✦ دیوان حافظ شیرازی ✦
غزل 280 حافظ؛ چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن
موضوع اصلی: هجران و نیاز به همنفس، دشواری راه عشق و امیدی که از نسیم آشنایی میرسد
مطالعه آرام غزل حافظ
بیتها را در صفحهای خلوت، با اندازه دلخواه و حالت شب بخوانید.
متن غزل شماره 280 حافظ
پخش صوت غزل
برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
به هر شکسته که پیوست تازه شد جانش
کجاست همنفسی تا به شرح عرضه دهم
که دل چه می کشد از روزگار هجرانش
زمانه از ورق گل مثال روی تو بست
ولی ز شرم تو در غنچه کرد پنهانش
تو خفته ای و نشد عشق را کرانه پدید
تبارک الله از این ره که نیست پایانش
جمال کعبه مگر عذر ره روان خواهد
که جان زنده دلان سوخت در بیابانش
بدین شکسته بیت الحزن که می آرد
نشان یوسف دل از چه زنخدانش
بگیرم آن سر زلف و به دست خواجه دهم
که سوخت حافظ بی دل ز مکر و دستانش
خلاصه تعبیر این غزل
غزل 280 با مطلع «چو بر شکست صبا زلف عنبرافشانش» درباره هجران و نیاز به همنفس، دشواری راه عشق و امیدی که از نسیم آشنایی میرسد سخن می گوید. این فال توصیف شاعرانه ای برای تأمل است، نه خبر قطعی از آینده. با فردی همدل درباره رنج دوری گفتوگو کن و میان وفاداری و فرسودن خود مرز بگذار.
بیت 1: جان گرفتن دلشکستگان از نسیم زلف. این بیت در کنار «چو بر شکست صبا زلفِ عنبرافشانش / به هر شکسته که پیوست، تازه شد جانش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 2: نیاز به همنفسی برای شرح هجران. این بیت در کنار «کجاست همنفسی؟ تا به شرح عرضه دهم / که دل چه میکشد از روزگارِ هجرانش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 3: شرمساری گل در برابر رخ محبوب. این بیت در کنار «زمانه از ورقِ گُل، مثالِ رویِ تو بست / ولی ز شرمِ تو در غنچه کرد پنهانش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 4: بیکرانگی راه عشق و بیخوابی. این بیت در کنار «تو خفتهای و نشد عشق را کرانه پدید / تبارک الله از این رَه که نیست پایانش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 5: رنج رهروان در بیابان کعبه. این بیت در کنار «جمالِ کعبه مگر عذرِ رهروان خواهد؟ / که جانِ زندهدلان سوخت در بیابانش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 6: انتظار نشانی یوسف در بیتالحزن. این بیت در کنار «بدین شکستهٔ بیت الحزن که میآرد / نشان یوسفِ دل از چَهِ زَنَخدانَش؟» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 7: گلایه حافظ از مکر و دستان زلف. این بیت در کنار «بگیرم آن سرِ زلف و به دستِ خواجه دهم / که سوخت حافظِ بیدل ز مکر و دستانش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
جمع بندی: با فردی همدل درباره رنج دوری گفتوگو کن و میان وفاداری و فرسودن خود مرز بگذار
تعبیر فال حافظ غزل 280
این فال بیشتر از هر چیز درباره عشق عمیق، دوری، انتظار و جستوجوی نشانهای از محبوب سخن میگوید. ممکن است موضوعی که برایش نیت کردهای مدت زیادی در ذهن و قلبت باقی مانده باشد و هنوز به نتیجه روشن نرسیده باشد. غزل نشان میدهد که این مسئله برای تو سطحی و گذرا نیست و ریشه عاطفی یا معنوی عمیقی دارد.
با این حال، حافظ راه عشق را بیکرانه معرفی میکند و از سوختن جان زندهدلان در بیابان سخن میگوید. بنابراین صبر لازم است، اما صبری که همراه با آگاهی باشد. اگر مدت زیادی منتظر یک شخص، پاسخ یا اتفاق ماندهای، ببین آیا در کنار انتظار، نشانهای واقعی از پیشرفت نیز وجود دارد یا نه.
فال میتواند نوید زنده بودن امید را در دل تو داشته باشد، اما نتیجه قطعی را تضمین نمیکند. بهتر است به جای گرفتار شدن در خیال، از نشانههای روشن، گفتوگوی صادقانه و رفتار واقعی کمک بگیری. عشق ارزشمند است، اما نباید تو را از زندگی و آرامش خودت جدا کند.
معنی و مفهوم غزل
غزل با تصویر وزیدن صبا بر زلف عنبرافشان محبوب آغاز میشود. نسیم با پریشان کردن زلف، به هر بخش شکسته و آشفته آن میپیوندد و جان تازه میشود. این تصویر از یک سو زیبایی محبوب را نشان میدهد و از سوی دیگر تأثیر کوچکترین نشانه از او بر دل عاشق را بیان میکند. برای عاشقی که در هجران است، حتی نسیمی که بوی محبوب را با خود دارد میتواند سبب زنده شدن دوباره امید شود.
در بیت دوم، حافظ از نبودن همنفسی سخن میگوید؛ کسی که بتواند درد دل او را بشنود و بفهمد دل از روزگار هجران چه میکشد. این بیت نشان میدهد که رنج عشق فقط درد دوری نیست، بلکه نداشتن کسی برای بیان این درد نیز بر سنگینی آن میافزاید. همنفس در اینجا نماد همراه، همدل و شنوندهای است که بتواند تجربه عاشق را درک کند.
در بیت سوم، روزگار از برگ گل تصویری شبیه روی محبوب ساخته، اما به سبب شرم از زیبایی او، آن تصویر را در غنچه پنهان کرده است. حافظ با این تصویر، زیبایی محبوب را فراتر از زیبایی طبیعی گل قرار میدهد. گل که خود نماد زیبایی است، در برابر چهره یار کم میآورد و پنهان میشود.
در بیت چهارم، عشق به راهی بیکرانه تشبیه میشود. حافظ از شگفتی خود نسبت به راهی سخن میگوید که پایان و ساحل آن پیدا نیست. این بیت فقط از رنج عشق نمیگوید؛ نوعی شگفتی و ستایش نیز در آن وجود دارد. عشق برای حافظ مسیری نیست که فقط با رسیدن به مقصد ارزش پیدا کند؛ خود پیمودن این راه و تجربههای آن اهمیت دارد.
در بیت پنجم، تصویر کعبه و بیابان، دشواری مسیر عاشقی را بیشتر میکند. زندهدلان در این بیابان از سختی راه سوختهاند و حافظ میپرسد آیا جمال کعبه میتواند عذر و پاداش این رنج باشد. کعبه در این تصویر میتواند نماد مقصدی مقدس و مطلوب باشد که عاشق برای رسیدن به آن سختی راه را تحمل میکند.
در بیت ششم، دل شکسته حافظ به بیتالحزن تشبیه میشود و نشانی از یوسف دل طلب میشود. اشاره به یوسف و خانه اندوه، تصویر عاشقی را میسازد که در فراق محبوب به سوگ و انتظار نشسته اما هنوز امید یافتن نشانهای از او را از دست نداده است. اینجا دلتنگی با امید جستوجو همراه میشود.
در بیت پایانی، حافظ میخواهد سر زلف محبوب را بگیرد و نزد خواجه ببرد تا از مکر و دستان آن دادخواهی کند. زلف در شعر حافظ هم عامل زیبایی و هم عامل گرفتاری است؛ گویی رشتهای است که عاشق را گرفتار میکند. پایان غزل با این تصویر نشان میدهد که عاشق از نیرنگ و سختی عشق خسته است، اما هنوز از محبوب دل نکنده است.
در مجموع، غزل درباره هجران، عشق بیپایان، دلتنگی، جستوجوی نشانه و دشواری راه وصال است. در عین حال، لحن حافظ فقط شکایت نیست؛ در ستایش زیبایی محبوب و بیکرانگی عشق، نوعی شگفتی و شور نیز وجود دارد. بنابراین مضمون اصلی غزل ترکیبی از رنج فراق و زنده ماندن امید در دل عاشق است.
بیت برجسته غزل
کجاست همنفسی؟ تا به شرح عرضه دهم
که دل چه میکشد از روزگارِ هجرانش
بیت 2 به صورت مستقیم به محور غزل یعنی هجران و نیاز به همنفس، دشواری راه عشق و امیدی که از نسیم آشنایی میرسد پیوند دارد: کجاست همنفسی؟ تا به شرح عرضه دهم / که دل چه میکشد از روزگارِ هجرانش.
تعبیر این غزل برای نیتهای مختلف
موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.
تعبیر عاشقانه
در زمینه عشق، این غزل یکی از روشنترین مضامین هجران و دلتنگی را دارد. اگر کسی در قلب توست اما میان شما فاصله ایجاد شده، ممکن است احساس هنوز زنده باشد و زمان نتوانسته آن را کاملاً خاموش کند. تصویر باد صبا و زلف محبوب نشان میدهد که حتی یک نشانه کوچک از او میتواند دوباره جان و امید را در دل عاشق زنده کند.
اگر منتظر بازگشت یا تماس کسی هستی، غزل میتواند با مفهوم انتظار و جستوجوی نشانه هماهنگ باشد، اما بازگشت قطعی را وعده نمیدهد. بهتر است ببینی آیا طرف مقابل نیز برای ارتباط قدمی برمیدارد یا نه. امید زمانی سالمتر است که با نشانهای واقعی همراه باشد.
اگر در رابطه هستی، ممکن است مدتی از نظر عاطفی احساس تنهایی یا دوری کرده باشی. گفتوگویی صادقانه میتواند روشن کند که مشکل از فاصله موقت است یا از تفاوت عمیقتر در خواستههای دو نفر. اگر مجرد هستی، این غزل بیشتر درباره دلبستگی عمیق و جستوجوی محبوب سخن میگوید تا یک آشنایی سطحی.
اگر از رابطهای جدا شدهای، دلتنگی طبیعی است، اما آن را با نشانه قطعی بازگشت اشتباه نگیر. پیام غزل این است که عشق میتواند ماندگار باشد، ولی برای تصمیم عاطفی باید واقعیت امروز را نیز در کنار خاطرات گذشته دید.
تعبیر گشایش
در موضوع گشایش کلی، پیام غزل 280 از تصویر «بیکرانگی راه عشق و بیخوابی» آغاز می شود. گلایه حافظ از مکر و دستان زلف. بنابراین برای نیت خود، نشانه های عینی را بررسی کن و از قضاوت شتاب زده بپرهیز. با فردی همدل درباره رنج دوری گفتوگو کن و میان وفاداری و فرسودن خود مرز بگذار. این برداشت به معنای تضمین بازگشت، پیروزی یا تعیین زمان رویداد نیست.
تعبیر کار و آینده شغلی
در زمینه کار، تصویر راه طولانی و بیابان میتواند به مسیری اشاره کند که رسیدن به نتیجه در آن زمانبر است. شاید برای پیشرفت شغلی، پروژهای مهم یا رسیدن به جایگاهی که میخواهی مدت زیادی تلاش کردهای و هنوز نتیجه کامل نگرفتهای.
اگر در انتظار پاسخ یک شرکت، مدیر، شریک یا مجموعهای هستی، امید خود را حفظ کن اما پیگیری عملی را نیز جدی بگیر. مضمون غزل بر انتظار و جستوجوی نشانه تأکید دارد؛ بنابراین بهتر است به جای منتظر ماندن منفعلانه، از راه ارتباط، پیگیری و روشن کردن شرایط استفاده کنی.
اگر مسیر کاری فعلی بسیار فرساینده شده، از خودت بپرس آیا سختی آن بخشی طبیعی از رسیدن به هدف است یا اینکه مدت زیادی بدون پیشرفت واقعی ادامه یافته است. صبر ارزشمند است، اما باید هر از گاهی مسیر را ارزیابی کرد.
این غزل میتواند برای کاری که نیازمند استمرار، دلبستگی و تحمل دشواری است پیام مناسبی داشته باشد، به شرط آنکه نشانههای واقعی پیشرفت نیز وجود داشته باشد.
تعبیر دوراهی و تصمیم
در موضوع دوراهی، پیام غزل 280 از تصویر «گلایه حافظ از مکر و دستان زلف» آغاز می شود. شرمساری گل در برابر رخ محبوب. بنابراین برای نیت خود، نشانه های عینی را بررسی کن و از قضاوت شتاب زده بپرهیز. با فردی همدل درباره رنج دوری گفتوگو کن و میان وفاداری و فرسودن خود مرز بگذار. این برداشت به معنای تضمین بازگشت، پیروزی یا تعیین زمان رویداد نیست.
از سوی دیگر، «کجاست همنفسی؟ تا به شرح عرضه دهم / که دل چه میکشد از روزگارِ هجرانش» یادآور می شود که موضوع هجران و نیاز به همنفس، دشواری راه عشق و امیدی که از نسیم آشنایی میرسد را باید در تصمیم های روزمره نیز دید. اگر پاسخ یا نتیجه ای روشن نیست، با گفت و گو، مشورت و بازنگری در امکانات، قدم بعدی را مشخص کن.
پرسشهای رایج درباره این غزل
پیام اصلی غزل ۲۸۰ برای نیت من چیست؟
این غزل بیشتر درباره عشق عمیق، هجران و انتظار برای نشانهای از محبوب است. اگر نیتت مربوط به موضوعی است که مدت زیادی منتظر نتیجه آن بودهای، پیام غزل این است که امید میتواند زنده بماند، اما بهتر است آن را با نشانههای واقعی و صبر آگاهانه همراه کنی.
اگر از شخصی دور هستم، این غزل چه برداشتی دارد؟
تصویر هجران و جستوجوی یوسف دل با دوری و دلتنگی هماهنگ است. ممکن است هنوز احساس و پیوند عاطفی در ذهن تو زنده باشد. با این حال، غزل بازگشت قطعی را تضمین نمیکند و بهتر است برای فهم شرایط، رفتار و موضع واقعی طرف مقابل را نیز در نظر بگیری.
راه عشق بیکرانه در این غزل برای نیت من چه معنایی دارد؟
این تعبیر نشان میدهد که موضوع عاطفی یا خواسته مورد نظر ممکن است سریع و مستقیم به نتیجه نرسد. مسیر میتواند مرحلههای مختلفی داشته باشد. بهتر است اگر هدفت ارزشمند است، آن را با صبر دنبال کنی، اما هر مرحله را نیز از نظر واقعیت و پیشرفت ارزیابی کنی.
اگر از انتظار برای یک نفر خسته شده باشم، چه کنم؟
غزل رنج انتظار را پنهان نمیکند و حتی از سوختن جان زندهدلان در بیابان سخن میگوید. بنابراین خستگی تو قابل درک است. بهتر است به جای انتظار بیپایان، یک نشانه روشن یا گفتوگوی مشخص برای خودت تعیین کنی و در کنار امید، زندگی و آرامش شخصیات را نیز حفظ کنی.
چرا حافظ از همنفسی میپرسد و چه پیامی برای من دارد؟
چون بخشی از رنج او از این است که کسی را ندارد تا درد هجرانش را بهدرستی بشنود. برای تو نیز میتواند نشانه نیاز به گفتوگویی صمیمی و بدون قضاوت باشد. اگر موضوعی مدتها در دل تو مانده، صحبت با فردی قابل اعتماد میتواند به روشن شدن احساسات و تصمیمها کمک کند.
بیشتر درباره پیام این غزل
درس زندگی از این غزل
غزل 280 با مطلع «چو بر شکست صبا زلف عنبرافشانش» درباره هجران و نیاز به همنفس، دشواری راه عشق و امیدی که از نسیم آشنایی میرسد سخن می گوید. این فال توصیف شاعرانه ای برای تأمل است، نه خبر قطعی از آینده. با فردی همدل درباره رنج دوری گفتوگو کن و میان وفاداری و فرسودن خود مرز بگذار.
بیت 1: جان گرفتن دلشکستگان از نسیم زلف. این بیت در کنار «چو بر شکست صبا زلفِ عنبرافشانش / به هر شکسته که پیوست، تازه شد جانش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 2: نیاز به همنفسی برای شرح هجران. این بیت در کنار «کجاست همنفسی؟ تا به شرح عرضه دهم / که دل چه میکشد از روزگارِ هجرانش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 3: شرمساری گل در برابر رخ محبوب. این بیت در کنار «زمانه از ورقِ گُل، مثالِ رویِ تو بست / ولی ز شرمِ تو در غنچه کرد پنهانش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 4: بیکرانگی راه عشق و بیخوابی. این بیت در کنار «تو خفتهای و نشد عشق را کرانه پدید / تبارک الله از این رَه که نیست پایانش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 5: رنج رهروان در بیابان کعبه. این بیت در کنار «جمالِ کعبه مگر عذرِ رهروان خواهد؟ / که جانِ زندهدلان سوخت در بیابانش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 6: انتظار نشانی یوسف در بیتالحزن. این بیت در کنار «بدین شکستهٔ بیت الحزن که میآرد / نشان یوسفِ دل از چَهِ زَنَخدانَش؟» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 7: گلایه حافظ از مکر و دستان زلف. این بیت در کنار «بگیرم آن سرِ زلف و به دستِ خواجه دهم / که سوخت حافظِ بیدل ز مکر و دستانش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
در این غزل، «کجاست همنفسی؟ تا به شرح عرضه دهم / که دل چه میکشد از روزگارِ هجرانش» شاهد محوری است. نتیجه عملی آن نه انتظار منفعلانه، بلکه تشخیص فرصت، رعایت حرمت خود و دیگران و انتخاب قدمی متناسب با وضعیت واقعی است. با فردی همدل درباره رنج دوری گفتوگو کن و میان وفاداری و فرسودن خود مرز بگذار
پیام کامل حافظ
غزل 280 با مطلع «چو بر شکست صبا زلف عنبرافشانش» درباره هجران و نیاز به همنفس، دشواری راه عشق و امیدی که از نسیم آشنایی میرسد سخن می گوید. این فال توصیف شاعرانه ای برای تأمل است، نه خبر قطعی از آینده. با فردی همدل درباره رنج دوری گفتوگو کن و میان وفاداری و فرسودن خود مرز بگذار.
بیت 1: جان گرفتن دلشکستگان از نسیم زلف. این بیت در کنار «چو بر شکست صبا زلفِ عنبرافشانش / به هر شکسته که پیوست، تازه شد جانش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 2: نیاز به همنفسی برای شرح هجران. این بیت در کنار «کجاست همنفسی؟ تا به شرح عرضه دهم / که دل چه میکشد از روزگارِ هجرانش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 3: شرمساری گل در برابر رخ محبوب. این بیت در کنار «زمانه از ورقِ گُل، مثالِ رویِ تو بست / ولی ز شرمِ تو در غنچه کرد پنهانش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 4: بیکرانگی راه عشق و بیخوابی. این بیت در کنار «تو خفتهای و نشد عشق را کرانه پدید / تبارک الله از این رَه که نیست پایانش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 5: رنج رهروان در بیابان کعبه. این بیت در کنار «جمالِ کعبه مگر عذرِ رهروان خواهد؟ / که جانِ زندهدلان سوخت در بیابانش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 6: انتظار نشانی یوسف در بیتالحزن. این بیت در کنار «بدین شکستهٔ بیت الحزن که میآرد / نشان یوسفِ دل از چَهِ زَنَخدانَش؟» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 7: گلایه حافظ از مکر و دستان زلف. این بیت در کنار «بگیرم آن سرِ زلف و به دستِ خواجه دهم / که سوخت حافظِ بیدل ز مکر و دستانش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
در این غزل، «کجاست همنفسی؟ تا به شرح عرضه دهم / که دل چه میکشد از روزگارِ هجرانش» شاهد محوری است. نتیجه عملی آن نه انتظار منفعلانه، بلکه تشخیص فرصت، رعایت حرمت خود و دیگران و انتخاب قدمی متناسب با وضعیت واقعی است. با فردی همدل درباره رنج دوری گفتوگو کن و میان وفاداری و فرسودن خود مرز بگذار
تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهامبخش از غزل است؛ برای تصمیمهای مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.