✦ دیوان حافظ شیرازی ✦
غزل 236 حافظ؛ اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید
متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن
موضوع اصلی: آرزوی بازگشت طایر قدسی، تجدید زندگی پس از فراق و امید به سلامت مسافر
مطالعه آرام غزل حافظ
بیتها را در صفحهای خلوت، با اندازه دلخواه و حالت شب بخوانید.
متن غزل شماره 236 حافظ
پخش صوت غزل
برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید
عمر بگذشته به پیرانه سرم بازآید
دارم امید بر این اشک چو باران که دگر
برق دولت که برفت از نظرم بازآید
آن که تاج سر من خاک کف پایش بود
از خدا می طلبم تا به سرم بازآید
خواهم اندر عقبش رفت به یاران عزیز
شخصم ار بازنیاید خبرم بازآید
گر نثار قدم یار گرامی نکنم
گوهر جان به چه کار دگرم بازآید
کوس نودولتی از بام سعادت بزنم
گر ببینم که مه نوسفرم بازآید
مانعش غلغل چنگ است و شکرخواب صبوح
ور نه گر بشنود آه سحرم بازآید
آرزومند رخ شاه چو ماهم حافظ
همتی تا به سلامت ز درم بازآید
خلاصه تعبیر این غزل
این غزل درباره آرزوی بازگشت طایر قدسی، تجدید زندگی پس از فراق و امید به سلامت مسافر است. لحن آن نیایشگر، عاشقانه و چشمبهراه است. پیام کلی برای صاحب نیت آن است که تصویرهای شاعرانه را با واقعیت زندگی خود بسنجد و در برابر تجربه، هم احساس و هم مسئولیت را جدی بگیرد.
بیت 1: طایر قدسی و جوانی دوباره. بازگشت محبوب چنان گرانقدر است که شاعر آن را معادل بازگشت عمر از دسترفته در پیری میبیند. شاهد: «اگر آن طایرِ قدسی ز دَرَم بازآید / عمرِ بگذشته به پیرانه سرم بازآید»
بیت 2: باران اشک و برق دولت. بارانِ اشک و برقِ بخت کنار هم آمدهاند؛ آرزو از دل اندوه میگذرد ولی اشک به تنهایی علت قطعی گشایش نیست. شاهد: «دارم امّید بر این اشکِ چو باران که دگر / برقِ دولت که بِرَفت از نظرم بازآید»
بیت 3: خاک پا و تاج سر. وارونگی خاک و تاج، احترام و عزیزداشتن محبوب را نشان میدهد؛ شاعر بازگشت را در قالب دعا طلب میکند. شاهد: «آن که تاجِ سرِ من خاکِ کفِ پایش بود / از خدا میطلبم تا به سرم بازآید»
بیت 4: بازگشت خبر از سفر. اشتیاق به دنبال رفتن چنان شدید است که شاعر میان بازگشت خود و رسیدن خبر از خویش فاصله میگذارد. شاهد: «خواهم اندر عقبش رفت به یاران عزیز / شخصم ار بازنیاید خبرم بازآید»
بیت 5: گوهر جان و نثار قدم. گوهر جان در زبان اغراقآمیز عاشقانه با قدم محبوب سنجیده میشود؛ ارزشمندی محبت را باید از خودفراموشی جدا کرد. شاهد: «گر نثارِ قدمِ یارِ گرامی نکنم / گوهرِ جان به چه کار دگرم بازآید؟»
بیت 6: کوس دولت و ماه سفرکرده. بازگشت مسافر با طبلِ شادی و آغاز دولت تازه تصویر میشود؛ شرط اگر نشان میدهد این جشن هنوز رخ نداده است. شاهد: «کوسِ نو دولتی از بامِ سعادت بزنم / گر ببینم که مَهِ نوسفرم بازآید»
بیت 7: چنگ و آه سحر. شاعر گمان میکند سرگرمی و آسودگی یار مانع شنیدن آه اوست؛ این برداشت عاطفی، آگاهی قطعی از نیت غایب نیست. شاهد: «مانِعَش غلغلِ چنگ است و شکرخوابِ صَبوح / ور نه گر بشنود آهِ سحرم بازآید»
بیت 8: سلامت بازگشت. مقطع با درخواست همت برای بازگشت سالم یار پایان میگیرد؛ در اینجا سلامتی و رسیدن خبر از وصال صرف مهمتر میشود. شاهد: «آرزومندِ رخِ شاهِ چو ماهم حافظ / همتی تا به سلامت ز درم بازآید»
برای نیت تو، شاهد برجسته بیت 8 است: «آرزومندِ رخِ شاهِ چو ماهم حافظ / همتی تا به سلامت ز درم بازآید». از این شاهد میتوان دعوتی به تأمل گرفت، نه خبری قطعی از آینده. اگر منتظر عزیزی هستی، راه ارتباط امن و محترمانه را بررسی کن و همزمان برنامه روزانهات را حفظ کن. اشک و دعا را جایگزین پیگیری واقعی و مراقبت از سلامت خود نکن.
تعبیر فال حافظ غزل 236
این فال از بازگشت یک نیروی مثبت به زندگی سخن میگوید. ممکن است چیزی که زمانی باعث شادی، پیشرفت یا آرامش شما بوده، مدتی از دسترس خارج شده باشد و اکنون دوباره امکان نزدیک شدن آن مطرح شود. غزل چنین بازگشتی را به جوان شدن دوباره زندگی تشبیه میکند.
یکی از پیامهای مهم شعر این است که صرفاً آرزو کردن کافی نیست. حافظ میگوید در پی یار خواهد رفت و در پایان نیز از «همت» سخن میگوید. بنابراین اگر خواستهای دارید که مدتهاست منتظر آن هستید، بهتر است در کنار امید، اقدام روشن و مستمر نیز داشته باشید.
این فال میتواند نوید تغییر فضای زندگی را بدهد، اما زمان و شکل این تغییر را قطعی نمیکند. اگر فرصت یا ارتباطی دوباره ظاهر شد، با تجربهای که از گذشته به دست آوردهاید به استقبال آن بروید.
معنی و مفهوم غزل
غزل شماره ۲۳۶ با آرزوی بازگشت «طایر قدسی» آغاز میشود. شاعر میگوید اگر آن پرنده والا دوباره از درِ او وارد شود، عمر گذشته نیز در سالهای پیری به او بازمیگردد. «عمر» در اینجا علاوه بر معنای معمول زندگی، میتواند اشارهای به طراوت، نشاط و حال خوشی داشته باشد که با رفتن محبوب از زندگی شاعر دور شده است.
در بیت دوم، حافظ اشک خود را مانند باران میبیند و امید دارد «برق دولت» که از نظر او رفته است دوباره ظاهر شود. میان باران و برق تناسب تصویری وجود دارد و این دو تصویر فضای آسمان را تداعی میکنند. اشکهای عاشقانه نیز در اینجا فقط نشانه غم نیستند؛ شاعر از آنها امید دارد که زمینه بازگشت آن فروغ و اقبال را فراهم کنند.
بیت سوم محبوب را چنان ارزشمند میداند که خاک کف پای او برای حافظ حکم تاج سر دارد. شاعر از خدا میخواهد این شخص دوباره به سر او بازگردد. در بیت چهارم نیز شدت شوق بیشتر میشود: حافظ میخواهد در پی یار برود و آنقدر در این راه جدی است که اگر خودش بازنگردد، دستکم خبر او به یارانش برسد. این بیان، فداکاری و آمادگی عاشق برای تحمل رنج راه را نشان میدهد.
در بیت پنجم، حافظ میپرسد اگر گوهر جان را نثار قدم یار نکند، این گوهر دیگر به چه کارش میآید. جان در اینجا گرانبهاترین سرمایه انسان است و نثار کردن آن برای محبوب، بیان اغراقآمیزی از نهایت عشق و وفاداری است.
بیت ششم بازگشت محبوب را با «نو دولتی» پیوند میدهد. اگر ماه نوسفر بازگردد، حافظ چنان شاد خواهد شد که کوس دولت تازه را از بام سعادت به صدا درمیآورد. بازگشت در اینجا صرفاً یک دیدار نیست؛ مانند آغاز دورهای تازه از بخت و شادی تصویر شده است.
در بیت هفتم، شاعر مانع بازگشت را غلغل چنگ و خواب شیرین صبوح میداند و میگوید اگر محبوب آه سحر او را بشنود، بازخواهد گشت. این بیت در خوانش عرفانی نیز میتواند به موانع غفلت و دلبستگیهای حواس اشاره کند، اما در سطح عاشقانه، تصویر بسیار روشنی از فاصله میان عاشق بیدار و محبوبی است که هنوز در خواب و سرگرمی است.
در مقطع، حافظ خود را آرزومند رخ شاهی چون ماه معرفی میکند و از «همت» میخواهد که محبوب به سلامت به خانه بازگردد. بنابراین غزل با ترکیب سه مفهوم پایان مییابد: آرزوی دیدار، امید به بازگشت و ضرورت همت برای رسیدن به آن.
بیت برجسته غزل
آرزومندِ رخِ شاهِ چو ماهم حافظ
همتی تا به سلامت ز درم بازآید
بیت 8 با تصویر «سلامت بازگشت» هسته عملی پیام را روشن میکند: مقطع با درخواست همت برای بازگشت سالم یار پایان میگیرد؛ در اینجا سلامتی و رسیدن خبر از وصال صرف مهمتر میشود.
تعبیر این غزل برای نیتهای مختلف
موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.
تعبیر عاشقانه
در زمینه عشق، این غزل بهروشنی درباره اشتیاق برای بازگشت محبوب است. حافظ از کسی سخن میگوید که نبودنش باعث شده بخشی از زندگی و اقبال او نیز از دست برود. بنابراین اگر شخصی در ذهن شماست که از شما دور شده، مضمون غزل با دلتنگی و امید به دیدار دوباره هماهنگی زیادی دارد.
شاعر حتی حاضر است در پی یار برود و گوهر جان خود را نثار قدم او کند. این نشاندهنده شدت عشق و ارزش عاطفی محبوب است. با این حال، شدت احساس نباید باعث شود نشانههای واقعی رفتار طرف مقابل نادیده گرفته شود.
اگر رابطهای هنوز امکان گفتوگو دارد، یک حرکت محترمانه و صادقانه میتواند زمینه روشن شدن وضعیت را فراهم کند. اگر بازگشتی اتفاق افتاد، بهتر است رابطه بر پایه شناخت و اصلاح دلایل دوری دوباره ساخته شود، نه فقط بر اساس دلتنگی.
تعبیر گشایش
گشایش کلی: در فضای این غزل، «آرزوی بازگشت طایر قدسی، تجدید زندگی پس از فراق و امید به سلامت مسافر» را در نظر بگیر. گشایش در تعبیر ادبی بیشتر از تغییر نگاه و اقدام معقول آغاز میشود. بیت 5 با تصویر «گوهر جان و نثار قدم» یادآوری میکند: گوهر جان در زبان اغراقآمیز عاشقانه با قدم محبوب سنجیده میشود؛ ارزشمندی محبت را باید از خودفراموشی جدا کرد. بنابراین اگر منتظر عزیزی هستی، راه ارتباط امن و محترمانه را بررسی کن و همزمان برنامه روزانهات را حفظ کن.
تعبیر کار و آینده شغلی
در زمینه کار، «بازگشت» میتواند به معنای برگشتن یک فرصت شغلی، پروژه، موقعیت یا اعتباری باشد که مدتی از دسترس خارج شده است. اگر منتظر نتیجه یک درخواست، همکاری یا موقعیت حرفهای هستید، فضای این غزل امید به بازگشت یک فرصت ارزشمند را تقویت میکند.
«برق دولت» را میتوان در این حوزه نماد اقبال و فرصت دانست. ممکن است شرایطی که اکنون نامساعد به نظر میرسد، در آینده تغییر کند؛ اما غزل در کنار امید از حرکت و همت نیز سخن میگوید.
اگر موقعیتی قدیمی دوباره ظاهر شد، صرفاً به خاطر آشنایی قبلی آن را نپذیرید. بررسی کنید چه چیزی تغییر کرده است و آیا این بار شرایط برای موفقیت بهتر شده یا خیر. بازگشت یک فرصت زمانی ارزشمند است که همراه با تجربه تازه شما باشد.
تعبیر دوراهی و تصمیم
دوراهی: در فضای این غزل، «آرزوی بازگشت طایر قدسی، تجدید زندگی پس از فراق و امید به سلامت مسافر» را در نظر بگیر. معیارهای انتخاب را بنویس و میان خواسته فوری و پیامد درازمدت فرق بگذار. بیت 1 با تصویر «طایر قدسی و جوانی دوباره» یادآوری میکند: بازگشت محبوب چنان گرانقدر است که شاعر آن را معادل بازگشت عمر از دسترفته در پیری میبیند. بنابراین اگر منتظر عزیزی هستی، راه ارتباط امن و محترمانه را بررسی کن و همزمان برنامه روزانهات را حفظ کن.
پرسشهای رایج درباره این غزل
پیام اصلی غزل شماره ۲۳۶ چیست؟
پیام اصلی غزل امید به بازگشت یک مطلوب ارزشمند و زنده شدن دوباره حال و اقبال انسان است. حافظ در کنار آرزوی بازگشت، بر طلب و همت نیز تأکید میکند.
طایر قدسی در این غزل نماد چیست؟
در خوانش عاشقانه میتواند نماد محبوبی والا باشد و در خوانش گستردهتر میتواند بخت، امید، خرد یا حال خوش ازدسترفته را نمایندگی کند. خود غزل، بازگشت آن را برابر با بازگشت عمر و رونق زندگی میداند.
آیا این غزل نشانه بازگشت شخصی است که از زندگی دور شده؟
مضمون غزل با بازگشت یار بسیار هماهنگ است و فضای آن امید به دیدار دوباره را تقویت میکند. با این حال، شعر نمیتواند بازگشت قطعی شخص دیگری را تضمین کند؛ تصمیم و شرایط طرف مقابل نیز اهمیت دارد.
معنای «برق دولت» در غزل چیست؟
برق دولت تصویری از درخشش بخت، اقبال و سعادت است؛ چیزی که زمانی در برابر چشم حافظ بوده و سپس از او دور شده است. شاعر امید دارد این فروغ دوباره پدیدار شود.
چرا حافظ در پایان از همت سخن میگوید؟
زیرا در منطق این غزل، آرزو بهتنهایی کافی نیست. برای رسیدن به مطلوب، علاوه بر امید و طلب، همت و حرکت نیز لازم است. به همین دلیل پایان شعر انتظار را با اقدام و اراده پیوند میدهد.
بیشتر درباره پیام این غزل
درس زندگی از این غزل
درس اصلی این غزل آن است که آرزوی بازگشت طایر قدسی، تجدید زندگی پس از فراق و امید به سلامت مسافر را نه شعاری کلی، بلکه تجربهای پیچیده ببینیم.
از بیت 1 میآموزیم: بازگشت محبوب چنان گرانقدر است که شاعر آن را معادل بازگشت عمر از دسترفته در پیری میبیند. تصویر «طایر قدسی و جوانی دوباره» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 2 میآموزیم: بارانِ اشک و برقِ بخت کنار هم آمدهاند؛ آرزو از دل اندوه میگذرد ولی اشک به تنهایی علت قطعی گشایش نیست. تصویر «باران اشک و برق دولت» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 3 میآموزیم: وارونگی خاک و تاج، احترام و عزیزداشتن محبوب را نشان میدهد؛ شاعر بازگشت را در قالب دعا طلب میکند. تصویر «خاک پا و تاج سر» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 4 میآموزیم: اشتیاق به دنبال رفتن چنان شدید است که شاعر میان بازگشت خود و رسیدن خبر از خویش فاصله میگذارد. تصویر «بازگشت خبر از سفر» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 5 میآموزیم: گوهر جان در زبان اغراقآمیز عاشقانه با قدم محبوب سنجیده میشود؛ ارزشمندی محبت را باید از خودفراموشی جدا کرد. تصویر «گوهر جان و نثار قدم» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 6 میآموزیم: بازگشت مسافر با طبلِ شادی و آغاز دولت تازه تصویر میشود؛ شرط اگر نشان میدهد این جشن هنوز رخ نداده است. تصویر «کوس دولت و ماه سفرکرده» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 7 میآموزیم: شاعر گمان میکند سرگرمی و آسودگی یار مانع شنیدن آه اوست؛ این برداشت عاطفی، آگاهی قطعی از نیت غایب نیست. تصویر «چنگ و آه سحر» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 8 میآموزیم: مقطع با درخواست همت برای بازگشت سالم یار پایان میگیرد؛ در اینجا سلامتی و رسیدن خبر از وصال صرف مهمتر میشود. تصویر «سلامت بازگشت» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
در زندگی امروز، میان نیت خوب و نتیجه مطلوب فاصلهای است که با گفتوگو، بررسی و عمل سنجیده پیموده میشود. اگر منتظر عزیزی هستی، راه ارتباط امن و محترمانه را بررسی کن و همزمان برنامه روزانهات را حفظ کن.
پیام کامل حافظ
ای صاحب نیت، در غزل 236 حافظ با زبانی نیایشگر، عاشقانه و چشمبهراه تو را به دیدنِ «آرزوی بازگشت طایر قدسی، تجدید زندگی پس از فراق و امید به سلامت مسافر» فرامیخواند. نخست باید معنای ابیات را در پیوند با یکدیگر شنید، سپس آن را آینهای برای پرسشهای امروز کرد.
1. طایر قدسی و جوانی دوباره: بازگشت محبوب چنان گرانقدر است که شاعر آن را معادل بازگشت عمر از دسترفته در پیری میبیند. در این بیت، عبارت «اگر آن طایرِ قدسی ز دَرَم بازآید / عمرِ بگذشته به پیرانه سرم بازآید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
2. باران اشک و برق دولت: بارانِ اشک و برقِ بخت کنار هم آمدهاند؛ آرزو از دل اندوه میگذرد ولی اشک به تنهایی علت قطعی گشایش نیست. در این بیت، عبارت «دارم امّید بر این اشکِ چو باران که دگر / برقِ دولت که بِرَفت از نظرم بازآید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
3. خاک پا و تاج سر: وارونگی خاک و تاج، احترام و عزیزداشتن محبوب را نشان میدهد؛ شاعر بازگشت را در قالب دعا طلب میکند. در این بیت، عبارت «آن که تاجِ سرِ من خاکِ کفِ پایش بود / از خدا میطلبم تا به سرم بازآید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
4. بازگشت خبر از سفر: اشتیاق به دنبال رفتن چنان شدید است که شاعر میان بازگشت خود و رسیدن خبر از خویش فاصله میگذارد. در این بیت، عبارت «خواهم اندر عقبش رفت به یاران عزیز / شخصم ار بازنیاید خبرم بازآید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
5. گوهر جان و نثار قدم: گوهر جان در زبان اغراقآمیز عاشقانه با قدم محبوب سنجیده میشود؛ ارزشمندی محبت را باید از خودفراموشی جدا کرد. در این بیت، عبارت «گر نثارِ قدمِ یارِ گرامی نکنم / گوهرِ جان به چه کار دگرم بازآید؟» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
6. کوس دولت و ماه سفرکرده: بازگشت مسافر با طبلِ شادی و آغاز دولت تازه تصویر میشود؛ شرط اگر نشان میدهد این جشن هنوز رخ نداده است. در این بیت، عبارت «کوسِ نو دولتی از بامِ سعادت بزنم / گر ببینم که مَهِ نوسفرم بازآید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
7. چنگ و آه سحر: شاعر گمان میکند سرگرمی و آسودگی یار مانع شنیدن آه اوست؛ این برداشت عاطفی، آگاهی قطعی از نیت غایب نیست. در این بیت، عبارت «مانِعَش غلغلِ چنگ است و شکرخوابِ صَبوح / ور نه گر بشنود آهِ سحرم بازآید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
8. سلامت بازگشت: مقطع با درخواست همت برای بازگشت سالم یار پایان میگیرد؛ در اینجا سلامتی و رسیدن خبر از وصال صرف مهمتر میشود. در این بیت، عبارت «آرزومندِ رخِ شاهِ چو ماهم حافظ / همتی تا به سلامت ز درم بازآید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
سخن پایانی این است: اگر منتظر عزیزی هستی، راه ارتباط امن و محترمانه را بررسی کن و همزمان برنامه روزانهات را حفظ کن. اشک و دعا را جایگزین پیگیری واقعی و مراقبت از سلامت خود نکن.
تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهامبخش از غزل است؛ برای تصمیمهای مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.