✦ دیوان حافظ شیرازی ✦
غزل 268 حافظ؛ گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن
موضوع اصلی: قناعت در عشق، پرهیز از ریا، گذرا بودن جهان و ارزش همنشینی راستین
مطالعه آرام غزل حافظ
بیتها را در صفحهای خلوت، با اندازه دلخواه و حالت شب بخوانید.
متن غزل شماره 268 حافظ
پخش صوت غزل
برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس
من و همصحبتی اهل ریا دورم باد
از گرانان جهان رطل گران ما را بس
قصر فردوس به پاداش عمل می بخشند
ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس
بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس
نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان
گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس
یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس
از در خویش خدا را به بهشتم مفرست
که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس
حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافیست
طبع چون آب و غزل های روان ما را بس
خلاصه تعبیر این غزل
غزل 268 با مطلع «گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس» درباره قناعت در عشق، پرهیز از ریا، گذرا بودن جهان و ارزش همنشینی راستین سخن می گوید. این فال توصیف شاعرانه ای برای تأمل است، نه خبر قطعی از آینده. به جای مقایسه مداوم داشته ها، رابطه و امکانات ارزشمند کنونی را ببین؛ از همراهی ریاکارانه فاصله بگیر و برای وقت محدود خود اولویت تعیین کن.
بیت 1: بسندگی به گلعذار و سایه سرو روان. این بیت در کنار «گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس / زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 2: دوری از همصحبتی اهل ریا. این بیت در کنار «من و همصحبتی اهل ریا دورم باد / از گرانان جهان رطل گران ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 3: ترجیح دیر مغان بر وعده قصر فردوس. این بیت در کنار «قصر فردوس به پاداش عمل می بخشند / ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 4: تماشای گذر عمر در لب جوی. این بیت در کنار «بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین / کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 5: شناخت سود و آزار بازار جهان. این بیت در کنار «نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان / گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 6: کفایت همراهی یار و مونس جان. این بیت در کنار «یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم / دولت صحبت آن مونس جان ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 7: ترجیح سر کوی محبوب بر کون و مکان. این بیت در کنار «از در خویش خدا را به بهشتم مفرست / که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 8: پرهیز از گله قسمت و قدرشناسی طبع روان. این بیت در کنار «حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافیست / طبع چون آب و غزل های روان ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
جمع بندی: به جای مقایسه مداوم داشته ها، رابطه و امکانات ارزشمند کنونی را ببین؛ از همراهی ریاکارانه فاصله بگیر و برای وقت محدود خود اولویت تعیین کن
تعبیر فال حافظ غزل 268
این فال بیشتر از آنکه درباره به دست آوردن چیزهای بیشتر باشد، درباره تشخیص ارزش واقعی داشتهها و خواستههاست. ممکن است در دورهای قرار گرفته باشی که مدام خودت را با دیگران مقایسه میکنی یا تصور میکنی برای خوشبخت شدن باید به موقعیت، پول، امکانات یا تأیید بیشتری برسی. حافظ در این غزل نگاه دیگری دارد: اگر یک چیز اصیل و ارزشمند در زندگی وجود داشته باشد، ممکن است همان برای آرامش کافی باشد.
غزل در عین حال هشدار میدهد که از اهل ریا و کسانی که ظاهر را بر حقیقت ترجیح میدهند فاصله بگیری. اگر در اطرافت فرد یا محیطی وجود دارد که باعث میشود دائماً احساس کمبود کنی، ارزشهای خودت را دوباره بررسی کن. شاید معیارهایی که دنبال میکنی واقعاً متعلق به خودت نباشند و از مقایسه با دیگران آمده باشند.
از سوی دیگر، تصویر جوی آب و گذر عمر نشان میدهد که زمان منتظر جمع شدن تمام خواستههای انسان نمیماند. بنابراین باید بین تلاش برای بهتر شدن و زیادهخواهی بیپایان تفاوت بگذاری. اگر نیتت به دست آوردن چیزی است، ابتدا مشخص کن آیا واقعاً برای زندگی تو ضروری و ارزشمند است یا فقط به دلیل رقابت و چشموهمچشمی آن را میخواهی. این فال نتیجه قطعی آینده را وعده نمیدهد، اما به تو کمک میکند خواسته اصلی خود را از خواستههای فرعی جدا کنی.
معنی و مفهوم غزل
غزل با این معنا آغاز میشود که از تمام گلستان جهان، یک گلعذار و از تمام چمن، سایه یک سرو روان برای حافظ کافی است. گلعذار در اینجا نماد زیباروی محبوب است و سرو روان کنایه از یاری بلندبالا و دلنشین دارد. حافظ به جای اینکه همه زیباییهای جهان را بخواهد، یک حضور ارزشمند را کافی میداند. این آغاز، اساس تمام غزل را میسازد: ارزش واقعی در کیفیت خواسته است، نه در تعداد آن.
در بیت دوم، حافظ از همصحبتی با اهل ریا دوری میجوید و در برابر سنگینیهای دنیا، رطل گران را کافی میداند. ریاکاری در برابر صداقت قرار میگیرد و حافظ نشان میدهد که حاضر نیست برای جایگاه اجتماعی یا تأیید دیگران، هویت و آرامش خود را از دست بدهد. سپس در بیت سوم، قصر فردوس که به عنوان پاداش عمل داده میشود، در برابر دیر مغان قرار میگیرد؛ حافظ به زبان رندی میگوید برای او همین محفل و همراهی کافی است.
در بیت چهارم، تصویر بسیار معروف جوی آب و گذر عمر میآید. نشستن بر لب جوی و دیدن حرکت آب، استعارهای روشن از گذر زمان و ناپایداری جهان است. حافظ میگوید همین اشاره برای فهم جهان گذران کافی است؛ لازم نیست انسان تمام عمر خود را صرف جمع کردن و چسبیدن به چیزهایی کند که در حال تغییر و گذرند.
بیت پنجم به «نقد بازار جهان» و «سود و زیان» میپردازد. جهان مانند بازاری دیده میشود که در آن سودها همراه با رنج و آزارند. حافظ اعلام میکند اگر دیگران این معامله را کافی نمیدانند، برای او همین اندازه بس است. سپس به نقطه آرامش میرسد: وقتی یار همراه است، چه نیازی به طلب بیشتر وجود دارد؟ این بیت نشان میدهد که حضور مونس جان میتواند از بسیاری از خواستههای اضافی ارزشمندتر باشد.
در بیت هفتم، حافظ حتی بهشت را در برابر سر کوی محبوب ناچیز میشمارد؛ زیرا ارزش اصلی برای او در نزدیکی محبوب است، نه در پاداشهای بیرونی. در پایان نیز از «مشرب قسمت» گله میکند، اما بلافاصله میگوید طبع روان و غزلهای جاری برای او کافی است. یعنی حتی اگر بهره او از دنیا محدود باشد، توانایی آفرینش و جریان اندیشه را سرمایهای واقعی میداند. غزل در مجموع، دعوتی به بینیازی از زرقوبرق، قدرشناسی از همراه ارزشمند، توجه به گذر زمان و تشخیص مرز میان نیاز واقعی و زیادهخواهی است.
بیت برجسته غزل
یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس
بیت 6 به صورت مستقیم به محور غزل یعنی قناعت در عشق، پرهیز از ریا، گذرا بودن جهان و ارزش همنشینی راستین پیوند دارد: یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم / دولت صحبت آن مونس جان ما را بس.
تعبیر این غزل برای نیتهای مختلف
موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.
تعبیر عاشقانه
در زمینه عشق، این غزل پیام بسیار مشخصی دارد: یک رابطه اصیل و همراهی واقعی میتواند از بسیاری از جلوههای بیرونی ارزشمندتر باشد. حافظ در میان تمام گلستان جهان، یک گلعذار و سایه یک سرو روان را کافی میداند. اگر شخصی در زندگی تو وجود دارد که حضورش برایت آرامش، صداقت و احساس امنیت میآورد، شاید لازم باشد به جای مقایسه رابطه خود با دیگران، ارزش واقعی همین همراهی را ببینی.
در عین حال، حافظ از اهل ریا فاصله میگیرد. در تعبیر عاطفی، این میتواند هشداری باشد که ظاهر یک رابطه را با کیفیت واقعی آن اشتباه نگیری. تعداد پیامها، نمایش در شبکههای اجتماعی، حرفهای عاشقانه یا ظاهر پرزرقوبرق رابطه، به تنهایی نشانه عشق عمیق نیست. صداقت، احترام، وفاداری و آرامشی که در رفتار روزمره وجود دارد اهمیت بیشتری دارد.
اگر مجرد هستی، غزل تو را دعوت میکند که برای فرار از تنهایی وارد هر رابطهای نشوی. یک همراه مناسب میتواند کافی باشد، اما انتخاب عجولانه فقط برای اینکه «کسی در زندگیات باشد» ممکن است تو را وارد همان فضایی کند که حافظ از آن دوری میکند. اگر در رابطهای هستی، شاید زمان آن رسیده که به جای طلب دائمی توجه بیشتر، قدر چیزهای واقعی و سالم میان خودتان را بیشتر بدانی.
تعبیر گشایش
در موضوع گشایش کلی، پیام غزل 268 از تصویر «کفایت همراهی یار و مونس جان» آغاز می شود. بسندگی به گلعذار و سایه سرو روان. بنابراین برای نیت خود، نشانه های عینی را بررسی کن و از قضاوت شتاب زده بپرهیز. به جای مقایسه مداوم داشته ها، رابطه و امکانات ارزشمند کنونی را ببین؛ از همراهی ریاکارانه فاصله بگیر و برای وقت محدود خود اولویت تعیین کن. این برداشت به معنای تضمین بازگشت، پیروزی یا تعیین زمان رویداد نیست.
تعبیر کار و آینده شغلی
در زمینه کار، غزل میتواند نشان دهد که شاید بیش از اندازه درگیر مقایسه موقعیت خود با دیگران شدهای. حافظ از سود و زیان بازار جهان سخن میگوید و میپرسد آیا این معامله واقعاً ارزش تمام رنجی را که برای آن پرداخت میشود دارد یا نه. در تعبیر کاری، این یعنی فقط به درآمد یا عنوان شغلی نگاه نکن؛ زمان، آرامش، امنیت، امکان رشد و کیفیت زندگی را نیز در نظر بگیر.
اگر بین یک شغل پردرآمد اما فرساینده و کاری متعادلتر مردد هستی، این غزل تو را دعوت میکند هزینه پنهان هر انتخاب را ببینی. ممکن است چیزی که روی کاغذ سود بیشتری دارد، در عمل انرژی و زمان زیادی از تو بگیرد. اگر در محیط کاری با افراد ریاکار یا اهل نمایش مواجه هستی، وارد بازی آنها نشو و ارزش خود را با رفتارشان نسنج.
اگر قصد تغییر شغل داری، ابتدا مشخص کن واقعاً از چه چیزی ناراضی هستی. شاید به تغییر کامل نیاز نداشته باشی و با اصلاح بخشی از شرایط بتوانی به تعادل بهتری برسی. این فال موفقیت شغلی قطعی را وعده نمیدهد؛ بلکه به انتخاب کاری متناسب با ارزشها و آرامش واقعی تو اشاره دارد.
تعبیر دوراهی و تصمیم
در موضوع دوراهی، پیام غزل 268 از تصویر «ترجیح دیر مغان بر وعده قصر فردوس» آغاز می شود. کفایت همراهی یار و مونس جان. بنابراین برای نیت خود، نشانه های عینی را بررسی کن و از قضاوت شتاب زده بپرهیز. به جای مقایسه مداوم داشته ها، رابطه و امکانات ارزشمند کنونی را ببین؛ از همراهی ریاکارانه فاصله بگیر و برای وقت محدود خود اولویت تعیین کن. این برداشت به معنای تضمین بازگشت، پیروزی یا تعیین زمان رویداد نیست.
از سوی دیگر، «یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم / دولت صحبت آن مونس جان ما را بس» یادآور می شود که موضوع قناعت در عشق، پرهیز از ریا، گذرا بودن جهان و ارزش همنشینی راستین را باید در تصمیم های روزمره نیز دید. اگر پاسخ یا نتیجه ای روشن نیست، با گفت و گو، مشورت و بازنگری در امکانات، قدم بعدی را مشخص کن.
پرسشهای رایج درباره این غزل
پیام اصلی غزل ۲۶۸ برای نیت من چیست؟
پیام اصلی غزل، تشخیص خواسته واقعی از زیادهخواهی است. ممکن است چیزی که اکنون داری، اگر با دقت به ارزش آن نگاه کنی، از چندین خواسته جدید مهمتر باشد. اگر نیتت را دنبال میکنی، ابتدا مشخص کن آیا واقعاً به آن نیاز داری یا فقط تحت تأثیر مقایسه و توقع دیگران هستی.
اگر نیت من عاطفی باشد، «ما را بس» چه معنایی دارد؟
در نیت عاطفی، «ما را بس» میتواند به معنای ارزشمند بودن یک همراه واقعی باشد. اگر شخصی داری که با او صداقت، آرامش و همراهی متقابل وجود دارد، لازم نیست رابطه خود را دائماً با دیگران مقایسه کنی. اگر مجرد هستی نیز پیام غزل این است که برای پر کردن تنهایی، وارد هر رابطهای نشوی؛ کیفیت همراهی از صرف داشتن یک رابطه مهمتر است.
این غزل برای مسائل مالی چه هشداری دارد؟
حافظ بازار جهان را همراه با سود و زیان میبیند و یادآوری میکند که هر منفعتی ممکن است هزینهای داشته باشد. در فال مالی، این یعنی فقط مبلغ سود را نبین؛ زمان، فشار، ریسک و آرامشی را که برای آن میپردازی نیز حساب کن. برای خودت حدی از درآمد و دارایی که واقعاً نیاز داری مشخص کن و مراقب چشموهمچشمی باش.
منظور از نشستن بر لب جوی و دیدن گذر عمر چیست؟
جوی آب نماد حرکت پیوسته و بازنگشتن لحظههاست. حافظ میگوید همین مشاهده برای فهمیدن گذرا بودن دنیا کافی است. در فال تو، این بخش میتواند هشداری باشد که تمام زمان خود را صرف جمع کردن امکانات و رسیدن به اهداف بیرونی نکنی و بخشی از زندگی امروز را نیز قدر بدانی.
آیا این غزل میگوید از خواستههایم دست بکشم؟
نه؛ پیام غزل کنار گذاشتن تلاش نیست، بلکه انتخاب آگاهانه خواستههاست. حافظ میگوید وقتی چیز ارزشمند و اصیلی داری، زیادهطلبی بیپایان لازم نیست. برای هدفی که واقعاً مهم است تلاش کن، اما خواستههایی را که فقط از مقایسه، چشموهمچشمی یا فشار دیگران آمدهاند از زندگی خود جدا کن.
بیشتر درباره پیام این غزل
درس زندگی از این غزل
غزل 268 با مطلع «گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس» درباره قناعت در عشق، پرهیز از ریا، گذرا بودن جهان و ارزش همنشینی راستین سخن می گوید. این فال توصیف شاعرانه ای برای تأمل است، نه خبر قطعی از آینده. به جای مقایسه مداوم داشته ها، رابطه و امکانات ارزشمند کنونی را ببین؛ از همراهی ریاکارانه فاصله بگیر و برای وقت محدود خود اولویت تعیین کن.
بیت 1: بسندگی به گلعذار و سایه سرو روان. این بیت در کنار «گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس / زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 2: دوری از همصحبتی اهل ریا. این بیت در کنار «من و همصحبتی اهل ریا دورم باد / از گرانان جهان رطل گران ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 3: ترجیح دیر مغان بر وعده قصر فردوس. این بیت در کنار «قصر فردوس به پاداش عمل می بخشند / ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 4: تماشای گذر عمر در لب جوی. این بیت در کنار «بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین / کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 5: شناخت سود و آزار بازار جهان. این بیت در کنار «نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان / گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 6: کفایت همراهی یار و مونس جان. این بیت در کنار «یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم / دولت صحبت آن مونس جان ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 7: ترجیح سر کوی محبوب بر کون و مکان. این بیت در کنار «از در خویش خدا را به بهشتم مفرست / که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 8: پرهیز از گله قسمت و قدرشناسی طبع روان. این بیت در کنار «حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافیست / طبع چون آب و غزل های روان ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
در این غزل، «یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم / دولت صحبت آن مونس جان ما را بس» شاهد محوری است. نتیجه عملی آن نه انتظار منفعلانه، بلکه تشخیص فرصت، رعایت حرمت خود و دیگران و انتخاب قدمی متناسب با وضعیت واقعی است. به جای مقایسه مداوم داشته ها، رابطه و امکانات ارزشمند کنونی را ببین؛ از همراهی ریاکارانه فاصله بگیر و برای وقت محدود خود اولویت تعیین کن
پیام کامل حافظ
غزل 268 با مطلع «گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس» درباره قناعت در عشق، پرهیز از ریا، گذرا بودن جهان و ارزش همنشینی راستین سخن می گوید. این فال توصیف شاعرانه ای برای تأمل است، نه خبر قطعی از آینده. به جای مقایسه مداوم داشته ها، رابطه و امکانات ارزشمند کنونی را ببین؛ از همراهی ریاکارانه فاصله بگیر و برای وقت محدود خود اولویت تعیین کن.
بیت 1: بسندگی به گلعذار و سایه سرو روان. این بیت در کنار «گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس / زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 2: دوری از همصحبتی اهل ریا. این بیت در کنار «من و همصحبتی اهل ریا دورم باد / از گرانان جهان رطل گران ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 3: ترجیح دیر مغان بر وعده قصر فردوس. این بیت در کنار «قصر فردوس به پاداش عمل می بخشند / ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 4: تماشای گذر عمر در لب جوی. این بیت در کنار «بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین / کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 5: شناخت سود و آزار بازار جهان. این بیت در کنار «نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان / گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 6: کفایت همراهی یار و مونس جان. این بیت در کنار «یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم / دولت صحبت آن مونس جان ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 7: ترجیح سر کوی محبوب بر کون و مکان. این بیت در کنار «از در خویش خدا را به بهشتم مفرست / که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
بیت 8: پرهیز از گله قسمت و قدرشناسی طبع روان. این بیت در کنار «حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافیست / طبع چون آب و غزل های روان ما را بس» معنایی مشخص می یابد؛ باید تصویر ادبی را در پیوند با وضعیت نیت خواند، نه به عنوان پیشگویی قطعی.
در این غزل، «یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم / دولت صحبت آن مونس جان ما را بس» شاهد محوری است. نتیجه عملی آن نه انتظار منفعلانه، بلکه تشخیص فرصت، رعایت حرمت خود و دیگران و انتخاب قدمی متناسب با وضعیت واقعی است. به جای مقایسه مداوم داشته ها، رابطه و امکانات ارزشمند کنونی را ببین؛ از همراهی ریاکارانه فاصله بگیر و برای وقت محدود خود اولویت تعیین کن
تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهامبخش از غزل است؛ برای تصمیمهای مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.