✦ دیوان حافظ شیرازی ✦
غزل 214 حافظ؛ دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن
موضوع اصلی: رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر
مطالعه آرام غزل حافظ
بیتها را در صفحهای خلوت، با اندازه دلخواه و حالت شب بخوانید.
متن غزل شماره 214 حافظ
پخش صوت غزل
برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود
چهل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت
تدبیر ما به دست شراب دوساله بود
آن نافه مراد که می خواستم ز بخت
در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود
از دست برده بود خمار غمم سحر
دولت مساعد آمد و می در پیاله بود
بر آستان میکده خون می خورم مدام
روزی ما ز خوان قدر این نواله بود
هر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید
در رهگذار باد نگهبان لاله بود
بر طرف گلشنم گذر افتاد وقت صبح
آن دم که کار مرغ سحر آه و ناله بود
دیدیم شعر دلکش حافظ به مدح شاه
یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود
آن شاه تندحمله که خورشید شیرگیر
پیشش به روز معرکه کمتر غزاله بود
خلاصه تعبیر این غزل
غزل 214 با مطلع «دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود» بر محور رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر میچرخد. لحن آن امیدوار، رندانه و سپاسگزار است و باید تفاوت صدای شاعر با نتیجهگیری قطعی درباره آینده را حفظ کرد.
بیت 1، با تصویر «خواب پیاله و امید به دولت»، میگوید: «دیدم به خوابِ خوش که به دستم پیاله بود / تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
بیت 2، با تصویر «رنج دیرپا و راهحل غیرمنتظره»، میگوید: «چل سال رنج و غصّه کشیدیم و عاقبت / تدبیرِ ما به دستِ شرابِ دوساله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
بیت 3، با تصویر «مراد پنهان در زلف یار»، میگوید: «آن نافهٔ مراد که میخواستم ز بخت / در چینِ زلفِ آن بتِ مشکین کُلاله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
بیت 4، با تصویر «گشایش در سحر پس از اندوه»، میگوید: «از دست برده بود خمارِ غمم سحر / دولت مساعد آمد و مِی در پیاله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
بیت 5، با تصویر «سختی در آستان میکده و روزی»، میگوید: «بر آستانِ میکده خون میخورم مدام / روزیِّ ما ز خوانِ قَدَر این نَواله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
بیت 6، با تصویر «کاشتن مهر و چیدن گل نیکی»، میگوید: «هر کو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید / در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
بیت 7، با تصویر «آه مرغ سحر در باغ»، میگوید: «بر طَرْفِ گلشنم گذر افتاد وقتِ صبح / آن دَم که کارِ مرغِ سحر آه و ناله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
بیت 8، با تصویر «ارزش سخن شاعرانه در ستایش»، میگوید: «دیدیم شعرِ دلکش حافظ به مدحِ شاه / یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
بیت 9، با تصویر «ستایش قدرت شاه در میدان»، میگوید: «آن شاهِ تندحمله که خورشیدِ شیرگیر / پیشش به روزِ معرکه کمتر غزاله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
در موضوع عشق و رابطه، مضمون «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» راهی برای بازاندیشی است. پیش از نتیجهگیری، احساس خود را از شواهد جدا کن و یک اقدام سنجیده انتخاب کن. شاهد بیت 6، «هر کو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید / در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود»، بر کاشتن مهر و چیدن گل نیکی تأکید میکند؛ بااینهمه شعر بهتنهایی پاسخ قطعی به نیت شخصی نمیدهد.
در موضوع آشتی، مضمون «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» راهی برای بازاندیشی است. برای آشتی باید علت فاصله، امکان گفتوگوی امن و مسئولیت دو طرف روشن باشد. شاهد بیت 6، «هر کو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید / در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود»، بر کاشتن مهر و چیدن گل نیکی تأکید میکند؛ بااینهمه شعر بهتنهایی پاسخ قطعی به نیت شخصی نمیدهد.
در موضوع ازدواج، مضمون «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» راهی برای بازاندیشی است. در تصمیم ازدواج، شناخت متقابل، رضایت و تعهد مهمتر از شور گذراست. شاهد بیت 6، «هر کو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید / در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود»، بر کاشتن مهر و چیدن گل نیکی تأکید میکند؛ بااینهمه شعر بهتنهایی پاسخ قطعی به نیت شخصی نمیدهد.
در موضوع کار، مضمون «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» راهی برای بازاندیشی است. در امور کاری، توانایی، قرارداد، شواهد و راهنمایی معتبر را بررسی کن. شاهد بیت 6، «هر کو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید / در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود»، بر کاشتن مهر و چیدن گل نیکی تأکید میکند؛ بااینهمه شعر بهتنهایی پاسخ قطعی به نیت شخصی نمیدهد.
در موضوع مالی، مضمون «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» راهی برای بازاندیشی است. این غزل درباره سود، زیان یا زمان دریافت پول پیشبینی مشخصی ندارد. شاهد بیت 6، «هر کو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید / در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود»، بر کاشتن مهر و چیدن گل نیکی تأکید میکند؛ بااینهمه شعر بهتنهایی پاسخ قطعی به نیت شخصی نمیدهد.
در موضوع تحصیل، مضمون «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» راهی برای بازاندیشی است. در یادگیری، تداوم و بازخورد عملی از مقایسه خود با دیگران سودمندتر است. شاهد بیت 6، «هر کو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید / در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود»، بر کاشتن مهر و چیدن گل نیکی تأکید میکند؛ بااینهمه شعر بهتنهایی پاسخ قطعی به نیت شخصی نمیدهد.
در موضوع سفر، مضمون «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» راهی برای بازاندیشی است. پیش از سفر، اطلاعات مقصد، امکانات و خطرهای واقعی را بررسی کن. شاهد بیت 6، «هر کو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید / در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود»، بر کاشتن مهر و چیدن گل نیکی تأکید میکند؛ بااینهمه شعر بهتنهایی پاسخ قطعی به نیت شخصی نمیدهد.
در موضوع مهاجرت، مضمون «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» راهی برای بازاندیشی است. برای مهاجرت از مشورت تخصصی و برنامهریزی واقعبینانه کمک بگیر. شاهد بیت 6، «هر کو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید / در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود»، بر کاشتن مهر و چیدن گل نیکی تأکید میکند؛ بااینهمه شعر بهتنهایی پاسخ قطعی به نیت شخصی نمیدهد.
در موضوع سلامتی، مضمون «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» راهی برای بازاندیشی است. تصاویر درد و درمان در این شعر پزشکی نیستند و جای تشخیص یا درمان را نمیگیرند. شاهد بیت 6، «هر کو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید / در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود»، بر کاشتن مهر و چیدن گل نیکی تأکید میکند؛ بااینهمه شعر بهتنهایی پاسخ قطعی به نیت شخصی نمیدهد.
شاهد اصلی بیت 6 است: «هر کو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید / در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود». پیام کاربردی: راهحلی را که پیشتر از نظر دور داشتهای دوباره بررسی کن و امروز یک رفتار مهربانانه واقعی انجام بده. خواب خوش را ضمانت موفقیت ندان و از انتظار بخت، کاشتن مهر و اقدام سنجیده را فراموش نکن.
تعبیر فال حافظ غزل 214
فال شما از دورهای دشوار به سمت گشایش حرکت میکند. تصویر پیاله و تعبیر خواب خوش، نشانه امید و تغییری است که میتواند پس از یک دوره طولانی انتظار یا خستگی ظاهر شود.
غزل همچنین میگوید گاهی انسان مدت زیادی در جستوجوی چاره میماند، در حالی که راه آرامش بسیار نزدیکتر از تصور اوست. «چهل سال رنج» در کنار «شراب دوساله» میتواند نمادی از طولانی شدن یک مشکل و پیدا شدن راهی برای سبک شدن آن باشد.
مهمترین پیام عملی غزل این است که وقتی فرصت محبت، شادی و گشایش پدیدار شد، آن را به دلیل ترس یا عادت به سختی از دست ندهید. زندگی فقط تحمل رنج نیست؛ باید سهم خود را از مهر و زیبایی نیز دریافت کرد.
معنی و مفهوم غزل
حافظ غزل را با خوابی خوش آغاز میکند که در آن پیالهای در دست دارد. او میگوید تعبیر این خواب به دولت و بخت نیک سپرده شده است؛ بنابراین از همان ابتدا میان خواب خوش، پیاله و گشایش پیوند برقرار میکند.
در بیت دوم، شاعر میگوید سالهای بسیار در رنج و غصه گذشته و سرانجام چاره کار در «شراب دوساله» بوده است. در این تصویر، مدت طولانی رنج در برابر راهی کوتاهتر برای رسیدن به آرامش قرار میگیرد.
در بیت سوم، «نافه مراد» یعنی خوشبختی و کامروایی مورد نظر شاعر، در پیچوتاب زلف محبوب قرار دارد. شاعر چیزی را که از بخت طلب میکرده، در ارتباط با محبوب و عشق پیدا میکند.
در بیت چهارم، غم و خماری سحرگاه با رسیدن بخت مساعد و حاضر بودن می در پیاله از میان میرود. این بیت تقابل روشنی میان حالت رنجآلود گذشته و وضعیت مطلوبتر بعدی ایجاد میکند.
در بیت پنجم، حافظ بر آستان میکده از رنج خود سخن میگوید و آنچه نصیب او شده را بخشی از سفره تقدیر میداند. «خون خوردن» در این تصویر هم میتواند نشانه تحمل رنج و هم اشارهای به شراب باشد.
در بیت ششم، شاعر یک حکم اخلاقی و انسانی مطرح میکند: کسی که مهر نکاشته و از خوبی گلی نچیده، در مسیر باد مانند نگهبان لاله است؛ یعنی از زیبایی و ثمره محبت بیبهره میماند و تنها نظارهگر چیزی شکننده است.
در بیت هفتم، حافظ در هنگام صبح از کنار گلشن میگذرد؛ زمانی که مرغ سحر مشغول آه و ناله است. تصویر باغ، صبح و مرغ سحر فضای شعر را از رنج به سوی روشنایی و بیداری میبرد.
در بیت هشتم، حافظ از شعر خود در مدح شاه سخن میگوید و ارزش یک بیت آن را از صد رساله بیشتر میداند. این بیت نشاندهنده اعتماد شاعر به قدرت و ارزش سخن شاعرانه است.
در بیت پایانی، شاهی شجاع و جنگاور با تصویری بسیار بزرگ و اغراقآمیز ستایش میشود؛ در میدان نبرد حتی خورشید نیز در برابر او کوچک جلوه میکند. این پایان، فضای عاشقانه و رندانه ابیات پیشین را به مدح و ستایش قدرت سیاسی پیوند میدهد.
بیت برجسته غزل
هر کو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید
در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود
شاهد اصلی بیت 6: «هر کو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید / در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود». این بیت بهطور مستقیم به کاشتن مهر و چیدن گل نیکی میپردازد. بیتهای 2 و 9 نیز وجوه دیگری از مضمون «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» را نشان میدهند.
تعبیر این غزل برای نیتهای مختلف
موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.
تعبیر عاشقانه
در نیت عاشقانه، این غزل پیوند پررنگی میان مراد و محبوب ایجاد میکند. حافظ چیزی را که سالها در جستوجویش بوده، در پیچوتاب زلف معشوق مییابد؛ بنابراین اگر نیت شما درباره عشق است، غزل از ارزش و اثرگذاری محبت در زندگی شما سخن میگوید.
اگر رابطهای پس از دورهای سردی یا انتظار دوباره جان گرفته، تصویر «دولت مساعد» میتواند با بهتر شدن فضای عاطفی هماهنگ باشد. فرصت گفتوگو و نزدیک شدن را نباید بدون دلیل از دست داد.
در عین حال، بیت «هر کو نکاشت مهر» هشدار مهمی دارد: رابطه بدون محبت و رسیدگی، مانند گلی است که در مسیر باد رها شده باشد. دوام عشق به توجه، احترام و عمل متقابل نیاز دارد.
تعبیر گشایش
غزل از رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر سخن میگوید، اما تاریخ و تضمینی برای دگرگونی ارائه نمیکند. به جای انتظار نشانه قطعی، رفتارها و فرصتهای واقعی را بسنج. راهحلی را که پیشتر از نظر دور داشتهای دوباره بررسی کن و امروز یک رفتار مهربانانه واقعی انجام بده.
تعبیر کار و آینده شغلی
در زمینه کار، بیت «چهل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت / تدبیر ما به دست شراب دوساله بود» پیام مهمی دارد. ممکن است مسئلهای را بسیار طولانی و پیچیده تصور کرده باشید، در حالی که راهحل آن میتواند سادهتر از چیزی باشد که فکر میکنید.
اگر از شغل یا مسیر فعلی خسته شدهاید، پیش از تصمیم عجولانه بررسی کنید آیا مشکل از اصل مسیر است یا از روش فعلی انجام کار. شاید یک تغییر کوچک در شیوه کار، آموزش یا ارتباطات حرفهای نتیجه متفاوتی ایجاد کند.
غزل همچنین ارزش فرصت را یادآوری میکند. وقتی امکان رشد یا همکاری مناسبی ظاهر شد، بهتر است آن را به دلیل تردیدهای بیپایان از دست ندهید.
تعبیر دوراهی و تصمیم
در موضوع دوراهی تصمیم، مضمون «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» راهی برای بازاندیشی است. پیش از نتیجهگیری، احساس خود را از شواهد جدا کن و یک اقدام سنجیده انتخاب کن. شاهد بیت 6، «هر کو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید / در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود»، بر کاشتن مهر و چیدن گل نیکی تأکید میکند؛ بااینهمه شعر بهتنهایی پاسخ قطعی به نیت شخصی نمیدهد.
پرسشهای رایج درباره این غزل
مهمترین پیام غزل شماره ۲۱۴ چیست؟
پیام اصلی غزل، امید به گشایش پس از یک دوره طولانی رنج است. حافظ نشان میدهد که ممکن است راه آرامش و مراد بسیار سادهتر و نزدیکتر از چیزی باشد که انسان در سالهای سخت تصور کرده است.
منظور از چهل سال رنج و شراب دوساله چیست؟
این تعبیر تقابل میان یک دوره طولانی سختی و چارهای کوتاهتر را نشان میدهد. در خوانش مفهومی، حافظ میگوید ممکن است انسان مدت زیادی درگیر مشکلی باشد، در حالی که راه تغییر آن نسبتاً نزدیک و ساده است.
نافه مراد در غزل چه مفهومی دارد؟
نافه مراد نماد کامروایی و خواستهای ارزشمند است. حافظ آن را در چین زلف محبوب مییابد؛ یعنی بخشی از مراد و خوشبختی او با عشق و محبوب پیوند خورده است.
بیت مربوط به کاشتن مهر چه پیامی دارد؟
این بیت بر اهمیت محبت و نیکی تأکید میکند. کسی که مهر نمیکارد و از خوبی بهرهای نمیبرد، مانند کسی است که در مسیر باد از گل محافظت میکند اما از زیبایی و ثمره آن بهرهای ندارد.
چرا غزل با تصویر صبح و سپس مدح شاه پایان مییابد؟
صبح و مرغ سحر فضای غزل را از رنج به سوی روشنایی میبرند و بیتهای پایانی سپس شعر را به مدح شاه و ستایش قدرت پیوند میدهند. بنابراین غزل از تجربه شخصی و عاطفی به فضای اجتماعی و درباری نیز گسترش پیدا میکند.
بیشتر درباره پیام این غزل
درس زندگی از این غزل
درس این غزل، رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر است.
از بیت 1 میتوان درباره «خواب پیاله و امید به دولت» آموخت. بیت 1، با تصویر «خواب پیاله و امید به دولت»، میگوید: «دیدم به خوابِ خوش که به دستم پیاله بود / تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
از بیت 2 میتوان درباره «رنج دیرپا و راهحل غیرمنتظره» آموخت. بیت 2، با تصویر «رنج دیرپا و راهحل غیرمنتظره»، میگوید: «چل سال رنج و غصّه کشیدیم و عاقبت / تدبیرِ ما به دستِ شرابِ دوساله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
از بیت 3 میتوان درباره «مراد پنهان در زلف یار» آموخت. بیت 3، با تصویر «مراد پنهان در زلف یار»، میگوید: «آن نافهٔ مراد که میخواستم ز بخت / در چینِ زلفِ آن بتِ مشکین کُلاله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
از بیت 4 میتوان درباره «گشایش در سحر پس از اندوه» آموخت. بیت 4، با تصویر «گشایش در سحر پس از اندوه»، میگوید: «از دست برده بود خمارِ غمم سحر / دولت مساعد آمد و مِی در پیاله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
از بیت 5 میتوان درباره «سختی در آستان میکده و روزی» آموخت. بیت 5، با تصویر «سختی در آستان میکده و روزی»، میگوید: «بر آستانِ میکده خون میخورم مدام / روزیِّ ما ز خوانِ قَدَر این نَواله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
از بیت 6 میتوان درباره «کاشتن مهر و چیدن گل نیکی» آموخت. بیت 6، با تصویر «کاشتن مهر و چیدن گل نیکی»، میگوید: «هر کو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید / در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
از بیت 7 میتوان درباره «آه مرغ سحر در باغ» آموخت. بیت 7، با تصویر «آه مرغ سحر در باغ»، میگوید: «بر طَرْفِ گلشنم گذر افتاد وقتِ صبح / آن دَم که کارِ مرغِ سحر آه و ناله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
از بیت 8 میتوان درباره «ارزش سخن شاعرانه در ستایش» آموخت. بیت 8، با تصویر «ارزش سخن شاعرانه در ستایش»، میگوید: «دیدیم شعرِ دلکش حافظ به مدحِ شاه / یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
از بیت 9 میتوان درباره «ستایش قدرت شاه در میدان» آموخت. بیت 9، با تصویر «ستایش قدرت شاه در میدان»، میگوید: «آن شاهِ تندحمله که خورشیدِ شیرگیر / پیشش به روزِ معرکه کمتر غزاله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
در عمل: راهحلی را که پیشتر از نظر دور داشتهای دوباره بررسی کن و امروز یک رفتار مهربانانه واقعی انجام بده.
پیام کامل حافظ
ای صاحب نیت، حافظ در این غزل با زبان امیدوار، رندانه و سپاسگزار از رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر سخن میگوید. در خواندن فال، نخست صدای خود شعر را بشنو، سپس از آن برای پرسیدن سؤالهای بهتر درباره زندگی کمک بگیر.
خواب پیاله و امید به دولت: دیدم به خوابِ خوش که به دستم پیاله بود / تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود. بیت 1، با تصویر «خواب پیاله و امید به دولت»، میگوید: «دیدم به خوابِ خوش که به دستم پیاله بود / تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
رنج دیرپا و راهحل غیرمنتظره: چل سال رنج و غصّه کشیدیم و عاقبت / تدبیرِ ما به دستِ شرابِ دوساله بود. بیت 2، با تصویر «رنج دیرپا و راهحل غیرمنتظره»، میگوید: «چل سال رنج و غصّه کشیدیم و عاقبت / تدبیرِ ما به دستِ شرابِ دوساله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
مراد پنهان در زلف یار: آن نافهٔ مراد که میخواستم ز بخت / در چینِ زلفِ آن بتِ مشکین کُلاله بود. بیت 3، با تصویر «مراد پنهان در زلف یار»، میگوید: «آن نافهٔ مراد که میخواستم ز بخت / در چینِ زلفِ آن بتِ مشکین کُلاله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
گشایش در سحر پس از اندوه: از دست برده بود خمارِ غمم سحر / دولت مساعد آمد و مِی در پیاله بود. بیت 4، با تصویر «گشایش در سحر پس از اندوه»، میگوید: «از دست برده بود خمارِ غمم سحر / دولت مساعد آمد و مِی در پیاله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
سختی در آستان میکده و روزی: بر آستانِ میکده خون میخورم مدام / روزیِّ ما ز خوانِ قَدَر این نَواله بود. بیت 5، با تصویر «سختی در آستان میکده و روزی»، میگوید: «بر آستانِ میکده خون میخورم مدام / روزیِّ ما ز خوانِ قَدَر این نَواله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
کاشتن مهر و چیدن گل نیکی: هر کو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید / در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود. بیت 6، با تصویر «کاشتن مهر و چیدن گل نیکی»، میگوید: «هر کو نکاشت مِهر و ز خوبی گُلی نچید / در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
آه مرغ سحر در باغ: بر طَرْفِ گلشنم گذر افتاد وقتِ صبح / آن دَم که کارِ مرغِ سحر آه و ناله بود. بیت 7، با تصویر «آه مرغ سحر در باغ»، میگوید: «بر طَرْفِ گلشنم گذر افتاد وقتِ صبح / آن دَم که کارِ مرغِ سحر آه و ناله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
ارزش سخن شاعرانه در ستایش: دیدیم شعرِ دلکش حافظ به مدحِ شاه / یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود. بیت 8، با تصویر «ارزش سخن شاعرانه در ستایش»، میگوید: «دیدیم شعرِ دلکش حافظ به مدحِ شاه / یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
ستایش قدرت شاه در میدان: آن شاهِ تندحمله که خورشیدِ شیرگیر / پیشش به روزِ معرکه کمتر غزاله بود. بیت 9، با تصویر «ستایش قدرت شاه در میدان»، میگوید: «آن شاهِ تندحمله که خورشیدِ شیرگیر / پیشش به روزِ معرکه کمتر غزاله بود». این مضمون بخشی از مسیر عاطفی و فکری همین غزل است؛ باید دید چگونه در کنار بیتهای دیگر از «رهایی پس از رنج دراز، بخت مساعد، کشف سرچشمه مراد و ضرورت کاشتن مهر» سخن میگوید. برای زندگی امروز، آن را به پرسشی درباره انتخاب، رابطه و مسئولیت شخصی تبدیل کن، نه وعدهای درباره رویدادهای قطعی آینده.
اگر امروز قرار باشد فقط یک چیز از این غزل به خاطر بسپاری، آن چیز «کاشتن مهر و چیدن گل نیکی» است. راهحلی را که پیشتر از نظر دور داشتهای دوباره بررسی کن و امروز یک رفتار مهربانانه واقعی انجام بده.
تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهامبخش از غزل است؛ برای تصمیمهای مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.