✦ دیوان حافظ شیرازی ✦
غزل 464 حافظ؛ بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی
متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن
موضوع اصلی: ستایش محبوب، تفاوت زمان در وصال و فراق، و بردباری در دوری
مطالعه آرام غزل حافظ
بیتها را در صفحهای خلوت، با اندازه دلخواه و حالت شب بخوانید.
متن غزل شماره 464 حافظ
پخش صوت غزل
برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی
خوش باش زان که نبود این هر دو را زوالی
در وهم می نگنجد کاندر تصور عقل
آید به هیچ معنی زین خوبتر مثالی
شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را
هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی
آن دم که با تو باشم یک سال هست روزی
وان دم که بی تو باشم یک لحظه هست سالی
چون من خیال رویت جانا به خواب بینم
کز خواب می نبیند چشمم بجز خیالی
رحم آر بر دل من کز مهر روی خوبت
شد شخص ناتوانم باریک چون هلالی
حافظ مکن شکایت گر وصل دوست خواهی
زین بیشتر بباید بر هجرت احتمالی
خلاصه تعبیر این غزل
غزل 464 درباره ستایش محبوب، تفاوت زمان در وصال و فراق، و بردباری در دوری است. برای نیت تو، پیام اصلی این است: اگر منتظر دیدار یا پاسخ کسی هستی، خواستهات را روشن بیان کن و برای ادامه یا بازنگری رابطه یک حد زمانی و رفتاری سالم تعیین کن.
در بیت 1، «بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی / خوش باش زان که نبود این هر دو را زوالی» آمده است. زیبایی محبوب و عشق شاعر به کمال رسیدهاند؛ بیت سرشار از ستایش و آرزوی دوام این پیوند است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 2، «در وهم مینگنجد کاندر تصور عقل / آید به هیچ معنی زین خوبتر مثالی» آمده است. عقل در تصور زیبایی محبوب ناتوان میماند؛ این اغراق شاعرانه نشان میدهد که تجربه عشق از بیان منطقی فراتر رفته است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 3، «شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را / هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی» آمده است. وصال حتی یک روز در تمام عمر، بهرهای بزرگ دانسته میشود؛ بیت شدت ارزش دیدار را بیان میکند، نه حسابی literal از زمان. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 4، «آن دم که با تو باشم یک سال هست روزی / وان دم که بی تو باشم یک لحظه هست سالی» آمده است. در حضور محبوب زمان کوتاه و در فراق طولانی میشود؛ این تفاوت، تجربه ذهنی انتظار و شادی را به تصویر میکشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 5، «چون من خیال رویت جانا به خواب بینم / کز خواب مینبیند چشمم به جز خیالی» آمده است. دیدن محبوب در خواب هم با خیال همراه است؛ شاعر از مرز رؤیا و دیدار واقعی آگاه است و خواب را وصال قطعی نمیگیرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 6، «رحم آر بر دل من کز مهر روی خوبت / شد شخص ناتوانم باریک چون هلالی» آمده است. عاشق از فرط مهر و دوری ناتوان شده و طلب رحم میکند؛ نیاز عاطفی را میتوان با بیان روشن و حفظ کرامت پی گرفت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 7، «حافظ مکن شکایت گر وصل دوست خواهی / زین بیشتر بباید بر هجرت احتمالی» آمده است. پایان غزل صبر در برابر هجرت احتمالی را توصیه میکند؛ اگر وصال مطلوب است، شکایت را با بردباری و رفتار سنجیده همراه کن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
تعبیر فال حافظ غزل 464
غزل ۴۶۴ در مجموع فال بسیار عاشقانه و امیدوارکنندهای است که محور اصلی آن «وصال پس از صبر» است.
حافظ در آغاز عشق خود و زیبایی محبوب را هر دو کامل و ماندگار میداند.
در ادامه، محبوب را چنان بیهمتا میبیند که عقل و وهم نیز نمونهای بهتر تصور نمیکنند.
یک روز وصال برای او معادل حاصل تمام عمر است و تفاوت میان حضور و دوری محبوب، تجربه زمان را کاملاً تغییر میدهد.
بااینحال، عشق و انتظار او را فرسوده کرده و در پایان خودش را به صبر بیشتر دعوت میکند.
نتیجه کلی فال مثبت است، ولی برای نتیجه فوری مناسب نیست.
اگر نیتت واقعی و مسیرت درست است، صبر و پایداری اهمیت زیادی دارند.
معنی و مفهوم غزل
غزل ۴۶۴ حافظ هفت بیت دارد و از نظر ساختاری بسیار منسجم است. تمام شعر تقریباً حول یک محور حرکت میکند: عشق به محبوبی که حسنش کامل است، وصالش ارزش تمام عمر را دارد و هجرانش زمان را سنگین و عاشق را نحیف کرده است. برخلاف بسیاری از غزلهای حافظ، در این شعر تصویرهای متنوعی از میخانه، ساقی، رقیب، صبا یا زاهد وجود ندارد؛ فضای شعر بسیار متمرکز بر رابطه مستقیم عاشق و محبوب است. همین تمرکز، غزل را برای تعبیر نیت عاشقانه بسیار روشن میکند.
بیت نخست: «بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی / خوش باش زان که نبود این هر دو را زوالی».
«کار حسن گرفتن» یعنی زیبایی به مرحله پختگی و کمال رسیدن.
حافظ این کمال را در برابر کمال عشق خود قرار میدهد.
زیبایی تو کامل شده، همانگونه که عشق من کامل شده است.
در مصراع دوم، هر دو از زوال مصون دانسته میشوند.
این ادعای شاعرانه به عشق حالتی فراتر از زمان میدهد.
عشق و حسن هر دو در نقطه اوج قرار دارند.
بیت دوم: «در وهم مینگنجد کاندر تصور عقل / آید به هیچ معنی زین خوبتر مثالی».
«وهم» و «تصور عقل» هر دو به قوای ادراکی انسان مربوطاند.
حافظ میگوید حتی قدرت خیال و عقل نمیتوانند نمونهای بهتر بسازند.
این بیت اغراق عاشقانهای در وصف محبوب است، اما از نظر فلسفی نیز جالب است: زیبایی محبوب از توان صورتسازی ذهن بالاتر قرار گرفته است.
در نتیجه، محبوب نه فقط در جهان خارج، بلکه حتی در تخیل نیز بیرقیب است.
بیت سوم: «شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را / هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی».
در این بیت بازی ظریفی با «عمر»، «روزی» و «وصال» وجود دارد.
«حظ عمر» بهره واقعی زندگی است.
حافظ میگوید اگر در تمام عمر روزی وصال تو نصیب من شود، همین برای حاصل شدن بهره زندگی کافی است.
«روزی» هم معنای یک روز دارد و هم میتواند تداعیکننده نصیب و قسمت باشد.
در نتیجه، وصال هم یک روز از عمر است و هم روزی و نصیب عاشق.
بیت چهارم: «آن دم که با تو باشم یک سال هست روزی / وان دم که بی تو باشم یک لحظه هست سالی».
این بیت بر تقابل زمانی بسیار روشن بنا شده است.
با محبوب: سال تبدیل به روز میشود.
بدون محبوب: لحظه تبدیل به سال.
پس حافظ زمان تقویمی را کنار میگذارد و «زمان عاطفی» را جایگزین آن میکند.
مدت واقعی ثابت نیست؛ احساس عاشق آن را کوتاه یا بلند میکند.
این تجربه برای عشق و انتظار بسیار شناختهشده است.
خوشی زمان را سریع و فراق زمان را کند میکند.
بیت پنجم: «چون من خیال رویت جانا به خواب بینم / کز خواب مینبیند چشمم به جز خیالی».
محبوب حتی در خواب حضور دارد.
«خیال رویت» نشان میدهد چهره یار در ذهن عاشق تثبیت شده است.
خواب که معمولاً محل رهایی ذهن از واقعیت بیداری است، اینجا نیز از محبوب خالی نیست.
پس عشق تمام ساحت آگاهی و ناخودآگاهی حافظ را فرا گرفته است.
از نظر ادبی، تکرار «خیال» و «خواب» فضایی رؤیایی ایجاد میکند.
بیت ششم: «رحم آر بر دل من کز مهر روی خوبت / شد شخص ناتوانم باریک چون هلالی».
«مهر» هم محبت است و هم در زبان فارسی میتواند خورشید را تداعی کند.
اما در اینجا معنای اصلی محبت به چهره خوب یار است.
عاشق از شدت عشق و فراق لاغر و نحیف شده است.
«هلال» به دلیل باریکی بهترین تصویر برای این نحافت است.
هلال همچنین میتواند امید به کامل شدن ماه را در خود داشته باشد؛ همانگونه که عاشقِ نحیف شاید با وصال دوباره کامل شود.
بیت هفتم: «حافظ مکن شکایت گر وصل دوست خواهی / زین بیشتر بباید بر هجرت احتمالی».
غزل با خطاب شاعر به خودش پایان مییابد.
این تغییر مهم است؛ حافظ پس از درخواست رحم از محبوب، اکنون مسئولیت خود را نیز یادآوری میکند.
اگر وصال میخواهی، باید ظرفیت هجران داشته باشی.
«احتمال» در زبان قدیم معنای تحمل کردن نیز دارد.
پس مصراع میتواند چنین فهمیده شود که باید بیش از این هجر را تحمل کنی.
این پایان، کل غزل را از یک ناله عاشقانه به درس پایداری تبدیل میکند.
از نظر ساختاری، شعر از کمال عشق آغاز و به آزمون عشق ختم میشود.
در ابتدا عاشق میگوید عشق من زوال ندارد؛ در پایان باید این ادعا را با تحمل هجر ثابت کند.
اگر عشق واقعاً کامل و پایدار است، دوری نباید آن را فوراً نابود کند.
همین رابطه میان بیت اول و آخر مهمترین ساختمان معنایی غزل است.
در فال نیز همین معنا کاربرد دارد: نیت یا رابطه اگر واقعاً ارزشمند است، ممکن است برای رسیدن به نتیجه نیازمند تحمل دورهای دشوار باشد.
اما صبر حافظانه به معنای بیعملی یا پذیرش آسیب نیست؛ صبر در اینجا نگه داشتن امید در برابر تأخیر و فاصله است.
بیت برجسته غزل
بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی
خوش باش زان که نبود این هر دو را زوالی
در بیت 1، «بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی / خوش باش زان که نبود این هر دو را زوالی» آمده است. زیبایی محبوب و عشق شاعر به کمال رسیدهاند؛ بیت سرشار از ستایش و آرزوی دوام این پیوند است. این بیت مسیر عاطفی و معنایی غزل را معرفی میکند.
تعبیر این غزل برای نیتهای مختلف
موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.
تعبیر عاشقانه
در نیت عاشقانه، غزل ۴۶۴ بسیار قوی است.
عشق نهتنها باقی مانده، بلکه به تعبیر حافظ به «کمال» رسیده است.
محبوب نیز برای عاشق بیهمتاست و وصال او چنان ارزشمند است که حتی یک روزش میتواند حاصل یک عمر تلقی شود.
این ابیات برای کسی که از ماندگاری عشق یا اهمیت خود رابطه میپرسد بسیار مثبتاند.
اما بیت پایانی اهمیت ویژهای دارد: اگر وصل دوست را میخواهی، باید احتمال هجران بیشتر را نیز تحمل کنی.
پس اگر سؤال درباره بازگشت سریع است، غزل زمان دقیقی نمیدهد و حتی از تأخیر بیشتر سخن میگوید.
اگر زمینه علاقه و ارتباط متقابل وجود دارد، امید به وصال خوب است.
فال عاشقانه بسیار مثبت از نظر احساس، ولی نیازمند صبر از نظر زمان تحقق است.
تعبیر گشایش
در بیت 1، «بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی / خوش باش زان که نبود این هر دو را زوالی» آمده است. زیبایی محبوب و عشق شاعر به کمال رسیدهاند؛ بیت سرشار از ستایش و آرزوی دوام این پیوند است. گشایش در اینجا بیش از هر چیز به روشن شدن راه و تغییر نگاه اشاره دارد.
تعبیر کار و آینده شغلی
در نیت کاری، غزل ۴۶۴ میتواند نشانه پروژه، مهارت یا هدفی باشد که به مرحله بلوغ رسیده ولی نتیجه نهایی آن هنوز به تأخیر افتاده است.
اگر مدت زیادی روی کاری سرمایهگذاری کردهای، دیر شدن نتیجه لزوماً نشانه شکست نیست.
بیت پایانی میگوید برای رسیدن به مطلوب باید تحمل بیشتری داشت.
در عین حال، اگر تمام تمرکز ذهنی تو فقط روی یک فرصت است، بهتر است گزینههای دیگر را نیز باز نگه داری.
فال کاری مثبت و مناسب استمرار است، اما نتیجه ممکن است فوری نباشد.
تعبیر دوراهی و تصمیم
در بیت 3، «شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را / هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی» آمده است. وصال حتی یک روز در تمام عمر، بهرهای بزرگ دانسته میشود؛ بیت شدت ارزش دیدار را بیان میکند، نه حسابی literal از زمان. گزینهها را بر اساس پیامدهای قابل سنجش مقایسه کن.
پرسشهای رایج درباره این غزل
مهمترین پیام غزل ۴۶۴ برای نیت من چیست؟
مهمترین پیام این است که نیت یا احساست جدی و ماندگار است، اما نتیجه ممکن است به صبر بیشتری نیاز داشته باشد. حافظ وصال را بسیار ارزشمند و ممکن میبیند، ولی در پایان میگوید برای رسیدن به آن باید هجران بیشتری را نیز تحمل کرد. اگر مسیر واقعاً درست و دوطرفه است، تأخیر را فوراً به معنی شکست تعبیر نکن.
آیا غزل ۴۶۴ برای بازگشت و وصال مثبت است؟
بله، وصال در این غزل مقصدی کاملاً زنده و ارزشمند است و حافظ حتی یک روز وصال را حاصل یک عمر میداند. بنابراین از نظر اصل امکان نزدیکی و دیدار، فال مثبت است. اما بیت پایانی نشان میدهد ممکن است این وصال فوری نباشد و فاصله یا انتظار بیشتری لازم شود. بهترین تعبیر، امید زیاد همراه با صبر زیاد است.
بیت «آن دم که با تو باشم یک سال هست روزی...» چه پیامی برای فال دارد؟
این بیت شدت وابستگی عاطفی و تأثیر حضور یا نبود محبوب را نشان میدهد. هنگام بودن با او زمان سریع میگذرد و در دوری حتی لحظهها طولانی میشوند. در فال، این نشانه عشق عمیق است، اما همزمان توصیه میکند تعادل زندگی خود را حفظ کنی تا دوران انتظار تمام انرژی و زمانت را نگیرد.
منظور حافظ از «زین بیشتر بباید بر هجرت احتمالی» چیست؟
در زبان این بیت، «احتمال» میتواند معنای تحمل کردن داشته باشد. حافظ به خودش میگوید اگر وصل دوست را میخواهی، باید آمادگی تحمل هجر و دوری بیشتری داشته باشی. برای فال یعنی نتیجه خوب ممکن است، اما با تأخیر. صبر، استمرار و پرهیز از فشار برای نتیجه فوری اهمیت زیادی دارند.
نتیجه کلی فال غزل ۴۶۴ چیست؟
نتیجه کلی فال بسیار امیدوارکننده از نظر ماندگاری عشق و امکان وصال است، اما زمان تحقق آن ممکن است طولانیتر از انتظار باشد. عشق قوی است، مطلوب ارزشمند است و امید از بین نرفته، ولی دوره فراق هنوز کاملاً پایانیافته نیست. اگر صبر را با حفظ تعادل، عزت و زندگی روزمره همراه کنی، این غزل از ادامه امید حمایت خوبی میکند.
بیشتر درباره پیام این غزل
درس زندگی از این غزل
درس این غزل، جدا کردن امید از پیشگویی است.
در بیت 1، «بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی / خوش باش زان که نبود این هر دو را زوالی» آمده است. زیبایی محبوب و عشق شاعر به کمال رسیدهاند؛ بیت سرشار از ستایش و آرزوی دوام این پیوند است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 2، «در وهم مینگنجد کاندر تصور عقل / آید به هیچ معنی زین خوبتر مثالی» آمده است. عقل در تصور زیبایی محبوب ناتوان میماند؛ این اغراق شاعرانه نشان میدهد که تجربه عشق از بیان منطقی فراتر رفته است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 3، «شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را / هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی» آمده است. وصال حتی یک روز در تمام عمر، بهرهای بزرگ دانسته میشود؛ بیت شدت ارزش دیدار را بیان میکند، نه حسابی literal از زمان. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 4، «آن دم که با تو باشم یک سال هست روزی / وان دم که بی تو باشم یک لحظه هست سالی» آمده است. در حضور محبوب زمان کوتاه و در فراق طولانی میشود؛ این تفاوت، تجربه ذهنی انتظار و شادی را به تصویر میکشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 5، «چون من خیال رویت جانا به خواب بینم / کز خواب مینبیند چشمم به جز خیالی» آمده است. دیدن محبوب در خواب هم با خیال همراه است؛ شاعر از مرز رؤیا و دیدار واقعی آگاه است و خواب را وصال قطعی نمیگیرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 6، «رحم آر بر دل من کز مهر روی خوبت / شد شخص ناتوانم باریک چون هلالی» آمده است. عاشق از فرط مهر و دوری ناتوان شده و طلب رحم میکند؛ نیاز عاطفی را میتوان با بیان روشن و حفظ کرامت پی گرفت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 7، «حافظ مکن شکایت گر وصل دوست خواهی / زین بیشتر بباید بر هجرت احتمالی» آمده است. پایان غزل صبر در برابر هجرت احتمالی را توصیه میکند؛ اگر وصال مطلوب است، شکایت را با بردباری و رفتار سنجیده همراه کن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
پیام کامل حافظ
پیام این غزل: ستایش محبوب، تفاوت زمان در وصال و فراق، و بردباری در دوری. خیال و خواب را نشانه قطعی وصال ندان؛ برای رسیدن به رابطه، تحمل و صبر را با نادیده گرفتن نیازها یا بیاحترامی اشتباه نگیر
در بیت 1، «بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی / خوش باش زان که نبود این هر دو را زوالی» آمده است. زیبایی محبوب و عشق شاعر به کمال رسیدهاند؛ بیت سرشار از ستایش و آرزوی دوام این پیوند است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 2، «در وهم مینگنجد کاندر تصور عقل / آید به هیچ معنی زین خوبتر مثالی» آمده است. عقل در تصور زیبایی محبوب ناتوان میماند؛ این اغراق شاعرانه نشان میدهد که تجربه عشق از بیان منطقی فراتر رفته است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 3، «شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را / هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی» آمده است. وصال حتی یک روز در تمام عمر، بهرهای بزرگ دانسته میشود؛ بیت شدت ارزش دیدار را بیان میکند، نه حسابی literal از زمان. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 4، «آن دم که با تو باشم یک سال هست روزی / وان دم که بی تو باشم یک لحظه هست سالی» آمده است. در حضور محبوب زمان کوتاه و در فراق طولانی میشود؛ این تفاوت، تجربه ذهنی انتظار و شادی را به تصویر میکشد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 5، «چون من خیال رویت جانا به خواب بینم / کز خواب مینبیند چشمم به جز خیالی» آمده است. دیدن محبوب در خواب هم با خیال همراه است؛ شاعر از مرز رؤیا و دیدار واقعی آگاه است و خواب را وصال قطعی نمیگیرد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 6، «رحم آر بر دل من کز مهر روی خوبت / شد شخص ناتوانم باریک چون هلالی» آمده است. عاشق از فرط مهر و دوری ناتوان شده و طلب رحم میکند؛ نیاز عاطفی را میتوان با بیان روشن و حفظ کرامت پی گرفت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
در بیت 7، «حافظ مکن شکایت گر وصل دوست خواهی / زین بیشتر بباید بر هجرت احتمالی» آمده است. پایان غزل صبر در برابر هجرت احتمالی را توصیه میکند؛ اگر وصال مطلوب است، شکایت را با بردباری و رفتار سنجیده همراه کن. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهامبخش از غزل است؛ برای تصمیمهای مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.