✦ دیوان حافظ شیرازی ✦

غزل 219 حافظ؛ کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود

متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن

موضوع اصلی: شکوفایی بهار، قدر دانستن فرصت کوتاه و آگاهی از ناپایداری جهان
کارت تصویری دو بیت نخست غزل شماره 219 حافظ و خلاصه تعبیر این غزل
دو بیت آغازین و خلاصه تعبیر غزل شماره 219 حافظ

متن غزل شماره 219 حافظ

پخش صوت غزل برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود بنفشه در قدم او نهاد سر به سجود
بنوش جام صبوحی به ناله دف و چنگ ببوس غبغب ساقی به نغمه نی و عود
به دور گل منشین بی شراب و شاهد و چنگ که همچو روز بقا هفته ای بود معدود
شد از خروج ریاحین چو آسمان روشن زمین به اختر میمون و طالع مسعود
ز دست شاهد نازک عذار عیسی دم شراب نوش و رها کن حدیث عاد و ثمود
جهان چو خلد برین شد به دور سوسن و گل ولی چه سود که در وی نه ممکن است خلود
چو گل سوار شود بر هوا سلیمان وار سحر که مرغ درآید به نغمه داوود
به باغ تازه کن آیین دین زردشتی کنون که لاله برافروخت آتش نمرود
بخواه جام صبوحی به یاد آصف عهد وزیر ملک سلیمان عماد دین محمود
بود که مجلس حافظ به یمن تربیتش هر آن چه می طلبد جمله باشدش موجود

خلاصه تعبیر این غزل

این غزل درباره شکوفایی بهار، قدر دانستن فرصت کوتاه و آگاهی از ناپایداری جهان است. لحن آن شادمان، بهاری و آمیخته با تأمل در گذر عمر است. پیام کلی برای صاحب نیت آن است که تصویرهای شاعرانه را با واقعیت زندگی خود بسنجد و در برابر تجربه، هم احساس و هم مسئولیت را جدی بگیرد. بیت 1: پیدایش گل و فروتنی بنفشه. شکوفایی گل صحنه‌ای از تولد دوباره می‌سازد؛ بنفشه با سرِ خمیده در برابر زیبایی سر فرود می‌آورد. شاهد: «کنون که در چمن آمد گُل از عَدَم به وجود / بنفشه در قدمِ او نهاد سر به سجود» بیت 2: بزم صبحگاهی و موسیقی. دعوت به شورِ زندگی در زبان شاعرانه است؛ می‌توان آن را یادآور شادیِ مسئولانه و پیوند انسانی خواند. شاهد: «بنوش جامِ صبوحی به نالهٔ دَف و چنگ / ببوس غَبغَب ساقی به نغمهٔ نی و عود» بیت 3: کوتاهی فصل گل. مهم‌ترین هشدار عملی: فرصت‌های خوب همیشه تکرار نمی‌شوند و تعلل هزینه دارد. شاهد: «به دورِ گُل منشین بی‌شراب و شاهد و چنگ / که همچو روزِ بقا هفته‌ای بُوَد معدود» بیت 4: روشنایی زمین با ریاحین. طبیعتِ تازه، تصویرِ طالع نیک می‌سازد؛ خوش‌بینی باید با اقدام همراه شود. شاهد: «شد از خروجِ رِیاحین چو آسمان روشن / زمین، به اخترِ میمون و طالعِ مسعود» بیت 5: دمِ زندگی در برابر حکایتِ نابودی. حافظ به جای ماندن در روایت‌های کهنه نابودی، نگاه را به حضورِ زنده و شفابخش معطوف می‌کند. شاهد: «ز دستِ شاهدِ نازک‌عِذار عیسی‌دَم / شراب نوش و رها کن حدیثِ عاد و ثمود» بیت 6: بهشتِ ناپایدار جهان. حتی زیباترین بهار ماندنی نیست؛ همین ناپایداری دلیل قدرشناسی است، نه نومیدی. شاهد: «جهان چو خُلدِ بَرین شد به دورِ سوسن و گل / ولی چه سود که در وِی نه ممکن است خُلُود» بیت 7: اشارات سلیمان و داوود در بهار. پرواز گل و آواز پرنده با تمثیل‌های پیامبرانه شکوهِ لحظه سحر را می‌نمایاند. شاهد: «چو گل سوار شَوَد بر هوا سلیمان‌وار / سحر که مرغ درآید به نغمهٔ داوود» بیت 8: لاله و آتشِ اسطوره‌ای. باغ در زبان چندلایه حافظ صحنه پیوند رنگ و آتش و اشاره‌های فرهنگی می‌شود. شاهد: «به باغ، تازه کن آیینِ دینِ زردشتی / کنون که لاله برافروخت آتشِ نمرود» بیت 9: یادِ آصف و ستایشِ حامی. در بخش پایانی، غزل از بزم طبیعت به نام‌بردن از شخصی ستوده و زمینه درباری می‌رسد. شاهد: «بخواه جامِ صَبوحی به یادِ آصفِ عهد / وزیرِ مُلکِ سلیمان، عمادِ دین، محمود» بیت 10: آرزوی رونق مجلس حافظ. مقطع آرزوی فراوانی و حمایت را بیان می‌کند، نه تضمین برآورده‌شدن هر خواسته خواننده. شاهد: «بُوَد که مجلس حافظ به یمن تربیتش / هر آن چه می‌طلبد جمله باشدش موجود» برای نیت تو، شاهد برجسته بیت 6 است: «جهان چو خُلدِ بَرین شد به دورِ سوسن و گل / ولی چه سود که در وِی نه ممکن است خُلُود». از این شاهد می‌توان دعوتی به تأمل گرفت، نه خبری قطعی از آینده. برای دیدار یا کار ارزشمندی که عقب انداخته‌ای زمانی مشخص تعیین کن و از یک فرصت زودگذر به‌درستی بهره ببر. به بهانه انتظار شرایط کامل، فصل مناسبِ عمل و دیدار را از دست نده.

تعبیر فال حافظ غزل 219

فال ۲۱۹ از فال‌های خوش‌حال‌وهواست و نشانه‌ای از شکوفایی، تازه شدن شرایط و رسیدن زمان مناسب برای بهره‌بردن از فرصت‌ها دارد. گل، ریاحین، روشن شدن زمین و طالع مسعود همگی فضای گشایش و سرزندگی ایجاد می‌کنند. با این حال، حافظ در میانه همین شادی یادآوری می‌کند که هیچ فصل و موقعیتی برای همیشه باقی نمی‌ماند. بنابراین اگر شرایطی برای پیشرفت یا خوشحالی فراهم شده، بهتر است آن را با تعلل از دست ندهید. این غزل همچنین به رها کردن اندوه‌های قدیمی اشاره دارد. «حدیث عاد و ثمود» در کنار بهار، در خوانش فال می‌تواند نمادی از گذشته‌ای باشد که نباید اجازه داد شادی امروز را تحت تأثیر قرار دهد. نگاه خود را به فرصت تازه معطوف کنید.

معنی و مفهوم غزل

حافظ غزل را با تصویری از شکوفایی آغاز می‌کند: گل از عدم به وجود آمده و بنفشه در برابر آن سر فرود آورده است. این تصویر، آمدن فصل تازه و قدرت آفرینش و نو شدن طبیعت را نشان می‌دهد. در بیت دوم، شاعر جام صبوحی و موسیقی دف و چنگ را به میان می‌آورد و از شادی و بهره بردن از لحظه سخن می‌گوید. در بیت سوم نیز سفارش می‌کند که در کنار گل، زندگی را بدون شراب، شاهد و موسیقی نگذرانیم؛ زیرا فرصت زندگی کوتاه است و مانند هفته‌ای معدود می‌گذرد. در بیت چهارم، شکوفایی ریاحین چنان زمین را روشن کرده که گویی طالع سعد و ستاره‌ای میمون بر آن طلوع کرده است. طبیعت در اینجا نشانه‌ای از فرخندگی و گشایش است. بیت پنجم حافظ را به نوشیدن شراب از دست شاهدی عیسی‌دم دعوت می‌کند و می‌گوید سخن از عاد و ثمود را رها کن. در فضای شعر، این عبارت می‌تواند دعوتی به کنار گذاشتن ترس‌ها و روایت‌های اندوهناک گذشته و توجه به لحظه حاضر باشد. در بیت ششم، جهان بهشتی و پر از گل و سوسن تصویر می‌شود، اما بلافاصله حافظ یادآوری می‌کند که در چنین جهانی امکان جاودانگی وجود ندارد. زیبایی دنیا واقعی است، ولی ماندگار نیست. در بیت هفتم، تصویر گل، سلیمان و آواز داوود در فضای سحرگاهی و باغی زیبا به هم پیوند می‌خورند. این تصاویر، شکوه و هماهنگی طبیعت و موسیقی را بیشتر می‌کنند. در بیت هشتم، حافظ از تازه کردن آیین زردشتی در باغ و برافروختن آتش نمرود توسط لاله سخن می‌گوید. این زبان تصویری، شور و سرزندگی باغ را با نمادهای تاریخی و دینی درهم می‌آمیزد. در بیت نهم، جام صبوحی به یاد آصف عهد، وزیر ملک سلیمان، خواسته می‌شود. این اشاره فضای مدح و یادکرد از حامی حافظ را وارد غزل می‌کند. در بیت پایانی، حافظ امیدوار است به برکت تربیت و حمایت او، مجلسش از هرچه می‌طلبد برخوردار شود. بنابراین پایان غزل دوباره از آرزو، نعمت و فراهم شدن خواسته‌ها سخن می‌گوید.

پیام حافظ به زبان ساده

«بهشتِ ناپایدار جهان؛ حتی زیباترین بهار ماندنی نیست؛ همین ناپایداری دلیل قدرشناسی است، نه نومیدی.»
به زبان ساده، از تجربه‌های زندگی درس بگیر، شتاب‌زده داوری نکن و بدان که حتی زیباترین بهار ماندنی نیست؛ همین ناپایداری دلیل قدرشناسی است، نه نومیدی. برای دیدار یا کار ارزشمندی که عقب انداخته‌ای زمانی مشخص تعیین کن و از یک فرصت زودگذر به‌درستی بهره ببر.

بیت برجسته غزل

تعبیر این غزل برای نیت‌های مختلف

موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.

تعبیر عاشقانه
در نیت عاشقانه، غزل فضای بسیار گرمی دارد. حضور گل، ساقی، شاهد، موسیقی و مجلس شادی نشان می‌دهد که عشق در این فال با زندگی، نشاط و حضور واقعی در لحظه پیوند خورده است. اگر در رابطه‌ای هستید، بهتر است به جای گرفتار شدن در خاطرات تلخ یا نگرانی از آینده، فرصت‌های شیرین رابطه را بیشتر ببینید. گفت‌وگو، دیدار و ایجاد لحظات مشترک می‌تواند به رابطه جان تازه بدهد. اگر منتظر ورود فردی به زندگی خود هستید، غزل نشانه گشوده شدن فضای عاطفی است؛ اما بیشتر از وعده قطعی یک اتفاق، شما را به حضور در محیط‌های اجتماعی و پذیرش فرصت‌های تازه دعوت می‌کند.
تعبیر گشایش
گشایش کلی: در فضای این غزل، «شکوفایی بهار، قدر دانستن فرصت کوتاه و آگاهی از ناپایداری جهان» را در نظر بگیر. گشایش در تعبیر ادبی بیشتر از تغییر نگاه و اقدام معقول آغاز می‌شود. بیت 4 با تصویر «روشنایی زمین با ریاحین» یادآوری می‌کند: طبیعتِ تازه، تصویرِ طالع نیک می‌سازد؛ خوش‌بینی باید با اقدام همراه شود. بنابراین برای دیدار یا کار ارزشمندی که عقب انداخته‌ای زمانی مشخص تعیین کن و از یک فرصت زودگذر به‌درستی بهره ببر.
تعبیر کار و آینده شغلی
در زمینه کار، «آمدن گل از عدم به وجود» می‌تواند نماد تولد یک ایده، پروژه یا فرصت کاری تازه باشد. فضای روشن غزل نشان می‌دهد که دوره‌ای برای حرکت و فعالیت بیشتر مناسب است. با این حال، چون حافظ بر کوتاهی فصل گل تأکید دارد، بهتر است فرصت‌ها را بیش از حد به تعویق نیندازید. اگر پیشنهادی برای شروع، تغییر یا گسترش کار دارید، زمان‌بندی اهمیت زیادی دارد. این غزل همچنین می‌گوید از گذشته‌های ناموفق درس بگیرید، اما اجازه ندهید خاطرات شکست‌های قبلی شما را از استفاده از فرصت جدید بازدارند.
تعبیر دوراهی و تصمیم
دوراهی: در فضای این غزل، «شکوفایی بهار، قدر دانستن فرصت کوتاه و آگاهی از ناپایداری جهان» را در نظر بگیر. معیارهای انتخاب را بنویس و میان خواسته فوری و پیامد درازمدت فرق بگذار. بیت 4 با تصویر «روشنایی زمین با ریاحین» یادآوری می‌کند: طبیعتِ تازه، تصویرِ طالع نیک می‌سازد؛ خوش‌بینی باید با اقدام همراه شود. بنابراین برای دیدار یا کار ارزشمندی که عقب انداخته‌ای زمانی مشخص تعیین کن و از یک فرصت زودگذر به‌درستی بهره ببر.

قدم بعدی پس از خواندن فال

برای دیدار یا کار ارزشمندی که عقب انداخته‌ای زمانی مشخص تعیین کن و از یک فرصت زودگذر به‌درستی بهره ببر.

پرسش‌های رایج درباره این غزل

پیام اصلی غزل شماره ۲۱۹ چیست؟
پیام اصلی غزل، قدر دانستن فرصت‌های کوتاه زندگی و بهره بردن از زیبایی و شادی زمان حاضر است. حافظ در کنار دعوت به خوشی، ناپایداری دنیا را نیز یادآوری می‌کند.
گل در این غزل چه نمادی دارد؟
گل نماد شکوفایی، فرصت تازه و لحظه‌ای است که باید قدر آن را دانست. آمدن گل از عدم به وجود، تصویر نیرومندی از آغاز و نو شدن است.
چرا حافظ از کوتاهی زمان سخن می‌گوید؟
زیرا حتی زیباترین فصل‌ها و بهترین شرایط ماندگار نیستند. اشاره به «هفته‌ای معدود» و نبود امکان خلود، انسان را به استفاده درست از فرصت‌های فعلی دعوت می‌کند.
معنای اشاره به عاد و ثمود در فال چیست؟
در سطح مضمونی می‌توان آن را نمادی از گذشته و روایت‌های اندوهناک دانست که نباید مانع بهره بردن از لحظه حاضر شوند. حافظ در کنار فضای شاد بهاری، انسان را از ماندن در داستان‌های گذشته دور می‌کند.
آیا این غزل نشانه گشایش است؟
فضای کلی غزل با شکوفایی گل، روشن شدن زمین، طالع مسعود و فراهم شدن خواسته‌ها، نشانه‌هایی از گشایش و رونق دارد؛ اما حافظ همزمان تأکید می‌کند که این فرصت‌ها پایدار و همیشگی نیستند و باید به‌موقع از آنها بهره برد.

بیشتر درباره پیام این غزل

درس زندگی از این غزل
درس اصلی این غزل آن است که شکوفایی بهار، قدر دانستن فرصت کوتاه و آگاهی از ناپایداری جهان را نه شعاری کلی، بلکه تجربه‌ای پیچیده ببینیم. از بیت 1 می‌آموزیم: شکوفایی گل صحنه‌ای از تولد دوباره می‌سازد؛ بنفشه با سرِ خمیده در برابر زیبایی سر فرود می‌آورد. تصویر «پیدایش گل و فروتنی بنفشه» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. از بیت 2 می‌آموزیم: دعوت به شورِ زندگی در زبان شاعرانه است؛ می‌توان آن را یادآور شادیِ مسئولانه و پیوند انسانی خواند. تصویر «بزم صبحگاهی و موسیقی» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. از بیت 3 می‌آموزیم: مهم‌ترین هشدار عملی: فرصت‌های خوب همیشه تکرار نمی‌شوند و تعلل هزینه دارد. تصویر «کوتاهی فصل گل» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. از بیت 4 می‌آموزیم: طبیعتِ تازه، تصویرِ طالع نیک می‌سازد؛ خوش‌بینی باید با اقدام همراه شود. تصویر «روشنایی زمین با ریاحین» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. از بیت 5 می‌آموزیم: حافظ به جای ماندن در روایت‌های کهنه نابودی، نگاه را به حضورِ زنده و شفابخش معطوف می‌کند. تصویر «دمِ زندگی در برابر حکایتِ نابودی» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. از بیت 6 می‌آموزیم: حتی زیباترین بهار ماندنی نیست؛ همین ناپایداری دلیل قدرشناسی است، نه نومیدی. تصویر «بهشتِ ناپایدار جهان» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. از بیت 7 می‌آموزیم: پرواز گل و آواز پرنده با تمثیل‌های پیامبرانه شکوهِ لحظه سحر را می‌نمایاند. تصویر «اشارات سلیمان و داوود در بهار» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. از بیت 8 می‌آموزیم: باغ در زبان چندلایه حافظ صحنه پیوند رنگ و آتش و اشاره‌های فرهنگی می‌شود. تصویر «لاله و آتشِ اسطوره‌ای» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. از بیت 9 می‌آموزیم: در بخش پایانی، غزل از بزم طبیعت به نام‌بردن از شخصی ستوده و زمینه درباری می‌رسد. تصویر «یادِ آصف و ستایشِ حامی» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. از بیت 10 می‌آموزیم: مقطع آرزوی فراوانی و حمایت را بیان می‌کند، نه تضمین برآورده‌شدن هر خواسته خواننده. تصویر «آرزوی رونق مجلس حافظ» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. در زندگی امروز، میان نیت خوب و نتیجه مطلوب فاصله‌ای است که با گفت‌وگو، بررسی و عمل سنجیده پیموده می‌شود. برای دیدار یا کار ارزشمندی که عقب انداخته‌ای زمانی مشخص تعیین کن و از یک فرصت زودگذر به‌درستی بهره ببر.
پیام کامل حافظ
ای صاحب نیت، در غزل 219 حافظ با زبانی شادمان، بهاری و آمیخته با تأمل در گذر عمر تو را به دیدنِ «شکوفایی بهار، قدر دانستن فرصت کوتاه و آگاهی از ناپایداری جهان» فرامی‌خواند. نخست باید معنای ابیات را در پیوند با یکدیگر شنید، سپس آن را آینه‌ای برای پرسش‌های امروز کرد. 1. پیدایش گل و فروتنی بنفشه: شکوفایی گل صحنه‌ای از تولد دوباره می‌سازد؛ بنفشه با سرِ خمیده در برابر زیبایی سر فرود می‌آورد. در این بیت، عبارت «کنون که در چمن آمد گُل از عَدَم به وجود / بنفشه در قدمِ او نهاد سر به سجود» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. 2. بزم صبحگاهی و موسیقی: دعوت به شورِ زندگی در زبان شاعرانه است؛ می‌توان آن را یادآور شادیِ مسئولانه و پیوند انسانی خواند. در این بیت، عبارت «بنوش جامِ صبوحی به نالهٔ دَف و چنگ / ببوس غَبغَب ساقی به نغمهٔ نی و عود» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. 3. کوتاهی فصل گل: مهم‌ترین هشدار عملی: فرصت‌های خوب همیشه تکرار نمی‌شوند و تعلل هزینه دارد. در این بیت، عبارت «به دورِ گُل منشین بی‌شراب و شاهد و چنگ / که همچو روزِ بقا هفته‌ای بُوَد معدود» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. 4. روشنایی زمین با ریاحین: طبیعتِ تازه، تصویرِ طالع نیک می‌سازد؛ خوش‌بینی باید با اقدام همراه شود. در این بیت، عبارت «شد از خروجِ رِیاحین چو آسمان روشن / زمین، به اخترِ میمون و طالعِ مسعود» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. 5. دمِ زندگی در برابر حکایتِ نابودی: حافظ به جای ماندن در روایت‌های کهنه نابودی، نگاه را به حضورِ زنده و شفابخش معطوف می‌کند. در این بیت، عبارت «ز دستِ شاهدِ نازک‌عِذار عیسی‌دَم / شراب نوش و رها کن حدیثِ عاد و ثمود» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. 6. بهشتِ ناپایدار جهان: حتی زیباترین بهار ماندنی نیست؛ همین ناپایداری دلیل قدرشناسی است، نه نومیدی. در این بیت، عبارت «جهان چو خُلدِ بَرین شد به دورِ سوسن و گل / ولی چه سود که در وِی نه ممکن است خُلُود» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. 7. اشارات سلیمان و داوود در بهار: پرواز گل و آواز پرنده با تمثیل‌های پیامبرانه شکوهِ لحظه سحر را می‌نمایاند. در این بیت، عبارت «چو گل سوار شَوَد بر هوا سلیمان‌وار / سحر که مرغ درآید به نغمهٔ داوود» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. 8. لاله و آتشِ اسطوره‌ای: باغ در زبان چندلایه حافظ صحنه پیوند رنگ و آتش و اشاره‌های فرهنگی می‌شود. در این بیت، عبارت «به باغ، تازه کن آیینِ دینِ زردشتی / کنون که لاله برافروخت آتشِ نمرود» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. 9. یادِ آصف و ستایشِ حامی: در بخش پایانی، غزل از بزم طبیعت به نام‌بردن از شخصی ستوده و زمینه درباری می‌رسد. در این بیت، عبارت «بخواه جامِ صَبوحی به یادِ آصفِ عهد / وزیرِ مُلکِ سلیمان، عمادِ دین، محمود» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. 10. آرزوی رونق مجلس حافظ: مقطع آرزوی فراوانی و حمایت را بیان می‌کند، نه تضمین برآورده‌شدن هر خواسته خواننده. در این بیت، عبارت «بُوَد که مجلس حافظ به یمن تربیتش / هر آن چه می‌طلبد جمله باشدش موجود» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. سخن پایانی این است: برای دیدار یا کار ارزشمندی که عقب انداخته‌ای زمانی مشخص تعیین کن و از یک فرصت زودگذر به‌درستی بهره ببر. به بهانه انتظار شرایط کامل، فصل مناسبِ عمل و دیدار را از دست نده.

تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهام‌بخش از غزل است؛ برای تصمیم‌های مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.