✦ دیوان حافظ شیرازی ✦
غزل 279 حافظ؛ خوشا شیراز و وضع بی مثالش
متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن
موضوع اصلی: دلبستگی به زادبوم، قدرشناسی نعمت و حسرت روزهای وصال
مطالعه آرام غزل حافظ
بیتها را در صفحهای خلوت، با اندازه دلخواه و حالت شب بخوانید.
متن غزل شماره 279 حافظ
پخش صوت غزل
برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
خوشا شیراز و وضع بی مثالش
خداوندا نگه دار از زوالش
ز رکن آباد ما صد لوحش الله
که عمر خضر می بخشد زلالش
میان جعفرآباد و مصلا
عبیرآمیز می آید شمالش
به شیراز آی و فیض روح قدسی
بجوی از مردم صاحب کمالش
که نام قند مصری برد آن جا
که شیرینان ندادند انفعالش
صبا زان لولی شنگول سرمست
چه داری آگهی چون است حالش
گر آن شیرین پسر خونم بریزد
دلا چون شیر مادر کن حلالش
مکن از خواب بیدارم خدا را
که دارم خلوتی خوش با خیالش
چرا حافظ چو می ترسیدی از هجر
نکردی شکر ایام وصالش
خلاصه تعبیر این غزل
غزل 279 با مطلع «خوشا شیراز و وضع بیمثالش» درباره دلبستگی به زادبوم، قدرشناسی نعمت و حسرت روزهای وصال سخن می گوید. این فال توصیف شاعرانه ای برای تأمل است، نه خبر قطعی از آینده. نعمت یا رابطهای را که اکنون در دسترس توست قدر بدان و برای حفظ آن قدمی واقعی بردار.
بیت 1: ستایش شیراز و آرزوی ماندگاری. این بیت در کنار «خوشا شیراز و وضعِ بیمثالش / خداوندا نگه دار از زَوالش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 2: زلالی رکنآباد و زندگی. این بیت در کنار «ز رکن آباد ما صد لوحش الله / که عمرِ خضر میبخشد زلالش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 3: نسیم خوش جعفرآباد و مصلا. این بیت در کنار «میانِ جعفرآباد و مُصَلّا / عبیرآمیز میآید شِمالش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 4: کمال مردم و فیض معنوی. این بیت در کنار «به شیراز آی و فیضِ روحِ قدسی / بجوی از مردمِ صاحب کمالش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 5: شیرینی سخن و اهل دیار. این بیت در کنار «که نامِ قند مصری برد آنجا؟ / که شیرینان ندادند اِنفِعالش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 6: پرسش از حال محبوب به واسطه صبا. این بیت در کنار «صبا زان لولیِ شنگولِ سرمست / چه داری آگهی؟ چون است حالش؟» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 7: گذشت عاشق از رنج محبوب. این بیت در کنار «گر آن شیرین پسر خونم بریزد / دلا چون شیرِ مادر کن حلالش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 8: خلوت شیرین خیال. این بیت در کنار «مکن از خواب بیدارم خدا را / که دارم خلوتی خوش با خیالش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 9: حسرت ناشکری در ایام وصال. این بیت در کنار «چرا حافظ چو میترسیدی از هجر / نکردی شُکرِ ایامِ وصالش؟» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
جمع بندی: نعمت یا رابطهای را که اکنون در دسترس توست قدر بدان و برای حفظ آن قدمی واقعی بردار
تعبیر فال حافظ غزل 279
این فال از نیت و شرایطی خبر میدهد که در آن زیبایی و گشایش وجود دارد، اما ممکن است ترس از دست دادن باعث شود قدر آن را به اندازه کافی ندانی. حافظ از شهری سخن میگوید که برایش مایه آرامش و افتخار است و سپس همین نگاه را به عشق و وصال پیوند میدهد. اگر در زندگی تو فرصتی ارزشمند، رابطهای خوب یا محیطی آرام وجود دارد، بهتر است به جای تمرکز دائمی بر احتمال از دست رفتن آن، از کیفیت واقعی آن بهره ببری. شکرگزاری و قدرشناسی در این فال نقش مهمی دارد.
معنی و مفهوم غزل
این غزل با ستایش شیراز آغاز میشود؛ شهری که برای حافظ فقط یک مکان جغرافیایی نیست، بلکه تصویری از زیبایی، آرامش، آب گوارا، نسیم خوش و حضور انسانهای صاحبکمال است. آب رکنآباد در ذهن شاعر مانند آب حیات جلوه میکند و نسیمی که از اطراف شهر میوزد، فضا را خوشبو میسازد. سپس این فضای بیرونی به فضای درونی عشق پیوند میخورد؛ حافظ از محبوب سراغ میگیرد و شیرینی او را چنان میداند که قند در برابرش کمرنگ میشود.
در ادامه، شدت دلبستگی شاعر به محبوب آشکارتر میشود؛ حتی اگر محبوب باعث رنج او شود، دل شاعر همچنان او را میبخشد. حافظ سپس نمیخواهد از خلوت شیرین خیال محبوب بیدار شود و در پایان خودش را به سبب ترس از هجران سرزنش میکند که چرا روزهای وصال را آنگونه که باید شکر نکرده است. بنابراین ساختار غزل از ستایش زیبایی و آرامش آغاز میشود، به عشق و دلبستگی میرسد و سرانجام به درس قدرشناسی از زمان وصال ختم میشود.
بیت برجسته غزل
چرا حافظ چو میترسیدی از هجر
نکردی شُکرِ ایامِ وصالش؟
بیت 9 به صورت مستقیم به محور غزل یعنی دلبستگی به زادبوم، قدرشناسی نعمت و حسرت روزهای وصال پیوند دارد: چرا حافظ چو میترسیدی از هجر / نکردی شُکرِ ایامِ وصالش؟.
تعبیر این غزل برای نیتهای مختلف
موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.
تعبیر عاشقانه
در عشق، این غزل بسیار پررنگ است و از دلبستگی عمیق، پرسیدن از حال محبوب و حتی گذشت در برابر او سخن میگوید. اگر کسی در قلب تو حضور دارد، ممکن است احساس میان شما هنوز زنده باشد، حتی اگر فاصله یا نگرانی درباره آینده وجود داشته باشد. با این حال، پیام پایانی غزل مهم است: زمانی که عشق و وصال در دسترس است، نباید آن را با نگرانی دائمی درباره هجران تلخ کرد. قدر لحظههای خوب را بدان و احساس خود را با رفتار سنجیده نشان بده.
تعبیر گشایش
در موضوع گشایش کلی، پیام غزل 279 از تصویر «حسرت ناشکری در ایام وصال» آغاز می شود. نسیم خوش جعفرآباد و مصلا. بنابراین برای نیت خود، نشانه های عینی را بررسی کن و از قضاوت شتاب زده بپرهیز. نعمت یا رابطهای را که اکنون در دسترس توست قدر بدان و برای حفظ آن قدمی واقعی بردار. این برداشت به معنای تضمین بازگشت، پیروزی یا تعیین زمان رویداد نیست.
تعبیر کار و آینده شغلی
در زمینه کار، این غزل بیشتر از ایجاد محیطی مناسب و قرار گرفتن در کنار افراد شایسته حمایت میکند. ممکن است فرصت کاری مطلوب زمانی شکل بگیرد که در محیطی قرار بگیری که از نظر روحی و انسانی برایت مناسبتر است. ارتباط با افراد باتجربه و صاحبکمال میتواند برای رشد تو مفید باشد. اگر بین دو مسیر مردد هستی، فقط درآمد را نبین؛ آرامش و کیفیت محیط نیز میتواند در موفقیت بلندمدت تو اثر داشته باشد.
تعبیر دوراهی و تصمیم
در موضوع دوراهی، پیام غزل 279 از تصویر «حسرت ناشکری در ایام وصال» آغاز می شود. نسیم خوش جعفرآباد و مصلا. بنابراین برای نیت خود، نشانه های عینی را بررسی کن و از قضاوت شتاب زده بپرهیز. نعمت یا رابطهای را که اکنون در دسترس توست قدر بدان و برای حفظ آن قدمی واقعی بردار. این برداشت به معنای تضمین بازگشت، پیروزی یا تعیین زمان رویداد نیست.
از سوی دیگر، «چرا حافظ چو میترسیدی از هجر / نکردی شُکرِ ایامِ وصالش؟» یادآور می شود که موضوع دلبستگی به زادبوم، قدرشناسی نعمت و حسرت روزهای وصال را باید در تصمیم های روزمره نیز دید. اگر پاسخ یا نتیجه ای روشن نیست، با گفت و گو، مشورت و بازنگری در امکانات، قدم بعدی را مشخص کن.
پرسشهای رایج درباره این غزل
آیا این فال برای نیت من نشانه گشایش و خبر خوب دارد؟
مضمون غزل فضای مثبتی دارد و با زیبایی، آرامش، خبر گرفتن از محبوب و خاطره وصال همراه است. ممکن است نشانهای از بهتر شدن شرایط یا رسیدن خبری دلگرمکننده باشد، اما بهتر است نتیجه را قطعی ندانسته و شرایط واقعی را نیز در نظر بگیری.
اگر نیت من درباره بازگشت یک شخص باشد، این غزل چه میگوید؟
در غزل، شاعر از نسیم صبا درباره حال محبوب خبر میگیرد و دلبستگی او همچنان زنده است. بنابراین برای نیت بازگشت، میتوان آن را نشانه زنده بودن احساس و امکان ارتباط دوباره دانست؛ با این حال، شکل و زمان چنین ارتباطی را نمیتوان قطعی تعیین کرد.
اگر از ترس جدایی یا از دست دادن یک نفر ناراحت باشم، چه پیامی دارد؟
پیام پایانی غزل دقیقاً به همین نگرانی نزدیک است: ترس از هجران نباید باعث شود زمان وصال و لحظههای خوب را فراموش کنی. اگر رابطهای در حال حاضر ارزشمند است، بهتر است به جای نگرانی دائمی، با محبت و رفتار درست از آن مراقبت کنی.
آیا این فال برای ازدواج با فردی که دوستش دارم مناسب است؟
غزل از عشق عمیق و آرامشی که در کنار محبوب شکل میگیرد سخن میگوید و از این جهت برای نیت عاطفی فضای مساعدی دارد. با این حال، برای ازدواج لازم است علاوه بر احساس، مسئولیتپذیری، تفاهم، شرایط خانوادگی و توان ساختن یک زندگی آرام را نیز بررسی کنی.
مهمترین درس این فال برای زندگی من چیست؟
مهمترین درس، قدرشناسی از زمان و نعمتهای موجود است. ممکن است انسان آنقدر نگران از دست دادن آینده باشد که زیبایی امروز را نبیند. اگر اکنون رابطه، فرصت یا شرایط ارزشمندی داری، آن را جدی بگیر، محبت و شکرگزاری را به تأخیر نینداز و از لحظههای خوب زندگی بهره ببر.
بیشتر درباره پیام این غزل
درس زندگی از این غزل
غزل 279 با مطلع «خوشا شیراز و وضع بیمثالش» درباره دلبستگی به زادبوم، قدرشناسی نعمت و حسرت روزهای وصال سخن می گوید. این فال توصیف شاعرانه ای برای تأمل است، نه خبر قطعی از آینده. نعمت یا رابطهای را که اکنون در دسترس توست قدر بدان و برای حفظ آن قدمی واقعی بردار.
بیت 1: ستایش شیراز و آرزوی ماندگاری. این بیت در کنار «خوشا شیراز و وضعِ بیمثالش / خداوندا نگه دار از زَوالش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 2: زلالی رکنآباد و زندگی. این بیت در کنار «ز رکن آباد ما صد لوحش الله / که عمرِ خضر میبخشد زلالش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 3: نسیم خوش جعفرآباد و مصلا. این بیت در کنار «میانِ جعفرآباد و مُصَلّا / عبیرآمیز میآید شِمالش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 4: کمال مردم و فیض معنوی. این بیت در کنار «به شیراز آی و فیضِ روحِ قدسی / بجوی از مردمِ صاحب کمالش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 5: شیرینی سخن و اهل دیار. این بیت در کنار «که نامِ قند مصری برد آنجا؟ / که شیرینان ندادند اِنفِعالش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 6: پرسش از حال محبوب به واسطه صبا. این بیت در کنار «صبا زان لولیِ شنگولِ سرمست / چه داری آگهی؟ چون است حالش؟» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 7: گذشت عاشق از رنج محبوب. این بیت در کنار «گر آن شیرین پسر خونم بریزد / دلا چون شیرِ مادر کن حلالش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 8: خلوت شیرین خیال. این بیت در کنار «مکن از خواب بیدارم خدا را / که دارم خلوتی خوش با خیالش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 9: حسرت ناشکری در ایام وصال. این بیت در کنار «چرا حافظ چو میترسیدی از هجر / نکردی شُکرِ ایامِ وصالش؟» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
در این غزل، «چرا حافظ چو میترسیدی از هجر / نکردی شُکرِ ایامِ وصالش؟» شاهد محوری است. نتیجه عملی آن نه انتظار منفعلانه، بلکه تشخیص فرصت، رعایت حرمت خود و دیگران و انتخاب قدمی متناسب با وضعیت واقعی است. نعمت یا رابطهای را که اکنون در دسترس توست قدر بدان و برای حفظ آن قدمی واقعی بردار
پیام کامل حافظ
غزل 279 با مطلع «خوشا شیراز و وضع بیمثالش» درباره دلبستگی به زادبوم، قدرشناسی نعمت و حسرت روزهای وصال سخن می گوید. این فال توصیف شاعرانه ای برای تأمل است، نه خبر قطعی از آینده. نعمت یا رابطهای را که اکنون در دسترس توست قدر بدان و برای حفظ آن قدمی واقعی بردار.
بیت 1: ستایش شیراز و آرزوی ماندگاری. این بیت در کنار «خوشا شیراز و وضعِ بیمثالش / خداوندا نگه دار از زَوالش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 2: زلالی رکنآباد و زندگی. این بیت در کنار «ز رکن آباد ما صد لوحش الله / که عمرِ خضر میبخشد زلالش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 3: نسیم خوش جعفرآباد و مصلا. این بیت در کنار «میانِ جعفرآباد و مُصَلّا / عبیرآمیز میآید شِمالش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 4: کمال مردم و فیض معنوی. این بیت در کنار «به شیراز آی و فیضِ روحِ قدسی / بجوی از مردمِ صاحب کمالش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 5: شیرینی سخن و اهل دیار. این بیت در کنار «که نامِ قند مصری برد آنجا؟ / که شیرینان ندادند اِنفِعالش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 6: پرسش از حال محبوب به واسطه صبا. این بیت در کنار «صبا زان لولیِ شنگولِ سرمست / چه داری آگهی؟ چون است حالش؟» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 7: گذشت عاشق از رنج محبوب. این بیت در کنار «گر آن شیرین پسر خونم بریزد / دلا چون شیرِ مادر کن حلالش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 8: خلوت شیرین خیال. این بیت در کنار «مکن از خواب بیدارم خدا را / که دارم خلوتی خوش با خیالش» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 9: حسرت ناشکری در ایام وصال. این بیت در کنار «چرا حافظ چو میترسیدی از هجر / نکردی شُکرِ ایامِ وصالش؟» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
در این غزل، «چرا حافظ چو میترسیدی از هجر / نکردی شُکرِ ایامِ وصالش؟» شاهد محوری است. نتیجه عملی آن نه انتظار منفعلانه، بلکه تشخیص فرصت، رعایت حرمت خود و دیگران و انتخاب قدمی متناسب با وضعیت واقعی است. نعمت یا رابطهای را که اکنون در دسترس توست قدر بدان و برای حفظ آن قدمی واقعی بردار
تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهامبخش از غزل است؛ برای تصمیمهای مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.