✦ دیوان حافظ شیرازی ✦

غزل 451 حافظ؛ خوش کرد یاوری فلکت روز داوری

متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن

موضوع اصلی: شکرگزاری عملی، دستگیری از افتادگان، فروتنی و برتری صلح و قناعت بر جاه
کارت تصویری دو بیت نخست غزل شماره 451 حافظ و خلاصه تعبیر این غزل
دو بیت آغازین و خلاصه تعبیر غزل شماره 451 حافظ

متن غزل شماره 451 حافظ

پخش صوت غزل برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
خوش کرد یاوری فلکت روز داوری تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری
آن کس که اوفتاد خدایش گرفت دست گو بر تو باد تا غم افتادگان خوری
در کوی عشق شوکت شاهی نمی خرند اقرار بندگی کن و اظهار چاکری
ساقی به مژدگانی عیش از درم درآی تا یک دم از دلم غم دنیا به دربری
در شاهراه جاه و بزرگی خطر بسیست آن به کز این گریوه سبکبار بگذری
سلطان و فکر لشکر و سودای تاج و گنج درویش و امن خاطر و کنج قلندری
یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است ای نور دیده صلح به از جنگ و داوری
نیل مراد بر حسب فکر و همت است از شاه نذر خیر و ز توفیق یاوری
حافظ غبار فقر و قناعت ز رخ مشوی کاین خاک بهتر از عمل کیمیاگری

خلاصه تعبیر این غزل

غزل 451 درباره شکرگزاری عملی، دستگیری از افتادگان، فروتنی و برتری صلح و قناعت بر جاه است. برای نیت تو، پیام اصلی این است: امروز یک کار مشخص برای یاری کسی که در تنگناست انجام بده و در اختلافی جاری راه آشتی را بررسی کن. در بیت 1، «خوش کرد یاوری فلکت روز داوری / تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری» آمده است. پیروزی و یاری روزگار در لحظه داوری با پرسش از شکرانه همراه است؛ کامیابی فقط امتیاز شخصی نیست و مسئولیت تازه می‌آورد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «آن کس که اوفتاد خدایش گرفت دست / گو بر تو باد تا غم افتادگان خوری» آمده است. دستگیری خداوند از افتاده، الگوی رفتار با درماندگان می‌شود؛ شکر عملی یعنی خود نیز دست دیگری را بگیری. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «در کوی عشق شوکت شاهی نمی‌خرند / اقرار بندگی کن و اظهار چاکری» آمده است. در آستان عشق جلال پادشاهی خریداری ندارد؛ فروتنی و صداقت بر مقام و عنوان برتری می‌یابد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «ساقی به مژدگانی عیش از درم درآی / تا یک دم از دلم غم دنیا به در بری» آمده است. آمدن ساقی و مژده عیش تصویری از گشایش موقت دل است؛ حتی میان نگرانی‌ها می‌توان مجالی برای آرامش ساخت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «در شاه‌راه جاه و بزرگی خطر بسی‌ست / آن به کز این گریوه سبک‌بار بگذری» آمده است. راه قدرت و جاه پر از گردنه و خطر است؛ سبک‌بار بودن و وابسته نبودن به مقام، انتخابی خردمندانه است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «سلطان و فکر لشکر و سودای تاج و گنج / درویش و امن خاطر و کنج قلندری» آمده است. پادشاه با سپاه و تاج درگیر است و درویش از کنج آرامش بهره دارد؛ آسودگی درونی لزوماً از دارایی بیشتر نمی‌آید. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است؟ / ای نور دیده صلح به از جنگ و داوری» آمده است. حافظ به صراحت صلح را از جنگ و داوری بهتر می‌شمارد؛ راه آشتی باید پیش از تشدید خصومت آزموده شود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «نیل مراد بر حسب فکر و همت است / از شاه نذر خیر و ز توفیق یاوری» آمده است. رسیدن به مراد با اندیشه و همت پیوند دارد؛ آرزو بدون کوشش و یاری شرایط، تضمین موفقیت نیست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 9، «حافظ غبار فقر و قناعت ز رخ مشوی / کاین خاک بهتر از عمل کیمیاگری» آمده است. فقر و قناعت در مقطع از کیمیا ارزشمندتر است؛ حفظ عزت و بی‌نیازی از حرص می‌تواند خود گنج باشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.

تعبیر فال حافظ غزل 451

غزل ۴۵۱ در مجموع فال بسیار مثبت و متعادل است. در همان بیت نخست از یاری فلک سخن گفته می‌شود و بیت دوم نیز دستگیری خداوند از افتاده را مطرح می‌کند. این دو بیت نشانه‌های قوی عبور از دشواری و دریافت حمایت‌اند. در ادامه، حافظ از صاحب فال می‌خواهد غرور و مقام‌طلبی را کنار بگذارد و سبک‌تر حرکت کند. بیت صلح نیز برای اختلاف‌های شخصی و کاری بسیار امیدوارکننده است. بیت «نیل مراد بر حسب فکر و همت است» به‌وضوح می‌گوید رسیدن به خواسته ممکن است، اما به برنامه و کوشش نیاز دارد. پایان غزل نیز قناعت و آرامش را بر حرص و کیمیاگری ترجیح می‌دهد. نتیجه کلی فال بسیار خوب است، به شرط شکرگزاری، فروتنی، صلح، تلاش و حفظ آرامش.

معنی و مفهوم غزل

غزل ۴۵۱ حافظ نه بیت دارد و از نظر ساختاری از یاری و شکر آغاز می‌شود، به تواضع و رهایی از غم می‌رسد، سپس خطر جاه و بزرگی را نشان می‌دهد، صلح را بر جنگ ترجیح می‌دهد، فکر و همت را عامل رسیدن به مراد می‌داند و در پایان قناعت را از کیمیاگری ارزشمندتر معرفی می‌کند. این غزل یکی از متعادل‌ترین غزل‌های حافظ در جمع کردن بخت، تلاش، اخلاق و آرامش است. بیت نخست: «خوش کرد یاوری فلکت روز داوری / تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری». «فلک» در شعر فارسی گاهی دشمن و گاهی یار انسان تصویر می‌شود. اینجا فلک یاری کرده است. «روز داوری» می‌تواند هم رنگ معنوی داشته باشد و هم نماد لحظه‌ای تعیین‌کننده باشد. حافظ بعد از بیان گشایش، بلافاصله مسئله شکر را مطرح می‌کند. پس نعمت در این بیت بدون مسئولیت نیست. بیت دوم: «آن کس که اوفتاد خدایش گرفت دست / گو بر تو باد تا غم افتادگان خوری». «دست گرفتن» هم معنای ظاهری و هم معنای یاری کردن دارد. کسی که خودش تجربه افتادن و یاری شدن را داشته، بهتر از دیگران حال افتاده را می‌فهمد. حافظ نوعی زنجیره خیر می‌سازد: خدا دست تو را گرفته، حال تو نیز دست دیگری را بگیر. این بیت یکی از انسانی‌ترین ابیات غزل است. بیت سوم: «در کوی عشق شوکت شاهی نمی‌خرند / اقرار بندگی کن و اظهار چاکری». «کوی عشق» جهان ارزشی متفاوتی دارد. در جهان سیاست، شوکت شاهی ارزشمند است؛ در عشق، فروتنی. «نمی‌خرند» نیز زبان بازار را وارد بیت می‌کند. کالای قدرت در بازار عشق مشتری ندارد. این وارونگی ارزش‌ها از ویژگی‌های مهم حافظ است. بیت چهارم: «ساقی به مژدگانی عیش از درم درآی / تا یک دم از دلم غم دنیا به در بری». ورود ساقی با «مژدگانی» همراه است. ساقی فقط شراب نمی‌آورد؛ خبر شادی نیز می‌آورد. عبارت «از درم درآی» و «از دلم به در بری» تقارن لفظی زیبایی ایجاد کرده است. ساقی از در وارد می‌شود و غم از دل خارج می‌شود. بیت پنجم: «در شاه‌راه جاه و بزرگی خطر بسی‌ست / آن به کز این گریوه سبک‌بار بگذری». «شاه‌راه» راه بزرگ و اصلی است و «گریوه» گردنه دشوار. حافظ جاه و بزرگی را مانند مسیری کوهستانی و خطرناک می‌بیند. راه ممکن است به ظاهر وسیع باشد، ولی گردنه‌های خطرناک دارد. «سبک‌بار» بودن یعنی تعلقات و حرص کمتر. در چنین راهی هرچه بار کمتر باشد، عبور آسان‌تر است. بیت ششم: «سلطان و فکر لشکر و سودای تاج و گنج / درویش و امن خاطر و کنج قلندری». این بیت بدون فعل نیز معنای کامل دارد و بر مقابله دو تصویر بنا شده است. در یک سو سلطان با لشکر، تاج و گنج است؛ در سوی دیگر درویش با امن خاطر. حافظ نشان می‌دهد برخورداری بیرونی همیشه به آرامش درونی منجر نمی‌شود. «سودا» نیز هم آرزو و هم نوعی آشفتگی ذهنی را تداعی می‌کند. بیت هفتم: «یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است؟ / ای نور دیده صلح به از جنگ و داوری». حافظ پیش از بیان پند اجازه می‌خواهد و همین لحن، پند را نرم‌تر می‌کند. «نور دیده» خطاب محبت‌آمیز است. سپس حرف بسیار ساده و مستقیم بیان می‌شود: صلح بهتر از جنگ و داوری است. در اینجا حافظ بر خلاف بسیاری از طنزهای ضدصوفیانه‌اش، سخنی را «صوفیانه» معرفی می‌کند که در اصل اخلاقی و انسانی است. بیت هشتم: «نیل مراد بر حسب فکر و همت است / از شاه نذر خیر و ز توفیق یاوری». «نیل مراد» یعنی رسیدن به خواسته. حافظ آن را با «فکر و همت» پیوند می‌دهد. پس برخلاف برداشت‌های کاملاً تقدیرگرایانه، انسان در نتیجه نقش دارد. مصراع دوم نیز از حمایت و توفیق سخن می‌گوید. این دو مصراع تعادلی میان کوشش فردی و یاری بیرونی ایجاد می‌کنند. بیت نهم: «حافظ غبار فقر و قناعت ز رخ مشوی / کاین خاک بهتر از عمل کیمیاگری». در پایان، فقر و قناعت به «غبار» یا «خاک» تشبیه می‌شوند. چیزی که در نگاه ظاهری کم‌ارزش است، در نظر حافظ از کیمیاگری بهتر است. کیمیاگری نماد تبدیل ماده کم‌ارزش به طلا و کسب ثروت است. حافظ می‌گوید قناعت خود از آن کیمیا ارزشمندتر است. در ساختار کلی، غزل از «یاری فلک» شروع و به «قناعت» ختم می‌شود. یعنی حتی اگر بخت یار شود و مراد حاصل گردد، غایت زندگی نباید صرفاً افزایش قدرت و ثروت باشد. گشایش زمانی کامل است که با شکر، کمک، صلح، همت و آرامش همراه شود.

پیام حافظ به زبان ساده

«شکرگزاری عملی، دستگیری از افتادگان، فروتنی و برتری صلح و قناعت بر جاه؛ راه درست از تشخیص آرزو و واقعیت می‌گذرد.»
شکرگزاری عملی، دستگیری از افتادگان، فروتنی و برتری صلح و قناعت بر جاه. امروز یک کار مشخص برای یاری کسی که در تنگناست انجام بده و در اختلافی جاری راه آشتی را بررسی کن. کامیابی را مجوز غرور یا بی‌اعتنایی به رنج دیگران ندان؛ مقام و ثروت را با آرامش اشتباه نگیر

بیت برجسته غزل

تعبیر این غزل برای نیت‌های مختلف

موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.

تعبیر عاشقانه
در نیت عاشقانه، غزل ۴۵۱ بسیار امیدوارکننده است، به‌ویژه اگر مشکل اصلی غرور، اختلاف یا فاصله‌ای قابل حل باشد. بیت «در کوی عشق شوکت شاهی نمی‌خرند» می‌گوید در عشق مقام، غرور و اثبات برتری ارزش چندانی ندارند. اگر دو نفر واقعاً به هم علاقه دارند، فروتنی و رفتار صادقانه مهم‌تر از این است که چه کسی اول کوتاه بیاید. بیت «صلح به از جنگ و داوری» نیز صریحاً به آشتی و کاهش نزاع گرایش دارد. اگر رابطه‌ای قابل اصلاح است، گفت‌وگو می‌تواند نتیجه خوبی داشته باشد. بیت نیل مراد نیز می‌گوید نتیجه با فکر و همت ممکن است. فال عاشقانه مثبت است و برای آشتی، کاهش غرور و نزدیک شدن دوباره نشانه‌های خوبی دارد.
تعبیر گشایش
در بیت 1، «خوش کرد یاوری فلکت روز داوری / تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری» آمده است. پیروزی و یاری روزگار در لحظه داوری با پرسش از شکرانه همراه است؛ کامیابی فقط امتیاز شخصی نیست و مسئولیت تازه می‌آورد. گشایش در اینجا بیش از هر چیز به روشن شدن راه و تغییر نگاه اشاره دارد.
تعبیر کار و آینده شغلی
در نیت کاری، غزل ۴۵۱ از یک سو امکان حمایت و موفقیت را نشان می‌دهد و از سوی دیگر درباره جاه‌طلبی افراطی هشدار می‌دهد. اگر در آستانه ارتقا، تصمیم مهم یا تغییر شغلی هستی، احتمال گشایش خوب است. اما بیت «در شاه‌راه جاه و بزرگی خطر بسی‌ست» می‌گوید هر مقام بالاتری مسئولیت و فشار بیشتری نیز دارد. بیت سلطان و درویش نیز از تو می‌خواهد فقط عنوان و درآمد را نبینی؛ امنیت خاطر و کیفیت زندگی را هم بسنجی. بیت «نیل مراد بر حسب فکر و همت است» برای رشد شغلی بسیار مثبت است. فال کاری قوی است، مشروط به برنامه، فروتنی و مدیریت جاه‌طلبی.
تعبیر دوراهی و تصمیم
در بیت 3، «در کوی عشق شوکت شاهی نمی‌خرند / اقرار بندگی کن و اظهار چاکری» آمده است. در آستان عشق جلال پادشاهی خریداری ندارد؛ فروتنی و صداقت بر مقام و عنوان برتری می‌یابد. گزینه‌ها را بر اساس پیامدهای قابل سنجش مقایسه کن.

قدم بعدی پس از خواندن فال

امروز یک کار مشخص برای یاری کسی که در تنگناست انجام بده و در اختلافی جاری راه آشتی را بررسی کن

پرسش‌های رایج درباره این غزل

مهم‌ترین پیام غزل ۴۵۱ برای نیت من چیست؟
مهم‌ترین پیام این است که نشانه‌های یاری و گشایش خوب‌اند، اما باید خودت نیز با فکر و همت حرکت کنی. اگر اختلافی وجود دارد، صلح را جدی بگیر. اگر موفقیتی به دست آمد، مغرور نشو و فراموش نکن که بخشی از آن نتیجه توفیق و حمایت بوده است. این غزل از فال‌های بسیار امیدوارکننده است، به شرط اینکه آرامش و فروتنی را در مسیر موفقیت حفظ کنی.
آیا غزل ۴۵۱ برای آشتی و رابطه عاشقانه مثبت است؟
بله، بیت «صلح به از جنگ و داوری» به‌وضوح برای پایان اختلاف و آشتی مثبت است. همچنین بیت «در کوی عشق شوکت شاهی نمی‌خرند» هشدار می‌دهد غرور را وارد عشق نکنی. اگر رابطه هنوز زمینه واقعی و احترام متقابل دارد، کوتاه آمدن از غرور و گفت‌وگوی آرام می‌تواند نتیجه خوبی بدهد. فال برای آشتی و نرم شدن رابطه بسیار مناسب است.
بیت «نیل مراد بر حسب فکر و همت است» برای فال چه معنایی دارد؟
این بیت می‌گوید رسیدن به نیت فقط به شانس وابسته نیست. فکر درست، برنامه، اراده و استمرار نقش مستقیم دارند. در عشق، رفتار حساب‌شده و گفت‌وگو؛ در کار، برنامه و کوشش؛ در اقتصاد، تصمیم و مدیریت؛ و در مسائل شخصی، اقدام واقعی اهمیت دارند. در کنار اینها، توفیق و حمایت نیز می‌توانند راه را آسان‌تر کنند.
چرا حافظ سلطان و درویش را در برابر هم قرار می‌دهد؟
برای نشان دادن تفاوت میان برخورداری بیرونی و آرامش درونی. سلطان تاج و گنج دارد، اما درگیر لشکر و حفظ قدرت است. درویش دارایی کمتری دارد، ولی امن خاطر است. در فال، این بیت می‌پرسد آیا برای موفقیتی که می‌خواهی حاضر هستی آرامش خود را کاملاً قربانی کنی؟ گاهی گزینه ساده‌تر اما سالم‌تر ارزش بیشتری دارد.
نتیجه کلی فال غزل ۴۵۱ چیست؟
نتیجه کلی فال بسیار مثبت است. حمایت، گشایش، خبر خوش و امکان رسیدن به مراد در غزل دیده می‌شوند. در عین حال، حافظ توصیه می‌کند شکرگزار باشی، به دیگران کمک کنی، از غرور و نزاع دور شوی، با فکر و همت حرکت کنی و آرامش را فدای جاه و حرص نکنی. اگر این تعادل را حفظ کنی، این غزل از نشانه‌های بسیار خوب برای پیشرفت و گشایش است.

بیشتر درباره پیام این غزل

درس زندگی از این غزل
درس این غزل، جدا کردن امید از پیشگویی است. در بیت 1، «خوش کرد یاوری فلکت روز داوری / تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری» آمده است. پیروزی و یاری روزگار در لحظه داوری با پرسش از شکرانه همراه است؛ کامیابی فقط امتیاز شخصی نیست و مسئولیت تازه می‌آورد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «آن کس که اوفتاد خدایش گرفت دست / گو بر تو باد تا غم افتادگان خوری» آمده است. دستگیری خداوند از افتاده، الگوی رفتار با درماندگان می‌شود؛ شکر عملی یعنی خود نیز دست دیگری را بگیری. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «در کوی عشق شوکت شاهی نمی‌خرند / اقرار بندگی کن و اظهار چاکری» آمده است. در آستان عشق جلال پادشاهی خریداری ندارد؛ فروتنی و صداقت بر مقام و عنوان برتری می‌یابد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «ساقی به مژدگانی عیش از درم درآی / تا یک دم از دلم غم دنیا به در بری» آمده است. آمدن ساقی و مژده عیش تصویری از گشایش موقت دل است؛ حتی میان نگرانی‌ها می‌توان مجالی برای آرامش ساخت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «در شاه‌راه جاه و بزرگی خطر بسی‌ست / آن به کز این گریوه سبک‌بار بگذری» آمده است. راه قدرت و جاه پر از گردنه و خطر است؛ سبک‌بار بودن و وابسته نبودن به مقام، انتخابی خردمندانه است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «سلطان و فکر لشکر و سودای تاج و گنج / درویش و امن خاطر و کنج قلندری» آمده است. پادشاه با سپاه و تاج درگیر است و درویش از کنج آرامش بهره دارد؛ آسودگی درونی لزوماً از دارایی بیشتر نمی‌آید. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است؟ / ای نور دیده صلح به از جنگ و داوری» آمده است. حافظ به صراحت صلح را از جنگ و داوری بهتر می‌شمارد؛ راه آشتی باید پیش از تشدید خصومت آزموده شود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «نیل مراد بر حسب فکر و همت است / از شاه نذر خیر و ز توفیق یاوری» آمده است. رسیدن به مراد با اندیشه و همت پیوند دارد؛ آرزو بدون کوشش و یاری شرایط، تضمین موفقیت نیست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 9، «حافظ غبار فقر و قناعت ز رخ مشوی / کاین خاک بهتر از عمل کیمیاگری» آمده است. فقر و قناعت در مقطع از کیمیا ارزشمندتر است؛ حفظ عزت و بی‌نیازی از حرص می‌تواند خود گنج باشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
پیام کامل حافظ
پیام این غزل: شکرگزاری عملی، دستگیری از افتادگان، فروتنی و برتری صلح و قناعت بر جاه. کامیابی را مجوز غرور یا بی‌اعتنایی به رنج دیگران ندان؛ مقام و ثروت را با آرامش اشتباه نگیر در بیت 1، «خوش کرد یاوری فلکت روز داوری / تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری» آمده است. پیروزی و یاری روزگار در لحظه داوری با پرسش از شکرانه همراه است؛ کامیابی فقط امتیاز شخصی نیست و مسئولیت تازه می‌آورد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «آن کس که اوفتاد خدایش گرفت دست / گو بر تو باد تا غم افتادگان خوری» آمده است. دستگیری خداوند از افتاده، الگوی رفتار با درماندگان می‌شود؛ شکر عملی یعنی خود نیز دست دیگری را بگیری. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «در کوی عشق شوکت شاهی نمی‌خرند / اقرار بندگی کن و اظهار چاکری» آمده است. در آستان عشق جلال پادشاهی خریداری ندارد؛ فروتنی و صداقت بر مقام و عنوان برتری می‌یابد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «ساقی به مژدگانی عیش از درم درآی / تا یک دم از دلم غم دنیا به در بری» آمده است. آمدن ساقی و مژده عیش تصویری از گشایش موقت دل است؛ حتی میان نگرانی‌ها می‌توان مجالی برای آرامش ساخت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «در شاه‌راه جاه و بزرگی خطر بسی‌ست / آن به کز این گریوه سبک‌بار بگذری» آمده است. راه قدرت و جاه پر از گردنه و خطر است؛ سبک‌بار بودن و وابسته نبودن به مقام، انتخابی خردمندانه است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «سلطان و فکر لشکر و سودای تاج و گنج / درویش و امن خاطر و کنج قلندری» آمده است. پادشاه با سپاه و تاج درگیر است و درویش از کنج آرامش بهره دارد؛ آسودگی درونی لزوماً از دارایی بیشتر نمی‌آید. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است؟ / ای نور دیده صلح به از جنگ و داوری» آمده است. حافظ به صراحت صلح را از جنگ و داوری بهتر می‌شمارد؛ راه آشتی باید پیش از تشدید خصومت آزموده شود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «نیل مراد بر حسب فکر و همت است / از شاه نذر خیر و ز توفیق یاوری» آمده است. رسیدن به مراد با اندیشه و همت پیوند دارد؛ آرزو بدون کوشش و یاری شرایط، تضمین موفقیت نیست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 9، «حافظ غبار فقر و قناعت ز رخ مشوی / کاین خاک بهتر از عمل کیمیاگری» آمده است. فقر و قناعت در مقطع از کیمیا ارزشمندتر است؛ حفظ عزت و بی‌نیازی از حرص می‌تواند خود گنج باشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.

تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهام‌بخش از غزل است؛ برای تصمیم‌های مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.