✦ دیوان حافظ شیرازی ✦

غزل 450 حافظ؛ روزگاریست که ما را نگران می داری

متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن

موضوع اصلی: رنج بی‌مهری، نقد ظاهرگرایی و توقع نابجا، و ارزش آرامش در عمر گذرا
کارت تصویری دو بیت نخست غزل شماره 450 حافظ و خلاصه تعبیر این غزل
دو بیت آغازین و خلاصه تعبیر غزل شماره 450 حافظ

متن غزل شماره 450 حافظ

پخش صوت غزل برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
روزگاریست که ما را نگران می داری مخلصان را نه به وضع دگران می داری
گوشه چشم رضایی به منت باز نشد این چنین عزت صاحب نظران می داری
ساعد آن به که بپوشی تو چو از بهر نگار دست در خون دل پرهنران می داری
نه گل از دست غمت رست و نه بلبل در باغ همه را نعره زنان جامه دران می داری
ای که در دلق ملمع طلبی نقد حضور چشم سری عجب از بی خبران می داری
چون تویی نرگس باغ نظر ای چشم و چراغ سر چرا بر من دلخسته گران می داری
گوهر جام جم از کان جهانی دگر است تو تمنا ز گل کوزه گران می داری
پدر تجربه ای دل تویی آخر ز چه روی طمع مهر و وفا زین پسران می داری
کیسه سیم و زرت پاک بباید پرداخت این طمع ها که تو از سیمبران می داری
گر چه رندی و خرابی گنه ماست ولی عاشقی گفت که تو بنده بر آن می داری
مگذران روز سلامت به ملامت حافظ چه توقع ز جهان گذران می داری

خلاصه تعبیر این غزل

غزل 450 درباره رنج بی‌مهری، نقد ظاهرگرایی و توقع نابجا، و ارزش آرامش در عمر گذرا است. برای نیت تو، پیام اصلی این است: فهرست انتظارهای خود از یک شخص یا موقعیت را بنویس و آن‌ها را با رفتار و امکانات واقعی مقایسه کن. در بیت 1، «روزگاری‌ست که ما را نگران می‌داری / مخلصان را نه به وضع دگران می‌داری» آمده است. مطلع از نگرانی و بی‌اعتنایی نسبت به مخلصان می‌گوید؛ دل‌بستگی وقتی فرساینده می‌شود که حرمت و توجه متقابل نباشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «گوشهٔ چشمِ رضایی به مَنَتْ باز نشد / این چنین عزت صاحب‌نظران می‌داری؟» آمده است. حتی گوشه چشم رضایت از عاشق دریغ شده؛ حافظ از فاصله میان ادعای احترام و رفتار واقعی می‌پرسد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «ساعد آن به که بپوشی تو چو از بهرِ نگار / دست در خونِ دلِ پُرهنران می‌داری» آمده است. دست محبوب به خون دل هنرمندان آلوده توصیف می‌شود؛ زیبایی و قدرت نباید رنج دیگری را توجیه کند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «نه گل از دستِ غمت رست و نه بلبل در باغ / همه را نعره‌زنان جامه‌دران می‌داری» آمده است. نه گل آرام دارد نه بلبل؛ غم فراگیر در باغ، نشان می‌دهد رفتار یک فرد می‌تواند بر جمعی از نزدیکان اثر بگذارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «ای که در دلقِ مُلَمَّع طلبی نقد حضور / چشم سری عجب از بی‌خبران می‌داری؟» آمده است. دلق رنگارنگ در برابر نقد حضور قرار می‌گیرد؛ حقیقت را نمی‌توان تنها با لباس و نمایش ظاهری به دست آورد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «چون تویی نرگسِ باغ نظر ای چشم و چراغ / سر چرا بر من دل‌خسته گران می‌داری؟» آمده است. محبوب همچون نرگس باغ نظر است اما دل‌خسته را نادیده می‌گیرد؛ ارزش جایگاه با شفقت نسبت به آسیب‌پذیران سنجیده می‌شود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «گوهر جام‌جم از کانِ جهانی دگر است / تو تمنّا ز گِلِ کوزه‌گران می‌داری» آمده است. گوهر جام جم از جهانی دیگر است، نه گل کوزه‌گران؛ برای دستیابی به معرفت عمیق باید سرچشمه درست را جست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «پدر تجربه ای دل تویی آخر ز چه روی / طمع مهر و وفا زین پسران می‌داری؟» آمده است. دل باتجربه همچنان از افراد آزموده‌نشده وفا می‌طلبد؛ تجربه تنها وقتی سودمند است که در انتخاب امروز به کار رود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 9، «کیسهٔ سیم و زرت پاک بباید پرداخت / این طمع‌ها که تو از سیم‌بران می‌داری» آمده است. بیت کیسه سیم و زر، بهای سنگین طمع و شیفتگی ظاهری را یادآور می‌شود؛ خواسته‌های پرهزینه را با توان واقعی بسنج. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 10، «گر چه رندیّ و خرابیّ گنهِ ماست، ولی / عاشقی گفت که تو بنده بر آن می‌داری» آمده است. شاعر میان رندی خود و جاذبه محبوب رابطه‌ای دوطرفه می‌بیند؛ در بررسی رابطه، سهم انتخاب و اثرگذاری هر دو نفر مهم است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 11، «مگذران روزِ سلامت به ملامت حافظ / چه توقع ز جهانِ گذران می‌داری؟» آمده است. مقطع از ملامت در روز سلامت نهی می‌کند؛ عمر گذراست و نباید فرصت آرامش را با توقع بی‌پایان از جهان تباه کرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.

تعبیر فال حافظ غزل 450

غزل ۴۵۰ در مجموع فال واقع‌بینی پس از یک دوره طولانی انتظار و نگرانی است. صاحب فال احتمالاً احساس می‌کند اخلاص، تلاش یا محبتش به اندازه کافی دیده نشده و حتی کمترین نشانه رضایت و توجه نیز دیر رسیده است. اما حافظ فقط از دیگری شکایت نمی‌کند؛ در نیمه دوم غزل پرسش اصلی را متوجه خود انسان می‌کند. آیا چیزی بسیار ارزشمند را از منبعی می‌خواهی که ظرفیت آن را ندارد؟ آیا با وجود تجربه هنوز همان توقعات قدیمی را تکرار می‌کنی؟ آیا برای ظاهر و جلوه هزینه‌ای بیشتر از ارزش واقعی آن می‌پردازی؟ پایان غزل بسیار حکیمانه است: روز سلامت را با ملامت تلف نکن، چون جهان گذراست. نتیجه کلی فال متوسط است، اما قابلیت گشایش بالایی دارد اگر سطح توقع، منبع خواسته و شیوه تصمیم‌گیری اصلاح شوند.

معنی و مفهوم غزل

غزل ۴۵۰ حافظ یازده بیت دارد و از نظر ساختاری از شکایت شخصی آغاز می‌شود و به حکمت عمومی درباره توقع و جهان گذران می‌رسد. در پنج بیت نخست، لحن بیشتر متوجه محبوب، صاحب قدرت یا اهل ظاهر است. حافظ از نگرانی طولانی، نرسیدن نگاه رضایت، خون دل هنرمندان، آشفتگی گل و بلبل و طلب حقیقت از طریق ظاهر صوفیانه سخن می‌گوید. از بیت ششم به بعد، شعر کم‌کم از گلایه بیرونی به نقد توقع درونی می‌رسد. بیت‌های جام جم، پدر تجربه، سیم و زر و جهان گذران این تغییر را کامل می‌کنند. بیت نخست: «روزگاری‌ست که ما را نگران می‌داری / مخلصان را نه به وضع دگران می‌داری». «روزگاری‌ست» نشان می‌دهد مسئله تازه نیست و انتظار مدت‌دار شده است. «مخلصان» کسانی‌اند که اخلاص و وفاداری دارند. حافظ انتظار دارد رفتار با مخلصان با دیگران متفاوت باشد، اما این تفاوت را نمی‌بیند. «نگران» در زبان قدیم علاوه بر مضطرب، معنای چشم‌به‌راه نیز دارد. پس شاعر هم منتظر است و هم نگران. بیت دوم: «گوشهٔ چشم رضایی به مَنَت باز نشد / این چنین عزت صاحب‌نظران می‌داری؟». «گوشه چشم» کوچک‌ترین میزان توجه است. حافظ حتی همین اندازه رضایت را نیز ندیده است. پرسش مصراع دوم لحنی طعنه‌آمیز دارد: آیا احترام به صاحب‌نظران همین است؟ بنابراین بیت فقط عاشقانه نیست؛ می‌تواند شکایت هنرمند یا صاحب فضل از صاحب قدرت نیز باشد. بیت سوم: «ساعد آن به که بپوشی تو چو از بهر نگار / دست در خون دل پرهنران می‌داری». «ساعد» بخش زیبای دست است و در شعر عاشقانه معمولاً ستوده می‌شود. اما حافظ می‌گوید چنین دستی اگر به خون دل هنرمندان آلوده است، بهتر است پوشیده باشد. اینجا زیبایی جسمانی با خشونت عاطفی در تضاد قرار می‌گیرد. «پرهنران» نیز نشان می‌دهد رنج فقط شخص حافظ نیست و گروهی از اهل هنر درگیرند. بیت چهارم: «نه گل از دست غمت رست و نه بلبل در باغ / همه را نعره‌زنان جامه‌دران می‌داری». گل و بلبل دو قطب کلاسیک باغ عاشقانه‌اند. هیچ‌کدام از غم محبوب نجات نیافته‌اند. «جامه‌دران» کنایه از نهایت شور، غم و بی‌قراری است. این بیت اثر فراگیر غم را نشان می‌دهد. غم محبوب نظام کل باغ را آشفته کرده است. بیت پنجم: «ای که در دلق ملمع طلبی نقد حضور / چشم سری عجب از بی‌خبران می‌داری». «دلق ملمع» جامه وصله‌دار رنگارنگ صوفیان است. «نقد حضور» حقیقت حاضر، تجربه ناب و آگاهی واقعی است. حافظ کسی را نقد می‌کند که با حفظ ظاهر صوفیانه می‌خواهد به حقیقت برسد. «چشم سری» یعنی چشم باطن و بینش. چگونه می‌توان از بی‌خبران انتظار چنین بینشی داشت؟ بیت بر تضاد ظاهر و حقیقت استوار است. بیت ششم: «چون تویی نرگس باغ نظر ای چشم و چراغ / سر چرا بر من دل‌خسته گران می‌داری؟». نرگس در شعر فارسی به چشم محبوب تشبیه می‌شود. «چشم و چراغ» نیز تعبیر محبت‌آمیز و ارزش‌گذار است. حافظ محبوب را همچنان عزیز می‌داند، اما از سنگینی و بی‌اعتنایی او شکایت دارد. «سر گران داشتن» می‌تواند به ناز، بی‌اعتنایی و تکبر اشاره کند. این بیت نشان می‌دهد عشق و گلایه می‌توانند هم‌زمان وجود داشته باشند. بیت هفتم: «گوهر جام‌جم از کان جهانی دگر است / تو تمنا ز گل کوزه‌گران می‌داری». جام جم در سنت ایرانی جامی جهان‌بین است. «گوهر جام جم» چیزی بسیار نادر و والا است. «گل کوزه‌گران» ماده‌ای معمولی و زمینی است. حافظ میان گوهر آسمانی و گل زمینی فاصله می‌گذارد. خطای انسان این است که چیز عالی را از سرچشمه‌ای کم‌ظرفیت طلب می‌کند. این بیت از مرکزی‌ترین اندیشه‌های غزل است. بیت هشتم: «پدر تجربه ای دل تویی آخر ز چه روی / طمع مهر و وفا زین پسران می‌داری؟». حافظ با دل خود سخن می‌گوید. «پدر تجربه» یعنی کسی که بسیار دیده و آزموده است. «پسران» در برابر این تجربه، جوانان و کم‌ثباتان‌اند. پرسش حافظ نوعی سرزنش مهربانانه از خود است: با این همه تجربه چرا باز توقعی داری که بارها خلافش را دیده‌ای؟ این بیت تجربه را منبع خرد می‌داند. بیت نهم: «کیسهٔ سیم و زرت پاک بباید پرداخت / این طمع‌ها که تو از سیم‌بران می‌داری». بیت بر صنعت ایهام و تناسب میان «سیم» و «سیم‌بر» ساخته شده است. سیم زر ثروت است و سیم‌بر زیباروی سپیدتن. اگر چنین توقعات بزرگی داری، باید هزینه آن را نیز بپردازی. در لایه عمومی‌تر، هر آرزو بهایی دارد. حافظ درباره هزینه عشق، زیبایی و خواستن سخن می‌گوید. بیت دهم: «گر چه رندیّ و خرابیّ گنه ماست ولی / عاشقی گفت که تو بنده بر آن می‌داری». حافظ بخشی از رفتار خود را می‌پذیرد. رندی و خرابی از نگاه رسمی ممکن است گناه باشد، اما عاشقی وضعی است که شاعر خود را در بند آن می‌بیند. این بیت میان اختیار و اجبار عاشقانه حرکت می‌کند. شاعر هم مسئولیت خود را می‌پذیرد و هم از قدرت عشق سخن می‌گوید. بیت یازدهم: «مگذران روز سلامت به ملامت حافظ / چه توقع ز جهان گذران می‌داری؟». پایان غزل همه شکایت‌های قبلی را در چشم‌اندازی بزرگ‌تر قرار می‌دهد. دنیا «گذران» است؛ یعنی پایدار نیست. اگر چنین است، توقع وفای مطلق از آن خطاست. در مقابل، «روز سلامت» سرمایه‌ای بالفعل است. حافظ به خود می‌گوید آن را با ملامت و شکایت هدر نده. این پایان غزل را از صرف گلایه عاشقانه به حکمت زندگی تبدیل می‌کند. در ساختار کلی، غزل از «چرا مرا منتظر نگه می‌داری؟» آغاز و به «چرا از جهان گذران توقع داری؟» پایان می‌رسد. این تغییر جهت بسیار مهم است. در ابتدا مسئولیت رنج بیرون از شاعر است، اما در پایان بخشی از رنج نتیجه نوع توقع خود اوست. همین تحول، مهم‌ترین پیام تفسیری غزل است.

پیام حافظ به زبان ساده

«رنج بی‌مهری، نقد ظاهرگرایی و توقع نابجا، و ارزش آرامش در عمر گذرا؛ راه درست از تشخیص آرزو و واقعیت می‌گذرد.»
رنج بی‌مهری، نقد ظاهرگرایی و توقع نابجا، و ارزش آرامش در عمر گذرا. فهرست انتظارهای خود از یک شخص یا موقعیت را بنویس و آن‌ها را با رفتار و امکانات واقعی مقایسه کن. روزهای آرامش را با سرزنش و انتظار ناممکن تلف نکن و گوهر ارزشمند را در جای نامناسب نجوی

بیت برجسته غزل

تعبیر این غزل برای نیت‌های مختلف

موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.

تعبیر عاشقانه
در نیت عاشقانه، غزل ۴۵۰ نشان می‌دهد صاحب فال مدتی طولانی منتظر توجه، رضایت یا مهر بیشتری بوده است. مطلع غزل و بیت دوم دقیقاً با رابطه‌ای هماهنگ‌اند که یک طرف احساس می‌کند اخلاصش دیده نشده است. اما مهم‌ترین پیام عاشقانه شعر در بیت‌های هفتم و هشتم است. حافظ می‌پرسد چرا گوهر جام جم را از گل کوزه‌گران می‌خواهی و چرا با این همه تجربه هنوز از کسانی که ظرفیت وفا ندارند توقع وفا می‌کنی. بنابراین اگر طرف مقابل بارها رفتار بی‌ثبات یا سرد نشان داده، فقط امید و خاطره را ملاک قرار نده. اگر ظرفیت محبت در او وجود دارد ولی شرایط فعلی دشوار است، گفت‌وگو و تعیین انتظارها می‌تواند مفید باشد. فال عاشقانه بیش از وعده وصال، تو را به سنجش ظرفیت واقعی رابطه دعوت می‌کند.
تعبیر گشایش
در بیت 1، «روزگاری‌ست که ما را نگران می‌داری / مخلصان را نه به وضع دگران می‌داری» آمده است. مطلع از نگرانی و بی‌اعتنایی نسبت به مخلصان می‌گوید؛ دل‌بستگی وقتی فرساینده می‌شود که حرمت و توجه متقابل نباشد. گشایش در اینجا بیش از هر چیز به روشن شدن راه و تغییر نگاه اشاره دارد.
تعبیر کار و آینده شغلی
در نیت کاری، غزل ۴۵۰ می‌تواند نشان دهد مدت زیادی منتظر دیده شدن، ترفیع، تأیید یا تفاوت گذاشتن میان عملکرد خود و دیگران بوده‌ای. اگر تلاش تو واقعاً باکیفیت است ولی محیط هیچ سازوکاری برای قدردانی ندارد، ممکن است مشکل از منبع توقع باشد. بیت جام جم توصیه می‌کند رشد بزرگ را از محیطی که ظرفیت آن را ندارد طلب نکنی. اگر تجربه چند سال گذشته نشان داده این مجموعه تغییر نمی‌کند، شاید بررسی مسیرهای دیگر منطقی باشد. همچنین بیت مربوط به هزینه هشدار می‌دهد زمان و انرژی خود را بی‌حد برای موقعیتی که بازده کافی ندارد صرف نکنی. فال کاری متوسط است و بیشتر به ارزیابی محیط و تغییر هوشمندانه مسیر توصیه می‌کند.
تعبیر دوراهی و تصمیم
در بیت 3، «ساعد آن به که بپوشی تو چو از بهرِ نگار / دست در خونِ دلِ پُرهنران می‌داری» آمده است. دست محبوب به خون دل هنرمندان آلوده توصیف می‌شود؛ زیبایی و قدرت نباید رنج دیگری را توجیه کند. گزینه‌ها را بر اساس پیامدهای قابل سنجش مقایسه کن.

قدم بعدی پس از خواندن فال

فهرست انتظارهای خود از یک شخص یا موقعیت را بنویس و آن‌ها را با رفتار و امکانات واقعی مقایسه کن

پرسش‌های رایج درباره این غزل

مهم‌ترین پیام غزل ۴۵۰ برای نیت من چیست؟
مهم‌ترین پیام این است که قبل از ادامه انتظار، بررسی کن آیا چیزی را که می‌خواهی از منبع درستی طلب می‌کنی یا نه. اگر مهر می‌خواهی، ظرفیت مهر طرف مقابل را ببین. اگر پیشرفت می‌خواهی، ظرفیت محیط را بسنج. اگر وفا می‌خواهی، سابقه رفتار را بررسی کن. تجربه‌های قبلی تو اطلاعات مهمی دارند. گشایش زمانی بیشتر می‌شود که توقع و واقعیت با هم هماهنگ شوند.
آیا غزل ۴۵۰ برای عشق و بازگشت رابطه مثبت است؟
غزل نشان می‌دهد عشق و اهمیت محبوب هنوز زیاد است، اما نارضایتی از کمبود توجه و وفا نیز بسیار جدی است. بنابراین این شعر بیشتر از وعده بازگشت، به ارزیابی رابطه دعوت می‌کند. اگر طرف مقابل ظرفیت محبت و ثبات دارد و فقط دوره‌ای از فاصله ایجاد شده، گفت‌وگو می‌تواند مفید باشد. اگر بارها بی‌ثباتی و بی‌مهری تکرار شده، بیت «پدر تجربه» هشدار می‌دهد همان الگو را دوباره نادیده نگیری.
بیت «گوهر جام‌جم از کان جهانی دگر است» برای فال چه معنایی دارد؟
این بیت می‌گوید هر خواسته‌ای سرچشمه مناسب خود را دارد. نمی‌توان عشق عمیق را از فردی بی‌ظرفیت، رشد بزرگ را از محیط بسته، آرامش را از وضعیت دائم‌الاضطراب یا نتیجه عالی را از ابزار نامناسب انتظار داشت. اگر خواسته درست است ولی منبع آن غلط است، شاید لازم باشد منبع یا مسیر را تغییر بدهی، نه اینکه فقط میزان انتظار را بیشتر کنی.
منظور حافظ از «پدر تجربه‌ای دل» چیست؟
یعنی دل تو آن‌قدر تجربه دیده که دیگر نباید هر بار همان اشتباه را تکرار کند. تجربه قرار است به تصمیم بهتر منجر شود. اگر کسی بارها وعده شکسته، اگر یک مدل همکاری بارها شکست خورده یا اگر یک انتخاب دائماً نتیجه مشابه داده، باید این الگوها را جدی بگیری. امید خوب است، اما امیدی که تجربه را نادیده می‌گیرد می‌تواند دوباره همان رنج را بسازد.
نتیجه کلی فال غزل ۴۵۰ چیست؟
نتیجه کلی فال این است که دوره‌ای از نگرانی و انتظار طولانی شده و اکنون زمان واقع‌بینی است. ممکن است هنوز امکان بهتر شدن وجود داشته باشد، اما نه با ادامه همان توقعات بدون ارزیابی. ظرفیت افراد و شرایط را بسنج، از تجربه گذشته استفاده کن، هزینه خواسته‌ها را حساب کن و روزهای سلامت و فرصت را صرف شکایت دائمی نکن. بزرگ‌ترین گشایش این فال می‌تواند تغییر نگاه و انتخاب منبع مناسب‌تر برای خواسته‌هایت باشد.

بیشتر درباره پیام این غزل

درس زندگی از این غزل
درس این غزل، جدا کردن امید از پیشگویی است. در بیت 1، «روزگاری‌ست که ما را نگران می‌داری / مخلصان را نه به وضع دگران می‌داری» آمده است. مطلع از نگرانی و بی‌اعتنایی نسبت به مخلصان می‌گوید؛ دل‌بستگی وقتی فرساینده می‌شود که حرمت و توجه متقابل نباشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «گوشهٔ چشمِ رضایی به مَنَتْ باز نشد / این چنین عزت صاحب‌نظران می‌داری؟» آمده است. حتی گوشه چشم رضایت از عاشق دریغ شده؛ حافظ از فاصله میان ادعای احترام و رفتار واقعی می‌پرسد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «ساعد آن به که بپوشی تو چو از بهرِ نگار / دست در خونِ دلِ پُرهنران می‌داری» آمده است. دست محبوب به خون دل هنرمندان آلوده توصیف می‌شود؛ زیبایی و قدرت نباید رنج دیگری را توجیه کند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «نه گل از دستِ غمت رست و نه بلبل در باغ / همه را نعره‌زنان جامه‌دران می‌داری» آمده است. نه گل آرام دارد نه بلبل؛ غم فراگیر در باغ، نشان می‌دهد رفتار یک فرد می‌تواند بر جمعی از نزدیکان اثر بگذارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «ای که در دلقِ مُلَمَّع طلبی نقد حضور / چشم سری عجب از بی‌خبران می‌داری؟» آمده است. دلق رنگارنگ در برابر نقد حضور قرار می‌گیرد؛ حقیقت را نمی‌توان تنها با لباس و نمایش ظاهری به دست آورد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «چون تویی نرگسِ باغ نظر ای چشم و چراغ / سر چرا بر من دل‌خسته گران می‌داری؟» آمده است. محبوب همچون نرگس باغ نظر است اما دل‌خسته را نادیده می‌گیرد؛ ارزش جایگاه با شفقت نسبت به آسیب‌پذیران سنجیده می‌شود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «گوهر جام‌جم از کانِ جهانی دگر است / تو تمنّا ز گِلِ کوزه‌گران می‌داری» آمده است. گوهر جام جم از جهانی دیگر است، نه گل کوزه‌گران؛ برای دستیابی به معرفت عمیق باید سرچشمه درست را جست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «پدر تجربه ای دل تویی آخر ز چه روی / طمع مهر و وفا زین پسران می‌داری؟» آمده است. دل باتجربه همچنان از افراد آزموده‌نشده وفا می‌طلبد؛ تجربه تنها وقتی سودمند است که در انتخاب امروز به کار رود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 9، «کیسهٔ سیم و زرت پاک بباید پرداخت / این طمع‌ها که تو از سیم‌بران می‌داری» آمده است. بیت کیسه سیم و زر، بهای سنگین طمع و شیفتگی ظاهری را یادآور می‌شود؛ خواسته‌های پرهزینه را با توان واقعی بسنج. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 10، «گر چه رندیّ و خرابیّ گنهِ ماست، ولی / عاشقی گفت که تو بنده بر آن می‌داری» آمده است. شاعر میان رندی خود و جاذبه محبوب رابطه‌ای دوطرفه می‌بیند؛ در بررسی رابطه، سهم انتخاب و اثرگذاری هر دو نفر مهم است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 11، «مگذران روزِ سلامت به ملامت حافظ / چه توقع ز جهانِ گذران می‌داری؟» آمده است. مقطع از ملامت در روز سلامت نهی می‌کند؛ عمر گذراست و نباید فرصت آرامش را با توقع بی‌پایان از جهان تباه کرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
پیام کامل حافظ
پیام این غزل: رنج بی‌مهری، نقد ظاهرگرایی و توقع نابجا، و ارزش آرامش در عمر گذرا. روزهای آرامش را با سرزنش و انتظار ناممکن تلف نکن و گوهر ارزشمند را در جای نامناسب نجوی در بیت 1، «روزگاری‌ست که ما را نگران می‌داری / مخلصان را نه به وضع دگران می‌داری» آمده است. مطلع از نگرانی و بی‌اعتنایی نسبت به مخلصان می‌گوید؛ دل‌بستگی وقتی فرساینده می‌شود که حرمت و توجه متقابل نباشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «گوشهٔ چشمِ رضایی به مَنَتْ باز نشد / این چنین عزت صاحب‌نظران می‌داری؟» آمده است. حتی گوشه چشم رضایت از عاشق دریغ شده؛ حافظ از فاصله میان ادعای احترام و رفتار واقعی می‌پرسد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «ساعد آن به که بپوشی تو چو از بهرِ نگار / دست در خونِ دلِ پُرهنران می‌داری» آمده است. دست محبوب به خون دل هنرمندان آلوده توصیف می‌شود؛ زیبایی و قدرت نباید رنج دیگری را توجیه کند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «نه گل از دستِ غمت رست و نه بلبل در باغ / همه را نعره‌زنان جامه‌دران می‌داری» آمده است. نه گل آرام دارد نه بلبل؛ غم فراگیر در باغ، نشان می‌دهد رفتار یک فرد می‌تواند بر جمعی از نزدیکان اثر بگذارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «ای که در دلقِ مُلَمَّع طلبی نقد حضور / چشم سری عجب از بی‌خبران می‌داری؟» آمده است. دلق رنگارنگ در برابر نقد حضور قرار می‌گیرد؛ حقیقت را نمی‌توان تنها با لباس و نمایش ظاهری به دست آورد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «چون تویی نرگسِ باغ نظر ای چشم و چراغ / سر چرا بر من دل‌خسته گران می‌داری؟» آمده است. محبوب همچون نرگس باغ نظر است اما دل‌خسته را نادیده می‌گیرد؛ ارزش جایگاه با شفقت نسبت به آسیب‌پذیران سنجیده می‌شود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «گوهر جام‌جم از کانِ جهانی دگر است / تو تمنّا ز گِلِ کوزه‌گران می‌داری» آمده است. گوهر جام جم از جهانی دیگر است، نه گل کوزه‌گران؛ برای دستیابی به معرفت عمیق باید سرچشمه درست را جست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «پدر تجربه ای دل تویی آخر ز چه روی / طمع مهر و وفا زین پسران می‌داری؟» آمده است. دل باتجربه همچنان از افراد آزموده‌نشده وفا می‌طلبد؛ تجربه تنها وقتی سودمند است که در انتخاب امروز به کار رود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 9، «کیسهٔ سیم و زرت پاک بباید پرداخت / این طمع‌ها که تو از سیم‌بران می‌داری» آمده است. بیت کیسه سیم و زر، بهای سنگین طمع و شیفتگی ظاهری را یادآور می‌شود؛ خواسته‌های پرهزینه را با توان واقعی بسنج. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 10، «گر چه رندیّ و خرابیّ گنهِ ماست، ولی / عاشقی گفت که تو بنده بر آن می‌داری» آمده است. شاعر میان رندی خود و جاذبه محبوب رابطه‌ای دوطرفه می‌بیند؛ در بررسی رابطه، سهم انتخاب و اثرگذاری هر دو نفر مهم است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 11، «مگذران روزِ سلامت به ملامت حافظ / چه توقع ز جهانِ گذران می‌داری؟» آمده است. مقطع از ملامت در روز سلامت نهی می‌کند؛ عمر گذراست و نباید فرصت آرامش را با توقع بی‌پایان از جهان تباه کرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.

تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهام‌بخش از غزل است؛ برای تصمیم‌های مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.