✦ دیوان حافظ شیرازی ✦
غزل 208 حافظ؛ خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن
موضوع اصلی: دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب
مطالعه آرام غزل حافظ
بیتها را در صفحهای خلوت، با اندازه دلخواه و حالت شب بخوانید.
متن غزل شماره 208 حافظ
پخش صوت غزل
برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود
گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود
ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی
آن چه در مذهب ارباب طریقت نبود
خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق
تیره آن دل که در او شمع محبت نبود
دولت از مرغ همایون طلب و سایه او
زان که با زاغ و زغن شهپر دولت نبود
گر مدد خواستم از پیر مغان عیب مکن
شیخ ما گفت که در صومعه همت نبود
چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست
نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود
حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه
هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود
خلاصه تعبیر این غزل
غزل 208 با مطلع «خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود» بر محور دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب میچرخد. لحن آن دادخواه، اخلاقی و اندرزگو است و باید تفاوت صدای شاعر با نتیجهگیری قطعی درباره آینده را حفظ کرد.
بیت 1، با تصویر «دادخواهی درمانده و ضرورت جوانمردی»، میگوید: «خستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَد / گر تو بیداد کنی شرطِ مُروَّت نَبُوَد». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
بیت 2، با تصویر «انتظار انصاف از محبوب و اهل طریقت»، میگوید: «ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نَپْسَندی / آنچه در مذهبِ اربابِ طریقت نبود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
بیت 3، با تصویر «اشک عشق و روشنی دل از محبت»، میگوید: «خیره آن دیده که آبش نَبَرَد گریهٔ عشق / تیره آن دل که در او شمعِ محبت نبود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
بیت 4، با تصویر «جستوجوی پشتیبانی از شایستگان»، میگوید: «دولت از مرغِ همایون طلب و سایهٔ او / زان که با زاغ و زَغَن شَهپَرِ دولت نبود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
بیت 5، با تصویر «یاری خواستن از اهل همت نه عنوان»، میگوید: «گر مدد خواستم از پیرِ مُغان عیب مکن / شیخ ما گفت که در صومعه همّت نبود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
بیت 6، با تصویر «پاکی درون مهمتر از صورت مکان»، میگوید: «چون طهارت نَبُوَد کعبه و بتخانه یکیست / نَبُوَد خیر در آن خانه که عصمت نبود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
بیت 7، با تصویر «دانش و ادب شرط همنشینی»، میگوید: «حافظا علم و ادب ورز که در مجلسِ شاه / هر که را نیست ادب لایقِ صحبت نبود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
در موضوع عشق و رابطه، مضمون «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» راهی برای بازاندیشی است. پیش از نتیجهگیری، احساس خود را از شواهد جدا کن و یک اقدام سنجیده انتخاب کن. شاهد بیت 1، «خستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَد / گر تو بیداد کنی شرطِ مُروَّت نَبُوَد»، بر دادخواهی درمانده و ضرورت جوانمردی تأکید میکند؛ بااینهمه شعر بهتنهایی پاسخ قطعی به نیت شخصی نمیدهد.
در موضوع آشتی، مضمون «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» راهی برای بازاندیشی است. برای آشتی باید علت فاصله، امکان گفتوگوی امن و مسئولیت دو طرف روشن باشد. شاهد بیت 1، «خستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَد / گر تو بیداد کنی شرطِ مُروَّت نَبُوَد»، بر دادخواهی درمانده و ضرورت جوانمردی تأکید میکند؛ بااینهمه شعر بهتنهایی پاسخ قطعی به نیت شخصی نمیدهد.
در موضوع ازدواج، مضمون «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» راهی برای بازاندیشی است. در تصمیم ازدواج، شناخت متقابل، رضایت و تعهد مهمتر از شور گذراست. شاهد بیت 1، «خستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَد / گر تو بیداد کنی شرطِ مُروَّت نَبُوَد»، بر دادخواهی درمانده و ضرورت جوانمردی تأکید میکند؛ بااینهمه شعر بهتنهایی پاسخ قطعی به نیت شخصی نمیدهد.
در موضوع کار، مضمون «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» راهی برای بازاندیشی است. در امور کاری، توانایی، قرارداد، شواهد و راهنمایی معتبر را بررسی کن. شاهد بیت 1، «خستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَد / گر تو بیداد کنی شرطِ مُروَّت نَبُوَد»، بر دادخواهی درمانده و ضرورت جوانمردی تأکید میکند؛ بااینهمه شعر بهتنهایی پاسخ قطعی به نیت شخصی نمیدهد.
در موضوع مالی، مضمون «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» راهی برای بازاندیشی است. این غزل درباره سود، زیان یا زمان دریافت پول پیشبینی مشخصی ندارد. شاهد بیت 1، «خستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَد / گر تو بیداد کنی شرطِ مُروَّت نَبُوَد»، بر دادخواهی درمانده و ضرورت جوانمردی تأکید میکند؛ بااینهمه شعر بهتنهایی پاسخ قطعی به نیت شخصی نمیدهد.
در موضوع تحصیل، مضمون «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» راهی برای بازاندیشی است. در یادگیری، تداوم و بازخورد عملی از مقایسه خود با دیگران سودمندتر است. شاهد بیت 1، «خستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَد / گر تو بیداد کنی شرطِ مُروَّت نَبُوَد»، بر دادخواهی درمانده و ضرورت جوانمردی تأکید میکند؛ بااینهمه شعر بهتنهایی پاسخ قطعی به نیت شخصی نمیدهد.
در موضوع سفر، مضمون «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» راهی برای بازاندیشی است. پیش از سفر، اطلاعات مقصد، امکانات و خطرهای واقعی را بررسی کن. شاهد بیت 1، «خستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَد / گر تو بیداد کنی شرطِ مُروَّت نَبُوَد»، بر دادخواهی درمانده و ضرورت جوانمردی تأکید میکند؛ بااینهمه شعر بهتنهایی پاسخ قطعی به نیت شخصی نمیدهد.
در موضوع مهاجرت، مضمون «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» راهی برای بازاندیشی است. برای مهاجرت از مشورت تخصصی و برنامهریزی واقعبینانه کمک بگیر. شاهد بیت 1، «خستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَد / گر تو بیداد کنی شرطِ مُروَّت نَبُوَد»، بر دادخواهی درمانده و ضرورت جوانمردی تأکید میکند؛ بااینهمه شعر بهتنهایی پاسخ قطعی به نیت شخصی نمیدهد.
در موضوع سلامتی، مضمون «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» راهی برای بازاندیشی است. تصاویر درد و درمان در این شعر پزشکی نیستند و جای تشخیص یا درمان را نمیگیرند. شاهد بیت 1، «خستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَد / گر تو بیداد کنی شرطِ مُروَّت نَبُوَد»، بر دادخواهی درمانده و ضرورت جوانمردی تأکید میکند؛ بااینهمه شعر بهتنهایی پاسخ قطعی به نیت شخصی نمیدهد.
شاهد اصلی بیت 1 است: «خستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَد / گر تو بیداد کنی شرطِ مُروَّت نَبُوَد». پیام کاربردی: درخواست کمک یا حق خود را روشن و محترمانه مطرح کن و برای همراهی سراغ فردی مهربان، توانا و امین برو. دل به حمایت ظاهری و جایگاه پرآوازه نبند؛ بیادبی، قضاوت شتابزده و ریا را جایگزین پاکدلی نکن.
تعبیر فال حافظ غزل 208
این فال درباره مروت، محبت و ارزش درونی انسان است. حافظ در آغاز از کسی سخن میگوید که خسته است و خواستهای دارد اما توان رسیدن به آن را ندارد. پیام این بخش، توجه به وضعیت واقعی انسان و پرهیز از بیانصافی است.
در میانه غزل، محبت به شمعی تشبیه میشود که دل را روشن میکند. این تصویر نشان میدهد که در مسیر شما وجود یک نیت پاک یا رابطه همراه با محبت میتواند اهمیت زیادی داشته باشد.
اما حافظ در پایان، ظاهر را کنار میگذارد و پاکی درون را معیار قرار میدهد. علم و ادب نیز در کنار آن قرار میگیرند. بنابراین فال میگوید تنها خواستن کافی نیست؛ شخصیت، رفتار، دانش و شیوه برخورد شما با دیگران نیز در رسیدن به نتیجه نقش دارند.
معنی و مفهوم غزل
حافظ در آغاز میگوید اگر خستگان و درماندگان خواستهای داشته باشند اما توان رسیدن به آن را نداشته باشند، روا نیست که در حق آنان بیداد شود. در این بیت، مروت و جوانمردی در برابر فرد ناتوان برجسته میشود.
در بیت دوم، شاعر میگوید از مخاطب جفایی ندیده و خود مخاطب نیز نمیپسندد رفتاری برخلاف راه و رسم ارباب طریقت با او شود. مضمون بیت بر انصاف و رعایت اصول انسانی تأکید دارد.
در بیت سوم، حافظ میگوید چشمی که از گریه عشق خیس نشود، شایسته حیرت است و دلی که در آن شمع محبت وجود نداشته باشد، تاریک است. عشق در اینجا نشانه زنده بودن و روشنایی دل است.
در بیت چهارم، شاعر بخت و دولت را از مرغ همایون میطلبد و میگوید زاغ و زغن شهپر دولت ندارند. هما در فرهنگ ادبی نماد بخت و سعادت است و حافظ میان آن و پرندگان کماقبال تقابل ایجاد میکند.
در بیت پنجم، حافظ میگوید اگر از پیر مغان کمک خواسته است، نباید او را سرزنش کنند؛ زیرا شیخ او گفته که در صومعه همت و توجه لازم وجود ندارد. این بیت تقابل میان ظاهر صوفیانه و تجربه واقعی معرفت را نشان میدهد.
در بیت ششم، حافظ میگوید اگر طهارت و پاکی وجود نداشته باشد، کعبه و بتخانه تفاوتی ندارند و خانهای که عصمت و پاکی در آن نباشد، خیر و برکت حقیقی ندارد. معیار اصلی، پاکی درون است.
در بیت پایانی، حافظ خود را خطاب قرار میدهد و سفارش میکند که علم و ادب بیاموزد و به کار گیرد، زیرا کسی که ادب ندارد شایسته همنشینی با بزرگان نیست.
بیت برجسته غزل
خستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَد
گر تو بیداد کنی شرطِ مُروَّت نَبُوَد
شاهد اصلی بیت 1: «خستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَد / گر تو بیداد کنی شرطِ مُروَّت نَبُوَد». این بیت بهطور مستقیم به دادخواهی درمانده و ضرورت جوانمردی میپردازد. بیتهای 2 و 7 نیز وجوه دیگری از مضمون «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» را نشان میدهند.
تعبیر این غزل برای نیتهای مختلف
موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.
تعبیر عاشقانه
در نیت عاشقانه، غزل بیش از هر چیز بر محبت و مروت تأکید دارد. حافظ میگوید دلی که شمع محبت در آن نباشد، تاریک است؛ بنابراین عشق در این غزل نیروی روشنکننده و زندگیبخش است.
اگر در رابطهای هستید، مهمترین پیام آن رفتار منصفانه با یکدیگر است. زمانی که یکی از دو نفر خسته یا ناتوان است، طرف مقابل باید ظرفیت همدلی و همراهی داشته باشد. محبت واقعی فقط در روزهای آسان سنجیده نمیشود.
اگر از کسی دور هستید یا منتظر کمک و توجه او هستید، درخواست خود را با احترام بیان کنید. در عین حال، عزت نفس خود را حفظ کنید و اجازه ندهید انتظار طولانی، آرامش و ارزشمندی شما را تحت تأثیر قرار دهد.
تعبیر گشایش
غزل از دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب سخن میگوید، اما تاریخ و تضمینی برای دگرگونی ارائه نمیکند. به جای انتظار نشانه قطعی، رفتارها و فرصتهای واقعی را بسنج. درخواست کمک یا حق خود را روشن و محترمانه مطرح کن و برای همراهی سراغ فردی مهربان، توانا و امین برو.
تعبیر کار و آینده شغلی
در زمینه کار، غزل بر اهمیت کمک گرفتن از افراد باتجربه و داشتن علم و ادب تأکید میکند. اگر در کاری احساس میکنید توان یا تجربه کافی ندارید، مراجعه به یک فرد صاحبتجربه میتواند تصمیم عاقلانهای باشد.
پیر مغان در این غزل میتواند نماد یک راهنمای باتجربه باشد. حافظ از او کمک میخواهد، زیرا در نگاه شاعر، صرفاً ظاهر و عنوان برای دریافت راهنمایی کافی نیست و تجربه واقعی اهمیت دارد.
بیت پایانی نیز برای محیط حرفهای بسیار معنادار است: علم و ادب شرط شایستگی در مجلس بزرگان معرفی میشود. بنابراین مهارت تخصصی را با رفتار حرفهای، احترام و یادگیری مستمر همراه کنید.
تعبیر دوراهی و تصمیم
در موضوع دوراهی تصمیم، مضمون «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» راهی برای بازاندیشی است. پیش از نتیجهگیری، احساس خود را از شواهد جدا کن و یک اقدام سنجیده انتخاب کن. شاهد بیت 1، «خستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَد / گر تو بیداد کنی شرطِ مُروَّت نَبُوَد»، بر دادخواهی درمانده و ضرورت جوانمردی تأکید میکند؛ بااینهمه شعر بهتنهایی پاسخ قطعی به نیت شخصی نمیدهد.
پرسشهای رایج درباره این غزل
پیام اصلی غزل شماره ۲۰۸ چیست؟
غزل بر مروت، محبت، پاکی درون و علم و ادب تأکید دارد. حافظ نشان میدهد که ارزش انسان بیشتر به رفتار و باطن او وابسته است تا ظاهر و عنوان.
شمع محبت در غزل چه معنایی دارد؟
شمع محبت نماد روشنایی دل است. حافظ دلی را که از محبت خالی باشد تاریک میداند و عشق را نیرویی برای زنده و روشن نگه داشتن دل معرفی میکند.
مرغ همایون نماد چیست؟
هما در فرهنگ ادبی نماد بخت و سعادت است. حافظ آن را در برابر زاغ و زغن قرار میدهد تا میان اقبال ارزشمند و موقعیتهای کمثمر تفاوت بگذارد.
چرا حافظ کعبه و بتخانه را بدون طهارت یکسان میداند؟
زیرا از نگاه او ارزش واقعی مکان به پاکی و طهارت انسانهای حاضر در آن وابسته است. اگر باطن آلوده باشد، ظاهر مقدس به تنهایی خیر و برکت ایجاد نمیکند.
علم و ادب در پایان غزل چه جایگاهی دارند؟
حافظ علم و ادب را شرط شایستگی برای همنشینی با بزرگان میداند. یعنی دانش باید با رفتار محترمانه و شخصیت شایسته همراه باشد.
بیشتر درباره پیام این غزل
درس زندگی از این غزل
درس این غزل، دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب است.
از بیت 1 میتوان درباره «دادخواهی درمانده و ضرورت جوانمردی» آموخت. بیت 1، با تصویر «دادخواهی درمانده و ضرورت جوانمردی»، میگوید: «خستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَد / گر تو بیداد کنی شرطِ مُروَّت نَبُوَد». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
از بیت 2 میتوان درباره «انتظار انصاف از محبوب و اهل طریقت» آموخت. بیت 2، با تصویر «انتظار انصاف از محبوب و اهل طریقت»، میگوید: «ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نَپْسَندی / آنچه در مذهبِ اربابِ طریقت نبود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
از بیت 3 میتوان درباره «اشک عشق و روشنی دل از محبت» آموخت. بیت 3، با تصویر «اشک عشق و روشنی دل از محبت»، میگوید: «خیره آن دیده که آبش نَبَرَد گریهٔ عشق / تیره آن دل که در او شمعِ محبت نبود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
از بیت 4 میتوان درباره «جستوجوی پشتیبانی از شایستگان» آموخت. بیت 4، با تصویر «جستوجوی پشتیبانی از شایستگان»، میگوید: «دولت از مرغِ همایون طلب و سایهٔ او / زان که با زاغ و زَغَن شَهپَرِ دولت نبود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
از بیت 5 میتوان درباره «یاری خواستن از اهل همت نه عنوان» آموخت. بیت 5، با تصویر «یاری خواستن از اهل همت نه عنوان»، میگوید: «گر مدد خواستم از پیرِ مُغان عیب مکن / شیخ ما گفت که در صومعه همّت نبود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
از بیت 6 میتوان درباره «پاکی درون مهمتر از صورت مکان» آموخت. بیت 6، با تصویر «پاکی درون مهمتر از صورت مکان»، میگوید: «چون طهارت نَبُوَد کعبه و بتخانه یکیست / نَبُوَد خیر در آن خانه که عصمت نبود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
از بیت 7 میتوان درباره «دانش و ادب شرط همنشینی» آموخت. بیت 7، با تصویر «دانش و ادب شرط همنشینی»، میگوید: «حافظا علم و ادب ورز که در مجلسِ شاه / هر که را نیست ادب لایقِ صحبت نبود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
در عمل: درخواست کمک یا حق خود را روشن و محترمانه مطرح کن و برای همراهی سراغ فردی مهربان، توانا و امین برو.
پیام کامل حافظ
ای صاحب نیت، حافظ در این غزل با زبان دادخواه، اخلاقی و اندرزگو از دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب سخن میگوید. در خواندن فال، نخست صدای خود شعر را بشنو، سپس از آن برای پرسیدن سؤالهای بهتر درباره زندگی کمک بگیر.
دادخواهی درمانده و ضرورت جوانمردی: خستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَد / گر تو بیداد کنی شرطِ مُروَّت نَبُوَد. بیت 1، با تصویر «دادخواهی درمانده و ضرورت جوانمردی»، میگوید: «خستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَد / گر تو بیداد کنی شرطِ مُروَّت نَبُوَد». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
انتظار انصاف از محبوب و اهل طریقت: ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نَپْسَندی / آنچه در مذهبِ اربابِ طریقت نبود. بیت 2، با تصویر «انتظار انصاف از محبوب و اهل طریقت»، میگوید: «ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نَپْسَندی / آنچه در مذهبِ اربابِ طریقت نبود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
اشک عشق و روشنی دل از محبت: خیره آن دیده که آبش نَبَرَد گریهٔ عشق / تیره آن دل که در او شمعِ محبت نبود. بیت 3، با تصویر «اشک عشق و روشنی دل از محبت»، میگوید: «خیره آن دیده که آبش نَبَرَد گریهٔ عشق / تیره آن دل که در او شمعِ محبت نبود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
جستوجوی پشتیبانی از شایستگان: دولت از مرغِ همایون طلب و سایهٔ او / زان که با زاغ و زَغَن شَهپَرِ دولت نبود. بیت 4، با تصویر «جستوجوی پشتیبانی از شایستگان»، میگوید: «دولت از مرغِ همایون طلب و سایهٔ او / زان که با زاغ و زَغَن شَهپَرِ دولت نبود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
یاری خواستن از اهل همت نه عنوان: گر مدد خواستم از پیرِ مُغان عیب مکن / شیخ ما گفت که در صومعه همّت نبود. بیت 5، با تصویر «یاری خواستن از اهل همت نه عنوان»، میگوید: «گر مدد خواستم از پیرِ مُغان عیب مکن / شیخ ما گفت که در صومعه همّت نبود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
پاکی درون مهمتر از صورت مکان: چون طهارت نَبُوَد کعبه و بتخانه یکیست / نَبُوَد خیر در آن خانه که عصمت نبود. بیت 6، با تصویر «پاکی درون مهمتر از صورت مکان»، میگوید: «چون طهارت نَبُوَد کعبه و بتخانه یکیست / نَبُوَد خیر در آن خانه که عصمت نبود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
دانش و ادب شرط همنشینی: حافظا علم و ادب ورز که در مجلسِ شاه / هر که را نیست ادب لایقِ صحبت نبود. بیت 7، با تصویر «دانش و ادب شرط همنشینی»، میگوید: «حافظا علم و ادب ورز که در مجلسِ شاه / هر که را نیست ادب لایقِ صحبت نبود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «دادخواهی خستگان، ضرورت مروت و محبت، گزینش یار شایسته، پاکی نیت و آموختن ادب» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
اگر امروز قرار باشد فقط یک چیز از این غزل به خاطر بسپاری، آن چیز «دادخواهی درمانده و ضرورت جوانمردی» است. درخواست کمک یا حق خود را روشن و محترمانه مطرح کن و برای همراهی سراغ فردی مهربان، توانا و امین برو.
تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهامبخش از غزل است؛ برای تصمیمهای مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.