوب را زنده نگه می‌دارد. در این بیت، عبارت «هرگزم نقشِ تو از لوحِ دل و جان نَرَوَد / هرگز از یادِ من آن سروِ خرامان نَرَوَد» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. 2. خیال دهان و سرگشتگی: آشفتگی و رنج روزگار نیز خیال معشوق را نمی‌زداید؛ این بیت از شدت حضور ذهنی او می‌گوید. در این بیت، عبارت «از دِماغِ مَنِ سرگشته خیالِ دَهَنَت / به جفایِ فلک و غُصهٔ دوران نرود» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. 3. پیمان ازلی و زلف: شاعر با گستردن زمان از ازل تا ابد، پیوند را فراتر از یک دلبستگی گذرا نشان می‌دهد. در این بیت، عبارت «در ازل بست دلم با سرِ زلفت پیوند / تا ابد سر نَکشَد، وز سرِ پیمان نرود» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. 4. بار غم ماندگار: همه چیز از خاطر می‌رود جز اندوه این عشق؛ اغراق شاعرانه نباید با ضرورت رنج کشیدن در زندگی یکی دانسته شود. در این بیت، عبارت «هر چه جز بارِ غمت بر دلِ مسکینِ من است / برود از دلِ من وز دلِ من آن نرود» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. 5. مهر ریشه‌دار: شدت محبت با تصویر از دست دادن سر سنجیده می‌شود؛ ارزش عاطفه در زبان غزل به نهایت می‌رسد. در این بیت، عبارت «آن چُنان مِهر توام در دل و جان جای گرفت / که اگر سر برود، از دل و از جان نرود» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. 6. جست‌وجوی درمان دل: دل برای تسکین درد به سوی زیبایی می‌رود؛ شاعر کشش خود را با نیاز به درمان توضیح می‌دهد. در این بیت، عبارت «گر رَوَد از پِی خوبان دلِ من معذور است / درد دارد چه کُنَد کز پِی درمان نرود» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. 7. هشدار پایانی درباره سرگردانی: مقطع برخلاف سوگندهای آغازین، هزینه دل‌سپردگی را یادآوری می‌کند؛ شور عشق با احتیاطی تلخ پایان می‌یابد. در این بیت، عبارت «هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان / دل به خوبان ندهد وز پِی ایشان نرود» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. سخن پایانی این است: میان وفاداری به خاطره و امکان یک رابطه متقابل فرق بگذار و درباره نیاز امروزت روشن بنویس. خاطره محبوب را به دلیلی برای توقف زندگی یا تعقیب بی‌پاسخ تبدیل نکن.

تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهام‌بخش از غزل است؛ برای تصمیم‌های مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.