✦ دیوان حافظ شیرازی ✦

غزل 231 حافظ؛ گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید

متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن

موضوع اصلی: گفت‌وگوی عاشق و معشوق، وعده پایان غم و زمان‌مندی آشتی
کارت تصویری دو بیت نخست غزل شماره 231 حافظ و خلاصه تعبیر این غزل
دو بیت آغازین و خلاصه تعبیر غزل شماره 231 حافظ

متن غزل شماره 231 حافظ

پخش صوت غزل برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید

خلاصه تعبیر این غزل

این غزل درباره گفت‌وگوی عاشق و معشوق، وعده پایان غم و زمان‌مندی آشتی است. لحن آن گفت‌وگومحور، بازیگوش و امیدوار با احتیاط است. پیام کلی برای صاحب نیت آن است که تصویرهای شاعرانه را با واقعیت زندگی خود بسنجد و در برابر تجربه، هم احساس و هم مسئولیت را جدی بگیرد. بیت 1: وعده پایان غم و اگر. محبوب پایان غم را نوید می‌دهد اما به درخواست وصال پاسخ مشروط می‌دهد؛ امید با قطعیت یکسان نیست. شاهد: «گفتم غمِ تو دارم گفتا غمَت سرآید / گفتم که ماهِ من شو گفتا اگر برآید» بیت 2: وفا و پاسخ طنازانه. عاشق وفاداری می‌خواهد و محبوب با طنز به کمیابی آن نزد زیبارویان اشاره می‌کند. شاهد: «گفتم ز مِهروَرزان رسمِ وفا بیاموز / گفتا ز خوب‌رویان این کار کمتر آید» بیت 3: خیال شب‌رو. بستن چشم راه خیال را نمی‌بندد؛ تصویر شب‌رو نشان می‌دهد خاطره از مسیرهای نادیده بازمی‌گردد. شاهد: «گفتم که بر خیالت راهِ نظر ببندم / گفتا که شب‌رو است او از راهِ دیگر آید» بیت 4: گمراهی که رهبر می‌شود. آنچه عاشق آن را گمراه‌کننده می‌داند می‌تواند با شناخت درست راهنما شود؛ تناقضی ظریف در پاسخ محبوب است. شاهد: «گفتم که بویِ زلفت گمراهِ عالَمَم کرد / گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید» بیت 5: نسیم کوی دلبر. محبوب نسیم برخاسته از کوی یار را بر باد صبح ترجیح می‌دهد؛ جهت وزیدن باد به اندازه لطافتش مهم می‌شود. شاهد: «گفتم خوشا هوایی کز بادِ صبح خیزد / گفتا خُنُک نسیمی کز کویِ دلبر آید» بیت 6: آرزو و بندگی. عاشق از عطش وصال می‌گوید و محبوب او را به صبر و وفاداری در عمل فرامی‌خواند. شاهد: «گفتم که نوشِ لَعلَت ما را به آرزو کشت / گفتا تو بندگی کن کاو بنده‌پرور آید» بیت 7: راز زمان آشتی. پاسخ محبوب زمان آشتی را پنهان می‌گذارد؛ امکان صلح هست اما تاریخ و تعهدی روشن ارائه نمی‌شود. شاهد: «گفتم دلِ رحیمت کِی عزمِ صلح دارد؟ / گفتا مگوی با کس تا وقتِ آن درآید» بیت 8: پایان‌پذیری شادی و غم. همان‌طور که شادی گذشته است، غم نیز ماندنی نیست؛ مقطع تعادل و امید را به گفت‌وگو بازمی‌گرداند. شاهد: «گفتم زمانِ عِشرَت دیدی که چون سر آمد؟ / گفتا خموش حافظ کـاین غصّه هم سر آید» برای نیت تو، شاهد برجسته بیت 8 است: «گفتم زمانِ عِشرَت دیدی که چون سر آمد؟ / گفتا خموش حافظ کـاین غصّه هم سر آید». از این شاهد می‌توان دعوتی به تأمل گرفت، نه خبری قطعی از آینده. اگر منتظر آشتی یا پاسخ هستی، خواسته‌ات را روشن بیان کن و برای طرف مقابل فرصت پاسخ آزادانه بگذار. وعده مبهم را تعهد قطعی تلقی نکن و از فشار آوردن برای تعیین زمان آشتی بپرهیز.

تعبیر فال حافظ غزل 231

این فال بیشتر از هر چیز درباره صبر در برابر یک دوره دشوار و امید به پایان آن سخن می‌گوید. اگر مدتی است با نگرانی، دوری یا بلاتکلیفی روبه‌رو هستید، مضمون غزل یادآوری می‌کند که وضعیت فعلی الزاماً همیشگی نیست و ممکن است با تغییر شرایط، راه تازه‌ای باز شود. حافظ در این غزل بارها از محبوب پاسخ‌هایی می‌گیرد که زمان را مهم می‌دانند. نه همه چیز فوراً اتفاق می‌افتد و نه هر خواسته‌ای با اصرار بیشتر به نتیجه می‌رسد. گاهی لازم است انسان کاری را که در توان اوست انجام دهد و سپس منتظر فراهم شدن شرایط مناسب بماند. اگر نیتی دارید، این غزل توصیه می‌کند امید را حفظ کنید اما شتاب نکنید. چیزی که اکنون موجب غم یا سردرگمی شماست، ممکن است بعدها معنای متفاوتی پیدا کند. بهتر است در این دوره از تصمیم‌های احساسی و واکنش‌های عجولانه فاصله بگیرید و به زمان فرصت بدهید.

معنی و مفهوم غزل

غزل شماره ۲۳۱ یکی از گفت‌وگومحورترین غزل‌های حافظ است و تمام ابیات آن بر گفت‌وگوی عاشق و معشوق بنا شده است. عاشق پرسش و شکایت خود را مطرح می‌کند و معشوق با پاسخی کوتاه، گاه امیدوارکننده و گاه همراه با ناز، پاسخ می‌دهد. در بیت نخست، حافظ از غم عشق سخن می‌گوید و پاسخ می‌شنود که این غم سرانجام خواهد یافت. سپس از معشوق می‌خواهد ماه زندگی او شود، اما پاسخ «اگر برآید» نشان می‌دهد که وصال هنوز قطعی و فوری نیست و به فراهم شدن شرایط وابسته است. در بیت دوم، حافظ از محبوب می‌خواهد رسم وفاداری را از مهربانان بیاموزد، اما معشوق با لحنی طعنه‌آمیز می‌گوید این کار از خوب‌رویان کمتر برمی‌آید. این بیت تصویری از ناز و بی‌وفایی عاشقانه ارائه می‌کند و نشان می‌دهد که عاشق نباید انتظار داشته باشد محبوب دقیقاً مطابق خواسته او رفتار کند. بیت سوم از خیال محبوب سخن می‌گوید. حافظ تصمیم دارد راه نگاه را ببندد تا شاید خیال یار را نیز از خود دور کند، اما پاسخ معشوق بسیار ظریف است: خیال او مانند شب‌رویی است که از راه دیگری وارد می‌شود. معنای این تصویر آن است که عشق و خیال را نمی‌توان با تصمیم ساده از ذهن بیرون کرد. هرچه عاشق بخواهد راهی را ببندد، خاطره و خیال از راه دیگری بازمی‌گردد. در بیت چهارم، بوی زلف محبوب که حافظ را گمراه کرده است، در پاسخ معشوق تبدیل به وسیله هدایت می‌شود. این تغییر معنایی از زیباترین نکات غزل است. چیزی که در نگاه نخست عامل سرگردانی است، اگر درست شناخته شود، می‌تواند راهنما باشد. در خوانش عرفانی، زلف می‌تواند نماد جلوه‌ها و نشانه‌هایی باشد که طالب را از ظاهر به سوی حقیقت هدایت می‌کنند. سپس حافظ نسیم صبح را می‌ستاید، اما معشوق می‌گوید خوشا نسیمی که از کوی دلبر بیاید. ارزش نسیم نه صرفاً در لطافت طبیعی آن، بلکه در نسبتی است که با محبوب دارد. پس از آن، حافظ از شیرینی لب یار و حسرت بوسه سخن می‌گوید و پاسخ می‌شنود که راه درست، بندگی و وفاداری است و محبوب خود بنده‌پرور است. در بیت هفتم، موضوع آشتی مطرح می‌شود. حافظ از دل رحیم محبوب می‌پرسد که چه زمانی قصد صلح دارد و پاسخ می‌گیرد که این موضوع را به کسی نگو تا زمان آن فرا برسد. در پایان نیز حافظ از پایان یافتن دوران شادی شکایت می‌کند و معشوق او را به سکوت دعوت می‌کند، زیرا این غصه نیز روزی سر خواهد آمد. بنابراین معنای کلی شعر از ابتدا تا پایان حول انتظار، عشق، صبر، امید به آشتی و اطمینان از گذشتن دوران سخت می‌چرخد.

پیام حافظ به زبان ساده

«پایان‌پذیری شادی و غم؛ همان‌طور که شادی گذشته است، غم نیز ماندنی نیست؛ مقطع تعادل و امید را به گفت‌وگو بازمی‌گرداند.»
به زبان ساده، از تجربه‌های زندگی درس بگیر، شتاب‌زده داوری نکن و بدان که همان‌طور که شادی گذشته است، غم نیز ماندنی نیست؛ مقطع تعادل و امید را به گفت‌وگو بازمی‌گرداند. اگر منتظر آشتی یا پاسخ هستی، خواسته‌ات را روشن بیان کن و برای طرف مقابل فرصت پاسخ آزادانه بگذار.

بیت برجسته غزل

تعبیر این غزل برای نیت‌های مختلف

موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.

تعبیر عاشقانه
در زمینه عشق، این غزل بسیار مستقیم با دوری، انتظار و امید به آشتی ارتباط دارد. عاشق بارها از محبوب درخواست محبت و نزدیکی می‌کند و محبوب نیز اگرچه پاسخ فوری نمی‌دهد، اما در چند مورد سخنانی می‌گوید که در آنها امکان آینده‌ای بهتر وجود دارد. اگر شخصی در ذهن شماست و میان شما فاصله یا دلخوری ایجاد شده، بیت مربوط به «دل رحیم» و زمان صلح اهمیت زیادی دارد. پاسخ محبوب این است که زمان آشتی هنوز فرا نرسیده و بهتر است این موضوع را بی‌جهت برای دیگران بازگو نکنید. این مضمون می‌تواند نشانه آن باشد که فشار آوردن یا آشکار کردن بیش از اندازه احساسات، کمکی به رابطه نمی‌کند. اگر رابطه‌ای برقرار است، غزل توصیه می‌کند صبر و اعتماد را با گفت‌وگوی درست همراه کنید. اگر هنوز رابطه شکل نگرفته، علاقه را با عجله برای گرفتن پاسخ قطعی اشتباه نگیرید. در این غزل عشق با انتظار و زمان مناسب پیوند خورده است.
تعبیر گشایش
گشایش کلی: در فضای این غزل، «گفت‌وگوی عاشق و معشوق، وعده پایان غم و زمان‌مندی آشتی» را در نظر بگیر. گشایش در تعبیر ادبی بیشتر از تغییر نگاه و اقدام معقول آغاز می‌شود. بیت 8 با تصویر «پایان‌پذیری شادی و غم» یادآوری می‌کند: همان‌طور که شادی گذشته است، غم نیز ماندنی نیست؛ مقطع تعادل و امید را به گفت‌وگو بازمی‌گرداند. بنابراین اگر منتظر آشتی یا پاسخ هستی، خواسته‌ات را روشن بیان کن و برای طرف مقابل فرصت پاسخ آزادانه بگذار.
تعبیر کار و آینده شغلی
در زمینه کار، این غزل می‌تواند به دوره‌ای از انتظار، تأخیر یا بلاتکلیفی اشاره داشته باشد. شاید برای یک موقعیت شغلی، نتیجه یک درخواست، ارتقا یا شروع پروژه‌ای منتظر پاسخ هستید و هنوز شرایط نهایی نشده است. مضمون غزل توصیه می‌کند که تأخیر را فوراً شکست تلقی نکنید. همان‌گونه که معشوق در پاسخ‌های خود بارها به زمان مناسب اشاره می‌کند، ممکن است بعضی گشایش‌های کاری نیز به فراهم شدن شرایط وابسته باشند. از سوی دیگر، اگر احساس می‌کنید مسیر فعلی شما را سردرگم کرده است، بیت مربوط به بوی زلف می‌تواند الهام‌بخش باشد: ممکن است تجربه‌ای که ابتدا مانع یا عامل سردرگمی به نظر می‌رسد، در ادامه شما را به شناخت بهتر مسیر شغلی هدایت کند. در این دوره بهتر است صبر را با یادگیری و آماده شدن برای فرصت بعدی همراه کنید.
تعبیر دوراهی و تصمیم
دوراهی: در فضای این غزل، «گفت‌وگوی عاشق و معشوق، وعده پایان غم و زمان‌مندی آشتی» را در نظر بگیر. معیارهای انتخاب را بنویس و میان خواسته فوری و پیامد درازمدت فرق بگذار. بیت 4 با تصویر «گمراهی که رهبر می‌شود» یادآوری می‌کند: آنچه عاشق آن را گمراه‌کننده می‌داند می‌تواند با شناخت درست راهنما شود؛ تناقضی ظریف در پاسخ محبوب است. بنابراین اگر منتظر آشتی یا پاسخ هستی، خواسته‌ات را روشن بیان کن و برای طرف مقابل فرصت پاسخ آزادانه بگذار.

قدم بعدی پس از خواندن فال

اگر منتظر آشتی یا پاسخ هستی، خواسته‌ات را روشن بیان کن و برای طرف مقابل فرصت پاسخ آزادانه بگذار.

پرسش‌های رایج درباره این غزل

پیام اصلی غزل شماره ۲۳۱ حافظ چیست؟
پیام اصلی غزل صبر در برابر غم و انتظار برای رسیدن زمان مناسب است. حافظ در گفت‌وگو با محبوب بارها با پاسخ‌هایی روبه‌رو می‌شود که نشان می‌دهند شرایط فعلی همیشگی نیست و غم نیز سرانجام پایان خواهد یافت.
این غزل برای نیت عاشقانه چه مفهومی دارد؟
برای نیت عاشقانه، غزل نشانه عشق، دلتنگی و امید به آشتی یا نزدیک شدن است، اما نتیجه را فوری و قطعی نمی‌داند. اگر میان دو نفر فاصله یا دلخوری وجود دارد، مضمون شعر بیشتر به صبر و فراهم شدن زمان مناسب اشاره می‌کند.
آیا غزل ۲۳۱ نشانه آشتی است؟
بیت مربوط به دل رحیم محبوب با مفهوم آشتی ارتباط مستقیمی دارد و پاسخ معشوق نشان می‌دهد که صلح را کاملاً منتفی نمی‌داند، بلکه آن را به زمان مناسب موکول می‌کند. بنابراین می‌تواند نشانه امید به آشتی باشد، نه تضمین قطعی آن.
منظور از اینکه بوی زلف محبوب رهبر می‌شود چیست؟
حافظ ابتدا بوی زلف را عامل گمراهی می‌داند، اما معشوق می‌گوید اگر درست نگاه کنی، همان بو می‌تواند راهنما باشد. مفهوم آن این است که چیزی که اکنون موجب سردرگمی به نظر می‌رسد، ممکن است با شناخت بیشتر به نشانه‌ای برای پیدا کردن مسیر درست تبدیل شود.
مهم‌ترین درس غزل شماره ۲۳۱ برای کسی که در انتظار است چیست؟
مهم‌ترین درس غزل این است که هر مسئله‌ای زمان مناسب خود را دارد. باید آنچه در اختیار ماست با آرامش انجام دهیم، اما برای نتیجه‌ای که به شرایط و زمان وابسته است، از عجله و ناامیدی دور بمانیم و بدانیم که دوران غم می‌تواند پایان داشته باشد.

بیشتر درباره پیام این غزل

درس زندگی از این غزل
درس اصلی این غزل آن است که گفت‌وگوی عاشق و معشوق، وعده پایان غم و زمان‌مندی آشتی را نه شعاری کلی، بلکه تجربه‌ای پیچیده ببینیم. از بیت 1 می‌آموزیم: محبوب پایان غم را نوید می‌دهد اما به درخواست وصال پاسخ مشروط می‌دهد؛ امید با قطعیت یکسان نیست. تصویر «وعده پایان غم و اگر» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. از بیت 2 می‌آموزیم: عاشق وفاداری می‌خواهد و محبوب با طنز به کمیابی آن نزد زیبارویان اشاره می‌کند. تصویر «وفا و پاسخ طنازانه» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. از بیت 3 می‌آموزیم: بستن چشم راه خیال را نمی‌بندد؛ تصویر شب‌رو نشان می‌دهد خاطره از مسیرهای نادیده بازمی‌گردد. تصویر «خیال شب‌رو» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. از بیت 4 می‌آموزیم: آنچه عاشق آن را گمراه‌کننده می‌داند می‌تواند با شناخت درست راهنما شود؛ تناقضی ظریف در پاسخ محبوب است. تصویر «گمراهی که رهبر می‌شود» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. از بیت 5 می‌آموزیم: محبوب نسیم برخاسته از کوی یار را بر باد صبح ترجیح می‌دهد؛ جهت وزیدن باد به اندازه لطافتش مهم می‌شود. تصویر «نسیم کوی دلبر» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. از بیت 6 می‌آموزیم: عاشق از عطش وصال می‌گوید و محبوب او را به صبر و وفاداری در عمل فرامی‌خواند. تصویر «آرزو و بندگی» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. از بیت 7 می‌آموزیم: پاسخ محبوب زمان آشتی را پنهان می‌گذارد؛ امکان صلح هست اما تاریخ و تعهدی روشن ارائه نمی‌شود. تصویر «راز زمان آشتی» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. از بیت 8 می‌آموزیم: همان‌طور که شادی گذشته است، غم نیز ماندنی نیست؛ مقطع تعادل و امید را به گفت‌وگو بازمی‌گرداند. تصویر «پایان‌پذیری شادی و غم» این تجربه را از دیگر بیت‌ها متمایز می‌کند. در زندگی امروز، میان نیت خوب و نتیجه مطلوب فاصله‌ای است که با گفت‌وگو، بررسی و عمل سنجیده پیموده می‌شود. اگر منتظر آشتی یا پاسخ هستی، خواسته‌ات را روشن بیان کن و برای طرف مقابل فرصت پاسخ آزادانه بگذار.
پیام کامل حافظ
ای صاحب نیت، در غزل 231 حافظ با زبانی گفت‌وگومحور، بازیگوش و امیدوار با احتیاط تو را به دیدنِ «گفت‌وگوی عاشق و معشوق، وعده پایان غم و زمان‌مندی آشتی» فرامی‌خواند. نخست باید معنای ابیات را در پیوند با یکدیگر شنید، سپس آن را آینه‌ای برای پرسش‌های امروز کرد. 1. وعده پایان غم و اگر: محبوب پایان غم را نوید می‌دهد اما به درخواست وصال پاسخ مشروط می‌دهد؛ امید با قطعیت یکسان نیست. در این بیت، عبارت «گفتم غمِ تو دارم گفتا غمَت سرآید / گفتم که ماهِ من شو گفتا اگر برآید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. 2. وفا و پاسخ طنازانه: عاشق وفاداری می‌خواهد و محبوب با طنز به کمیابی آن نزد زیبارویان اشاره می‌کند. در این بیت، عبارت «گفتم ز مِهروَرزان رسمِ وفا بیاموز / گفتا ز خوب‌رویان این کار کمتر آید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. 3. خیال شب‌رو: بستن چشم راه خیال را نمی‌بندد؛ تصویر شب‌رو نشان می‌دهد خاطره از مسیرهای نادیده بازمی‌گردد. در این بیت، عبارت «گفتم که بر خیالت راهِ نظر ببندم / گفتا که شب‌رو است او از راهِ دیگر آید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. 4. گمراهی که رهبر می‌شود: آنچه عاشق آن را گمراه‌کننده می‌داند می‌تواند با شناخت درست راهنما شود؛ تناقضی ظریف در پاسخ محبوب است. در این بیت، عبارت «گفتم که بویِ زلفت گمراهِ عالَمَم کرد / گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. 5. نسیم کوی دلبر: محبوب نسیم برخاسته از کوی یار را بر باد صبح ترجیح می‌دهد؛ جهت وزیدن باد به اندازه لطافتش مهم می‌شود. در این بیت، عبارت «گفتم خوشا هوایی کز بادِ صبح خیزد / گفتا خُنُک نسیمی کز کویِ دلبر آید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. 6. آرزو و بندگی: عاشق از عطش وصال می‌گوید و محبوب او را به صبر و وفاداری در عمل فرامی‌خواند. در این بیت، عبارت «گفتم که نوشِ لَعلَت ما را به آرزو کشت / گفتا تو بندگی کن کاو بنده‌پرور آید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. 7. راز زمان آشتی: پاسخ محبوب زمان آشتی را پنهان می‌گذارد؛ امکان صلح هست اما تاریخ و تعهدی روشن ارائه نمی‌شود. در این بیت، عبارت «گفتم دلِ رحیمت کِی عزمِ صلح دارد؟ / گفتا مگوی با کس تا وقتِ آن درآید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. 8. پایان‌پذیری شادی و غم: همان‌طور که شادی گذشته است، غم نیز ماندنی نیست؛ مقطع تعادل و امید را به گفت‌وگو بازمی‌گرداند. در این بیت، عبارت «گفتم زمانِ عِشرَت دیدی که چون سر آمد؟ / گفتا خموش حافظ کـاین غصّه هم سر آید» راهِ خواندن همین تصویر را نشان می‌دهد. سخن پایانی این است: اگر منتظر آشتی یا پاسخ هستی، خواسته‌ات را روشن بیان کن و برای طرف مقابل فرصت پاسخ آزادانه بگذار. وعده مبهم را تعهد قطعی تلقی نکن و از فشار آوردن برای تعیین زمان آشتی بپرهیز.

تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهام‌بخش از غزل است؛ برای تصمیم‌های مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.