✦ دیوان حافظ شیرازی ✦
غزل 475 حافظ؛ گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن
موضوع اصلی: شیفتگی به زیبایی محبوب، فاصله وعده و عمل، و پاسداشت کرامت عاشق
مطالعه آرام غزل حافظ
بیتها را در صفحهای خلوت، با اندازه دلخواه و حالت شب بخوانید.
متن غزل شماره 475 حافظ
پخش صوت غزل
برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی
شیرینتر از آنی به شکرخنده که گویم
ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی
تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه
هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی
صد بار بگفتی که دهم زان دهنت کام
چون سوسن آزاده چرا جمله زبانی
گویی بدهم کامت و جانت بستانم
ترسم ندهی کامم و جانم بستانی
چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند
بیمار که دیده ست بدین سخت کمانی
چون اشک بیندازیش از دیده مردم
آن را که دمی از نظر خویش برانی
خلاصه تعبیر این غزل
غزل 475 درباره شیفتگی به زیبایی محبوب، فاصله وعده و عمل، و پاسداشت کرامت عاشق است. برای نیت تو، پیام اصلی این است: در رابطه یا خواسته فعلی یک وعده مهم را با رفتار واقعی بسنج و خواستهات را روشن بیان کن.
در بیت 1، «گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی / چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی» آمده است. مقایسه محبوب با یوسف و فراتر دانستن او نشان شدت شیفتگی است؛ پیش از تصمیم، تفاوت ستایش عاشقانه و شناخت واقعی را ببین. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 2، «شیرینتر از آنی به شکرخنده که گویم / ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی» آمده است. شکرخنده و اشاره به خسرو و شیرین، زبان غلو و زیبایی است؛ دلخوشی عاطفی ارزشمند است اما جای گفتوگوی روشن را نمیگیرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 3، «تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه / هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی» آمده است. غنچه و دهان کوچک، تصویر ظرافت و ناتوانی تشبیهاند؛ از این بیت نباید نشانهای قطعی درباره آینده رابطه ساخت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 4، «صد بار بگفتی که دهم زان دهنت کام / چون سوسن آزاده چرا جمله زبانی؟» آمده است. سوسنِ سراپا زبان در برابر وعده کامبخشی، انتقاد از قول بیعمل است؛ معیار اعتماد، رفتار پیوسته است نه وعده تکراری. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 5، «گویی بدهم کامت و جانت بستانم / ترسم ندهی کامم و جانم بستانی» آمده است. بیمِ جانباختن بیکام، نابرابری هزینه و پاداش عشق را آشکار میکند؛ برای محبت یکطرفه مرز سالم بگذار. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 6، «چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند / بیمار که دیدهست بدین سخت کمانی» آمده است. تیر چشم از سپر جان میگذرد و «بیمار سختکمان» تناقضی هنرمندانه است؛ کشش شدید را با رضایت و امنیت اشتباه نگیر. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 7، «چون اشک بیندازیش از دیدهٔ مردم / آن را که دمی از نظر خویش برانی» آمده است. راندهشدن از نظر محبوب به افتادن اشک از دیده تشبیه شده است؛ تحقیر و بیاعتنایی را عادیسازی نکن و کرامت خود را نگه دار. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
تعبیر فال حافظ غزل 475
غزل ۴۷۵ در مجموع فال بسیار عاشقانهای است که با ستایش بیحد محبوب آغاز میشود و با هشدار درباره وعده و عمل ادامه پیدا میکند.
صاحب فال شخص مورد نظر را فوقالعاده خاص و دلربا میبیند.
جاذبه، لبخند، نگاه و حضور محبوب اثر بسیار عمیقی دارند.
اما بیت «چون سوسن آزاده چرا جمله زبانی» کلید مهم غزل است؛ حرف و وعده باید به رفتار تبدیل شوند.
همچنین بیت «ترسم ندهی کامم و جانم بستانی» از نگرانی درباره رابطهای نابرابر خبر میدهد.
نتیجه کلی فال مثبت از نظر احساس و کشش، اما مشروط به متقابل بودن و عمل واقعی است.
معنی و مفهوم غزل
غزل ۴۷۵ حافظ هفت بیت دارد و تقریباً تمام آن بر وصف زیبایی محبوب و نسبت عاشق با او متمرکز است. در این غزل برخلاف بسیاری از اشعار حافظ، خبری از ساقی، میخانه، زاهد، صوفی یا بحثهای گسترده فلسفی نیست. محور شعر خودِ محبوب است: چهره، لبخند، دهان، چشم و نظر او. در کنار این وصف جمال، دو بیت میانی به وعده و بیم عاشقانه اختصاص دارند و همین دو بیت شعر را از یک مدح ساده زیبایی فراتر میبرند.
بیت نخست: «گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی / چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی».
یوسف در ادبیات فارسی و اسلامی نماد کامل جمال است.
«یوسف ثانی» یعنی یوسف دوم؛ کسی که زیبایی یوسف را تکرار کرده باشد.
اما حافظ حتی این تشبیه را کافی نمیداند.
او میگوید وقتی خودم دقیق نگاه کردم، دیدم از یوسف نیز بهتری.
این ساختار نشان میدهد شاعر از شهرت عمومی محبوب آغاز میکند و سپس تجربه شخصی خود را بالاتر از قضاوت مردم قرار میدهد.
«چون نیک بدیدم» یعنی پس از دقت و مشاهده.
پس ستایش حافظ فقط شنیده نیست، بلکه ادعای مشاهده مستقیم دارد.
بیت دوم: «شیرینتر از آنی به شکرخنده که گویم / ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی».
واژههای «شیرین»، «شکرخنده» و «خسرو» شبکهای از ایهام و اشاره میسازند.
«خسرو» و «شیرین» یادآور داستان مشهور عاشقانه خسرو و شیریناند.
اما حافظ محبوب را خود «خسرو خوبان» میخواند و همزمان او را شیرین میداند.
«شکرخنده» نیز لبخندی است که شیرینی آن به شکر تشبیه شده.
بنابراین بیت هم از نظر معنایی و هم از نظر واژگانی سراسر شیرینی است.
بیت سوم: «تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه / هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی».
تشبیه دهان محبوب به غنچه از کلیشههای زیباییشناسی شعر فارسی است.
اما حافظ آن کلیشه را رد میکند.
میگوید غنچه هم برای چنین دهانی تشبیه دقیقی نیست، چون هیچ غنچهای تا این حد کوچک و تنگ نیست.
این شیوه در بلاغت نوعی «برتری مشبه بر مشبهبه» است؛ محبوب از همان چیزی که معمولاً معیار زیبایی است زیباتر معرفی میشود.
بیت چهارم: «صد بار بگفتی که دهم زان دهنت کام / چون سوسن آزاده چرا جمله زبانی؟».
در اینجا غزل از وصف صرف فاصله میگیرد و وارد رابطه میشود.
محبوب بارها وعده داده است.
«کام گرفتن از دهان» در زبان عاشقانه به بوسه و وصال اشاره دارد.
اما وعده هنوز عملی نشده.
«سوسن آزاده» به دلیل شکل برگهایش در شعر فارسی چندزبان شمرده شده و نماد زبانآوری است.
حافظ با طنز میگوید چرا مانند سوسن سراپا زبان هستی؟
یعنی چرا فقط حرف میزنی؟
این بیت یکی از زیباترین نمونههای تبدیل تصویر گل به نقد وعده است.
بیت پنجم: «گویی بدهم کامت و جانت بستانم / ترسم ندهی کامم و جانم بستانی».
این بیت ادامه مستقیم بیت قبلی است.
محبوب شاید چنین مینمایاند که اگر کام بدهد، بهای آن جان عاشق است.
اما حافظ ترس دیگری دارد: نکند کام را ندهد و جان را هم بگیرد.
ساختار بیت بر عدم توازن مبادله بنا شده است.
عاشق آماده دادن جان است، اما میترسد چیزی نصیبش نشود.
از نظر فال، این عدم توازن یکی از مهمترین پیامهای غزل است.
بیت ششم: «چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند / بیمار که دیدهست بدین سخت کمانی».
چشم محبوب به کماندار و نگاه به تیر «خدنگ» تشبیه شده است.
سپر جان باید از جان محافظت کند، اما تیر نگاه از آن عبور میکند.
عاشق «بیمار» است و محبوب «سختکمان».
این واژگان فضای جنگی به رابطه عاشقانه میدهند.
در شعر فارسی، چشم و مژگان محبوب بارها با تیر و کمان مقایسه شدهاند، اما حافظ با عبور تیر از سپر جان شدت اثر را بیشتر میکند.
بیت هفتم: «چون اشک بیندازیش از دیده مردم / آن را که دمی از نظر خویش برانی».
این بیت بر چند ایهام بنا شده است.
«دیده مردم» هم چشم انسانهاست و هم میتواند به اعتبار و توجه اجتماعی اشاره کند.
اشک از چشم میافتد و کسی که از نظر محبوب رانده شود نیز مانند اشک از دیده میافتد.
«نظر» هم نگاه است و هم لطف و توجه.
پس بیرون رفتن از نظر محبوب، هم دوری جسمانی و هم محروم شدن از لطف اوست.
غزل با همین تصویر دردناک پایان مییابد.
ساختار کلی غزل از ستایش مطلق در سه بیت نخست به شکایت و ترس در چهار بیت بعد حرکت میکند.
در ابتدا محبوب تقریباً بینقص است؛ در ادامه عاشق میپرسد چرا فقط وعده میدهی و آیا قرار است جانم را بیآنکه کام بدهی بگیری؟
همین حرکت نشان میدهد حافظ حتی در اوج شیفتگی، مسئله رفتار محبوب را فراموش نمیکند.
برای فال، این تعادل بسیار مهم است: زیبایی و کشش قویاند، اما رابطه باید در عمل نیز معنا پیدا کند.
بیت برجسته غزل
گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی
در بیت 1، «گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی / چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی» آمده است. مقایسه محبوب با یوسف و فراتر دانستن او نشان شدت شیفتگی است؛ پیش از تصمیم، تفاوت ستایش عاشقانه و شناخت واقعی را ببین. این بیت مسیر عاطفی و معنایی غزل را معرفی میکند.
تعبیر این غزل برای نیتهای مختلف
موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.
تعبیر عاشقانه
در نیت عاشقانه، غزل ۴۷۵ از نظر شدت احساس بسیار قوی است.
محبوب برای صاحب فال در حد یوسف و حتی برتر از او دیده میشود و لبخند، چهره و نگاهش تأثیر زیادی دارد.
اما دو بیت میانی هشدار بسیار مهمی دارند: وعده زیاد بدون عمل و ترس از اینکه عاشق همه چیز بدهد ولی چیزی نگیرد.
اگر طرف مقابل در کنار سخن شیرین، اقدام، توجه، حضور و مسئولیت نیز نشان میدهد، فال بسیار مثبت است.
اگر بیشتر رابطه بر وعدهها و جاذبه بنا شده و عمل کمی دیده میشود، باید محتاطتر باشی.
فال عاشقانه بسیار قوی از نظر کشش، اما مشروط به متقابل بودن.
تعبیر گشایش
در بیت 1، «گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی / چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی» آمده است. مقایسه محبوب با یوسف و فراتر دانستن او نشان شدت شیفتگی است؛ پیش از تصمیم، تفاوت ستایش عاشقانه و شناخت واقعی را ببین. گشایش در اینجا بیش از هر چیز به روشن شدن راه و تغییر نگاه اشاره دارد.
تعبیر کار و آینده شغلی
در نیت کاری، مهمترین پیام غزل ۴۷۵ این است که وعده را با نتیجه اشتباه نگیری.
ممکن است فردی با سخن شیرین از همکاری، ارتقا، افزایش حقوق یا فرصت آینده صحبت کند، اما تا وقتی اقدام رسمی یا عملی وجود ندارد، تصمیم بزرگ بر اساس آن نگیری.
همچنین کاریزما و جذابیت شخصی مدیر یا شریک نباید جای ارزیابی حرفهای را بگیرد.
اگر وعدهها به عمل تبدیل شوند، نتیجه میتواند خوب باشد.
فال کاری متوسط رو به مثبت و وابسته به تعهد واقعی است.
تعبیر دوراهی و تصمیم
در بیت 3، «تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه / هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی» آمده است. غنچه و دهان کوچک، تصویر ظرافت و ناتوانی تشبیهاند؛ از این بیت نباید نشانهای قطعی درباره آینده رابطه ساخت. گزینهها را بر اساس پیامدهای قابل سنجش مقایسه کن.
پرسشهای رایج درباره این غزل
مهمترین پیام غزل ۴۷۵ برای نیت من چیست؟
مهمترین پیام این است که کشش و امید زیادند، اما باید ببینی چه مقدار از آن پشتوانه عملی دارد. اگر وعدهها با رفتار واقعی همراهاند، نیت میتواند بسیار خوب پیش برود. اگر فقط سخن شیرین و قول تکراری وجود دارد، بهتر است تصمیم بزرگ را عقب بیندازی تا عمل روشن شود.
آیا غزل ۴۷۵ برای عشق و وصال مثبت است؟
از نظر عشق و جاذبه بسیار مثبت است، اما وصال را قطعی نمیکند. محبوب وعده کام داده، ولی حافظ هنوز از عملی نشدن آن گلایه دارد. بنابراین امید به نزدیکی وجود دارد، اما نتیجه به تبدیل وعده به عمل بستگی دارد. اگر طرف مقابل قدم واقعی بردارد، تعبیر فال بسیار مثبتتر میشود.
بیت «چون سوسن آزاده چرا جمله زبانی» چه معنایی برای فال دارد؟
یعنی چرا همه چیز در حد حرف و وعده مانده است؟ این بیت یکی از روشنترین هشدارهای حافظ درباره فاصله میان سخن و عمل است. در عشق، کار، معامله یا هر نیتی، فقط به قول اعتماد نکن. آنچه واقعاً انجام میشود را معیار اصلی قرار بده.
منظور حافظ از «ترسم ندهی کامم و جانم بستانی» چیست؟
حافظ میترسد تمام احساس و جان خود را در اختیار محبوب بگذارد ولی در مقابل چیزی از محبت و وصال دریافت نکند. در فال، این بیت هشدار درباره رابطه یا وضعیتی یکطرفه است. اگر تو دائماً میدهی و طرف مقابل فقط میگیرد، تعادل را بررسی کن. فداکاری بدون پاسخ متقابل نباید بیحد ادامه پیدا کند.
نتیجه کلی فال غزل ۴۷۵ چیست؟
نتیجه کلی فال از نظر عشق و کشش بسیار قوی است، اما از نظر نتیجه عملی مشروط است. محبوب یا هدف بسیار جذاب است و امید زیادی ایجاد کرده، ولی وعدهها باید اثبات شوند. اگر عمل و توجه متقابل دیده شود، مسیر بسیار خوب است. اگر فقط حرف باقی بماند، حافظ توصیه میکند محتاط باشی و ارزش خودت را حفظ کنی.
بیشتر درباره پیام این غزل
درس زندگی از این غزل
درس این غزل، جدا کردن امید از پیشگویی است.
در بیت 1، «گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی / چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی» آمده است. مقایسه محبوب با یوسف و فراتر دانستن او نشان شدت شیفتگی است؛ پیش از تصمیم، تفاوت ستایش عاشقانه و شناخت واقعی را ببین. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 2، «شیرینتر از آنی به شکرخنده که گویم / ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی» آمده است. شکرخنده و اشاره به خسرو و شیرین، زبان غلو و زیبایی است؛ دلخوشی عاطفی ارزشمند است اما جای گفتوگوی روشن را نمیگیرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 3، «تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه / هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی» آمده است. غنچه و دهان کوچک، تصویر ظرافت و ناتوانی تشبیهاند؛ از این بیت نباید نشانهای قطعی درباره آینده رابطه ساخت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 4، «صد بار بگفتی که دهم زان دهنت کام / چون سوسن آزاده چرا جمله زبانی؟» آمده است. سوسنِ سراپا زبان در برابر وعده کامبخشی، انتقاد از قول بیعمل است؛ معیار اعتماد، رفتار پیوسته است نه وعده تکراری. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 5، «گویی بدهم کامت و جانت بستانم / ترسم ندهی کامم و جانم بستانی» آمده است. بیمِ جانباختن بیکام، نابرابری هزینه و پاداش عشق را آشکار میکند؛ برای محبت یکطرفه مرز سالم بگذار. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 6، «چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند / بیمار که دیدهست بدین سخت کمانی» آمده است. تیر چشم از سپر جان میگذرد و «بیمار سختکمان» تناقضی هنرمندانه است؛ کشش شدید را با رضایت و امنیت اشتباه نگیر. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 7، «چون اشک بیندازیش از دیدهٔ مردم / آن را که دمی از نظر خویش برانی» آمده است. راندهشدن از نظر محبوب به افتادن اشک از دیده تشبیه شده است؛ تحقیر و بیاعتنایی را عادیسازی نکن و کرامت خود را نگه دار. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
پیام کامل حافظ
پیام این غزل: شیفتگی به زیبایی محبوب، فاصله وعده و عمل، و پاسداشت کرامت عاشق. شیفتگی شدید یا سخن شیرین را با تعهد و پاسخ متقابل اشتباه نگیر
در بیت 1، «گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی / چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی» آمده است. مقایسه محبوب با یوسف و فراتر دانستن او نشان شدت شیفتگی است؛ پیش از تصمیم، تفاوت ستایش عاشقانه و شناخت واقعی را ببین. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 2، «شیرینتر از آنی به شکرخنده که گویم / ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی» آمده است. شکرخنده و اشاره به خسرو و شیرین، زبان غلو و زیبایی است؛ دلخوشی عاطفی ارزشمند است اما جای گفتوگوی روشن را نمیگیرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 3، «تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه / هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی» آمده است. غنچه و دهان کوچک، تصویر ظرافت و ناتوانی تشبیهاند؛ از این بیت نباید نشانهای قطعی درباره آینده رابطه ساخت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 4، «صد بار بگفتی که دهم زان دهنت کام / چون سوسن آزاده چرا جمله زبانی؟» آمده است. سوسنِ سراپا زبان در برابر وعده کامبخشی، انتقاد از قول بیعمل است؛ معیار اعتماد، رفتار پیوسته است نه وعده تکراری. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 5، «گویی بدهم کامت و جانت بستانم / ترسم ندهی کامم و جانم بستانی» آمده است. بیمِ جانباختن بیکام، نابرابری هزینه و پاداش عشق را آشکار میکند؛ برای محبت یکطرفه مرز سالم بگذار. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 6، «چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند / بیمار که دیدهست بدین سخت کمانی» آمده است. تیر چشم از سپر جان میگذرد و «بیمار سختکمان» تناقضی هنرمندانه است؛ کشش شدید را با رضایت و امنیت اشتباه نگیر. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 7، «چون اشک بیندازیش از دیدهٔ مردم / آن را که دمی از نظر خویش برانی» آمده است. راندهشدن از نظر محبوب به افتادن اشک از دیده تشبیه شده است؛ تحقیر و بیاعتنایی را عادیسازی نکن و کرامت خود را نگه دار. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهامبخش از غزل است؛ برای تصمیمهای مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.