✦ دیوان حافظ شیرازی ✦

غزل 346 حافظ؛ من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم

متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن

موضوع اصلی: آزادگی رندانه، ارزش گوهر عشق، قناعت و دوری از داوری ریاکارانه
کارت تصویری دو بیت نخست غزل شماره 346 حافظ و خلاصه تعبیر این غزل
دو بیت آغازین و خلاصه تعبیر غزل شماره 346 حافظ

متن غزل شماره 346 حافظ

پخش صوت غزل برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم محتسب داند که من این کارها کمتر کنم
من که عیب توبه کاران کرده باشم بارها توبه از می وقت گل دیوانه باشم گر کنم
عشق دردانه ست و من غواص و دریا میکده سر فروبردم در آن جا تا کجا سر برکنم
لاله ساغرگیر و نرگس مست و بر ما نام فسق داوری دارم بسی یا رب که را داور کنم
بازکش یک دم عنان ای ترک شهرآشوب من تا ز اشک و چهره راهت پرزر و گوهر کنم
من که از یاقوت و لعل اشک دارم گنج ها کی نظر در فیض خورشید بلنداختر کنم
چون صبا مجموعه گل را به آب لطف شست کجدلم خوان گر نظر بر صفحه دفتر کنم
عهد و پیمان فلک را نیست چندان اعتبار عهد با پیمانه بندم شرط با ساغر کنم
من که دارم در گدایی گنج سلطانی به دست کی طمع در گردش گردون دون پرور کنم
گر چه گردآلود فقرم شرم باد از همتم گر به آب چشمه خورشید دامن تر کنم
عاشقان را گر در آتش می پسندد لطف دوست تنگ چشمم گر نظر در چشمه کوثر کنم
دوش لعلش عشوه ای می داد حافظ را ولی من نه آنم کز وی این افسانه ها باور کنم

خلاصه تعبیر این غزل

غزل 346 با مطلع «من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم» درباره آزادگی رندانه، ارزش گوهر عشق، قناعت و دوری از داوری ریاکارانه است. غواص عشق در دل میکده به جست‌وجوی دردانه می‌رود و گدای غزل گنج سلطانی در دست دارد؛ این تصاویر ارزش درونی و امکان حفظ عزت در شرایط دشوار را برجسته می‌کنند. عشوه و وعده را با وفاداری ثابت‌شده یکی نگیر؛ همچنین برای اثبات حقانیت خود، به همان قضاوت تند محتسبانه دچار نشو. بیت 1، «من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم / محتسب داند که من این کارها کمتر کنم»: پایداری رند در عشق و نقد نگاه محتسب. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. بیت 2، «من که عیب توبه‌کاران کرده باشم بارها / توبه از می وقت گل دیوانه باشم گر کنم»: نقد توبه نمایشی و تناقض داوری درباره دیگران. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. بیت 3، «عشق دردانه‌ست و من غواص و دریا میکده / سر فروبردم در آن جا تا کجا سر برکنم»: غواصی در دریای میکده برای گوهر عشق. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. بیت 4، «لاله ساغرگیر و نرگس مست و بر ما نام فسق / داوری دارم بسی یا رب که را داور کنم»: همراهی طبیعت با شادی و ناعادلانه بودن انگ فسق. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. بیت 5، «بازکش یک دم عنان ای ترک شهرآشوب من / تا ز اشک و چهره راهت پر زر و گوهر کنم»: درخواست مکث محبوب و تبدیل اشک به گوهر. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. بیت 6، «من که از یاقوت و لعل اشک دارم گنج‌ها / کی نظر در فیض خورشید بلنداختر کنم»: گنج درونی اشک در برابر شکوه خورشید. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. بیت 7، «چون صبا مجموعه گل را به آب لطف شست / کج دلم خوان گر نظر بر صفحه دفتر کنم»: طراوت گل و برتری تجربه زنده بر دفتر. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. بیت 8، «عهد و پیمان فلک را نیست چندان اعتبار / عهد با پیمانه بندم شرط با ساغر کنم»: بی‌اعتباری پیمان فلک و انتخاب وفاداری قلبی. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. بیت 9، «من که دارم در گدایی گنج سلطانی به دست / کی طمع در گردش گردون دون‌پرور کنم»: گنج سلطانی قناعت در لباس گدایی. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. بیت 10، «گر چه گردآلود فقرم شرم باد از همتم / گر به آب چشمه خورشید دامن تر کنم»: حفظ بلندهمتی حتی در فقر. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. بیت 11، «عاشقان را گر در آتش می‌پسندد لطف دوست / تنگ چشمم گر نظر در چشمه کوثر کنم»: پذیرش دشواری عشق بدون معامله با پاداش. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. بیت 12، «دوش لعلش عشوه‌ای می‌داد حافظ را ولی / من نه آنم کز وی این افسانه‌ها باور کنم»: احتیاط در باور عشوه و وعده بی‌پشتوانه. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. جمع‌بندی اختصاصی: یک خواسته اصیل را از توقع دیگران جدا کن و برای آن گامی بردار که با عزت نفس و تعهد واقعی سازگار باشد. عاشق با اشک راه محبوب را زر و گوهر می‌کند، ولی در بیت پایانی از باور بی‌چون‌وچرای عشوه پرهیز دارد؛ عشق را با سنجش رفتار و صداقت همراه کن. گنج سلطانی در گدایی نماد سرمایه درونی است؛ در کار به مهارت و اعتبار خویش تکیه کن و برای وعده‌های پرزرق‌وبرق ارزش بی‌دلیل قائل نشو.

تعبیر فال حافظ غزل 346

این فال درباره استقلال، عزت نفس، عشق عمیق، بی‌اعتنایی به قضاوت دیگران و تشخیص وعده واقعی از حرف‌های زیباست. ممکن است در شرایطی باشی که اطرافیان درباره انتخاب تو نظرهای زیادی بدهند، اما غزل توصیه می‌کند تصمیم خود را فقط بر اساس حرف مردم تغییر ندهی. در عین حال، حافظ ساده‌لوح هم نیست. او در پایان حتی عشوه محبوب را بدون بررسی نمی‌پذیرد. بنابراین این فال همزمان دو پیام دارد: برای خواسته واقعی خود شجاعت داشته باش و در برابر وعده‌های بدون عمل نیز هوشیار بمان. غزل همچنین از گنجی سخن می‌گوید که در گدایی به دست آمده است. این مضمون می‌تواند نشان دهد که ارزشمندترین داشته تو لزوماً پول، مقام یا تأیید دیگران نیست. تجربه، استعداد، عشق، استقلال و عزت نفس نیز می‌توانند گنج‌هایی باشند که باید حفظ شوند. در مجموع، فال نشانه قدرت درونی و امکان رسیدن به خواسته‌ای ارزشمند است، اما موفقیت آن زمانی پایدار می‌شود که با شناخت و واقع‌بینی همراه باشد. به حرف‌های زیبا دل نبند؛ رفتار واقعی را ببین.

معنی و مفهوم غزل

غزل با جمله‌ای قاطع آغاز می‌شود: حافظ خود را آن رندی نمی‌داند که بتواند شاهد و ساغر را ترک کند. در زبان حافظ، شاهد و ساغر فقط به معنای معشوق و شراب ظاهری نیستند؛ می‌توانند نماد عشق، شور زندگی، رهایی و تجربه مستقیم باشند. بنابراین شاعر از همان ابتدا در برابر تحمیل ظاهری و قضاوت بیرونی مقاومت می‌کند. در بیت نخست، «محتسب» نماینده نگاه رسمی و قضاوت‌گر است. حافظ می‌گوید محتسب می‌داند که او این کارها را کمتر می‌کند؛ نوعی شوخی رندانه که میان ظاهر و باطن فاصله می‌گذارد. در تعبیر فال، این بیت می‌تواند به شرایطی اشاره کند که دیگران درباره رفتار تو قضاوت می‌کنند، در حالی که واقعیت زندگی تو پیچیده‌تر از چیزی است که آنها می‌بینند. در بیت دوم، حافظ کسی است که بارها عیب توبه‌کاران را گفته، اما خودش در وقت گل حاضر نیست از می توبه کند. این تناقض ظاهری بخشی از رندی حافظ است. او به جای ادعای پاکی مطلق، ضعف و میل انسانی را می‌پذیرد. در فال، این بیت می‌تواند توصیه کند که تصمیم‌های خود را با شناخت واقعی از خودت بگیری، نه با تصویری آرمانی که مجبور باشی دائماً آن را حفظ کنی. بیت سوم یکی از مهم‌ترین ابیات غزل است: عشق «دردانه» است و حافظ غواصی است که در دریای میکده فرو رفته است. گوهر در عمق دریا پیدا می‌شود و غواص باید جرئت فرو رفتن داشته باشد. در تعبیر فال، خواسته‌ای که واقعاً ارزشمند است ممکن است نیازمند ورود عمیق به مسئله، صبر و تحمل خطرهای منطقی باشد. بیت چهارم فضای انتقادی غزل را بیشتر می‌کند. لاله ساغر در دست دارد و نرگس مست است، اما نام فسق بر حافظ گذاشته می‌شود. او از خدا می‌پرسد این داوری ناعادلانه را نزد چه کسی ببرد. در تعبیر فال، اگر احساس می‌کنی درباره تو قضاوت نادرستی شده، این بیت با وضعیت تو ارتباط دارد. با این حال، حافظ به جای گرفتار شدن در دعوای دائمی با قضاوت‌کنندگان، آن را به زبان طنز و رندی بیان می‌کند. در بیت پنجم، معشوق «ترک شهرآشوب» است و حافظ از او می‌خواهد لحظه‌ای عنان را بکشد تا از اشک و چهره خود راه او را با زر و گوهر بیاراید. اشک خونین و چهره زرد عاشق به طلا و جواهر تشبیه می‌شوند. در سطح فال، این بیت از فداکاری و شدت احساس سخن می‌گوید. اگر برای خواسته‌ای مهم تلاش می‌کنی، ممکن است هزینه عاطفی یا زمانی زیادی پرداخت کرده باشی. بیت ششم نقطه مهمی از عزت نفس غزل است. حافظ می‌گوید از اشک خود گنج‌هایی از یاقوت و لعل دارد و بنابراین چشم به فیض خورشید بلنداختر نمی‌دوزد. او چیزی ارزشمند در اختیار دارد و برای ارزشمند شدن منتظر قدرت بیرونی نیست. در تعبیر فال، این می‌تواند نشانه آن باشد که سرمایه اصلی تو در خودت، تجربه‌ات یا چیزی است که تاکنون ساخته‌ای. در بیت هفتم، حافظ از پاکی و لطف صبا سخن می‌گوید و اعلام می‌کند اگر بخواهد به صفحه دفتر نگاه کند و حقیقت را نبیند، باید او را کج‌دل دانست. در اینجا توجه به پاکی نیت و روشن بودن نگاه اهمیت دارد. در فال، اگر نیت تو پاک است، بهتر است رفتار روشن و ثابت داشته باشی و از توضیح دادن افراطی خودت برای دیگران پرهیز کنی. بیت هشتم درباره بی‌اعتباری عهد فلک است. حافظ می‌گوید به پیمان فلک چندان اعتماد ندارد و عهد خود را با پیمانه و شرط خود را با ساغر می‌کند. در تعبیر فال، این بیت هشداری جدی درباره وعده‌های ناپایدار است. اگر کسی قولی داده، آن را تا زمانی که در عمل ثابت نشده قطعی ندان. در بیت نهم، حافظ می‌گوید در گدایی گنج سلطانی به دست آورده است. این پارادوکس نشان می‌دهد که چیزی بسیار ارزشمند می‌تواند از راهی غیرمتعارف به دست آید. در تعبیر فال، شاید تو در شرایطی هستی که از نظر ظاهری امکانات زیادی نداری، اما یک توانایی، تجربه یا رابطه ارزشمند در اختیار داری که از نظر واقعی سرمایه بزرگی است. در بیت دهم، حافظ فقر ظاهری را می‌پذیرد، اما حاضر نیست برای شستن گرد فقر دامن خود را به آب چشمه خورشید بزند. اینجا عزت نفس از ثروت مهم‌تر است. در فال، این بیت توصیه می‌کند برای رسیدن به پول، مقام یا تأیید دیگران از اصول مهم زندگی خود عبور نکنی. بیت یازدهم عشق را به آتش پیوند می‌دهد. اگر لطف دوست عاشقان را در آتش می‌پسندد، حافظ از چشمه کوثر چشم نمی‌پوشد اما تنگ‌نظر نیز نیست. این بیت نشان می‌دهد که عشق واقعی ممکن است همراه با رنج باشد، ولی عاشق حاضر است هزینه آن را بپردازد چون ارزش مقصد را می‌داند. در بیت پایانی، حافظ پس از تمام این حرف‌ها، به وعده محبوب با دیده تردید نگاه می‌کند. لعل او عشوه‌ای کرده، اما حافظ می‌گوید من کسی نیستم که این افسانه‌ها را باور کنم. این پایان نشان می‌دهد که رندی حافظ در نهایت به هوشیاری می‌رسد: می‌توان عاشق بود و در عین حال فریب وعده‌های بی‌پشتوانه را نخورد. در مجموع، غزل ترکیبی از عشق، رندی، آزادی، عزت نفس و هوشیاری است. حافظ نمی‌خواهد عشق را انکار کند، اما نمی‌خواهد عقل و تجربه را نیز به پای وعده‌های زیبا قربانی کند. بنابراین پیام فال این است که با دل زندگی کن، اما چشم خود را باز نگه دار.

پیام حافظ به زبان ساده

««من که دارم در گدایی گنج سلطانی به دست / کی طمع در گردش گردون دون‌پرور کنم»؛ گنج سلطانی قناعت در لباس گدایی.»
غواص عشق در دل میکده به جست‌وجوی دردانه می‌رود و گدای غزل گنج سلطانی در دست دارد؛ این تصاویر ارزش درونی و امکان حفظ عزت در شرایط دشوار را برجسته می‌کنند. یک خواسته اصیل را از توقع دیگران جدا کن و برای آن گامی بردار که با عزت نفس و تعهد واقعی سازگار باشد.

بیت برجسته غزل

تعبیر این غزل برای نیت‌های مختلف

موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.

تعبیر عاشقانه
در زمینه عشق، این غزل یکی از روشن‌ترین تصاویر حافظ از عشق همراه با رندی است. حافظ می‌گوید نمی‌تواند از شاهد و ساغر دست بکشد و حتی توبه ظاهری را نیز جدی نمی‌گیرد. اگر تو نیز نسبت به شخصی احساس عمیقی داری، این غزل نشان می‌دهد که احساس تو سطحی نیست. با این حال، پایان غزل بسیار مهم است. محبوب عشوه‌ای نشان داده، اما حافظ می‌گوید من کسی نیستم که این افسانه‌ها را باور کنم. بنابراین اگر شخص مورد علاقه‌ات وعده‌ای درباره آینده رابطه داده، فقط به حرف او اکتفا نکن و ببین آیا رفتار و تصمیم‌هایش نیز همان را تأیید می‌کند. اگر در رابطه هستی، غزل به شدت بر حفظ شور و علاقه تأکید دارد، اما همزمان از ساده‌لوحی دوری می‌کند. رابطه سالم نیازمند عشق، اعتماد و عمل متقابل است. اگر مجرد هستی و فردی وارد زندگی‌ات شده، ممکن است کشش و جذابیت زیادی میان شما وجود داشته باشد. با این حال، قبل از وابستگی شدید، شناخت کافی به دست بیاور و ببین آیا علاقه او در عمل نیز پایدار است. اگر از رابطه‌ای جدا شده‌ای، این غزل می‌تواند نشان دهد که هنوز احساس وجود دارد، اما نباید هر وعده‌ای درباره بازگشت را باور کنی. اگر بازگشتی قرار است شکل بگیرد، باید در رفتار واقعی دو طرف دیده شود. پیام عاشقانه غزل این است: دل داشته باش، اما عقل را کنار نگذار. عشق واقعی نیازی ندارد با وعده‌های زیبا دائماً خود را ثابت کند؛ در رفتار دیده می‌شود.
تعبیر گشایش
غواص عشق در دل میکده به جست‌وجوی دردانه می‌رود و گدای غزل گنج سلطانی در دست دارد؛ این تصاویر ارزش درونی و امکان حفظ عزت در شرایط دشوار را برجسته می‌کنند. یک خواسته اصیل را از توقع دیگران جدا کن و برای آن گامی بردار که با عزت نفس و تعهد واقعی سازگار باشد.
تعبیر کار و آینده شغلی
در زمینه کار، غزل بر استقلال، عزت نفس و بی‌نیازی از تأیید دیگران تأکید دارد. ممکن است در محیط کاری احساس کنی دیگران درباره توانایی یا انتخاب‌های تو قضاوت می‌کنند. در چنین شرایطی بهتر است کیفیت عملکردت را معیار قرار دهی، نه حرف اطرافیان. بیت مربوط به «گنج سلطانی» می‌تواند نماد مهارت، تجربه یا فرصتی باشد که همین حالا در اختیار توست. شاید برای پیشرفت بیش از اندازه به حمایت افراد بانفوذ یا تأیید مدیران وابسته شده‌ای، در حالی که بخشی از سرمایه اصلی موفقیت در توانایی خودت قرار دارد. بیت مربوط به فقر نیز هشدار می‌دهد که برای موقعیت شغلی یا مالی، اصول خود را زیر پا نگذاری. اگر پیشنهادی با عزت، آرامش یا ارزش‌های اصلی تو سازگار نیست، صرفاً به خاطر پول آن را نپذیر. اگر کسی در محیط کار وعده‌ای به تو داده، مانند وعده ارتقا یا همکاری، آن را تا زمانی که در عمل اتفاق نیفتاده قطعی فرض نکن. قرارداد، زمان‌بندی و مسئولیت‌ها را روشن کن. در مجموع، مسیر کاری تو با اتکا به توانایی‌های خودت و حفظ استقلال بهتر پیش می‌رود. برای پیشرفت تلاش کن، اما ارزش خودت را به تأیید یک مدیر یا فرد قدرتمند وابسته نکن.
تعبیر دوراهی و تصمیم
عشوه و وعده را با وفاداری ثابت‌شده یکی نگیر؛ همچنین برای اثبات حقانیت خود، به همان قضاوت تند محتسبانه دچار نشو. گزینه‌ها را بر اساس ارزش، هزینه و پیامد مقایسه کن.

قدم بعدی پس از خواندن فال

یک خواسته اصیل را از توقع دیگران جدا کن و برای آن گامی بردار که با عزت نفس و تعهد واقعی سازگار باشد.

پرسش‌های رایج درباره این غزل

پیام اصلی غزل ۳۴۶ برای نیت من چیست؟
پیام اصلی غزل این است که برای خواسته‌ای که واقعاً ارزشمند است، استقلال فکری و عزت نفس خود را حفظ کن. به قضاوت دیگران وابسته نباش، اما هر وعده‌ای را نیز بدون دلیل باور نکن. اگر نیتت ارزشمند است، برای آن تلاش کن و هزینه منطقی‌اش را بپرداز، ولی رفتار واقعی را معیار قرار بده.
اگر شخص مورد علاقه‌ام به من وعده‌ای داده باشد، این غزل چه می‌گوید؟
بیت پایانی غزل دقیقاً بر همین موضوع تأکید دارد. حافظ عشوه و وعده محبوب را می‌بیند، اما می‌گوید آن‌قدر ساده نیست که هر افسانه‌ای را باور کند. بنابراین امید داشته باش، اما وعده را تا زمانی که در عمل ثابت نشده قطعی ندان. رفتار، تصمیم و مسئولیت‌پذیری طرف مقابل مهم‌تر از حرف‌های زیباست.
آیا این غزل برای عشق و ازدواج نشانه مثبتی دارد؟
از نظر شدت عشق و کشش عاطفی، غزل بسیار مثبت است و از دلبستگی عمیق سخن می‌گوید. اما برای ازدواج یک هشدار مهم نیز دارد: عشق نباید باعث شود وعده‌های بدون پشتوانه را باور کنی. اگر رابطه‌ای جدی است، باید علاوه بر احساس، تعهد، رفتار عملی، سازگاری و برنامه واقعی برای آینده وجود داشته باشد.
منظور حافظ از «گنج سلطانی» چیست؟
حافظ می‌گوید در گدایی گنج سلطانی به دست آورده است؛ یعنی چیزی بسیار ارزشمند در اختیار دارد که برای داشتن آن به ثروت و قدرت ظاهری وابسته نیست. در تعبیر فال، این گنج می‌تواند نماد تجربه، عشق، معرفت، استعداد، عزت نفس یا سرمایه‌ای درونی باشد. بنابراین ارزش خودت را فقط با پول و موقعیت دیگران مقایسه نکن.
اگر دیگران با خواسته یا انتخاب من مخالفت کنند، این غزل چه می‌گوید؟
بیت‌های مربوط به محتسب و داوری نشان می‌دهند که قضاوت دیگران همیشه عادلانه و دقیق نیست. بنابراین مخالفت دیگران به‌تنهایی دلیل اشتباه بودن انتخاب تو نیست. با این حال، استقلال فکری با لجبازی فرق دارد؛ دلیل مخالفت‌ها را بررسی کن و اگر نکته منطقی وجود دارد، آن را جدی بگیر. تصمیم نهایی باید بر اساس واقعیت و شناخت باشد، نه صرفاً حرف مردم.

بیشتر درباره پیام این غزل

درس زندگی از این غزل
غزل 346 با مطلع «من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم» درباره آزادگی رندانه، ارزش گوهر عشق، قناعت و دوری از داوری ریاکارانه است. غواص عشق در دل میکده به جست‌وجوی دردانه می‌رود و گدای غزل گنج سلطانی در دست دارد؛ این تصاویر ارزش درونی و امکان حفظ عزت در شرایط دشوار را برجسته می‌کنند. عشوه و وعده را با وفاداری ثابت‌شده یکی نگیر؛ همچنین برای اثبات حقانیت خود، به همان قضاوت تند محتسبانه دچار نشو. بیت 1، «من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم / محتسب داند که من این کارها کمتر کنم»: پایداری رند در عشق و نقد نگاه محتسب. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. بیت 2، «من که عیب توبه‌کاران کرده باشم بارها / توبه از می وقت گل دیوانه باشم گر کنم»: نقد توبه نمایشی و تناقض داوری درباره دیگران. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. بیت 3، «عشق دردانه‌ست و من غواص و دریا میکده / سر فروبردم در آن جا تا کجا سر برکنم»: غواصی در دریای میکده برای گوهر عشق. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. بیت 4، «لاله ساغرگیر و نرگس مست و بر ما نام فسق / داوری دارم بسی یا رب که را داور کنم»: همراهی طبیعت با شادی و ناعادلانه بودن انگ فسق. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. بیت 5، «بازکش یک دم عنان ای ترک شهرآشوب من / تا ز اشک و چهره راهت پر زر و گوهر کنم»: درخواست مکث محبوب و تبدیل اشک به گوهر. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. بیت 6، «من که از یاقوت و لعل اشک دارم گنج‌ها / کی نظر در فیض خورشید بلنداختر کنم»: گنج درونی اشک در برابر شکوه خورشید. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. بیت 7، «چون صبا مجموعه گل را به آب لطف شست / کج دلم خوان گر نظر بر صفحه دفتر کنم»: طراوت گل و برتری تجربه زنده بر دفتر. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. بیت 8، «عهد و پیمان فلک را نیست چندان اعتبار / عهد با پیمانه بندم شرط با ساغر کنم»: بی‌اعتباری پیمان فلک و انتخاب وفاداری قلبی. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. بیت 9، «من که دارم در گدایی گنج سلطانی به دست / کی طمع در گردش گردون دون‌پرور کنم»: گنج سلطانی قناعت در لباس گدایی. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. بیت 10، «گر چه گردآلود فقرم شرم باد از همتم / گر به آب چشمه خورشید دامن تر کنم»: حفظ بلندهمتی حتی در فقر. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. بیت 11، «عاشقان را گر در آتش می‌پسندد لطف دوست / تنگ چشمم گر نظر در چشمه کوثر کنم»: پذیرش دشواری عشق بدون معامله با پاداش. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. بیت 12، «دوش لعلش عشوه‌ای می‌داد حافظ را ولی / من نه آنم کز وی این افسانه‌ها باور کنم»: احتیاط در باور عشوه و وعده بی‌پشتوانه. در تعبیر نیت، این تصویر را باید در پیوند با موقعیت واقعی خود خواند؛ زبان غزل اغراق شاعرانه دارد و از آن نمی‌توان خبر قطعی درباره آینده یا نیت اشخاص استخراج کرد. درس زندگی: یک خواسته اصیل را از توقع دیگران جدا کن و برای آن گامی بردار که با عزت نفس و تعهد واقعی سازگار باشد. عشوه و وعده را با وفاداری ثابت‌شده یکی نگیر؛ همچنین برای اثبات حقانیت خود، به همان قضاوت تند محتسبانه دچار نشو.
پیام کامل حافظ
پیام حافظ در این غزل آن است که آزادگی رندانه، ارزش گوهر عشق، قناعت و دوری از داوری ریاکارانه را با خودفریبی یکی ندانیم. یک خواسته اصیل را از توقع دیگران جدا کن و برای آن گامی بردار که با عزت نفس و تعهد واقعی سازگار باشد.

تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهام‌بخش از غزل است؛ برای تصمیم‌های مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.