✦ دیوان حافظ شیرازی ✦
غزل 477 حافظ؛ دو یار زیرک و از باده کهن دومنی
متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن
موضوع اصلی: قناعت و دوستی، ناپایداری روزگار، صبر و نیاز به خرد در بحران
مطالعه آرام غزل حافظ
بیتها را در صفحهای خلوت، با اندازه دلخواه و حالت شب بخوانید.
متن غزل شماره 477 حافظ
پخش صوت غزل
برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
دو یار زیرک و از باده کهن دومنی
فراغتی و کتابی و گوشه چمنی
من این مقام به دنیا و آخرت ندهم
اگر چه در پی ام افتند هر دم انجمنی
هر آن که کنج قناعت به گنج دنیا داد
فروخت یوسف مصری به کمترین ثمنی
بیا که رونق این کارخانه کم نشود
به زهد همچو تویی یا به فسق همچو منی
ز تندباد حوادث نمی توان دیدن
در این چمن که گلی بوده است یا سمنی
ببین در آینه جام نقش بندی غیب
که کس به یاد ندارد چنین عجب زمنی
از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت
عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی
به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند
چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی
مزاج دهر تبه شد در این بلا حافظ
کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی
خلاصه تعبیر این غزل
غزل 477 درباره قناعت و دوستی، ناپایداری روزگار، صبر و نیاز به خرد در بحران است. برای نیت تو، پیام اصلی این است: برای آرامش و تصمیم درست، زمانی برای مطالعه و مشورت با فرد قابل اعتماد کنار بگذار.
در بیت 1، «دو یار زیرک و از بادهٔ کهن دو منی / فراغتی و کتابی و گوشهٔ چمنی» آمده است. دو یار، باده کهن، کتاب و چمن تصویری از خوشیِ کمادعا و دوستی خردمندانهاند؛ کیفیت معاشرت را بر تجمل مقدم بدار. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 2، «من این مقام به دنیا و آخرت ندهم / اگر چه در پِیام افتند هر دم انجمنی» آمده است. حافظ خلوت دلخواهش را به جهان نمیفروشد؛ برای آرامش و انتخابهای اصیل خود در برابر فشار جمع مرز بگذار. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 3، «هر آن که کنج قناعت به گنج دنیا داد / فروخت یوسف مصری به کمترین ثمنی» آمده است. فروختن کنج قناعت به گنج دنیا همچون فروش یوسف به بهای ناچیز است؛ ارزش درونی را با سود کوتاهمدت عوض نکن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 4، «بیا که رونق این کارخانه کم نشود / به زهدِ همچو تویی، یا به فسق همچو منی» آمده است. رونق جهان وابسته به زهد یا فسق یک نفر نیست؛ از خودبزرگبینی اخلاقی و قضاوت مطلق درباره دیگران دور شو. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 5، «ز تندباد حوادث نمیتوان دیدن / در این چمن که گلی بوده است یا سَمنی» آمده است. تندباد حوادث چمن را چنان دگرگون کرده که نشانی از گل نمانده است؛ در بحران، فقدان و فرسودگی را انکار نکن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 6، «ببین در آینهٔ جام، نقشبندیِ غیب / که کس به یاد ندارد چنین عجب زَمنی» آمده است. آینه جام و نقشبندی غیب، حیرت از زمانه را بازمینماید؛ نشانهها را با واقعیتسنجی همراه کن، نه پیشگویی قطعی. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 7، «از این سَموم که بر طَرْف بوستان بگذشت / عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی» آمده است. سموم بر بوستان گذشته و عطر گل کممانده است؛ مراقبت از منابع امید و رابطههای سالم در شرایط دشوار مهمتر میشود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 8، «به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند / چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی» آمده است. نگین عزیز در دست اهرمن تصویر گرفتاریِ ارزشمند در محیط ناسازگار است؛ صبر را با برنامه محافظت و کمکگرفتن همراه کن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 9، «مزاجِ دَهر تَبَه شد در این بلا حافظ / کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی؟» آمده است. فساد مزاج دهر و جستوجوی فکر حکیم، ضرورت تدبیر جمعی را میرساند؛ در مسئله پیچیده از اهل دانش و مشورت بهره بگیر. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
تعبیر فال حافظ غزل 477
غزل ۴۷۷ در مجموع فال آرامش درونی، قناعت، بحران بیرونی و امید پس از سختی است.
سه بیت نخست تصویری از زندگی مطلوب حافظ میسازند: همراهان دانا، فراغت، کتاب، طبیعت و قناعت.
سپس غزل وارد فضای سنگین حوادث میشود و از تندبادی سخن میگوید که باغ را به هم ریخته است.
بااینحال، هنوز بوی گل و رنگ نسترن باقی مانده و حافظ به صبر دعوت میکند.
این یعنی شرایط سختاند ولی نابودی کامل رخ نداده است.
نتیجه کلی فال متوسط رو به مثبت است: از ارزشهای اصلی محافظت کن، در بحران عجله نکن و با صبر و خرد مسیر را ادامه بده.
معنی و مفهوم غزل
غزل ۴۷۷ حافظ نه بیت دارد و از نظر ساختار، از یک تصویر آرمانی و آرام آغاز میشود و به یک تصویر بحرانی و اجتماعی ختم میگردد. سه بیت نخست در ستایش زندگی ساده، رفاقت، فراغت و قناعتاند؛ بیت چهارم نگاه حافظ را نسبت به نقش زهد و فسق در نظام بزرگ هستی روشن میکند؛ ابیات پنجم تا هفتم از آشفتگی شدید زمانه سخن میگویند؛ بیت هشتم امید و صبر را وارد شعر میکند و بیت نهم به نیاز به حکمت و تدبیر ختم میشود.
بیت نخست: «دو یار زیرک و از بادهٔ کهن دو منی / فراغتی و کتابی و گوشهٔ چمنی».
این بیت فهرستی از عناصر یک زندگی مطلوب است.
«دو یار زیرک» یعنی جمعی کوچک اما باکیفیت.
زیرکی در جهان حافظ صرفاً هوش نیست؛ نوعی آگاهی و تجربه نیز هست.
«باده کهن» به دلیل گذشت زمان پختهتر و گرانبهاتر است.
در کنار لذت، «کتاب» نیز حضور دارد.
این ترکیب بسیار مهم است: شادی و اندیشه، معاشرت و خلوت، طبیعت و مطالعه در کنار هم قرار گرفتهاند.
حافظ خوشبختی را در افراط نمیبیند، بلکه در هماهنگی میان این عناصر میبیند.
بیت دوم: «من این مقام به دنیا و آخرت ندهم / اگر چه در پیام افتند هر دم انجمنی».
«مقام» میتواند هم مکان و حالت فعلی باشد و هم مرتبه معنوی.
حافظ آن را با «دنیا و آخرت» معاوضه نمیکند.
این اغراق نشاندهنده رضایت عمیق از وضعی است که در بیت قبل توصیف شده.
«انجمن» در برابر «گوشه چمن» قرار میگیرد.
حافظ خلوت باکیفیت را بر جمعهای پرهیاهو ترجیح میدهد.
بیت سوم: «هر آن که کنج قناعت به گنج دنیا داد / فروخت یوسف مصری به کمترین ثمنی».
تقابل «کنج» و «گنج» بازی لفظی مهم بیت است.
قناعت در ظاهر فقط یک گوشه کوچک است، اما ارزشی بیش از گنج دارد.
اشاره به یوسف بر پایه داستان قرآنی فروش او با بهایی ناچیز است.
چیزی بسیار ارزشمند به دلیل ناآگاهی ارزان فروخته میشود.
حافظ میگوید آرامش قناعت نیز چنین ارزشی دارد.
بیت چهارم: «بیا که رونق این کارخانه کم نشود / به زهد همچو تویی، یا به فسق همچو منی».
«کارخانه» استعاره از نظام هستی است.
حافظ با طنز هم زاهد را و هم خودش را کوچک میکند.
جهان با زهد یک شخص اداره نمیشود و با فسق شخص دیگر از کار نمیافتد.
این بیت نقد خودمحوری اخلاقی است.
زاهد نباید تصور کند پاکی او ستون عالم است و رند نیز نباید گناه خود را بیش از اندازه کیهانی تصور کند.
بیت پنجم: «ز تندباد حوادث نمیتوان دیدن / در این چمن که گلی بوده است یا سمنی».
چمن بیت اول اکنون زیر تندباد حوادث قرار گرفته است.
این پیوند بسیار مهم است.
همان باغ آرام آغاز شعر، حالا چنان ویران شده که آثار گل و سمن نیز قابل تشخیص نیست.
پس ساختار غزل نشان میدهد آرامش فردی در برابر بحران تاریخی و اجتماعی کاملاً مصون نیست.
«تندباد» نماد حادثههای شدید و ناگهانی است.
بیت ششم: «ببین در آینه جام نقشبندی غیب / که کس به یاد ندارد چنین عجب زمنی».
«جام» در ادبیات حافظ گاهی آینه جهان و وسیله کشف راز است، همانند جام جم.
حافظ از مخاطب میخواهد در آن نقش عجیب زمانه را ببیند.
«زمن» صورت قدیمی «زمان» است.
این بیت تأکید میکند که وضعیت به حدی غیرعادی است که حافظ برای فهم آن از تصویر غیب و جام استفاده میکند.
بیت هفتم: «از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت / عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی».
«سموم» باد گرم، سوزان و مهلک است.
انتظار طبیعی بعد از چنین بادی نابودی کامل باغ است.
اما حافظ شگفتزده است که هنوز بوی گل و رنگ نسترن وجود دارد.
این بیت نقطه چرخش شعر از ویرانی به امید است.
امید حافظ سادهلوحانه نیست؛ بعد از دیدن سموم و خرابی شکل گرفته است.
به همین دلیل بسیار قویتر است.
بیت هشتم: «به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند / چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی».
«عزیز نگین» تصویری از چیزی بسیار گرانبها و شایسته حفاظت است.
«اهرمن» نماد شر و نیروی ویرانگر است.
حافظ باور دارد حق و حقیقت اجازه نخواهند داد ارزش اصیل برای همیشه در دست شر باقی بماند.
بااینحال، دستور او «به صبر کوش» است.
یعنی امید با صبر همراه است، نه با توقع تغییر فوری.
بیت نهم: «مزاج دهر تبه شد در این بلا حافظ / کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی؟».
«مزاج دهر» جهان را مانند بدن زندهای تصویر میکند که بیمار شده است.
وقتی مزاج تباه است، نیاز به طبیب و حکیم وجود دارد.
«برهمن» در ادبیات فارسی گاه نماد دانایی و حکمت غیرمعمول است.
حافظ در پایان به دنبال کسی است که بتواند این بیماری را بفهمد.
این پایان نشان میدهد صبر به تنهایی کافی نیست؛ فکر و رأی نیز لازماند.
از نظر ساختاری، غزل حرکت زیبایی دارد: آرامش فردی، قناعت، بیاعتباری ظاهر، بحران، امید و در پایان خرد.
برای فال، این همان مسیر پیشنهادی است: اول ارزشهای اصلی را بشناس، سپس بحران را واقعبینانه ببین، امید را حفظ کن و در نهایت از حکمت و مشورت استفاده کن.
بیت برجسته غزل
دو یار زیرک و از بادهٔ کهن دو منی
فراغتی و کتابی و گوشهٔ چمنی
در بیت 1، «دو یار زیرک و از بادهٔ کهن دو منی / فراغتی و کتابی و گوشهٔ چمنی» آمده است. دو یار، باده کهن، کتاب و چمن تصویری از خوشیِ کمادعا و دوستی خردمندانهاند؛ کیفیت معاشرت را بر تجمل مقدم بدار. این بیت مسیر عاطفی و معنایی غزل را معرفی میکند.
تعبیر این غزل برای نیتهای مختلف
موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.
تعبیر عاشقانه
در نیت عاشقانه، غزل ۴۷۷ بیشتر از هیجان و وصال فوری، درباره کیفیت همراهی و ماندگاری رابطه در بحران سخن میگوید.
«دو یار زیرک» تصویری بسیار خوب از رابطهای است که در آن دو نفر علاوه بر عشق، فهم و همراهی نیز دارند.
اگر چنین پایهای وجود دارد، رابطه ارزش حفظ کردن دارد.
اگر تندباد حوادث باعث سردی یا آشفتگی شده، بیت بوی گل و رنگ نسترن میگوید هنوز ممکن است چیزهای مهمی باقی مانده باشند.
فال عاشقانه مثبت مشروط است و بر صبر، کیفیت همراهی و عدم تصمیمگیری در اوج بحران تأکید دارد.
تعبیر گشایش
در بیت 1، «دو یار زیرک و از بادهٔ کهن دو منی / فراغتی و کتابی و گوشهٔ چمنی» آمده است. دو یار، باده کهن، کتاب و چمن تصویری از خوشیِ کمادعا و دوستی خردمندانهاند؛ کیفیت معاشرت را بر تجمل مقدم بدار. گشایش در اینجا بیش از هر چیز به روشن شدن راه و تغییر نگاه اشاره دارد.
تعبیر کار و آینده شغلی
در نیت کاری، غزل ۴۷۷ میتواند نشان دهد مشکل فعلی فقط از عملکرد تو ناشی نیست و محیط کلی نیز دچار آشفتگی است.
تندباد حوادث و تباهی مزاج دهر دقیقاً چنین فضایی را نشان میدهند.
اگر پروژه یا کار آسیب دیده، ابتدا ببین چه داراییها و ظرفیتهایی هنوز باقی ماندهاند.
بیت پایانی توصیه میکند از فکر حکیم و متخصص استفاده شود.
فال کاری متوسط رو به مثبت است و برای بازسازی پس از بحران مناسب است.
تعبیر دوراهی و تصمیم
در بیت 3، «هر آن که کنج قناعت به گنج دنیا داد / فروخت یوسف مصری به کمترین ثمنی» آمده است. فروختن کنج قناعت به گنج دنیا همچون فروش یوسف به بهای ناچیز است؛ ارزش درونی را با سود کوتاهمدت عوض نکن. گزینهها را بر اساس پیامدهای قابل سنجش مقایسه کن.
پرسشهای رایج درباره این غزل
مهمترین پیام غزل ۴۷۷ برای نیت من چیست؟
مهمترین پیام این است که در شرایط آشفته، ارزشهای اصلی را از دست نده. ممکن است بحران فعلی قدرت تشخیص را کم کرده باشد، ولی هنوز همه چیز از بین نرفته است. آنچه واقعاً ارزشمند است حفظ کن، عجله نکن و برای تصمیم بزرگ از فردی خردمند و باتجربه کمک بگیر.
آیا غزل ۴۷۷ برای عشق و رابطه مثبت است؟
اگر رابطه بر همراهی، فهم و آرامش بنا شده باشد، بله. تصویر «دو یار زیرک» بسیار مثبت است و نشان میدهد کیفیت همراهی مهمتر از ظاهر است. اگر رابطه از بحران عبور کرده، بوی گل و رنگ نسترن نماد باقی ماندن امید و امکان ترمیماند. اما تصمیم نهایی را در اوج تندباد حوادث نگیر.
بیت «هر آن که کنج قناعت به گنج دنیا داد...» چه معنایی دارد؟
یعنی آرامش و رضایت واقعی را نباید برای ثروت یا ظاهر موفقیت ارزان فروخت. حافظ این معامله را مانند فروختن یوسف با بهایی ناچیز میداند. در فال، اگر انتخابی پول بیشتری میدهد ولی آرامش، عزت یا رابطه ارزشمندت را از بین میبرد، باید بسیار دقیقتر فکر کنی.
بیت «به صبر کوش تو ای دل...» چه پیامی برای فال دارد؟
این بیت از امید قوی در دل شرایط سخت سخن میگوید. چیزی ارزشمند ممکن است فعلاً گرفتار موقعیتی ناعادلانه یا دشوار باشد، اما حافظ باور دارد این وضع برای همیشه باقی نمیماند. وظیفه صاحب فال صبر، حفظ ارزش اصلی و ادامه اقدام درست است، نه تسلیم شدن به ناامیدی.
نتیجه کلی فال غزل ۴۷۷ چیست؟
نتیجه کلی فال متوسط رو به مثبت و امیدبخش است. شرایط فعلی ممکن است آشفته و غیرعادی باشد، ولی نشانههای زندگی و گشایش هنوز باقیاند. قناعت، حفظ آرامش، صبر و مشورت با فرد حکیم مهمترین کلیدها هستند. اگر در بحران عجله نکنی و ارزشهای اصلی را حفظ کنی، امکان بازسازی و بهتر شدن وضعیت خوب است.
بیشتر درباره پیام این غزل
درس زندگی از این غزل
درس این غزل، جدا کردن امید از پیشگویی است.
در بیت 1، «دو یار زیرک و از بادهٔ کهن دو منی / فراغتی و کتابی و گوشهٔ چمنی» آمده است. دو یار، باده کهن، کتاب و چمن تصویری از خوشیِ کمادعا و دوستی خردمندانهاند؛ کیفیت معاشرت را بر تجمل مقدم بدار. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 2، «من این مقام به دنیا و آخرت ندهم / اگر چه در پِیام افتند هر دم انجمنی» آمده است. حافظ خلوت دلخواهش را به جهان نمیفروشد؛ برای آرامش و انتخابهای اصیل خود در برابر فشار جمع مرز بگذار. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 3، «هر آن که کنج قناعت به گنج دنیا داد / فروخت یوسف مصری به کمترین ثمنی» آمده است. فروختن کنج قناعت به گنج دنیا همچون فروش یوسف به بهای ناچیز است؛ ارزش درونی را با سود کوتاهمدت عوض نکن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 4، «بیا که رونق این کارخانه کم نشود / به زهدِ همچو تویی، یا به فسق همچو منی» آمده است. رونق جهان وابسته به زهد یا فسق یک نفر نیست؛ از خودبزرگبینی اخلاقی و قضاوت مطلق درباره دیگران دور شو. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 5، «ز تندباد حوادث نمیتوان دیدن / در این چمن که گلی بوده است یا سَمنی» آمده است. تندباد حوادث چمن را چنان دگرگون کرده که نشانی از گل نمانده است؛ در بحران، فقدان و فرسودگی را انکار نکن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 6، «ببین در آینهٔ جام، نقشبندیِ غیب / که کس به یاد ندارد چنین عجب زَمنی» آمده است. آینه جام و نقشبندی غیب، حیرت از زمانه را بازمینماید؛ نشانهها را با واقعیتسنجی همراه کن، نه پیشگویی قطعی. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 7، «از این سَموم که بر طَرْف بوستان بگذشت / عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی» آمده است. سموم بر بوستان گذشته و عطر گل کممانده است؛ مراقبت از منابع امید و رابطههای سالم در شرایط دشوار مهمتر میشود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 8، «به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند / چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی» آمده است. نگین عزیز در دست اهرمن تصویر گرفتاریِ ارزشمند در محیط ناسازگار است؛ صبر را با برنامه محافظت و کمکگرفتن همراه کن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 9، «مزاجِ دَهر تَبَه شد در این بلا حافظ / کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی؟» آمده است. فساد مزاج دهر و جستوجوی فکر حکیم، ضرورت تدبیر جمعی را میرساند؛ در مسئله پیچیده از اهل دانش و مشورت بهره بگیر. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
پیام کامل حافظ
پیام این غزل: قناعت و دوستی، ناپایداری روزگار، صبر و نیاز به خرد در بحران. قناعت را به انفعال و صبر را به تحمل بیپایان وضعیت زیانبار تبدیل نکن
در بیت 1، «دو یار زیرک و از بادهٔ کهن دو منی / فراغتی و کتابی و گوشهٔ چمنی» آمده است. دو یار، باده کهن، کتاب و چمن تصویری از خوشیِ کمادعا و دوستی خردمندانهاند؛ کیفیت معاشرت را بر تجمل مقدم بدار. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 2، «من این مقام به دنیا و آخرت ندهم / اگر چه در پِیام افتند هر دم انجمنی» آمده است. حافظ خلوت دلخواهش را به جهان نمیفروشد؛ برای آرامش و انتخابهای اصیل خود در برابر فشار جمع مرز بگذار. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 3، «هر آن که کنج قناعت به گنج دنیا داد / فروخت یوسف مصری به کمترین ثمنی» آمده است. فروختن کنج قناعت به گنج دنیا همچون فروش یوسف به بهای ناچیز است؛ ارزش درونی را با سود کوتاهمدت عوض نکن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 4، «بیا که رونق این کارخانه کم نشود / به زهدِ همچو تویی، یا به فسق همچو منی» آمده است. رونق جهان وابسته به زهد یا فسق یک نفر نیست؛ از خودبزرگبینی اخلاقی و قضاوت مطلق درباره دیگران دور شو. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 5، «ز تندباد حوادث نمیتوان دیدن / در این چمن که گلی بوده است یا سَمنی» آمده است. تندباد حوادث چمن را چنان دگرگون کرده که نشانی از گل نمانده است؛ در بحران، فقدان و فرسودگی را انکار نکن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 6، «ببین در آینهٔ جام، نقشبندیِ غیب / که کس به یاد ندارد چنین عجب زَمنی» آمده است. آینه جام و نقشبندی غیب، حیرت از زمانه را بازمینماید؛ نشانهها را با واقعیتسنجی همراه کن، نه پیشگویی قطعی. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 7، «از این سَموم که بر طَرْف بوستان بگذشت / عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی» آمده است. سموم بر بوستان گذشته و عطر گل کممانده است؛ مراقبت از منابع امید و رابطههای سالم در شرایط دشوار مهمتر میشود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 8، «به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند / چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی» آمده است. نگین عزیز در دست اهرمن تصویر گرفتاریِ ارزشمند در محیط ناسازگار است؛ صبر را با برنامه محافظت و کمکگرفتن همراه کن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 9، «مزاجِ دَهر تَبَه شد در این بلا حافظ / کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی؟» آمده است. فساد مزاج دهر و جستوجوی فکر حکیم، ضرورت تدبیر جمعی را میرساند؛ در مسئله پیچیده از اهل دانش و مشورت بهره بگیر. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهامبخش از غزل است؛ برای تصمیمهای مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.