✦ دیوان حافظ شیرازی ✦

غزل 462 حافظ؛ یا مبسما یحاکی درجا من اللالی

متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن

موضوع اصلی: فاصله خیال وصال و واقعیت، امید به بخشایش، ارزش امنیت و ناپایداری روزگار
کارت تصویری دو بیت نخست غزل شماره 462 حافظ و خلاصه تعبیر این غزل
دو بیت آغازین و خلاصه تعبیر غزل شماره 462 حافظ

متن غزل شماره 462 حافظ

پخش صوت غزل برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
یا مبسما یحاکی درجا من اللالی یا رب چه درخور آمد گردش خط هلالی
حالی خیال وصلت خوش می دهد فریبم تا خود چه نقش بازد این صورت خیالی
می ده که گر چه گشتم نامه سیاه عالم نومید کی توان بود از لطف لایزالی
ساقی بیار جامی و از خلوتم برون کش تا در به در بگردم قلاش و لاابالی
از چار چیز مگذر گر عاقلی و زیرک امن و شراب بی غش معشوق و جای خالی
چون نیست نقش دوران در هیچ حال ثابت حافظ مکن شکایت تا می خوریم حالی
صافیست جام خاطر در دور آصف عهد قم فاسقنی رحیقا اصفی من الزلال
الملک قد تباهی من جده و جده یا رب که جاودان باد این قدر و این معالی
مسندفروز دولت کان شکوه و شوکت برهان ملک و ملت بونصر بوالمعالی

خلاصه تعبیر این غزل

غزل 462 درباره فاصله خیال وصال و واقعیت، امید به بخشایش، ارزش امنیت و ناپایداری روزگار است. برای نیت تو، پیام اصلی این است: میان امید و شواهد واقعی تفاوت بگذار و برای بهبود شرایط یک اقدام کوچک و سنجیده انتخاب کن. در بیت 1، «یا مُبْسِماً یُحاکي دُرْجاً مِنَ اللِّآلي / یا رب چه درخور آمد گِردَش خط هلالی» آمده است. لبخند مرواریدگون و خط هلالی آغاز غزل را با زیبایی و شیفتگی می‌آراید. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «حالی خیال وصلت خوش می‌دهد فریبم / تا خود چه نقش بازد این صورت خیالی» آمده است. خیال وصال فریب خوشایندی می‌سازد؛ شاعر خود نیز میان امید و واقعیت تفاوت می‌گذارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «می ده که گرچه گشتم نامه‌سیاه عالم / نومید کی توان بود از لطف لایزالی» آمده است. با وجود نامه‌سیاهی، امید به لطف بی‌پایان باقی است؛ گذشته پایان همه فرصت‌ها نیست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «ساقی بیار جامی و از خلوتم برون کش / تا در به در بگردم قَلّاش و لااُبالی» آمده است. بیرون آمدن از خلوت تصویر گسستن از انزوای فرساینده و بازگشت به زندگی است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «از چار چیز مگذر گر عاقلی و زیرک / امن و شرابِ بی‌غش، معشوق و جای خالی» آمده است. امنیت، باده بی‌غش، محبوب و خلوت چهار نعمت‌اند؛ پاکی و آرامش در انتخاب‌ها ارزش دارند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «چون نیست نقش دوران در هیچ حالْ ثابت / حافظ مکن شکایت تا می خوریم حالی» آمده است. ثابت نبودن نقش دوران یادآور ناپایداری رنج و کامیابی است؛ شکایت مداوم سودی ندارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «صافیست جام خاطر در دور آصف عهد / قُمْ فَاسْقِني رَحیقاً أَصْفیٰ مِنَ الزُّلالِ» آمده است. جام صاف خاطر در دوران آصف، صفای محیط و آرامش روان را به هم پیوند می‌دهد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «اَلْمُلْکُ قَد تَباهیٰ مِن جِدِّهِ و جَدِّه / یا رب که جاودان باد این قدر و این معالی» آمده است. دعای دوام عزت و معالی، تمنای پایداری خیر و اعتبار است، نه تضمین جاودانگی قدرت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 9، «مسندفروز دولت، کانِ شکوه و شوکت / برهان ملک و ملت بونصر بوالمعالی» آمده است. ستایش بونصر بوالمعالی در پایان غزل لحن مدحی دارد و باید از پیام عاشقانه ابیات نخست جدا خوانده شود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.

تعبیر فال حافظ غزل 462

غزل ۴۶۲ در مجموع فال امید، وصالِ محتمل، خروج از انزوا و تغییر شرایط است. در آغاز، محبوب با زیبایی خیره‌کننده توصیف می‌شود و در بیت دوم خیال وصال مطرح می‌شود، اما حافظ با هوشیاری می‌گوید هنوز معلوم نیست این صورت خیالی در واقعیت چه نقشی خواهد زد. بیت سوم از قوی‌ترین ابیات امیدبخش شعر است: حتی اگر گذشته خوبی نداشته‌ای، از لطف بی‌پایان الهی نباید ناامید شد. در ادامه، حافظ به خروج از خلوت، بهره بردن از امنیت و عشق و پذیرفتن ناپایداری دنیا دعوت می‌کند. ابیات پایانی نیز از صفای خاطر و حمایت صاحب قدرت سخن می‌گویند. نتیجه کلی فال مثبت است، اما می‌گوید امید را با واقع‌بینی و اقدام همراه کن.

معنی و مفهوم غزل

غزل ۴۶۲ حافظ نه بیت دارد و از نظر ساختار، از زیبایی فردی محبوب آغاز می‌شود و در پایان به مدح شخصیتی صاحب قدرت و شکوه می‌رسد. در میان این دو قطب، حافظ از خیال وصال، امید به لطف الهی، خروج از خلوت، چهار نعمت مطلوب زندگی و ناپایداری دوران سخن می‌گوید. به همین دلیل، شعر فقط یک غزل عاشقانه نیست؛ عشق شخصی، حکمت زندگی و مدح سیاسی در آن کنار هم قرار گرفته‌اند. بیت نخست: «یا مبسماً یحاکی درجاً من اللآلی / یا رب چه درخور آمد گردش خط هلالی». «مبسم» دهان و لبخندگاه است. «درج اللآلی» صندوقچه یا محفظه مرواریدهاست. دهان محبوب با مرواریدهای دندان به چنین صندوقچه‌ای تشبیه می‌شود. در مصراع دوم، خط ظریف اطراف رخ یا لب به هلال تشبیه شده است. دایره صورت، دهان و خط هلالی تصویری دقیق از هندسه زیبایی محبوب می‌سازند. بیت دوم: «حالی خیال وصلت خوش می‌دهد فریبم / تا خود چه نقش بازد این صورت خیالی». «حالی» یعنی در حال حاضر. «صورت خیالی» هم می‌تواند تصویر ذهنی محبوب باشد و هم تصور وصال. حافظ به‌روشنی می‌داند که ممکن است خیال او با واقعیت تفاوت داشته باشد. این خودآگاهی بسیار مهم است. او عاشق است، ولی کاملاً فریب احساس را نخورده؛ خودش می‌گوید خیال وصال مرا «فریب» می‌دهد. «نقش بازد» یعنی چه بازی و نتیجه‌ای نشان خواهد داد. بیت سوم: «می ده که گرچه گشتم نامه‌سیاه عالم / نومید کی توان بود از لطف لایزالی». «نامه‌سیاه» از زبان حساب اعمال و کارنامه می‌آید. حافظ خود را گناهکار و بدکار معرفی می‌کند، ولی این اعتراف به ناامیدی نمی‌انجامد. «لایزال» یعنی بی‌زوال و همیشگی. پس در برابر خطای محدود انسان، لطف نامحدود الهی قرار می‌گیرد. این بیت نمونه‌ای روشن از امید دینی و عرفانی حافظ است. بیت چهارم: «ساقی بیار جامی و از خلوتم برون کش / تا در به در بگردم قلاش و لاابالی». «خلوت» در اینجا می‌تواند هم تنهایی ظاهری و هم گوشه‌گیری ذهنی باشد. ساقی نقش نجات‌دهنده از رکود را دارد. «قلاش» در ادبیات حافظ اغلب رند تهیدست، بی‌تکلف و آزاد از ظاهرپرستی است. «لاابالی» نیز بی‌اعتنایی به قیدهای ریاکارانه را تداعی می‌کند. حافظ می‌خواهد از فضای بسته به حرکت و جهان بیرون بازگردد. بیت پنجم: «از چار چیز مگذر گر عاقلی و زیرک / امن و شراب بی‌غش، معشوق و جای خالی». ساختار بیت شبیه یک حکمت موجز است. چهار عنصر در کنار هم قرار گرفته‌اند. «امن» پیش از همه می‌آید و نشان می‌دهد آسودگی و امنیت پایه است. «شراب بی‌غش» بر خلوص و بی‌تقلبی تأکید دارد. «معشوق» حضور عشق است. «جای خالی» فرصت خلوت، بی‌مزاحمتی و آرامش. این چهارگانه تصویری از زندگی مطلوب حافظانه می‌سازد: امنیت، خلوص، عشق و فراغ. بیت ششم: «چون نیست نقش دوران در هیچ حال ثابت / حافظ مکن شکایت تا می خوریم حالی». «نقش دوران» وضعیت‌ها و صورت‌های متغیر روزگار است. هیچ نقش و حالی پایدار نمی‌ماند. حافظ از این ناپایداری نتیجه‌ای رندانه می‌گیرد: اکنون که فرصتی برای شادی هست، صرف شکایت نکن. این نگاه هم فلسفی است و هم عملی. اگر بدی ثابت نیست، امید داشته باش؛ اگر خوبی ثابت نیست، قدرش را بدان. بیت هفتم: «صافیست جام خاطر در دور آصف عهد / قم فاسقنی رحیقاً اصفی من الزلال». «جام خاطر» استعاره از ذهن و دل است. صاف شدن آن نشان‌دهنده رفع کدورت و اضطراب است. «آصف» در سنت ادبی نام وزیر سلیمان و نماد وزارت خردمندانه است. حافظ شخص مورد مدح را آصف زمان می‌بیند. مصراع عربی می‌گوید برخیز و شرابی به من بنوشان که از آب زلال پاک‌تر باشد. زلالی شراب با صفای خاطر تناسب دارد. بیت هشتم: «الملک قد تباهی من جده و جده / یا رب که جاودان باد این قدر و این معالی». این بیت همچنان در فضای مدح است. «جد» و «جد» با تفاوت حرکت می‌توانند به کوشش، بخت، بزرگی یا نیاکان اشاره کنند و صنعت لفظی زیبایی می‌سازند. ملک و دولت از کوشش و بخت او مباهات می‌کنند. حافظ سپس برای دوام مقام و «معالی» یعنی صفات و مرتبه‌های بلند او دعا می‌کند. بیت نهم: «مسندفروز دولت، کان شکوه و شوکت / برهان ملک و ملت بونصر بوالمعالی». این بیت کاملاً مدحی است. «مسندفروز» یعنی کسی که تخت و دستگاه دولت از حضورش رونق و روشنی می‌گیرد. «کان شکوه و شوکت» یعنی معدن عظمت و قدرت. «برهان ملک و ملت» نیز او را دلیل و پشتوانه حکومت و جامعه معرفی می‌کند. نام بونصر بوالمعالی نشان می‌دهد پایان غزل به شخصی تاریخی و صاحب مقام اختصاص یافته است. از نظر ساختاری، غزل حرکت جالبی دارد. از چهره محبوب آغاز می‌شود، به دل عاشق و وضعیت فردی می‌رسد، سپس به حکمت درباره زندگی و سرانجام به فضای اجتماعی و سیاسی وارد می‌شود. این حرکت از «فرد» به «جهان» و از «عشق» به «نظم و حمایت» سبب می‌شود فال نیز فقط عاشقانه تعبیر نشود. در نیت‌های کاری یا اجتماعی، ابیات پایانی اهمیت زیادی دارند و می‌توانند از حمایت، ثبات و اعتبار خبر دهند. در نیت عاشقانه، دو بیت نخست و مفهوم خیال وصال کلیدی‌اند. در نیت شخصی، بیت لطف لایزالی و ناپایداری دوران بیشترین امید را می‌دهند.

پیام حافظ به زبان ساده

«فاصله خیال وصال و واقعیت، امید به بخشایش، ارزش امنیت و ناپایداری روزگار؛ راه درست از تشخیص آرزو و واقعیت می‌گذرد.»
فاصله خیال وصال و واقعیت، امید به بخشایش، ارزش امنیت و ناپایداری روزگار. میان امید و شواهد واقعی تفاوت بگذار و برای بهبود شرایط یک اقدام کوچک و سنجیده انتخاب کن. خیال دلنشین را وعده قطعی آینده ندان؛ برای گریز از تنهایی دست به رفتار بی‌محابا نزن

بیت برجسته غزل

تعبیر این غزل برای نیت‌های مختلف

موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.

تعبیر عاشقانه
در نیت عاشقانه، غزل ۴۶۲ بسیار امیدوارکننده است ولی وعده وصال قطعی نمی‌دهد. محبوب در آغاز بسیار زیبا و دلربا توصیف شده و «خیال وصال» شیرین است. اما حافظ خودش می‌پرسد این صورت خیالی در نهایت چه نقشی خواهد زد. این یعنی ممکن است عشق و امید زیاد باشند، ولی هنوز نتیجه عملی باید روشن شود. اگر در گذشته اشتباه یا فاصله‌ای ایجاد شده، بیت لطف لایزالی امید خوبی برای جبران می‌دهد. اگر رابطه سالم و متقابل است، امنیت، صداقت و خلوت آرام در کنار محبوب از نشانه‌های مثبت‌اند. فال عاشقانه مثبت است، به شرط اینکه خیال شیرین با رفتار واقعی و پاسخ متقابل همراه شود.
تعبیر گشایش
در بیت 1، «یا مُبْسِماً یُحاکي دُرْجاً مِنَ اللِّآلي / یا رب چه درخور آمد گِردَش خط هلالی» آمده است. لبخند مرواریدگون و خط هلالی آغاز غزل را با زیبایی و شیفتگی می‌آراید. گشایش در اینجا بیش از هر چیز به روشن شدن راه و تغییر نگاه اشاره دارد.
تعبیر کار و آینده شغلی
در نیت کاری، غزل ۴۶۲ نشانه‌های خوبی از حمایت، صفای ذهن، اعتبار و ثبات جایگاه دارد. ابیات پایانی درباره آصف عهد و صاحب شکوه می‌توانند نماد مدیر، حامی یا فردی بانفوذ باشند که حضورش شرایط را بهتر می‌کند. اگر برای پروژه، استخدام، ارتقا یا تأیید منتظر فردی تصمیم‌گیرنده هستی، امکان حمایت وجود دارد. بااین‌حال، همان‌طور که خیال وصال در بیت دوم هنوز نیازمند تحقق است، وعده یا امید کاری نیز باید به سند و اقدام واقعی تبدیل شود. فال کاری خوب است، مخصوصاً برای همکاری با افراد معتبر و تثبیت جایگاه.
تعبیر دوراهی و تصمیم
در بیت 3، «می ده که گرچه گشتم نامه‌سیاه عالم / نومید کی توان بود از لطف لایزالی» آمده است. با وجود نامه‌سیاهی، امید به لطف بی‌پایان باقی است؛ گذشته پایان همه فرصت‌ها نیست. گزینه‌ها را بر اساس پیامدهای قابل سنجش مقایسه کن.

قدم بعدی پس از خواندن فال

میان امید و شواهد واقعی تفاوت بگذار و برای بهبود شرایط یک اقدام کوچک و سنجیده انتخاب کن

پرسش‌های رایج درباره این غزل

مهم‌ترین پیام غزل ۴۶۲ برای نیت من چیست؟
مهم‌ترین پیام این است که امید خوبی وجود دارد، اما باید میان خیال و واقعیت تفاوت بگذاری. چیزی که در ذهنت بسیار زیبا و نزدیک به نظر می‌رسد هنوز ممکن است نیازمند اثبات در عمل باشد. اگر خطایی در گذشته داشته‌ای، ناامید نشو. شرایط ثابت نیست و امکان تغییر وجود دارد. با واقع‌بینی و حرکت دوباره، شانس گشایش خوب است.
آیا غزل ۴۶۲ برای وصال و رابطه عاشقانه مثبت است؟
بله، اصل خیال وصال و زیبایی محبوب فضای عاشقانه مثبتی ایجاد می‌کنند، اما خود حافظ می‌گوید باید دید این صورت خیالی چه نقشی خواهد زد. بنابراین وصال ممکن است، ولی هنوز قطعی و تثبیت‌شده نیست. اگر طرف مقابل رفتار متقابل، امنیت و صداقت نشان می‌دهد، تعبیر فال بسیار مثبت‌تر می‌شود. اگر فقط در ذهن و آرزوست، ابتدا واقعیت رابطه را روشن کن.
بیت «نومید کی توان بود از لطف لایزالی» برای فال چه معنایی دارد؟
این بیت یکی از قوی‌ترین پیام‌های امید در غزل است. حتی اگر اشتباه، شکست یا سابقه‌ای دشوار وجود داشته، هنوز امکان بخشش، جبران و شروع دوباره هست. در عشق، عذرخواهی و اصلاح واقعی می‌تواند راه را باز کند؛ در کار، شکست گذشته پایان مسیر نیست؛ و در زندگی شخصی، نباید خودت را برای همیشه با خطاهای قبلی تعریف کنی.
منظور حافظ از چهار چیز «امن، شراب بی‌غش، معشوق و جای خالی» چیست؟
این چهار مورد تصویری از زندگی مطلوب و آرام‌اند: امنیت، خلوص و صداقت، عشق و همراهی، و فضایی برای فراغ و آسودگی. در فال، این بیت می‌تواند معیار خوبی برای تصمیم باشد. اگر انتخابی جذاب است ولی امنیت و صداقت ندارد، ارزش آن کمتر می‌شود. اگر رابطه‌ای محبت، آرامش، خلوص و فضای سالم ایجاد می‌کند، نشانه بسیار بهتری است.
نتیجه کلی فال غزل ۴۶۲ چیست؟
نتیجه کلی فال مثبت و رو به گشایش است. خیال وصال، لطف بی‌پایان، خروج از خلوت، صفای خاطر و حمایت فردی صاحب‌نفوذ همگی نشانه‌های خوب‌اند. مهم‌ترین هشدار این است که تصور را جای واقعیت نگذاری و بدانی هیچ وضعیت دنیا ثابت نیست. اگر امیدوار، واقع‌بین و فعال باشی، احتمال بهتر شدن شرایط زیاد است.

بیشتر درباره پیام این غزل

درس زندگی از این غزل
درس این غزل، جدا کردن امید از پیشگویی است. در بیت 1، «یا مُبْسِماً یُحاکي دُرْجاً مِنَ اللِّآلي / یا رب چه درخور آمد گِردَش خط هلالی» آمده است. لبخند مرواریدگون و خط هلالی آغاز غزل را با زیبایی و شیفتگی می‌آراید. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «حالی خیال وصلت خوش می‌دهد فریبم / تا خود چه نقش بازد این صورت خیالی» آمده است. خیال وصال فریب خوشایندی می‌سازد؛ شاعر خود نیز میان امید و واقعیت تفاوت می‌گذارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «می ده که گرچه گشتم نامه‌سیاه عالم / نومید کی توان بود از لطف لایزالی» آمده است. با وجود نامه‌سیاهی، امید به لطف بی‌پایان باقی است؛ گذشته پایان همه فرصت‌ها نیست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «ساقی بیار جامی و از خلوتم برون کش / تا در به در بگردم قَلّاش و لااُبالی» آمده است. بیرون آمدن از خلوت تصویر گسستن از انزوای فرساینده و بازگشت به زندگی است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «از چار چیز مگذر گر عاقلی و زیرک / امن و شرابِ بی‌غش، معشوق و جای خالی» آمده است. امنیت، باده بی‌غش، محبوب و خلوت چهار نعمت‌اند؛ پاکی و آرامش در انتخاب‌ها ارزش دارند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «چون نیست نقش دوران در هیچ حالْ ثابت / حافظ مکن شکایت تا می خوریم حالی» آمده است. ثابت نبودن نقش دوران یادآور ناپایداری رنج و کامیابی است؛ شکایت مداوم سودی ندارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «صافیست جام خاطر در دور آصف عهد / قُمْ فَاسْقِني رَحیقاً أَصْفیٰ مِنَ الزُّلالِ» آمده است. جام صاف خاطر در دوران آصف، صفای محیط و آرامش روان را به هم پیوند می‌دهد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «اَلْمُلْکُ قَد تَباهیٰ مِن جِدِّهِ و جَدِّه / یا رب که جاودان باد این قدر و این معالی» آمده است. دعای دوام عزت و معالی، تمنای پایداری خیر و اعتبار است، نه تضمین جاودانگی قدرت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 9، «مسندفروز دولت، کانِ شکوه و شوکت / برهان ملک و ملت بونصر بوالمعالی» آمده است. ستایش بونصر بوالمعالی در پایان غزل لحن مدحی دارد و باید از پیام عاشقانه ابیات نخست جدا خوانده شود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.
پیام کامل حافظ
پیام این غزل: فاصله خیال وصال و واقعیت، امید به بخشایش، ارزش امنیت و ناپایداری روزگار. خیال دلنشین را وعده قطعی آینده ندان؛ برای گریز از تنهایی دست به رفتار بی‌محابا نزن در بیت 1، «یا مُبْسِماً یُحاکي دُرْجاً مِنَ اللِّآلي / یا رب چه درخور آمد گِردَش خط هلالی» آمده است. لبخند مرواریدگون و خط هلالی آغاز غزل را با زیبایی و شیفتگی می‌آراید. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 2، «حالی خیال وصلت خوش می‌دهد فریبم / تا خود چه نقش بازد این صورت خیالی» آمده است. خیال وصال فریب خوشایندی می‌سازد؛ شاعر خود نیز میان امید و واقعیت تفاوت می‌گذارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 3، «می ده که گرچه گشتم نامه‌سیاه عالم / نومید کی توان بود از لطف لایزالی» آمده است. با وجود نامه‌سیاهی، امید به لطف بی‌پایان باقی است؛ گذشته پایان همه فرصت‌ها نیست. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 4، «ساقی بیار جامی و از خلوتم برون کش / تا در به در بگردم قَلّاش و لااُبالی» آمده است. بیرون آمدن از خلوت تصویر گسستن از انزوای فرساینده و بازگشت به زندگی است. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 5، «از چار چیز مگذر گر عاقلی و زیرک / امن و شرابِ بی‌غش، معشوق و جای خالی» آمده است. امنیت، باده بی‌غش، محبوب و خلوت چهار نعمت‌اند؛ پاکی و آرامش در انتخاب‌ها ارزش دارند. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 6، «چون نیست نقش دوران در هیچ حالْ ثابت / حافظ مکن شکایت تا می خوریم حالی» آمده است. ثابت نبودن نقش دوران یادآور ناپایداری رنج و کامیابی است؛ شکایت مداوم سودی ندارد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 7، «صافیست جام خاطر در دور آصف عهد / قُمْ فَاسْقِني رَحیقاً أَصْفیٰ مِنَ الزُّلالِ» آمده است. جام صاف خاطر در دوران آصف، صفای محیط و آرامش روان را به هم پیوند می‌دهد. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 8، «اَلْمُلْکُ قَد تَباهیٰ مِن جِدِّهِ و جَدِّه / یا رب که جاودان باد این قدر و این معالی» آمده است. دعای دوام عزت و معالی، تمنای پایداری خیر و اعتبار است، نه تضمین جاودانگی قدرت. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست. در بیت 9، «مسندفروز دولت، کانِ شکوه و شوکت / برهان ملک و ملت بونصر بوالمعالی» آمده است. ستایش بونصر بوالمعالی در پایان غزل لحن مدحی دارد و باید از پیام عاشقانه ابیات نخست جدا خوانده شود. این تصویر را باید با موقعیت و رفتار واقعی افراد سنجید؛ زبان فال راهی برای تأمل است و خبر قطعی از آینده نیست.

تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهام‌بخش از غزل است؛ برای تصمیم‌های مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.