✦ دیوان حافظ شیرازی ✦
غزل 233 حافظ؛ دست از طلب ندارم تا کام من برآید
متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن
موضوع اصلی: پایداری در طلب محبوب، آتش اشتیاق و فاصله میان آرزو و دستیافتن
مطالعه آرام غزل حافظ
بیتها را در صفحهای خلوت، با اندازه دلخواه و حالت شب بخوانید.
متن غزل شماره 233 حافظ
پخش صوت غزل
برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از کفن برآید
بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران
بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید
جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش
نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید
از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم
خود کام تنگدستان کی زان دهن برآید
گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان
هر جا که نام حافظ در انجمن برآید
خلاصه تعبیر این غزل
این غزل درباره پایداری در طلب محبوب، آتش اشتیاق و فاصله میان آرزو و دستیافتن است. لحن آن پرشور، بیقرار و استوار است. پیام کلی برای صاحب نیت آن است که تصویرهای شاعرانه را با واقعیت زندگی خود بسنجد و در برابر تجربه، هم احساس و هم مسئولیت را جدی بگیرد.
بیت 1: طلب بیامان. عاشق پایداری را تا مرز جان تصویر میکند؛ اغراق عاشقانه شدت آرزو را میرساند، نه دستور به آسیبزدن به خویش. شاهد: «دست از طلب ندارم تا کامِ من برآید / یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید»
بیت 2: آتش درون پس از مرگ. دود برخاسته از کفن تصویری ناممکن و شاعرانه از ماندگاری شوق است؛ غزل از خاموشنشدن یاد محبوب میگوید. شاهد: «بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر / کز آتش درونم دود از کفن برآید»
بیت 3: رخ و لب محبوب. شاعر جلوه محبوب را چنان فراگیر میبیند که دیدارش حیرت و سخنش فریاد جمعی برمیانگیزد؛ زیبایی از تجربه فردی فراتر میرود. شاهد: «بنمای رخ که خَلقی والِه شَوَند و حیران / بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید»
بیت 4: حسرت کامی نیافته. فاصله میان میل و وصال جان عاشق را به لب میرساند؛ این بیت دردِ ناکامی را بیپرده نشان میدهد. شاهد: «جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش / نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید»
بیت 5: تنگدستی عاشق. شاعر خویش را نیازمندی میبیند که دسترسی به خواسته ندارد؛ بازی میان دهان و تنگدستی، نابرابری موقعیت را برجسته میکند. شاهد: «از حسرتِ دهانش آمد به تنگ جانم / خود کامِ تنگدستان کی زان دهن برآید»
بیت 6: نام نیک در انجمن. در پایان، ماندگاری نام حافظ با یاد خیر در جمع عاشقان پیوند میخورد؛ اثر عشق از حسرت فردی به خاطره جمعی میرسد. شاهد: «گویند ذکرِ خیرش در خیلِ عشقبازان / هر جا که نامِ حافظ در انجمن برآید»
برای نیت تو، شاهد برجسته بیت 1 است: «دست از طلب ندارم تا کامِ من برآید / یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید». از این شاهد میتوان دعوتی به تأمل گرفت، نه خبری قطعی از آینده. خواسته اصلی خود را روشن کن و در پیگیری آن هم پایداری داشته باش و هم مرزهای سالم را رعایت کن. شدت اشتیاق را دلیل قطعی بر رضایت یا بازگشت دیگری ندان.
تعبیر فال حافظ غزل 233
این فال نشاندهنده اراده قوی، خواسته عمیق و پایداری در مسیر رسیدن به هدف است. چیزی که در دل دارید احتمالاً برایتان اهمیت زیادی دارد و نمیتوانید به آسانی از آن عبور کنید. غزل بهجای بیتفاوتی، بر طلب و استمرار تأکید میکند.
اگر مدتی است برای رسیدن به هدفی تلاش میکنید و هنوز نتیجه کامل نگرفتهاید، مضمون شعر توصیه میکند که تلاش خود را با آگاهی ادامه دهید. با این حال، «دست از طلب نداشتن» به معنای نادیده گرفتن واقعیتها نیست؛ باید ببینید آیا مسیر انتخابی واقعاً امکان پیشرفت دارد یا نیازمند تغییر روش است.
این غزل همچنین هشدار ظریفی درباره شدت دلبستگی دارد. وقتی یک خواسته تمام زندگی انسان را دربر بگیرد، احتمال دارد آرامش او نیز به نتیجه آن وابسته شود. بنابراین در کنار پایداری، حفظ تعادل و توجه به زندگی شخصی اهمیت زیادی دارد.
معنی و مفهوم غزل
غزل شماره ۲۳۳ با یکی از مشهورترین بیانهای حافظ درباره پایداری در طلب آغاز میشود. شاعر میگوید از خواسته خود دست نمیکشد تا به کام دل برسد و برای بیان شدت این تصمیم، دو سرنوشت را در برابر هم قرار میدهد: یا تن به جانان میرسد یا جان از تن بیرون میرود. در هر دو صورت، عشق و طلب تا پایان ادامه دارد. این بیت تصویری از ارادهای است که در برابر دشواری تسلیم نمیشود.
در بیت دوم، حافظ شدت عشق را از زندگی فراتر میبرد. حتی پس از مرگ، آتش درونی او خاموش نشده است و اگر قبرش را بگشایند، دود این آتش از کفن برخواهد آمد. این تصویر اغراق شاعرانهای است برای نشان دادن اینکه عشق حقیقی در وجود عاشق چنان ریشه دوانده که مرگ جسمانی نیز نمیتواند اثر آن را از میان ببرد.
در بیت سوم، شاعر از محبوب میخواهد رخ بنماید تا خلقی شیفته و حیران شوند و لب بگشاید تا فریاد از مرد و زن برخیزد. زیبایی و سخن محبوب در اینجا چنان قدرتی دارد که واکنش دیگران را نیز دگرگون میکند. این بیت علاوه بر معنای عاشقانه، میتواند در خوانش عرفانی تصویری از جلوه محبوب ازلی باشد که با ظهور خود اهل دل را مبهوت میکند.
در بیت چهارم، حافظ از وضعیت خود سخن میگوید: جان به لب رسیده و حسرت در دل مانده است، زیرا هنوز از لبان محبوب کامی نگرفته است. این حسرت در بیت پنجم شدیدتر میشود. دهان محبوب برای عاشق نماد نهایت مطلوب و شیرینی وصال است، اما او خود را مانند تنگدستی میبیند که نمیداند چه زمانی از آن نصیبی خواهد برد. بنابراین دو بیت پایانی پیش از مقطع، اوج فراق و محرومیت را شکل میدهند.
بیت پایانی غزل از فضای شخصی عاشقانه کمی فاصله میگیرد و حافظ را در میان «خیل عشقبازان» قرار میدهد. هرجا نام حافظ در انجمن عاشقان برده شود، از او به نیکی یاد میکنند. این بیت میتواند اشارهای به جایگاه شاعر در میان اهل عشق داشته باشد و در عین حال نشان دهد که تجربه عاشقانه حافظ تنها تجربه فردی نیست؛ او سخنگوی جمعی از عشاق است که زبان مشترکشان طلب، حسرت و عشق است.
بیت برجسته غزل
دست از طلب ندارم تا کامِ من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید
بیت 1 با تصویر «طلب بیامان» هسته عملی پیام را روشن میکند: عاشق پایداری را تا مرز جان تصویر میکند؛ اغراق عاشقانه شدت آرزو را میرساند، نه دستور به آسیبزدن به خویش.
تعبیر این غزل برای نیتهای مختلف
موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.
تعبیر عاشقانه
در زمینه عشق، این غزل یکی از آشکارترین تصاویر عشق سوزان و حسرت وصال را ارائه میدهد. اگر شخصی در ذهن شماست، ممکن است احساس شما نسبت به او بسیار عمیق باشد و مدت زیادی درگیر فکر و خیال او بوده باشید.
حافظ از عشقی سخن میگوید که حاضر است برای رسیدن به محبوب تا آخرین توان خود پیش برود. اما نکته مهم این است که شاعر هنوز از وصال کامل بهرهمند نشده و حسرت «کامی نگرفته» در دل او باقی مانده است. بنابراین برای نیت عاشقانه، غزل میتواند نشاندهنده علاقه شدید همراه با فاصله یا دستنیافتن کامل به خواسته باشد.
اگر در رابطهای هستید، این شعر توصیه میکند عشق را با صبر و وفاداری همراه کنید، اما اجازه ندهید حسرت و انتظار تمام زندگی شما را تحت تأثیر قرار دهد. اگر هنوز رابطهای شکل نگرفته، بهتر است در کنار احساس خود، نشانههای واقعی علاقه و تمایل طرف مقابل را نیز در نظر بگیرید.
تعبیر گشایش
گشایش کلی: در فضای این غزل، «پایداری در طلب محبوب، آتش اشتیاق و فاصله میان آرزو و دستیافتن» را در نظر بگیر. گشایش در تعبیر ادبی بیشتر از تغییر نگاه و اقدام معقول آغاز میشود. بیت 6 با تصویر «نام نیک در انجمن» یادآوری میکند: در پایان، ماندگاری نام حافظ با یاد خیر در جمع عاشقان پیوند میخورد؛ اثر عشق از حسرت فردی به خاطره جمعی میرسد. بنابراین خواسته اصلی خود را روشن کن و در پیگیری آن هم پایداری داشته باش و هم مرزهای سالم را رعایت کن.
تعبیر کار و آینده شغلی
در زمینه کار، این غزل میتواند نشانه اراده قوی برای رسیدن به یک هدف شغلی باشد. اگر برای موقعیتی خاص، پروژهای مهم یا پیشرفت حرفهای تلاش میکنید، بیت نخست روحیه تسلیم نشدن را تقویت میکند.
با این حال، پایداری زمانی نتیجهبخشتر است که همراه با اصلاح روش باشد. اگر بارها تلاش کردهاید و نتیجه نگرفتهاید، شاید لازم باشد مسیر، مهارتها یا شیوه ارتباط خود را تغییر دهید، نه اینکه فقط فشار بیشتری به خود وارد کنید.
آتش درون در این غزل میتواند نماد انگیزهای باشد که شما را جلو میبرد. از این انرژی استفاده کنید، اما مراقب فرسودگی باشید. هدف شغلی مهم است، ولی نباید تمام ارزش و آرامش شما فقط به رسیدن به یک جایگاه وابسته شود.
تعبیر دوراهی و تصمیم
دوراهی: در فضای این غزل، «پایداری در طلب محبوب، آتش اشتیاق و فاصله میان آرزو و دستیافتن» را در نظر بگیر. معیارهای انتخاب را بنویس و میان خواسته فوری و پیامد درازمدت فرق بگذار. بیت 6 با تصویر «نام نیک در انجمن» یادآوری میکند: در پایان، ماندگاری نام حافظ با یاد خیر در جمع عاشقان پیوند میخورد؛ اثر عشق از حسرت فردی به خاطره جمعی میرسد. بنابراین خواسته اصلی خود را روشن کن و در پیگیری آن هم پایداری داشته باش و هم مرزهای سالم را رعایت کن.
پرسشهای رایج درباره این غزل
پیام اصلی غزل شماره ۲۳۳ حافظ چیست؟
پیام اصلی غزل پایداری در طلب و نرفتن از خواستهای است که از دل برخاسته است. حافظ عشق و رسیدن به جانان را آنقدر مهم میداند که حاضر نیست تا رسیدن به مطلوب از جستوجو دست بکشد.
این غزل برای نیت عاشقانه چه مفهومی دارد؟
در نیت عاشقانه، غزل نشاندهنده عشق عمیق، دلتنگی و حسرت وصال است. اگر شخصی در ذهن شماست، ممکن است احساس شما نسبت به او بسیار قوی باشد؛ اما شعر بیشتر شدت طلب عاشق را بیان میکند و به تنهایی نمیتواند علاقه یا تصمیم طرف مقابل را قطعی نشان دهد.
آیا غزل ۲۳۳ نشانه وصال است؟
غزل وصال را به عنوان خواسته اصلی عاشق مطرح میکند، اما نتیجه قطعی آن را اعلام نمیکند. مضمون شعر بیشتر بر تلاش، طلب و حسرت رسیدن تأکید دارد. بنابراین میتواند امید به رسیدن را تقویت کند، اما تضمینکننده وصال نیست.
منظور از آتش درون و دود از کفن چیست؟
این تصویر اغراق شاعرانهای برای نشان دادن شدت و ماندگاری عشق است. حافظ میگوید آتش عشق چنان در وجود او ریشه دارد که حتی پس از مرگ نیز خاموش نمیشود و اثر آن همچنان باقی خواهد ماند.
غزل شماره ۲۳۳ برای کسی که مدت زیادی در انتظار است چه پیامی دارد؟
پیام آن حفظ پایداری در کنار بازبینی مسیر است. اگر خواستهای ارزشمند دارید و راه منطقی برای رسیدن به آن وجود دارد، میتوانید تلاش را ادامه دهید؛ اما نباید انتظار و حسرت را جایگزین زندگی کنید یا آرامش خود را کاملاً به نتیجه یک خواسته وابسته سازید.
بیشتر درباره پیام این غزل
درس زندگی از این غزل
درس اصلی این غزل آن است که پایداری در طلب محبوب، آتش اشتیاق و فاصله میان آرزو و دستیافتن را نه شعاری کلی، بلکه تجربهای پیچیده ببینیم.
از بیت 1 میآموزیم: عاشق پایداری را تا مرز جان تصویر میکند؛ اغراق عاشقانه شدت آرزو را میرساند، نه دستور به آسیبزدن به خویش. تصویر «طلب بیامان» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 2 میآموزیم: دود برخاسته از کفن تصویری ناممکن و شاعرانه از ماندگاری شوق است؛ غزل از خاموشنشدن یاد محبوب میگوید. تصویر «آتش درون پس از مرگ» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 3 میآموزیم: شاعر جلوه محبوب را چنان فراگیر میبیند که دیدارش حیرت و سخنش فریاد جمعی برمیانگیزد؛ زیبایی از تجربه فردی فراتر میرود. تصویر «رخ و لب محبوب» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 4 میآموزیم: فاصله میان میل و وصال جان عاشق را به لب میرساند؛ این بیت دردِ ناکامی را بیپرده نشان میدهد. تصویر «حسرت کامی نیافته» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 5 میآموزیم: شاعر خویش را نیازمندی میبیند که دسترسی به خواسته ندارد؛ بازی میان دهان و تنگدستی، نابرابری موقعیت را برجسته میکند. تصویر «تنگدستی عاشق» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
از بیت 6 میآموزیم: در پایان، ماندگاری نام حافظ با یاد خیر در جمع عاشقان پیوند میخورد؛ اثر عشق از حسرت فردی به خاطره جمعی میرسد. تصویر «نام نیک در انجمن» این تجربه را از دیگر بیتها متمایز میکند.
در زندگی امروز، میان نیت خوب و نتیجه مطلوب فاصلهای است که با گفتوگو، بررسی و عمل سنجیده پیموده میشود. خواسته اصلی خود را روشن کن و در پیگیری آن هم پایداری داشته باش و هم مرزهای سالم را رعایت کن.
پیام کامل حافظ
ای صاحب نیت، در غزل 233 حافظ با زبانی پرشور، بیقرار و استوار تو را به دیدنِ «پایداری در طلب محبوب، آتش اشتیاق و فاصله میان آرزو و دستیافتن» فرامیخواند. نخست باید معنای ابیات را در پیوند با یکدیگر شنید، سپس آن را آینهای برای پرسشهای امروز کرد.
1. طلب بیامان: عاشق پایداری را تا مرز جان تصویر میکند؛ اغراق عاشقانه شدت آرزو را میرساند، نه دستور به آسیبزدن به خویش. در این بیت، عبارت «دست از طلب ندارم تا کامِ من برآید / یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
2. آتش درون پس از مرگ: دود برخاسته از کفن تصویری ناممکن و شاعرانه از ماندگاری شوق است؛ غزل از خاموشنشدن یاد محبوب میگوید. در این بیت، عبارت «بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر / کز آتش درونم دود از کفن برآید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
3. رخ و لب محبوب: شاعر جلوه محبوب را چنان فراگیر میبیند که دیدارش حیرت و سخنش فریاد جمعی برمیانگیزد؛ زیبایی از تجربه فردی فراتر میرود. در این بیت، عبارت «بنمای رخ که خَلقی والِه شَوَند و حیران / بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
4. حسرت کامی نیافته: فاصله میان میل و وصال جان عاشق را به لب میرساند؛ این بیت دردِ ناکامی را بیپرده نشان میدهد. در این بیت، عبارت «جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش / نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
5. تنگدستی عاشق: شاعر خویش را نیازمندی میبیند که دسترسی به خواسته ندارد؛ بازی میان دهان و تنگدستی، نابرابری موقعیت را برجسته میکند. در این بیت، عبارت «از حسرتِ دهانش آمد به تنگ جانم / خود کامِ تنگدستان کی زان دهن برآید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
6. نام نیک در انجمن: در پایان، ماندگاری نام حافظ با یاد خیر در جمع عاشقان پیوند میخورد؛ اثر عشق از حسرت فردی به خاطره جمعی میرسد. در این بیت، عبارت «گویند ذکرِ خیرش در خیلِ عشقبازان / هر جا که نامِ حافظ در انجمن برآید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان میدهد.
سخن پایانی این است: خواسته اصلی خود را روشن کن و در پیگیری آن هم پایداری داشته باش و هم مرزهای سالم را رعایت کن. شدت اشتیاق را دلیل قطعی بر رضایت یا بازگشت دیگری ندان.
تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهامبخش از غزل است؛ برای تصمیمهای مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.