✦ دیوان حافظ شیرازی ✦
غزل 250 حافظ؛ روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر
متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن
موضوع اصلی: فنا شدن خودخواهی در عشق، طاقت رنج، پرهیز از توقع خام و ارزش کوشش زیر نظر راهنما
مطالعه آرام غزل حافظ
بیتها را در صفحهای خلوت، با اندازه دلخواه و حالت شب بخوانید.
متن غزل شماره 250 حافظ
پخش صوت غزل
برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر
خرمن سوختگان را همه گو باد ببر
ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلا
گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر
زلف چون عنبر خامش که ببوید هیهات
ای دل خام طمع این سخن از یاد ببر
سینه گو شعله آتشکده فارس بکش
دیده گو آب رخ دجله بغداد ببر
دولت پیر مغان باد که باقی سهل است
دیگری گو برو و نام من از یاد ببر
سعی نابرده در این راه به جایی نرسی
مزد اگر می طلبی طاعت استاد ببر
روز مرگم نفسی وعده دیدار بده
وان گهم تا به لحد فارغ و آزاد ببر
دوش می گفت به مژگان درازت بکشم
یا رب از خاطرش اندیشه بیداد ببر
حافظ اندیشه کن از نازکی خاطر یار
برو از درگهش این ناله و فریاد ببر
خلاصه تعبیر این غزل
این غزل درباره فنا شدن خودخواهی در عشق، طاقت رنج، پرهیز از توقع خام و ارزش کوشش زیر نظر راهنما است. لحن آن سوزناک، بیپروا و در پایان اندرزگو است. پیام کلی برای صاحب نیت آن است که تصویرهای شاعرانه را با واقعیت زندگی خود بسنجد و در برابر تجربه، هم احساس و هم مسئولیت را جدی بگیرد.
بیت 1: محو خود در دیدار. خواستِ دیدار چنان نیرومند است که عاشق از فراموش شدن خویش سخن میگوید؛ این اغراق بیانگر شور است، نه توصیه به حذف هویت. شاهد: «روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر / خرمن سوختگان را همه گو باد ببر»
بیت 2: طوفان بلا و خانه دل. عاشق با پذیرش مخاطره عشق، از سیل غم نمیهراسد؛ اما زبان شعر را نباید مجوز آسیب زدن به زندگی دانست. شاهد: «ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلا / گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر»
بیت 3: توقع خام از وصال. شاعر پس از شور آغازین، خود را از آرزوی دور از دسترس بازمیدارد و میان اشتیاق و امکان تفاوت میگذارد. شاهد: «زلف چون عنبر خامش که ببوید هیهات / ای دل خام طمع این سخن از یاد ببر»
بیت 4: آتش سینه و سیلاب اشک. اغراق در آتش سینه و اشک چشم، شدت فراق را با دو تصویر جغرافیایی و تاریخی بیان میکند. شاهد: «سینه گو شعله آتشکده فارس بکش / دیده گو آب رخ دجله بغداد ببر»
بیت 5: ارجحیت راهنمای دانا. شاعر همراهی پیر مغان را از نام و توجه دیگران مهمتر میداند؛ اصلِ راهنما بر شهرت پیشی میگیرد. شاهد: «دولت پیر مغان باد که باقی سهل است / دیگری گو برو و نام من از یاد ببر»
بیت 6: کوشش و شاگردی. این بیت صریحترین دستور عملی غزل است: رسیدن به مقصد نیازمند تلاش و آموختن از راهنمای آگاه است. شاهد: «سعی نابرده در این راه به جایی نرسی / مزد اگر میطلبی طاعت استاد ببر»
بیت 7: وعده دیدار در نهایت فراق. تصویر مرگ در اینجا اغراق عاشقانه برای بیان نهایتِ تمنای وصال است، نه نشانه رویداد یا موعدی واقعی. شاهد: «روز مرگم نفسی وعده دیدار بده / وانگهم تا به لحد فارغ و آزاد ببر»
بیت 8: بیداد معشوق و دعای مهر. حتی در برابر تهدیدِ استعاری معشوق، خواسته عاشق دور شدن ستم از خاطر اوست. شاهد: «دوش میگفت به مژگان درازت بکشم / یا رب از خاطرش اندیشه بیداد ببر»
بیت 9: ملاحظه خاطر یار. پایان غزل شور آغاز را تعدیل میکند: بیان رنج باید با رعایت حرمت و حساسیت طرف مقابل همراه باشد. شاهد: «حافظ اندیشه کن از نازکی خاطر یار / برو از درگهش این ناله و فریاد ببر»
برای نیت تو، شاهد برجسته بیت 6 است: «سعی نابرده در این راه به جایی نرسی / مزد اگر میطلبی طاعت استاد ببر». از این شاهد میتوان دعوتی به تأمل گرفت، نه خبری قطعی از آینده. یک توقع غیرواقعی را کنار بگذار و برای هدف اصلی با برنامه و راهنمایی فرد باتجربه قدمی عملی بردار. از شدت احساس، خودت را فراموش نکن؛ ناله مداوم را جایگزین گفتوگوی محترمانه و کوشش نکن.
تعبیر فال حافظ غزل 250
فال شما از خواستهای عمیق و مسیری دشوار سخن میگوید که برای رسیدن به آن باید هم دل و هم اراده خود را به کار بگیرید. شاید مدتهاست برای رسیدن به شخصی، هدفی یا موقعیتی تلاش میکنید و سختیهای این راه شما را خسته کرده است. حافظ یادآوری میکند که بدون کوشش و بهره گرفتن از راهنمایی افراد باتجربه، رسیدن به مقصد آسان نیست. اگر نیت شما ارزشمند است، آن را با برنامهریزی و پشتکار دنبال کنید؛ اما مراقب باشید که فداکاری به فراموش کردن نیازها و آرامش خودتان تبدیل نشود. در روابط عاطفی، صداقت و توجه به حساسیتهای طرف مقابل اهمیت دارد و بهتر است خواسته خود را بدون فشار و سرزنش بیان کنید. اگر با مانعی روبهرو هستید، پیش از ادامه دادن، بررسی کنید که آیا راهی عملی برای عبور از آن وجود دارد یا خیر. این غزل همچنین شما را به فروتنی، یادگیری و احترام به راهنمایی افراد دانا دعوت میکند. نتیجه هرچه باشد، تلاش آگاهانه و حفظ عزت نفس میتواند شما را به آرامش و شناخت بیشتری برساند.
معنی و مفهوم غزل
در آغاز غزل، شاعر از محبوب میخواهد چهره خود را نشان دهد تا عاشق از وجود و خودبینی خویش غافل شود. سپس میگوید که عاشقان دلسوخته، با دیدار محبوب، حتی باقیمانده هستی خود را نیز به دست باد میسپارند. در بیت دوم، حافظ بیان میکند که دل و دیده خود را به طوفان بلا دادهاند و دیگر از سیل غم و ویرانی بنیاد زندگی هراسی ندارند. در بیت سوم، از دشواری رسیدن به زلف خوشبوی محبوب سخن میگوید و دل خامطمع را از امیدی که دور از دسترس مینماید، برحذر میدارد. در بیت چهارم، سوز درونی عاشق را چنان شدید تصویر میکند که میتواند آتش آتشکده فارس را خاموش کند و اشک چشمش آبروی دجله بغداد را ببرد. سپس حافظ از دوام دولت پیر مغان سخن میگوید و باقی امور را در برابر آن کماهمیت میشمارد؛ حتی حاضر است دیگران نام او را از یاد ببرند. در بیت بعد، بر ضرورت کوشش در راه تأکید میکند و میگوید کسی که پاداش میخواهد، باید فرمان و راهنمایی استاد را بپذیرد. سپس از محبوب یا راهنمای خود میخواهد در لحظه مرگ وعده دیداری بدهد تا با خاطری آسوده به سوی گور برود. در بیت هشتم، شاعر از سخن تهدیدآمیز محبوب درباره کشتن او با مژگان بلند یاد میکند و از خدا میخواهد اندیشه ستم را از خاطر یار دور کند. در پایان، حافظ خود را به ملاحظه لطافت دل محبوب فرامیخواند و میگوید باید از ناله و فریاد در درگاه او دست برداشت تا خاطر حساس یار آزرده نشود.
بیت برجسته غزل
سعی نابرده در این راه به جایی نرسی
مزد اگر میطلبی طاعت استاد ببر
بیت 6 با تصویر «کوشش و شاگردی» هسته عملی پیام را روشن میکند: این بیت صریحترین دستور عملی غزل است: رسیدن به مقصد نیازمند تلاش و آموختن از راهنمای آگاه است.
تعبیر این غزل برای نیتهای مختلف
موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.
تعبیر عاشقانه
در زمینه عشق، این غزل از دلبستگیای سخن میگوید که تمام وجود عاشق را درگیر کرده است. اگر به کسی علاقه دارید و برای رسیدن به او سختیهای زیادی را تحمل کردهاید، احساس شما جدی و عمیق است؛ اما حافظ در کنار این شور، به شما یادآوری میکند که دل محبوب نیز لطیف است و نباید با ناله، گلایه یا اصرار مداوم او را آزرده کرد. اگر میان شما فاصله یا دلخوری وجود دارد، بهتر است به جای تکرار شکایتها، با آرامش و صداقت درباره خواستهها و احساسات خود صحبت کنید. اگر رابطه دوطرفه است، تلاش برای حفظ آن باید از هر دو سو صورت بگیرد. اگر طرف مقابل تمایلی نشان نمیدهد، لازم است واقعیت را ببینید و تمام زندگی خود را در انتظار تغییر نظر او متوقف نکنید. عشق ارزشمند است، اما فداکاری زمانی سازنده خواهد بود که با احترام متقابل، شناخت و حفظ کرامت هر دو نفر همراه باشد.
تعبیر گشایش
گشایش کلی: در فضای این غزل، «فنا شدن خودخواهی در عشق، طاقت رنج، پرهیز از توقع خام و ارزش کوشش زیر نظر راهنما» را در نظر بگیر. گشایش در تعبیر ادبی بیشتر از تغییر نگاه و اقدام معقول آغاز میشود. بیت 5 با تصویر «ارجحیت راهنمای دانا» یادآوری میکند: شاعر همراهی پیر مغان را از نام و توجه دیگران مهمتر میداند؛ اصلِ راهنما بر شهرت پیشی میگیرد. بنابراین یک توقع غیرواقعی را کنار بگذار و برای هدف اصلی با برنامه و راهنمایی فرد باتجربه قدمی عملی بردار.
تعبیر کار و آینده شغلی
در زمینه کار، پیام این غزل روشن است: بدون تلاش و یادگیری، رسیدن به جایگاه دلخواه دشوار خواهد بود. اگر برای پیشرفت شغلی، کسب مهارت یا رسیدن به موقعیتی بهتر تلاش میکنید، مسیر را با پشتکار ادامه دهید و از تجربه افراد متخصص بهره بگیرید. ممکن است لازم باشد مدتی شاگردی کنید، آموزش ببینید یا مسئولیتی را بپذیرید که در ابتدا پاداش زیادی ندارد، اما به رشد شما کمک میکند. با این حال، تلاش باید هدفمند باشد؛ صرفاً سخت کار کردن بدون شناخت مسیر و معیارهای موفقیت میتواند شما را فرسوده کند. اگر در محیط کار با فردی حساس یا سختگیر روبهرو هستید، ارتباط حرفهای و سنجیده را جایگزین گلایههای مکرر کنید. برای رسیدن به نتیجه، هم مهارت و کوشش لازم است و هم انتخاب راه درست. پیش از تغییر شغل یا پذیرفتن پیشنهاد تازه، شرایط واقعی و فرصت رشد را بررسی کنید.
تعبیر دوراهی و تصمیم
دوراهی: در فضای این غزل، «فنا شدن خودخواهی در عشق، طاقت رنج، پرهیز از توقع خام و ارزش کوشش زیر نظر راهنما» را در نظر بگیر. معیارهای انتخاب را بنویس و میان خواسته فوری و پیامد درازمدت فرق بگذار. بیت 2 با تصویر «طوفان بلا و خانه دل» یادآوری میکند: عاشق با پذیرش مخاطره عشق، از سیل غم نمیهراسد؛ اما زبان شعر را نباید مجوز آسیب زدن به زندگی دانست. بنابراین یک توقع غیرواقعی را کنار بگذار و برای هدف اصلی با برنامه و راهنمایی فرد باتجربه قدمی عملی بردار.
پرسشهای رایج درباره این غزل
این فال درباره رسیدن به خواستهای دشوار چه پیامی دارد؟
غزل تأکید میکند که رسیدن به مقصد بدون کوشش و یادگیری ممکن نیست. اگر خواستهتان برایتان ارزشمند است، مسیر را با پشتکار ادامه دهید و از تجربه افراد آگاه بهره بگیرید. در عین حال، روش خود را بررسی کنید و اگر مانعی جدی وجود دارد، راههای جایگزین را نیز در نظر بگیرید. فال نتیجه قطعی را تضمین نمیکند، اما شما را به تلاش سنجیده دعوت میکند.
اگر در عشق فداکاری زیادی کردهام، آیا باید همچنان ادامه بدهم؟
غزل از فداکاری عاشق سخن میگوید، اما در پایان بر ملاحظه دل محبوب و پرهیز از ناله و فشار تأکید دارد. اگر رابطه دوطرفه و همراه با احترام است، گفتوگو و تلاش مشترک میتواند آن را تقویت کند. اگر تمام بار رابطه بر دوش شماست یا طرف مقابل تمایلی نشان نمیدهد، لازم است مرزهای خود را حفظ کنید و درباره ادامه مسیر واقعبینانه تصمیم بگیرید.
آیا این غزل نوید وصال یا ازدواج میدهد؟
اشتیاق به دیدار در سراسر غزل دیده میشود، اما شعر در کنار این آرزو از دشواری راه و دور بودن برخی خواستهها نیز سخن میگوید. بنابراین نمیتوان آن را وعده قطعی وصال یا ازدواج دانست. اگر قصد ازدواج دارید، درباره علاقه متقابل، مسئولیتپذیری و موانع موجود گفتوگو کنید و برای تصمیمگیری از شناخت واقعی و مشورت سنجیده بهره ببرید.
منظور حافظ از اینکه بدون کوشش به جایی نمیرسی چیست؟
این بخش از غزل یادآوری میکند که آرزو و انتظار بهتنهایی برای رسیدن به هدف کافی نیستند. باید تلاش مستمر داشته باشید، مهارت بیاموزید و از راهنمایی فردی باتجربه استفاده کنید. اگر به دنبال پیشرفت کاری، مالی یا شخصی هستید، هدف را به گامهای عملی تقسیم کنید و پیشرفت خود را بسنجید. کوشش زمانی مؤثرتر است که با شناخت مسیر همراه باشد.
چرا حافظ در پایان از ناله و فریاد دست میکشد؟
حافظ به لطافت و زودرنجی محبوب توجه میکند و درمییابد که شکایت و فریاد مداوم ممکن است دل او را آزرده کند. این مضمون به اهمیت ملاحظه احساسات دیگران و انتخاب شیوه درست بیان خواستهها اشاره دارد. اگر موضوعی شما را رنجانده، بهتر است به جای گلایه تکراری، آرام و روشن درباره آن صحبت کنید. در عین حال، ملاحظه دیگران نباید به معنای خاموش کردن همیشگی نیازها و احساسات خودتان باشد.
بیشتر درباره پیام این غزل
درس زندگی از این غزل
درس اصلی این غزل آن است که فنا شدن خودخواهی در عشق، طاقت رنج، پرهیز از توقع خام و ارزش کوشش زیر نظر راهنما را نه شعاری کلی، بلکه تجربهای پیچیده ببینیم.
از بیت 1 میآموزیم: خواستِ دیدار چنان نیرومند است که عاشق از فراموش شدن خویش سخن میگوید؛ این اغراق بیانگر شور است، نه توصیه به حذف هویت. تصویر «محو خود در دیدار» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 2 میآموزیم: عاشق با پذیرش مخاطره عشق، از سیل غم نمیهراسد؛ اما زبان شعر را نباید مجوز آسیب زدن به زندگی دانست. تصویر «طوفان بلا و خانه دل» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 3 میآموزیم: شاعر پس از شور آغازین، خود را از آرزوی دور از دسترس بازمیدارد و میان اشتیاق و امکان تفاوت میگذارد. تصویر «توقع خام از وصال» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 4 میآموزیم: اغراق در آتش سینه و اشک چشم، شدت فراق را با دو تصویر جغرافیایی و تاریخی بیان میکند. تصویر «آتش سینه و سیلاب اشک» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 5 میآموزیم: شاعر همراهی پیر مغان را از نام و توجه دیگران مهمتر میداند؛ اصلِ راهنما بر شهرت پیشی میگیرد. تصویر «ارجحیت راهنمای دانا» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 6 میآموزیم: این بیت صریحترین دستور عملی غزل است: رسیدن به مقصد نیازمند تلاش و آموختن از راهنمای آگاه است. تصویر «کوشش و شاگردی» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 7 میآموزیم: تصویر مرگ در اینجا اغراق عاشقانه برای بیان نهایتِ تمنای وصال است، نه نشانه رویداد یا موعدی واقعی. تصویر «وعده دیدار در نهایت فراق» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 8 میآموزیم: حتی در برابر تهدیدِ استعاری معشوق، خواسته عاشق دور شدن ستم از خاطر اوست. تصویر «بیداد معشوق و دعای مهر» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 9 میآموزیم: پایان غزل شور آغاز را تعدیل میکند: بیان رنج باید با رعایت حرمت و حساسیت طرف مقابل همراه باشد. تصویر «ملاحظه خاطر یار» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
در زندگی امروز، میان نیت خوب و نتیجه مطلوب فاصلهای است که با گفتوگو، بررسی و عمل سنجیده پیموده میشود. یک توقع غیرواقعی را کنار بگذار و برای هدف اصلی با برنامه و راهنمایی فرد باتجربه قدمی عملی بردار.
پیام کامل حافظ
ای صاحب نیت، در غزل 250 حافظ با زبانی سوزناک، بیپروا و در پایان اندرزگو تو را به دیدنِ «فنا شدن خودخواهی در عشق، طاقت رنج، پرهیز از توقع خام و ارزش کوشش زیر نظر راهنما» فرامیخواند. نخست باید معنای ابیات را در پیوند با یکدیگر شنید، سپس آن را آینهای برای پرسشهای امروز کرد.
1. محو خود در دیدار: خواستِ دیدار چنان نیرومند است که عاشق از فراموش شدن خویش سخن میگوید؛ این اغراق بیانگر شور است، نه توصیه به حذف هویت. در این بیت، عبارت «روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر / خرمن سوختگان را همه گو باد ببر» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
2. طوفان بلا و خانه دل: عاشق با پذیرش مخاطره عشق، از سیل غم نمیهراسد؛ اما زبان شعر را نباید مجوز آسیب زدن به زندگی دانست. در این بیت، عبارت «ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلا / گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
3. توقع خام از وصال: شاعر پس از شور آغازین، خود را از آرزوی دور از دسترس بازمیدارد و میان اشتیاق و امکان تفاوت میگذارد. در این بیت، عبارت «زلف چون عنبر خامش که ببوید هیهات / ای دل خام طمع این سخن از یاد ببر» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
4. آتش سینه و سیلاب اشک: اغراق در آتش سینه و اشک چشم، شدت فراق را با دو تصویر جغرافیایی و تاریخی بیان میکند. در این بیت، عبارت «سینه گو شعله آتشکده فارس بکش / دیده گو آب رخ دجله بغداد ببر» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
5. ارجحیت راهنمای دانا: شاعر همراهی پیر مغان را از نام و توجه دیگران مهمتر میداند؛ اصلِ راهنما بر شهرت پیشی میگیرد. در این بیت، عبارت «دولت پیر مغان باد که باقی سهل است / دیگری گو برو و نام من از یاد ببر» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
6. کوشش و شاگردی: این بیت صریحترین دستور عملی غزل است: رسیدن به مقصد نیازمند تلاش و آموختن از راهنمای آگاه است. در این بیت، عبارت «سعی نابرده در این راه به جایی نرسی / مزد اگر میطلبی طاعت استاد ببر» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
7. وعده دیدار در نهایت فراق: تصویر مرگ در اینجا اغراق عاشقانه برای بیان نهایتِ تمنای وصال است، نه نشانه رویداد یا موعدی واقعی. در این بیت، عبارت «روز مرگم نفسی وعده دیدار بده / وانگهم تا به لحد فارغ و آزاد ببر» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
8. بیداد معشوق و دعای مهر: حتی در برابر تهدیدِ استعاری معشوق، خواسته عاشق دور شدن ستم از خاطر اوست. در این بیت، عبارت «دوش میگفت به مژگان درازت بکشم / یا رب از خاطرش اندیشه بیداد ببر» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
9. ملاحظه خاطر یار: پایان غزل شور آغاز را تعدیل میکند: بیان رنج باید با رعایت حرمت و حساسیت طرف مقابل همراه باشد. در این بیت، عبارت «حافظ اندیشه کن از نازکی خاطر یار / برو از درگهش این ناله و فریاد ببر» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
سخن پایانی این است: یک توقع غیرواقعی را کنار بگذار و برای هدف اصلی با برنامه و راهنمایی فرد باتجربه قدمی عملی بردار. از شدت احساس، خودت را فراموش نکن؛ ناله مداوم را جایگزین گفتوگوی محترمانه و کوشش نکن.
تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهامبخش از غزل است؛ برای تصمیمهای مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.