✦ دیوان حافظ شیرازی ✦

غزل 481 حافظ؛ بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی

متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن

موضوع اصلی: رهایی از حرص، فرصت‌شناسی، آمادگی برای بزرگی و صفای خاطر
کارت تصویری دو بیت نخست غزل شماره 481 حافظ و خلاصه تعبیر این غزل
دو بیت آغازین و خلاصه تعبیر غزل شماره 481 حافظ

متن غزل شماره 481 حافظ

پخش صوت غزل برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی
آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی
گر از آن آدمیانی که بهشتت هوس است عیش با آدمی ای چند پری زاده کنی
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی
اجرها باشدت ای خسرو شیرین دهنان گر نگاهی سوی فرهاد دل افتاده کنی
خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهات مگر از نقش پراگنده ورق ساده کنی
کار خود گر به کرم بازگذاری حافظ ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی
ای صبا بندگی خواجه جلال الدین کن که جهان پرسمن و سوسن آزاده کنی

خلاصه تعبیر این غزل

غزل 481 درباره رهایی از حرص، فرصت‌شناسی، آمادگی برای بزرگی و صفای خاطر است. برای نیت تو، پیام اصلی این است: فهرست سه نگرانی بیرون از اختیار را بنویس و برای یک هدف در اختیار خود قدمی مشخص بردار. در بیت 1، «بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی / خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی» آمده است. در مطلع، طلب روزی ننهاده به فرسودگی و خون دل خوردن پیوند می‌خورد؛ میان تلاش مسئولانه و حرص برای چیزی بیرون از اختیار تفاوت بگذار. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «آخرالامر گِل کوزه‌گران خواهی شد / حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی» آمده است. تصویر خاک شدن و کوزه‌گری گذر عمر را به یاد می‌آورد؛ کارهای معنادار امروز را به امید زمانی نامعلوم عقب نینداز. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «گر از آن آدمیانی که بهشتت هوس است / عیش با آدمی‌یی چند پری‌زاده کنی» آمده است. همنشینی با آدمیان پری‌زاده، ارزش مصاحبت نیکان را نشان می‌دهد؛ کیفیت همراهان بر آرامش و رشد تو اثر می‌گذارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف / مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی» آمده است. جای بزرگان با ادعا به دست نمی‌آید؛ مهارت، شایستگی و آمادگی را پیش از مطالبه جایگاه فراهم کن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «اجرها باشدت ای خسرو شیرین‌دهنان / گر نگاهی سوی فرهاد دل‌افتاده کنی» آمده است. اشاره به فرهاد دل‌افتاده، مهربانی با عاشق رنج‌دیده را فضیلتی ارزشمند می‌داند؛ قدرت را با شفقت همراه ساز. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «خاطرت کی رقم فیض پذیرد، هیهات! / مگر از نقش پراگنده ورق ساده کنی» آمده است. ورق خاطر آکنده از نقش پراکنده، ذهنی گرفتار آشفتگی است؛ برای پذیرش فرصت تازه، نخست اولویت‌ها را روشن کن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «کار خود گر به کرم بازگذاری حافظ / ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی» آمده است. سپردن کار به کرم، در کنار کوشش، رها کردن وسواس کنترل همه نتایج است؛ امید را از مسئولیت جدا نکن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «ای صبا بندگی خواجه جلال‌الدین کن / که جهان پُر سمن و سوسنِ آزاده کنی» آمده است. بیت پایانی در ستایش خواجه جلال‌الدین، آرزوی آبادانی و خرمی جهان را می‌نمایاند؛ از توان خود برای خیر جمعی بهره ببر. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.

تعبیر فال حافظ غزل 481

غزل ۴۸۱ در مجموع فال بسیار متعادل و سازنده‌ای است. حافظ هم از پذیرش سخن می‌گوید و هم از تلاش. در آغاز هشدار می‌دهد برای روزی یا نتیجه‌ای که هنوز فراهم نشده خودت را خون‌دل نکن. سپس یادآوری می‌کند عمر کوتاه است و باید از فرصت زندگی استفاده کرد. در میانه، صریحاً می‌گوید بزرگی نیازمند اسباب بزرگی است؛ یعنی آمادگی، مهارت و شایستگی. بعد از آن، نگاه محبوب و پاک کردن ذهن از نقش‌های پراکنده مطرح می‌شود. در پایان نیز کار را به کرم و بخت خداداده می‌سپارد. نتیجه کلی فال مثبت است: سهم خودت را انجام بده، ذهن را سبک کن و از کنترل افراطی نتیجه فاصله بگیر.

معنی و مفهوم غزل

غزل ۴۸۱ حافظ هشت بیت دارد و از نظر ساختاری، تلفیقی از پند زندگی، رندی، عاشقانه‌گویی و مدح است. شعر با یک دستور اخلاقی برای رهایی از غم آغاز می‌شود، سپس مرگ و لذت زندگی را مقابل هم می‌گذارد، به معاشرت خوب و آماده شدن برای بزرگی می‌رسد، در بیت پنجم فضای عاشقانه پیدا می‌کند، در بیت ششم به پاکی ذهن و آمادگی برای فیض می‌پردازد، در بیت هفتم مفهوم کرم و بخت را وارد می‌کند و در پایان به مدح خواجه جلال‌الدین می‌رسد. بیت نخست: «بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی / خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی». «بشنو این نکته» لحن آموزگارانه و مستقیم دارد. حافظ می‌خواهد یک قاعده زندگی را بیان کند. «روزی ننهاده» چیزی است که هنوز قسمت، امکان یا زمینه‌اش فراهم نشده است. «خون خوردن» کنایه‌ای بسیار قوی از رنج کشیدن است. حافظ میان کوشش و طلب فرساینده فرق می‌گذارد. اگر چیزی در اختیار تو نیست، صرف رنج بیشتر الزاماً آن را به دست نمی‌آورد. این بیت دعوت به نوعی آزادی از کنترل‌گری است. بیت دوم: «آخرالامر گِل کوزه‌گران خواهی شد / حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی». تصویر «گل کوزه‌گران» یادآور بازگشت بدن انسان به خاک است. در شعر فارسی بارها از این تصویر برای یادآوری فناپذیری استفاده شده. اما حافظ از یاد مرگ به زهد خشک نمی‌رسد؛ به زندگی می‌رسد. می‌گوید چون پایان خاک است، اکنون سبو را پر کن. این وارونگی یکی از مشخصه‌های نگاه حافظ است. آگاهی از مرگ باید ارزش زندگی را بیشتر کند، نه آن را تعطیل کند. بیت سوم: «گر از آن آدمیانی که بهشتت هوس است / عیش با آدمی‌یی چند پری‌زاده کنی». حافظ آرزوی بهشت را به زندگی اکنون پیوند می‌دهد. «آدمیانی پری‌زاده» ترکیبی ظریف است: آدمی‌اند اما چنان زیبا و لطیف که گویی از پریان‌اند. معنای عمیق‌تر بیت این است که بخشی از سعادت از کیفیت معاشرت می‌آید. بهشت فقط مکان نیست؛ کیفیت بودن با انسان‌های خوب نیز می‌تواند بهشتی باشد. بیت چهارم: «تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف / مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی». «تکیه زدن» هم نشستن بر جایگاه و هم ادعای مقام کردن است. «به گزاف» یعنی بی‌دلیل و بدون استحقاق. این بیت برخلاف تصور رایج از حافظِ صرفاً خوش‌باش، کاملاً مسئولیت‌محور است. بزرگی اسباب می‌خواهد. اسباب بزرگی می‌تواند دانش، تجربه، اخلاق، توانایی، اعتبار و شایستگی باشد. پس حافظ موفقیت را صرفاً به بخت واگذار نمی‌کند. بیت پنجم: «اجرها باشدت ای خسرو شیرین‌دهنان / گر نگاهی سوی فرهاد دل‌افتاده کنی». اشاره به خسرو و فرهاد، داستان مشهور عشق شیرین را به بیت وارد می‌کند. محبوب «خسرو شیرین‌دهنان» است و عاشق «فرهاد دل‌افتاده». این جابه‌جایی نقش‌ها شاعرانه است. «نگاه» کوچک‌ترین شکل توجه است، اما برای عاشق ارزش بزرگی دارد. حافظ حتی برای این نگاه «اجرها» در نظر می‌گیرد؛ یعنی مهربانی با دل‌افتاده خود عملی ارزشمند و اخلاقی است. بیت ششم: «خاطرت کی رقم فیض پذیرد، هیهات! / مگر از نقش پراگنده ورق ساده کنی». ذهن به صفحه‌ای تشبیه شده که باید قابلیت نوشتن داشته باشد. اگر این صفحه از نقش‌های پراکنده پر باشد، «رقم فیض» در آن جا نمی‌گیرد. این بیت درباره آمادگی درونی است. همان‌طور که در بیت چهارم برای مقام بیرونی باید اسباب آماده شود، در این بیت برای دریافت فیض نیز فضای درونی باید آماده شود. پس میان بیرون و درون غزل تقارن زیبایی وجود دارد. بیت هفتم: «کار خود گر به کرم بازگذاری حافظ / ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی». «کرم» در جهان حافظ لطف، بخشندگی و عنایت است. پس از توصیه به آماده کردن اسباب و پاک کردن ذهن، اکنون نوبت واگذاری نتیجه است. این ترتیب مهم است. حافظ نمی‌گوید هیچ کاری نکن و به بخت بسپار. می‌گوید آمادگی را بساز و سپس نتیجه را از کنترل وسواس‌گونه خارج کن. «بخت خداداده» نیز به فرصتی اشاره دارد که همه اجزای آن محصول کوشش فردی نیستند. بیت هشتم: «ای صبا بندگی خواجه جلال‌الدین کن / که جهان پُر سمن و سوسن آزاده کنی». غزل با مدح خواجه جلال‌الدین پایان می‌یابد. «صبا» پیام‌رسان سنتی حافظ است. «سمن» و «سوسن آزاده» تصویر گلستان و آبادانی می‌سازند. خدمت به شخص ستوده‌شده چنان پربرکت تصور می‌شود که جهان را گل‌آگین می‌کند. از نظر تاریخی، بیت رنگ مدحی دارد؛ اما از نظر ساختاری نیز پایان مناسبی برای غزل است، زیرا شعر از رهایی فرد از غم شروع شد و به آباد شدن جهان ختم می‌شود. از نظر فال، ساختار غزل چنین است: رها کردن غم بی‌حاصل ← قدر دانستن زندگی ← انتخاب معاشرت خوب ← ساختن شایستگی ← دریافت توجه ← پاک کردن ذهن ← اعتماد به کرم ← ارتباط با منبع خیر و برکت. این روند نشان می‌دهد گشایش در حافظ هم به انتخاب و تلاش وابسته است و هم به پذیرش آن بخشی که در اختیار انسان نیست.

پیام حافظ به زبان ساده

«رهایی از حرص، فرصت‌شناسی، آمادگی برای بزرگی و صفای خاطر؛ راه درست از تشخیص آرزو و واقعیت می‌گذرد.»
رهایی از حرص، فرصت‌شناسی، آمادگی برای بزرگی و صفای خاطر. فهرست سه نگرانی بیرون از اختیار را بنویس و برای یک هدف در اختیار خود قدمی مشخص بردار. حرص و پریشانی ذهن را با تلاش سازنده اشتباه نگیر؛ جایگاه بدون شایستگی پایدار نیست

بیت برجسته غزل

تعبیر این غزل برای نیت‌های مختلف

موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.

تعبیر عاشقانه
در نیت عاشقانه، غزل ۴۸۱ فضای امیدوارکننده‌ای دارد. بیت «اجرها باشدت... گر نگاهی سوی فرهاد دل‌افتاده کنی» نشان می‌دهد یک توجه کوچک از محبوب می‌تواند اثر بسیار زیادی داشته باشد. اگر مدت‌ها منتظر نشانه‌ای هستی، این بیت امید خوبی دارد. بااین‌حال، بیت نخست می‌گوید برای چیزی که هنوز فراهم نشده خودت را بیش از حد فرسوده نکن. بیت ششم نیز توصیه می‌کند ذهن را از نقش‌های پراکنده و سناریوهای مختلف پاک کنی. فال عاشقانه مثبت مشروط است: امید به توجه وجود دارد، اما آرامش و تمرکز خودت را نیز حفظ کن.
تعبیر گشایش
در بیت 1، «بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی / خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی» آمده است. در مطلع، طلب روزی ننهاده به فرسودگی و خون دل خوردن پیوند می‌خورد؛ میان تلاش مسئولانه و حرص برای چیزی بیرون از اختیار تفاوت بگذار. گشایش در اینجا بیش از هر چیز به روشن شدن راه و تغییر نگاه اشاره دارد.
تعبیر کار و آینده شغلی
در نیت کاری، غزل ۴۸۱ یکی از واضح‌ترین پیام‌ها را دارد: «تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف / مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی». اگر ارتقا، موقعیت بهتر، مدیریت یا موفقیت حرفه‌ای می‌خواهی، باید مهارت، تجربه، رزومه، شبکه و انضباط متناسب با آن را بسازی. در عین حال، برای فرصت‌هایی که هنوز وجود خارجی ندارند خودت را فرسوده نکن. تمرکز را روی مسیرهای واقعی بگذار. فال کاری بسیار مثبت است، به‌خصوص اگر آمادگی را جدی بگیری.
تعبیر دوراهی و تصمیم
در بیت 3، «گر از آن آدمیانی که بهشتت هوس است / عیش با آدمی‌یی چند پری‌زاده کنی» آمده است. همنشینی با آدمیان پری‌زاده، ارزش مصاحبت نیکان را نشان می‌دهد؛ کیفیت همراهان بر آرامش و رشد تو اثر می‌گذارد. گزینه‌ها را بر اساس پیامدهای قابل سنجش مقایسه کن.

قدم بعدی پس از خواندن فال

فهرست سه نگرانی بیرون از اختیار را بنویس و برای یک هدف در اختیار خود قدمی مشخص بردار

پرسش‌های رایج درباره این غزل

مهم‌ترین پیام غزل ۴۸۱ برای نیت من چیست؟
مهم‌ترین پیام این است که میان تلاش و فرسودگی فرق بگذاری. برای چیزی که در اختیار توست اسباب لازم را فراهم کن و جدی اقدام کن، اما برای آنچه هنوز امکانش مهیا نشده خودت را خون‌دل نکن. پس از انجام سهم خودت، نتیجه را با آرامش بیشتری رها کن.
آیا غزل ۴۸۱ برای عشق و توجه محبوب مثبت است؟
بله، بیت «گر نگاهی سوی فرهاد دل‌افتاده کنی» برای توجه، دلجویی و نرم شدن فضا بسیار مثبت است. یک رفتار کوچک از سوی محبوب می‌تواند اثر بزرگی داشته باشد. بااین‌حال، صاحب فال نیز باید ذهن خود را از سناریوها و فکرهای پراکنده پاک کند و فقط بر رفتار واقعی تمرکز داشته باشد.
بیت «تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف» چه معنایی برای فال دارد؟
این بیت می‌گوید آرزو بدون آمادگی کافی نیست. اگر مقام، ازدواج، موفقیت، ثروت یا مسئولیت بزرگ می‌خواهی، باید زیرساخت متناسب با آن را بسازی. حافظ از شایستگی، آمادگی و فراهم کردن اسباب سخن می‌گوید. پس نیت خوب است، اما باید خودت را هم‌سطح آن هدف آماده کنی.
منظور حافظ از «ورق ساده کنی» چیست؟
یعنی صفحه ذهن را از نقش‌های پراکنده، نگرانی‌های اضافی و فکرهای متناقض خالی کنی تا امکان دریافت فکر تازه و فرصت جدید به وجود آید. در فال، اگر ذهنت بسیار شلوغ است، تصمیم‌گیری را ساده کن و فقط چند واقعیت و اولویت اصلی را نگه دار.
نتیجه کلی فال غزل ۴۸۱ چیست؟
نتیجه کلی فال مثبت و امیدوارکننده است. فرصت، بخت و امکان توجه وجود دارند، اما باید شایستگی و مقدمات لازم را فراهم کنی. از غم‌های بی‌حاصل فاصله بگیر، زمان را قدر بدان، ذهن را مرتب کن و سهم خود را انجام بده. پس از آن، احتمال گشایش با لطف و بخت خوب است.

بیشتر درباره پیام این غزل

درس زندگی از این غزل
درس این غزل، جدا کردن امید از پیشگویی است. در بیت 1، «بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی / خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی» آمده است. در مطلع، طلب روزی ننهاده به فرسودگی و خون دل خوردن پیوند می‌خورد؛ میان تلاش مسئولانه و حرص برای چیزی بیرون از اختیار تفاوت بگذار. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «آخرالامر گِل کوزه‌گران خواهی شد / حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی» آمده است. تصویر خاک شدن و کوزه‌گری گذر عمر را به یاد می‌آورد؛ کارهای معنادار امروز را به امید زمانی نامعلوم عقب نینداز. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «گر از آن آدمیانی که بهشتت هوس است / عیش با آدمی‌یی چند پری‌زاده کنی» آمده است. همنشینی با آدمیان پری‌زاده، ارزش مصاحبت نیکان را نشان می‌دهد؛ کیفیت همراهان بر آرامش و رشد تو اثر می‌گذارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف / مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی» آمده است. جای بزرگان با ادعا به دست نمی‌آید؛ مهارت، شایستگی و آمادگی را پیش از مطالبه جایگاه فراهم کن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «اجرها باشدت ای خسرو شیرین‌دهنان / گر نگاهی سوی فرهاد دل‌افتاده کنی» آمده است. اشاره به فرهاد دل‌افتاده، مهربانی با عاشق رنج‌دیده را فضیلتی ارزشمند می‌داند؛ قدرت را با شفقت همراه ساز. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «خاطرت کی رقم فیض پذیرد، هیهات! / مگر از نقش پراگنده ورق ساده کنی» آمده است. ورق خاطر آکنده از نقش پراکنده، ذهنی گرفتار آشفتگی است؛ برای پذیرش فرصت تازه، نخست اولویت‌ها را روشن کن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «کار خود گر به کرم بازگذاری حافظ / ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی» آمده است. سپردن کار به کرم، در کنار کوشش، رها کردن وسواس کنترل همه نتایج است؛ امید را از مسئولیت جدا نکن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «ای صبا بندگی خواجه جلال‌الدین کن / که جهان پُر سمن و سوسنِ آزاده کنی» آمده است. بیت پایانی در ستایش خواجه جلال‌الدین، آرزوی آبادانی و خرمی جهان را می‌نمایاند؛ از توان خود برای خیر جمعی بهره ببر. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
پیام کامل حافظ
پیام این غزل: رهایی از حرص، فرصت‌شناسی، آمادگی برای بزرگی و صفای خاطر. حرص و پریشانی ذهن را با تلاش سازنده اشتباه نگیر؛ جایگاه بدون شایستگی پایدار نیست در بیت 1، «بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی / خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی» آمده است. در مطلع، طلب روزی ننهاده به فرسودگی و خون دل خوردن پیوند می‌خورد؛ میان تلاش مسئولانه و حرص برای چیزی بیرون از اختیار تفاوت بگذار. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «آخرالامر گِل کوزه‌گران خواهی شد / حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی» آمده است. تصویر خاک شدن و کوزه‌گری گذر عمر را به یاد می‌آورد؛ کارهای معنادار امروز را به امید زمانی نامعلوم عقب نینداز. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «گر از آن آدمیانی که بهشتت هوس است / عیش با آدمی‌یی چند پری‌زاده کنی» آمده است. همنشینی با آدمیان پری‌زاده، ارزش مصاحبت نیکان را نشان می‌دهد؛ کیفیت همراهان بر آرامش و رشد تو اثر می‌گذارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف / مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی» آمده است. جای بزرگان با ادعا به دست نمی‌آید؛ مهارت، شایستگی و آمادگی را پیش از مطالبه جایگاه فراهم کن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «اجرها باشدت ای خسرو شیرین‌دهنان / گر نگاهی سوی فرهاد دل‌افتاده کنی» آمده است. اشاره به فرهاد دل‌افتاده، مهربانی با عاشق رنج‌دیده را فضیلتی ارزشمند می‌داند؛ قدرت را با شفقت همراه ساز. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «خاطرت کی رقم فیض پذیرد، هیهات! / مگر از نقش پراگنده ورق ساده کنی» آمده است. ورق خاطر آکنده از نقش پراکنده، ذهنی گرفتار آشفتگی است؛ برای پذیرش فرصت تازه، نخست اولویت‌ها را روشن کن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «کار خود گر به کرم بازگذاری حافظ / ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی» آمده است. سپردن کار به کرم، در کنار کوشش، رها کردن وسواس کنترل همه نتایج است؛ امید را از مسئولیت جدا نکن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «ای صبا بندگی خواجه جلال‌الدین کن / که جهان پُر سمن و سوسنِ آزاده کنی» آمده است. بیت پایانی در ستایش خواجه جلال‌الدین، آرزوی آبادانی و خرمی جهان را می‌نمایاند؛ از توان خود برای خیر جمعی بهره ببر. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.

تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهام‌بخش از غزل است؛ برای تصمیم‌های مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.