✦ دیوان حافظ شیرازی ✦
غزل 222 حافظ؛ از سر کوی تو هر کو به ملالت برود
متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن
موضوع اصلی: هدایت و راه درست، قدر زمان، توکل و داوری نکردن پیش از پایان
مطالعه آرام غزل حافظ
بیتها را در صفحهای خلوت، با اندازه دلخواه و حالت شب بخوانید.
متن غزل شماره 222 حافظ
پخش صوت غزل
برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
از سر کوی تو هر کو به ملالت برود
نرود کارش و آخر به خجالت برود
کاروانی که بود بدرقه اش حفظ خدا
به تجمل بنشیند به جلالت برود
سالک از نور هدایت ببرد راه به دوست
که به جایی نرسد گر به ضلالت برود
کام خود آخر عمر از می و معشوق بگیر
حیف اوقات که یک سر به بطالت برود
ای دلیل دل گمگشته خدا را مددی
که غریب ار نبرد ره به دلالت ببرد
حکم مستوری و مستی همه بر خاتم تست
کس ندانست که آخر به چه حالت برود
حافظ از چشمه حکمت به کف آور جامی
بو که از لوح دلت نقش جهالت برود
خلاصه تعبیر این غزل
این غزل درباره هدایت و راه درست، قدر زمان، توکل و داوری نکردن پیش از پایان است. لحن آن اندرزآمیز، امیدوار و آمیخته با احتیاط اخلاقی است. پیام کلی برای صاحب نیت آن است که تصویرهای شاعرانه را با واقعیت زندگی خود بسنجد و در برابر تجربه، هم احساس و هم مسئولیت را جدی بگیرد.
بیت 1: ترک کوی از سر ملالت. قهرِ شتابزده و رفتن از سر رنجش میتواند پشیمانی بیاورد؛ انگیزه تصمیم را باید شناخت. شاهد: «از سرِ کویِ تو هر کو به ملالت برود / نرود کارش و آخِر به خجالت برود»
بیت 2: کاروان و حفظ الهی. کاروان با تصویر حمایت و اطمینان پیش میرود؛ توکل در کنار آمادهسازی مسیر معنا مییابد. شاهد: «کاروانی که بُوَد بدرقهاش حفظِ خدا / به تَجَمُّل بنشیند، به جَلالت برود»
بیت 3: نور هدایت و راه دوست. رهرو برای رسیدن به مقصد به روشنایی و تشخیص راه نیاز دارد؛ اصرار بر مسیر نادرست پیشرفت نیست. شاهد: «سالک از نورِ هدایت بِبَرَد راه به دوست / که به جایی نرسد گر به ضَلالت برود»
بیت 4: قدر عمر و پرهیز از بطالت. زمان محدود است؛ لذت و مهر در زبان غزل یادآور زندگیِ معنادار و پرهیز از اتلاف فرصتاند. شاهد: «کامِ خود آخرِ عمر از مِی و معشوق بگیر / حیفِ اوقات که یک سر به بطالت برود»
بیت 5: راهنمای دل گمگشته. درماندگی را نباید پنهان کرد؛ مسافر ناآشنا با راهنمایی میتواند راه را پیدا کند. شاهد: «ای دلیلِ دلِ گمگشته! خدا را مددی / که غریب اَر نَبَرَد رَه، به دلالت برود»
بیت 6: داوری به فرجام. هیچکس پایان راه را از پیش نمیداند؛ داوری درباره ظاهر اشخاص و نتیجه کارها باید فروتنانه باشد. شاهد: «حکمِ مستوری و مستی همه بر خاتِمَت است / کس ندانست که آخِر به چه حالت برود»
بیت 7: چشمه حکمت و زدودن جهالت. مقطع راه گشایش را دانایی و پالایش دل میبیند؛ جام این بار از چشمه حکمت پر میشود. شاهد: «حافظ از چشمهٔ حکمت به کف آور جامی / بو که از لوحِ دلت نقشِ جهالت برود»
برای نیت تو، شاهد برجسته بیت 3 است: «سالک از نورِ هدایت بِبَرَد راه به دوست / که به جایی نرسد گر به ضَلالت برود». از این شاهد میتوان دعوتی به تأمل گرفت، نه خبری قطعی از آینده. برای تصمیم مهم از فردی آگاه راهنمایی بگیر و امروز یک کار ارزشمندِ عقبافتاده را انجام بده. از روی دلخوری راه درست را ترک نکن، وقت را به بطالت نگذران و درباره سرانجام دیگران حکم قطعی نده.
تعبیر فال حافظ غزل 222
این فال درباره پیدا کردن مسیر درست است، نه صرفاً رسیدن سریع به نتیجه. حافظ میگوید رهرو برای رسیدن به دوست به نور هدایت نیاز دارد؛ بنابراین در شرایطی که انتخابهای مختلف پیش روی شماست، عجله کمتر از شناخت اهمیت دارد.
غزل همچنین هشدار میدهد که عمر نباید یکسره به بطالت بگذرد. اگر مدت زیادی در انتظار، تردید یا حسرت ماندهاید، اکنون زمان آن است که از حالت سکون بیرون بیایید و قدمی آگاهانه بردارید.
در پایان، جام حکمت نماد دانایی است. گشایش اصلی این فال میتواند از افزایش آگاهی و اصلاح نگاه شما آغاز شود؛ یعنی ابتدا حقیقت موضوع را بهتر بفهمید و سپس برای رسیدن به خواستهتان حرکت کنید.
معنی و مفهوم غزل
حافظ در بیت نخست میگوید هر کس از کوی دوست با ملال و دلخوری بیرون برود، کارش به سامان نمیرسد و سرانجام ممکن است به خجالت و پشیمانی برسد. در اینجا «کوی دوست» هم میتواند جایگاه محبوب و هم مسیر معنوی رسیدن به حقیقت باشد.
در بیت دوم، کاروانی تصویر میشود که حفظ و نگهبانی خدا بدرقه آن است. چنین کاروانی با شکوه و جلال حرکت میکند. مضمون بیت بر این استوار است که همراهی و حفاظت الهی، سفر را ایمنتر و باشکوهتر میکند.
بیت سوم سالک را مطرح میکند؛ رهروی که با نور هدایت راه رسیدن به دوست را پیدا میکند. حافظ در برابر «هدایت» واژه «ضلالت» را قرار میدهد و میگوید حرکت در مسیر گمراهی انسان را به مقصد نمیرساند.
در بیت چهارم، حافظ میگوید در پایان عمر باید از می و معشوق بهره گرفت و حیف است که تمام اوقات در بطالت بگذرد. منظور، دعوت به قدر دانستن فرصت زندگی و هدر ندادن عمر است.
در بیت پنجم، شاعر از «دلیل دل گمگشته» کمک میخواهد. دلِ سرگردان برای پیدا کردن راه به راهنما نیاز دارد و اگر انسان غریب و ناآشنا مسیر را نداند، دلالت و راهنمایی میتواند او را به مقصد برساند.
در بیت ششم، حافظ به نامعلوم بودن خاتمت انسان اشاره میکند. کسی نمیداند سرانجام کار در چه حالتی خواهد بود و ظاهر مستوری یا مستی امروز نمیتواند به تنهایی درباره فرجام انسان داوری قطعی ایجاد کند.
در بیت پایانی، حافظ از چشمه حکمت جامی میخواهد تا شاید نقش جهالت از لوح دل پاک شود. غزل در نهایت از تجربه و لذت صرف به سوی دانایی میرود و حکمت را راهی برای زدودن نادانی معرفی میکند.
بیت برجسته غزل
سالک از نورِ هدایت بِبَرَد راه به دوست
که به جایی نرسد گر به ضَلالت برود
بیت 3 با تصویر «نور هدایت و راه دوست» هسته عملی پیام را روشن میکند: رهرو برای رسیدن به مقصد به روشنایی و تشخیص راه نیاز دارد؛ اصرار بر مسیر نادرست پیشرفت نیست.
تعبیر این غزل برای نیتهای مختلف
موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.
تعبیر عاشقانه
در نیت عاشقانه، غزل رابطه را به شکل یک «راه به سوی دوست» میبیند. بنابراین اگر در رابطهای هستید، مهمترین مسئله این است که هر دو نفر بدانند مقصد و خواسته مشترکشان چیست.
اگر میان شما و محبوب دلخوری یا فاصله ایجاد شده، بیت نخست هشدار میدهد که رفتن از کوی یار با ملالت لزوماً مشکل را حل نمیکند. بهتر است به جای قهر طولانی، علت واقعی ناراحتی و خواسته خود را روشن کنید.
اگر هنوز در ابتدای یک رابطه هستید، نور هدایت را میتوان به شناخت و مشورت تعبیر کرد. تنها کشش عاطفی کافی نیست؛ باید ببینید آیا مسیر این رابطه با ارزشها و آینده مورد نظر شما هماهنگ است یا نه.
تعبیر گشایش
گشایش کلی: در فضای این غزل، «هدایت و راه درست، قدر زمان، توکل و داوری نکردن پیش از پایان» را در نظر بگیر. گشایش در تعبیر ادبی بیشتر از تغییر نگاه و اقدام معقول آغاز میشود. بیت 2 با تصویر «کاروان و حفظ الهی» یادآوری میکند: کاروان با تصویر حمایت و اطمینان پیش میرود؛ توکل در کنار آمادهسازی مسیر معنا مییابد. بنابراین برای تصمیم مهم از فردی آگاه راهنمایی بگیر و امروز یک کار ارزشمندِ عقبافتاده را انجام بده.
تعبیر کار و آینده شغلی
در زمینه کار، غزل نشانه اهمیت مسیر و جهت حرکت است. ممکن است فرصتهایی اطراف شما وجود داشته باشد، اما هر فرصت الزاماً به مقصد مورد نظر شما منتهی نمیشود.
اگر قصد تغییر شغل، شروع کسبوکار یا ورود به پروژهای تازه دارید، ابتدا نقشه راه را مشخص کنید. «نور هدایت» در اینجا میتواند نماد دانش، تجربه، آموزش و مشورت با فرد آگاه باشد.
غزل همچنین هشدار میدهد که زمان را به بطالت نگذرانید. اگر مدتهاست هدفی را میدانید اما شروع آن را عقب میاندازید، بهتر است یک برنامه عملی و مرحلهبهمرحله برای حرکت تنظیم کنید.
تعبیر دوراهی و تصمیم
دوراهی: در فضای این غزل، «هدایت و راه درست، قدر زمان، توکل و داوری نکردن پیش از پایان» را در نظر بگیر. معیارهای انتخاب را بنویس و میان خواسته فوری و پیامد درازمدت فرق بگذار. بیت 6 با تصویر «داوری به فرجام» یادآوری میکند: هیچکس پایان راه را از پیش نمیداند؛ داوری درباره ظاهر اشخاص و نتیجه کارها باید فروتنانه باشد. بنابراین برای تصمیم مهم از فردی آگاه راهنمایی بگیر و امروز یک کار ارزشمندِ عقبافتاده را انجام بده.
پرسشهای رایج درباره این غزل
پیام اصلی غزل شماره ۲۲۲ چیست؟
پیام اصلی غزل، پیدا کردن مسیر درست با کمک هدایت و دانایی است. حافظ تأکید میکند که صرف حرکت کافی نیست و انسان باید مراقب باشد در مسیر گمراهی قدم نگذارد.
نور هدایت در غزل چه مفهومی دارد؟
نور هدایت نماد آگاهی و راهنمایی است که سالک را به سوی دوست میبرد. در تعبیر فال میتواند به تجربه، مشورت درست، شناخت و روشن شدن مسیر اشاره داشته باشد.
چرا حافظ از تلف شدن وقت به بطالت سخن میگوید؟
زیرا عمر محدود است و فرصتهای زندگی دائمی نیستند. حافظ انسان را دعوت میکند از زمان خود برای عشق، تجربه، شناخت و زندگی واقعی استفاده کند و آن را بیهدف هدر ندهد.
دلیل دل گمگشته چه نقشی دارد؟
دلیل یا راهنما به دل سرگردان کمک میکند مسیر را پیدا کند. این تصویر بر اهمیت تجربه، مشورت و داشتن راهنمای قابل اعتماد در مسیرهای دشوار تأکید دارد.
چشمه حکمت در پایان غزل چه معنایی دارد؟
چشمه حکمت نماد دانایی و معرفت است. حافظ میخواهد از آن جامی بردارد تا شاید نقش جهل از دل پاک شود؛ بنابراین پایان غزل بر رشد فکری و روشن شدن درون تأکید دارد.
بیشتر درباره پیام این غزل
درس زندگی از این غزل
درس اصلی این غزل آن است که هدایت و راه درست، قدر زمان، توکل و داوری نکردن پیش از پایان را نه شعاری کلی، بلکه تجربهای پیچیده ببینیم.
از بیت 1 میآموزیم: قهرِ شتابزده و رفتن از سر رنجش میتواند پشیمانی بیاورد؛ انگیزه تصمیم را باید شناخت. تصویر «ترک کوی از سر ملالت» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 2 میآموزیم: کاروان با تصویر حمایت و اطمینان پیش میرود؛ توکل در کنار آمادهسازی مسیر معنا مییابد. تصویر «کاروان و حفظ الهی» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 3 میآموزیم: رهرو برای رسیدن به مقصد به روشنایی و تشخیص راه نیاز دارد؛ اصرار بر مسیر نادرست پیشرفت نیست. تصویر «نور هدایت و راه دوست» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 4 میآموزیم: زمان محدود است؛ لذت و مهر در زبان غزل یادآور زندگیِ معنادار و پرهیز از اتلاف فرصتاند. تصویر «قدر عمر و پرهیز از بطالت» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 5 میآموزیم: درماندگی را نباید پنهان کرد؛ مسافر ناآشنا با راهنمایی میتواند راه را پیدا کند. تصویر «راهنمای دل گمگشته» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 6 میآموزیم: هیچکس پایان راه را از پیش نمیداند؛ داوری درباره ظاهر اشخاص و نتیجه کارها باید فروتنانه باشد. تصویر «داوری به فرجام» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 7 میآموزیم: مقطع راه گشایش را دانایی و پالایش دل میبیند؛ جام این بار از چشمه حکمت پر میشود. تصویر «چشمه حکمت و زدودن جهالت» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
در زندگی امروز، میان نیت خوب و نتیجه مطلوب فاصلهای است که با گفتوگو، بررسی و عمل سنجیده پیموده میشود. برای تصمیم مهم از فردی آگاه راهنمایی بگیر و امروز یک کار ارزشمندِ عقبافتاده را انجام بده.
پیام کامل حافظ
ای صاحب نیت، در غزل 222 حافظ با زبانی اندرزآمیز، امیدوار و آمیخته با احتیاط اخلاقی تو را به دیدنِ «هدایت و راه درست، قدر زمان، توکل و داوری نکردن پیش از پایان» فرامیخواند. نخست باید معنای ابیات را در پیوند با یکدیگر شنید، سپس آن را آینهای برای پرسشهای امروز کرد.
1. ترک کوی از سر ملالت: قهرِ شتابزده و رفتن از سر رنجش میتواند پشیمانی بیاورد؛ انگیزه تصمیم را باید شناخت. در این بیت، عبارت «از سرِ کویِ تو هر کو به ملالت برود / نرود کارش و آخِر به خجالت برود» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
2. کاروان و حفظ الهی: کاروان با تصویر حمایت و اطمینان پیش میرود؛ توکل در کنار آمادهسازی مسیر معنا مییابد. در این بیت، عبارت «کاروانی که بُوَد بدرقهاش حفظِ خدا / به تَجَمُّل بنشیند، به جَلالت برود» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
3. نور هدایت و راه دوست: رهرو برای رسیدن به مقصد به روشنایی و تشخیص راه نیاز دارد؛ اصرار بر مسیر نادرست پیشرفت نیست. در این بیت، عبارت «سالک از نورِ هدایت بِبَرَد راه به دوست / که به جایی نرسد گر به ضَلالت برود» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
4. قدر عمر و پرهیز از بطالت: زمان محدود است؛ لذت و مهر در زبان غزل یادآور زندگیِ معنادار و پرهیز از اتلاف فرصتاند. در این بیت، عبارت «کامِ خود آخرِ عمر از مِی و معشوق بگیر / حیفِ اوقات که یک سر به بطالت برود» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
5. راهنمای دل گمگشته: درماندگی را نباید پنهان کرد؛ مسافر ناآشنا با راهنمایی میتواند راه را پیدا کند. در این بیت، عبارت «ای دلیلِ دلِ گمگشته! خدا را مددی / که غریب اَر نَبَرَد رَه، به دلالت برود» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
6. داوری به فرجام: هیچکس پایان راه را از پیش نمیداند؛ داوری درباره ظاهر اشخاص و نتیجه کارها باید فروتنانه باشد. در این بیت، عبارت «حکمِ مستوری و مستی همه بر خاتِمَت است / کس ندانست که آخِر به چه حالت برود» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
7. چشمه حکمت و زدودن جهالت: مقطع راه گشایش را دانایی و پالایش دل میبیند؛ جام این بار از چشمه حکمت پر میشود. در این بیت، عبارت «حافظ از چشمهٔ حکمت به کف آور جامی / بو که از لوحِ دلت نقشِ جهالت برود» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
سخن پایانی این است: برای تصمیم مهم از فردی آگاه راهنمایی بگیر و امروز یک کار ارزشمندِ عقبافتاده را انجام بده. از روی دلخوری راه درست را ترک نکن، وقت را به بطالت نگذران و درباره سرانجام دیگران حکم قطعی نده.
تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهامبخش از غزل است؛ برای تصمیمهای مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.